تبلیغات
فرهنگ

فرهنگ
اگر شما فرهنگ را هدایت نکنید فرهنگ شما را هدایت می کند 
قالب وبلاگ
جستجوی مطالب وبلاگ
نظر سنجی
قرائت کدامیک از قاریان زیر را بیشتر میپسندید(امکان انتخاب بیش از یک گزینه وجود دارد)











تنبلی از آن مشکلاتی است که همه ما با آن دست به گریبان هستیم و عده ای از ما می‌توانیم بر آن غلبه کنیم. برای همه ما پیش آمده که کارهایمان را از امروز به فردا می‌اندازیم. دلایل زیادی هم می‌توانیم برای این تصمیم بیاوریم؛ از سردرد گرفته تا مشغله‌های روزانه؛ اما این دلایل فقط به یک نقطه ختم می‌شوند؛ تنبلی!

ضرورت استفاده بهینه از وقت

بر اساس فرهنگ دینی، ما حق نداریم حتی لحظه ای از اوقات عمر خود را به بطالت بگذرانیم. ما در برابر لحظه لحظه عمر خود باید پاسخگو باشیم. در روایات آمده است که ما درباره چگونگی گذران عمرمان و چگونگی سپری کردن جوانی مان، باید پاسخگو باشیم. پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید:«در قیامت هیچ کس قدم از قدم برنمی دارد؛ مگر اینکه باید به چهار پرسش پاسخ دهد؛ از جوانی اش که در چه راهی صرفش کرده، از عمرش که در چه چیزی سپری اش نموده، از مالش که از کجا جمع و در چه راهی مصرف کرده است و از محبت ما اهل بیت علیهم السلام».به همین دلیل است که ائمه علیهم السلام نسبت به استفاده از فرصت‌ها، سفارش‌های فراوانی کرده اند و همواره هشدار داده اند که مواظب فرصت‌ها و زمان‌هایی که در اختیارتان است، باشید و این موضوع را یکی از شاخصه‌های دین داری و ایمان دانسته شده اند. امام علی(ع)، یکی از ویژگی‌های مومن را چنین بر می‌شمارد: [مومن] از همه اوقات خود استفاده می‌برد و هیچ زمانی را به بطالت نمی‌گذراند.

خصوصیات افراد تنبل

این افراد از تاخیری که در کارشان داده اند، ناراحت و پشیمان هستند. تنبلی این افراد، با احساس ناخوشایندی همراه است و همچنین احساس پوچی و بی ارزشی می‌کنند. در بیشتر گزارش‌ها به این نکته اشاره شده که افراد یاد شده از نداشتن اعتماد به نفس، شکایت دارند. افراد تنبل در کارشان احساس مسئولیت نمی‌کنند و به تدریج دوستانشان را از دست می‌دهند. احساس مسئولیت نکردن، باعث می‌شود که افراد تنبل به نصایح دوستان، استادان و کسانی که می‌خواهند در این باره به آنان کمک کنند، گوش ندهند و در نتیجه، آنها را از دست می‌دهند.به طور کلی، به تاخیر انداختن کارها از سه ناراحتی زیر سرچشمه می‌گیرد:

احساس خودکم بینی

به طور نسبی هر کس در مواقعی احساس خودکم بینی می‌کند؛ یعنی شخصیت خود را در جایگاهی پایین‌تر از آن چه هست، می‌بیند و از این نظر، دچار ناراحتی می‌شود یا اعتماد به نفس خود را از دست می‌دهد و احساس بی ارزشی می‌کند. گاهی شما به دلایل مختلف، موفق نمی‌شوید که کارتان را به موقع انجام دهید و در نتیجه، احساس شرمندگی می‌کنید. گاهی به خودتان می‌گویید: من آدم بدی هستم؛ چون کارم را به موقع انجام نداده ام. بنابراین، کسی که در ارزش وجود خود شک می‌کند، طبیعی است که آمادگی انجام کار خوب را ندارد.

پایین بودن سطح تحمل

یکی از علل سرخوردگی یا پایین بودن سطح تحمل، افراط است. اگر شما به ایده آل می‌اندیشید، یعنی می‌خواهید هر کاری را به بهترین شکل انجام دهید؛ ولی نمی‌توانید و طبعا ناراضی می‌شوید. نارضایتی، عاملی است که شما را از فعالیت بعدی بازمی دارد و دیگر حاضر نخواهید بود آن کار را ادامه دهید و این وضع در شما ابتدا به صورت بهانه جویی و سرانجام عادت، ظهور خواهد کرد. شما باید بدانید که مقصود از کار، انجام آن به نحو احسن نیست؛ زیرا هر کار خوب و ظاهرا بی ایراد نیز خالی از نقص نخواهد بود؛ پس سختگیر نباشید و به خود اعتماد داشته باشید.

راه‌های جلوگیری از تنبلی

به خود پاداش بدهید: بزرگ ترین نیروی انگیزه بخش در جهان، شور و هیجان و رضایت از کاری است که انجام می‌دهید. اگر احساس کنید که پاداش تلاش خود را می‌گیرید، انگیزه ای برای کار بیشتر به دست می‌آورید؛ اما اگر کاری که می‌کنید، هرگز به قدر کافی خوب نباشد، زندگی، فعالیتی کسل کننده و بی نشاط می‌شود. اشخاص موفق و مقید، اغلب به دلیل کاری که می‌کنند، به خود امتیاز می‌دهند و احساس هیجان دارند.

مثبت فکر کنید: وقتی به کار انجام نشده تان فکر می‌کنید، ناراحت می‌شوید و ترجیح می‌دهید کار دیگری بکنید. علتش این است که به خود پیام‌های منفی می‌دهید و بر اثر آن، خود را گناهکار و شکست خورده می‌بینید. شما می‌توانید راه مقابله با این افکار منفی را بیاموزید؛ تا تحت تاثیر آنها قرار نگیرید. این افکار را یادداشت کنید.علت طفره روی شما از کار، این است که درباره آن به طور غیرمنطقی و غیرواقع بینانه فکر می‌کنید. وقتی از کاری پرهیز می‌کنید، همیشه درباره چیزی خود را فریب می‌دهید.

شجاع باشید: یک عمل شجاعانه، می‌تواند همه ترس‌های شما را از میان ببرد. دیگر به خود نگویید که عملکردتان باید خوب باشد و به خاطر داشته باشید که نفس عمل کردن، بسیار مهم‌تر است.

قدرشناسی از فرصت‌ها: اگر افراد، گذر زمان و فرصت‌های پیش آمده را درک نکنند و به ارزش بی بدیل وقت توجه نکنند، به راحتی آن را از دست می‌دهند؛ به طور مثال، کسب علم و دانش و بالا رفتن از نردبان ترقی، همیشه برای انسان میسر نمی‌شود. پس اگر شخصی فرصت آن را پیدا کند؛ ولی به اهمیت و ارزش واقعی آن آگاه نباشد، ممکن است آن را با تنبلی و بی حالی، از دست بدهد و زمانی حسرت آن را بخورد که هیچ سودی نداشته باشد. فهم و درک ارزش وقت و فرصت‌های به دست آمده، افراد را از تنبلی و اهمال کاری، باز می‌دارد.

تلاش در ایجاد انگیزه: بسیاری از موارد تنبلی و اهمال کاری، به خاطر نداشتن انگیزه کافی است و همین مساله باعث بی حالی و تنبلی شخص در انجام کارها و وظایفش می‌شود. اگر انگیزه کافی در ما وجود نداشته باشد، در انجام وظایف واجب نیز سستی می‌کنیم. بنابراین، بر ما لازم است با توجه به نتایج و ثمراتی که ازانجام کارهایمان به دست می‌آوریم، در خودمان انگیزه ایجاد کنیم.

اولویت‌بندی کارها: اشخاص برای خودشان وظایف گوناگونی را در نظر می‌گیرند. هر کس باید بتواند کارهای با اهمیت‌تر را با اولویت اول، انجام دهد. این تقسیم بندی، شما را مقید خواهد کرد تا به کاری که فوریت بیشتری دارد، بیندیشید و در این مورد اگر به طور جدی در انجام آن تسریع نکنید، اهمال کاری شما در سایر امور نیز تاثیر خواهد گذاشت.

اقدام به کار در حد توان: گاهی انسان به کاری مبادرت می‌کند که از حد توان و طاقت او فراتر است. در این جا شخص با انتخاب غلط، زمینه اهمال کاری خود را فراهم ساخته است. بنابراین، هر کس ابتدا باید توان خویش را در انجام کارها برآورد کند و بعد کاری مناسب با توانش بپذیرد.




طبقه بندی: اخلاق،
[ یکشنبه 26 دی 1395 ] [ 12:57 ق.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

از میان مقولاتی مانند فرهنگ، امنیت، اقتصاد و سیاست، کدامیک اولویت دارد؟ برای جامعه ای که قرار است با نظام حکومتی دینی اداره شود بسیار مهم است. این پاسخ است که می تواند نقشه راه را برای هر حکومتی ترسیم کند و البته برای یک نظام اسلامی نقش و اهمیت بیشتری دارد.
بدون آنکه با بررسی تعاریف گوناگون فرهنگ وقت گذرانی کنیم، مستقیماً به سراغ نقش فرهنگ در زندگی فردی و اجتماعی می رویم. در این وادی، مجموعه بینش ها و کنش ها را می توان فرهنگ نامید، مجموعه ای که بستری می شود برای رشد آگاهی عمومی و التزام عملی آحاد مردم به مقررات اجتماعی.

با این تعریف، راحت می توان گفت فرهنگ برای جامعه همانند خونی است که در رگ های بدن جریان دارد. همانگونه که خون، اندام ها را به تحرک وامی دارد و چگونگی خون در چگونگی کارکرد بدن نقش مستقیم دارد، فرهنگ نیز اندام های جامعه را به تحرک وامیدارد و ضعف و قوت آن در ضعف و قوت اقتصاد، امنیت، سیاست و اخلاق جامعه اثرگذار است. بدین ترتیب، پاسخ سؤال مورد نظر اینست که فرهنگ باید در اولویت باشد.

هدف از آوردن این مقدمه، یادآوری این واقعیت تلخ است که جامعه اسلامی و انقلابی ما علیرغم اینکه از یک نظام حکومتی دینی برخوردار است، متأسفانه هیچگاه برای فرهنگ اولویت قائل نشده و مقوله فرهنگ همواره مورد غفلت بوده است. از صبح پیروزی انقلاب اسلامی، تعابیری مانند "انقلاب ارزش ها" و "انقلاب فرهنگی" از زبان امام و سایر بزرگان در توصیف انقلاب اسلامی شنیده ایم، اما هرگز در عمل برای مقوله "فرهنگ" اولویت قائل نشده ایم. اگر فرهنگ در اولویت قرار گیرد، اقتصادی سالم، امنیتی پایدار و سیاستی مبتنی بر اصول خواهیم داشت. زیرا فرهنگ برای سایر مقولات بسترسازی می کند و راه را برای جریان یافتن سالم آنها هموار می نماید.

شاید در قالب دیگری بتوان یک جامعه با فرهنگ را جامعه ای مقرراتی، قانون گرا و اخلاق مدار معرفی کرد. به عبارت روشن تر، اگر مردم یک جامعه با فرهنگ باشند، در برخوردهای اقتصادی بر مبنای قانون و اخلاق عمل می کنند و مفاسد اخلاقی از آن جامعه رخت برمی بندد، در بخش های امنیت و سیاست نیز همه چیز برمبنای صداقت به پیش خواهد رفت و همواره اخلاق، محور رفتارها خواهد بود. قضاوت نیز از فرهنگ تأثیر می گیرد و در یک جامعه با فرهنگ علاوه بر اینکه قضات، وظیفه قانونی خود را به درستی انجام می دهند، اصولاً خصومت ها کاهش می یابد و حتی خود مردم بدون نیاز به دستگاه قضائی به رفع خصومت اقدام می کنند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، متأسفانه هیچگاه فرهنگ در اولویت نبوده و دولت ها به سایر مقولات بیشتر توجه کردند. بعضی دولت ها به دلیل درگیر بودن با جنگ و بازسازی، فرصت و امکان توجه جدی به فرهنگ را نداشتند و بعضی دیگر به ویژه در سال های اخیر، بداخلاقی را جایگزین اخلاق و فرهنگ کردند و به همین جهت، بی قانونی، مفاسد اقتصادی و تفرقه و بی اعتمادی نسبت به همدیگر در جامعه افزایش یافته است. آنچه از اینها نگران کننده تر است، سوءاستفاده معاندان از فضای پدید آمده است که در قالب های مختلف بی بندوباری، پشت پا زدن به احکام دینی و زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات جلوه گر می شود.

در بررسی عوامل پدید آمدن این وضعیت، علاوه بر اولویت قائل نشدن برای فرهنگ، ضعف سکان داران فرهنگ کشور را نیز باید عامل مهمی دانست. سوگمندانه باید اعتراف نمائیم که متولیان بخش های فرهنگی کشور عموماً از ضعیف ترین ها انتخاب شده اند. شاید دخالت داشتن گرایش های سیاسی و فقدان نگاه اولویت بخشی به فرهنگ از عوامل اصلی گماردن ضعفا بر عرصه فرهنگ باشد. فرهنگ اگر قرار باشد در اولویت قرار بگیرد، باید حداقل دو اقدام جدی صورت بگیرد؛ یکی تخصیص بودجه کافی و دیگری، که مهم تر است، گماردن متولیان قوی.

ضعف متولیان فرهنگ موجب می شود به امتیازخواهان باج و امتیاز بدهند و این اقدام را برای خود یک وجه مثبت به حساب آورند. در بخش هنر نیز متولیان ضعیف، بدون برنامه پیش می روند و هرگز به نقطه مطلوب نمی رسند. در بخش کتاب، یک روز ممیزی را لازم و ضروری می دانند، یک روز آن را رد می کنند و روز دیگر دچار بلاتکلیفی می شوند. جلب همکاران قوی چیزی است که هرگز نمی توان از متولیان ضعیف فرهنگ انتظار داشت. افراد ضعیف، در مقابل کسانی یا مجموعه هائی که می خواهند عوامل خود را به آنها تحمیل کنند منفعل می شوند و قدرت و جسارت "نه" گفتن به آنها را ندارند. اینها بخشی از عوارضی هستند که از ضعف مدیریت های فرهنگی ناشی می شوند و به فرهنگ کشور ضربه می زنند.

تعدد دستگاه هائی که خود را متولی فرهنگ می دانند نیز از مشکلات بخش فرهنگی و از عوامل رکود و گاهی عقبگرد فرهنگی است. فرهنگ در کشور ما فرماندهی واحدی ندارد و همین امر موجب دوباره کاری ها، خنثی کردن کار همدیگر و صرف بودجه های کلان بدون دستاورد قابل توجه می شود. این ضعف، بارها به مسئولان نظام یادآوری شده ولی نه تنها برطرف نگردیده بلکه همچنان شاهد افزوده شدن بر تعداد متولیان فرهنگی هستیم.

رسانه ملی، که رساترین صدا برای اشاعه فرهنگ می تواند باشد، در مواردی نقش خنثی کننده دستاوردهای فرهنگی را ایفا می کند. برخورد متولیان فرهنگی کشور با مطبوعات و سایر رسانه های نوشتاری، چه از نظر مادی و چه از نظر حمایت های معنوی نه تنها ضعیف بلکه بازدارنده است. تبعیض در پرداخت یارانه های قانونی و برخوردهای سیاسی و سلیقه ای با رسانه های مکتوب، زمینه ای برای رشد این رسانه ها باقی نگذاشته است. کوتاهی در انجام وظیفه قانونی که برخورد متولیان فرهنگی با مطبوعات بداخلاق، اتهام پراکن و قانون شکن را مقرر می دارد، یکی دیگر از عوارض ضعف مدیران فرهنگی است که موجب وارد شدن لطمات شدیدی به فرهنگ کشور شده است.

راه حل این مشکلات و آنچه موجب تقویت فرهنگ خواهد شد، عبارتند از تجمیع مراکز متعدد فرهنگی، ایجاد وحدت رویه در برخوردهای فرهنگی، بالا رفتن حساسیت مسئولین نظام نسبت به فرهنگ، اولویت بخشیدن به مقوله فرهنگ به عنوان اصل و پایه سایر مقولات و سپردن بخش فرهنگی به افراد قوی، مستقل و شجاع. اما آیا گوش شنوائی وجود دارد که این مرثیه را بشنود و آیا اراده قاطعی وجود دارد که درصدد نجات دادن فرهنگ از مظلومیت و انزوا باشد؟

برای ارتباط با ما جهت امور قرانی با این شماره تماس حاصل فرمایید:09131266381
سید وحید حسینی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد