فرهنگ
اگر شما فرهنگ را هدایت نکنید فرهنگ شما را هدایت می کند 
قالب وبلاگ
جستجوی مطالب وبلاگ
نظر سنجی
قرائت کدامیک از قاریان زیر را بیشتر میپسندید(امکان انتخاب بیش از یک گزینه وجود دارد)











محمد عبدالوهاب

محمد عبدالوهاب

محمد عبدالوهاب (1991-1910م)، آهنگساز و موسقیدان مصری، یكی از برجسته‌ترین آهنگسازان قرن بیستم در موسیقی عرب است. آثار او در تمام خاورمیانه و اجتماعات عربی سراسر دنیا، شهرت دارند. موسیقی او تركیبی است از سبكهای موسیقایی مختلف دنیا كه تحسین بسیاری را برانگیخت و بر آهنگسازان عربی كه پس از او آمدند، بسیار تأثیر گذاشت.
عبدالوهاب در شهر قاهرة مصر، به دنیا آمد. هنوز كودك بود كه در تئاترهای شهر خود می‌خواند و بازی می‌كرد. او كه چهره‌ای جذاب و صدایی زیبا داشت، توانست خیلی زود نقش اولهای تئاترهای اصلی شهر خود را به دست آورد. در دهه بیست، در باشگاه موسیقی عربی، موسیقی عرب و در مدرسه برگ‌رون1، موسیقی غرب را آموخت و موسیقی تجاری را خلق و ضبط كرد. او كه عود را بسیار خوب می‌نواخت، در میان نخبگان شهر، از جمله شاعر معروف احمد شوقی، طرفدارانی را پیدا كرد و او بود كه بسیاری از ترانه‌های مشهور عبدالوهاب از جمله «یا جارة الوادی» اوه، همسایه در‌ّه (1928) را سرود.
عبدالوهاب از شوقی، ادبیات، تاریخ عرب، قوانین اجتماعی و شیوه‌های جامعه نخبگان را آموخت و بعدها نام مستعار «خواننده شاهزاده‌ها» را به خود گرفت.
در دهه 30، عبدالوهاب در رادیو برنامه‌هایی را اجرا كرد و در كمپانی صفحه‌پ‍ُركنی بیضافون شریك شد. او همچنین یكی از اولین خوانندگانی بود كه برای فیلمهای سینمایی موسیقی ساخت و سرانجام شركت خود را تشكیل داد و نیز برای فیلمهایی چون «الورد البیضا» (ر‌ُز سفید 1933) و «یحیی الحب» (زنده‌باد عشق 1938). پس از سال 1950 كمتر به خوانندگی و بازیگری پرداخت و به تولید فیلم و ساختن ترانه برای مشهورترین خوانندگان آن روزگار، از جمله عبدالحلیم حافظ و ام‌ّ كلثوم پرداخت. عبدالوهاب در مجموع بیش از 250 ترانه و پنجاه قطعه سازی از جمله «الكارناك» و «النهر الخالد» و «صیت الحبیب» را ساخت.
عبدالوهاب به عنوان آهنگساز انواع موسیقی عرب را با استفاده از سبكهای برگرفته از سمفونیهای اروپایی و ترانه‌های محبوب آمریكایی و موسیقی رقص اسپانیا و آمریكای لاتین، دگرگون كرد. او كه كار با گروههای بزرگ موسیقی را ترجیح می‌داد، از بسیاری از سازهای غربی از جمله كلارینت، ساكسوفون، آكوردئون، ویولن‌سل، گیتار باس، گیتار اسپانیایی و سازهای الكترونیك نیز بهره می‌گرفت. او با اضافه كردن پیش‌درآمدها و اینترنودهای سازی، ترانه‌های سنتی را گسترش داد.
عبدالوهاب با بهره‌گیری از این تكنیكها، توجه بسیاری را به قطعات‌سازی جدید خود جلب كرد، هر چند موسیقی عرب در دوره او تحت سلطه ترانه‌خوانی بود. نمونه‌هایی از آثار سازی او عبارت‌اند از «غریزه» و «بنت البلاد» كه در اوایل دهه پنجاه ساخته شدند.
عبدالوهاب در اجراها بسیار دقیق بود و می‌خواست كه آثارش هر بار دقیقاً به شكلی كه نوشته شده‌اند، اجرا شوند. در فرهنگی كه برای بداهه‌سازی و بداهه‌نوازی ارزش ویژه‌ای قائل است، عبدالوهاب به عنوان كسی كه آثارش را با دق‍ّت ن‍ُت‌نویسی می‌كرد و حتی قطعاتی را كه قرار بود به شكل بداهه اجرا شوند، تعیین می‌كرد، روش جدیدی را ابداع كرد. او در طول زندگی به خاطر موفقیتهای بزرگی كه در زمینه موسیقی به دست آورد و همچنین برای اعمال نیكوكارانه خود، جوایز بی‌شماری را دریافت كرد، از جمله جایزه دولتی هنر و نیز جوایزی از كشورهای اردن، لبنان، لیبی، مراكش، عم‍ّان، سوریه و تونس.

نوشته پروین قائمی در مجله سوره مهر




طبقه بندی: شخصیت ها،
[ شنبه 29 فروردین 1388 ] [ 11:59 ق.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

از میان مقولاتی مانند فرهنگ، امنیت، اقتصاد و سیاست، کدامیک اولویت دارد؟ برای جامعه ای که قرار است با نظام حکومتی دینی اداره شود بسیار مهم است. این پاسخ است که می تواند نقشه راه را برای هر حکومتی ترسیم کند و البته برای یک نظام اسلامی نقش و اهمیت بیشتری دارد.
بدون آنکه با بررسی تعاریف گوناگون فرهنگ وقت گذرانی کنیم، مستقیماً به سراغ نقش فرهنگ در زندگی فردی و اجتماعی می رویم. در این وادی، مجموعه بینش ها و کنش ها را می توان فرهنگ نامید، مجموعه ای که بستری می شود برای رشد آگاهی عمومی و التزام عملی آحاد مردم به مقررات اجتماعی.

با این تعریف، راحت می توان گفت فرهنگ برای جامعه همانند خونی است که در رگ های بدن جریان دارد. همانگونه که خون، اندام ها را به تحرک وامی دارد و چگونگی خون در چگونگی کارکرد بدن نقش مستقیم دارد، فرهنگ نیز اندام های جامعه را به تحرک وامیدارد و ضعف و قوت آن در ضعف و قوت اقتصاد، امنیت، سیاست و اخلاق جامعه اثرگذار است. بدین ترتیب، پاسخ سؤال مورد نظر اینست که فرهنگ باید در اولویت باشد.

هدف از آوردن این مقدمه، یادآوری این واقعیت تلخ است که جامعه اسلامی و انقلابی ما علیرغم اینکه از یک نظام حکومتی دینی برخوردار است، متأسفانه هیچگاه برای فرهنگ اولویت قائل نشده و مقوله فرهنگ همواره مورد غفلت بوده است. از صبح پیروزی انقلاب اسلامی، تعابیری مانند "انقلاب ارزش ها" و "انقلاب فرهنگی" از زبان امام و سایر بزرگان در توصیف انقلاب اسلامی شنیده ایم، اما هرگز در عمل برای مقوله "فرهنگ" اولویت قائل نشده ایم. اگر فرهنگ در اولویت قرار گیرد، اقتصادی سالم، امنیتی پایدار و سیاستی مبتنی بر اصول خواهیم داشت. زیرا فرهنگ برای سایر مقولات بسترسازی می کند و راه را برای جریان یافتن سالم آنها هموار می نماید.

شاید در قالب دیگری بتوان یک جامعه با فرهنگ را جامعه ای مقرراتی، قانون گرا و اخلاق مدار معرفی کرد. به عبارت روشن تر، اگر مردم یک جامعه با فرهنگ باشند، در برخوردهای اقتصادی بر مبنای قانون و اخلاق عمل می کنند و مفاسد اخلاقی از آن جامعه رخت برمی بندد، در بخش های امنیت و سیاست نیز همه چیز برمبنای صداقت به پیش خواهد رفت و همواره اخلاق، محور رفتارها خواهد بود. قضاوت نیز از فرهنگ تأثیر می گیرد و در یک جامعه با فرهنگ علاوه بر اینکه قضات، وظیفه قانونی خود را به درستی انجام می دهند، اصولاً خصومت ها کاهش می یابد و حتی خود مردم بدون نیاز به دستگاه قضائی به رفع خصومت اقدام می کنند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، متأسفانه هیچگاه فرهنگ در اولویت نبوده و دولت ها به سایر مقولات بیشتر توجه کردند. بعضی دولت ها به دلیل درگیر بودن با جنگ و بازسازی، فرصت و امکان توجه جدی به فرهنگ را نداشتند و بعضی دیگر به ویژه در سال های اخیر، بداخلاقی را جایگزین اخلاق و فرهنگ کردند و به همین جهت، بی قانونی، مفاسد اقتصادی و تفرقه و بی اعتمادی نسبت به همدیگر در جامعه افزایش یافته است. آنچه از اینها نگران کننده تر است، سوءاستفاده معاندان از فضای پدید آمده است که در قالب های مختلف بی بندوباری، پشت پا زدن به احکام دینی و زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات جلوه گر می شود.

در بررسی عوامل پدید آمدن این وضعیت، علاوه بر اولویت قائل نشدن برای فرهنگ، ضعف سکان داران فرهنگ کشور را نیز باید عامل مهمی دانست. سوگمندانه باید اعتراف نمائیم که متولیان بخش های فرهنگی کشور عموماً از ضعیف ترین ها انتخاب شده اند. شاید دخالت داشتن گرایش های سیاسی و فقدان نگاه اولویت بخشی به فرهنگ از عوامل اصلی گماردن ضعفا بر عرصه فرهنگ باشد. فرهنگ اگر قرار باشد در اولویت قرار بگیرد، باید حداقل دو اقدام جدی صورت بگیرد؛ یکی تخصیص بودجه کافی و دیگری، که مهم تر است، گماردن متولیان قوی.

ضعف متولیان فرهنگ موجب می شود به امتیازخواهان باج و امتیاز بدهند و این اقدام را برای خود یک وجه مثبت به حساب آورند. در بخش هنر نیز متولیان ضعیف، بدون برنامه پیش می روند و هرگز به نقطه مطلوب نمی رسند. در بخش کتاب، یک روز ممیزی را لازم و ضروری می دانند، یک روز آن را رد می کنند و روز دیگر دچار بلاتکلیفی می شوند. جلب همکاران قوی چیزی است که هرگز نمی توان از متولیان ضعیف فرهنگ انتظار داشت. افراد ضعیف، در مقابل کسانی یا مجموعه هائی که می خواهند عوامل خود را به آنها تحمیل کنند منفعل می شوند و قدرت و جسارت "نه" گفتن به آنها را ندارند. اینها بخشی از عوارضی هستند که از ضعف مدیریت های فرهنگی ناشی می شوند و به فرهنگ کشور ضربه می زنند.

تعدد دستگاه هائی که خود را متولی فرهنگ می دانند نیز از مشکلات بخش فرهنگی و از عوامل رکود و گاهی عقبگرد فرهنگی است. فرهنگ در کشور ما فرماندهی واحدی ندارد و همین امر موجب دوباره کاری ها، خنثی کردن کار همدیگر و صرف بودجه های کلان بدون دستاورد قابل توجه می شود. این ضعف، بارها به مسئولان نظام یادآوری شده ولی نه تنها برطرف نگردیده بلکه همچنان شاهد افزوده شدن بر تعداد متولیان فرهنگی هستیم.

رسانه ملی، که رساترین صدا برای اشاعه فرهنگ می تواند باشد، در مواردی نقش خنثی کننده دستاوردهای فرهنگی را ایفا می کند. برخورد متولیان فرهنگی کشور با مطبوعات و سایر رسانه های نوشتاری، چه از نظر مادی و چه از نظر حمایت های معنوی نه تنها ضعیف بلکه بازدارنده است. تبعیض در پرداخت یارانه های قانونی و برخوردهای سیاسی و سلیقه ای با رسانه های مکتوب، زمینه ای برای رشد این رسانه ها باقی نگذاشته است. کوتاهی در انجام وظیفه قانونی که برخورد متولیان فرهنگی با مطبوعات بداخلاق، اتهام پراکن و قانون شکن را مقرر می دارد، یکی دیگر از عوارض ضعف مدیران فرهنگی است که موجب وارد شدن لطمات شدیدی به فرهنگ کشور شده است.

راه حل این مشکلات و آنچه موجب تقویت فرهنگ خواهد شد، عبارتند از تجمیع مراکز متعدد فرهنگی، ایجاد وحدت رویه در برخوردهای فرهنگی، بالا رفتن حساسیت مسئولین نظام نسبت به فرهنگ، اولویت بخشیدن به مقوله فرهنگ به عنوان اصل و پایه سایر مقولات و سپردن بخش فرهنگی به افراد قوی، مستقل و شجاع. اما آیا گوش شنوائی وجود دارد که این مرثیه را بشنود و آیا اراده قاطعی وجود دارد که درصدد نجات دادن فرهنگ از مظلومیت و انزوا باشد؟

برای ارتباط با ما جهت امور قرانی با این شماره تماس حاصل فرمایید:09131266381
سید وحید حسینی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد