فرهنگ
اگر شما فرهنگ را هدایت نکنید فرهنگ شما را هدایت می کند 
قالب وبلاگ
جستجوی مطالب وبلاگ
نظر سنجی
قرائت کدامیک از قاریان زیر را بیشتر میپسندید(امکان انتخاب بیش از یک گزینه وجود دارد)











بیهوده گویى، به زبان آوردن سخنى است كه فایده مجاز و مشروع دنیایى یا آخرتى، مادى یا معنوى و عقلایى یا شرعى نداشته باشد. سخن گفتن از آن چه براى گوینده بهره اى ندارد، بیهوده گویى است.البته بى فایده بودن سخن براى گوینده، به معناى بى ارزش بودن آن براى همگان نیست. چه بسا سخنانى كه براى برخى بى فایده و براى دیگران سودمند و مفید است؛ از این رو مفید بودن را مى‌توان امرى نسبى به شمار آورد؛ اگر چه ممكن است برخى سخنان، براى همگان بى فایده باشد.به طور کلی شایسته نیست انسان سرمایه عمر را با سخنان بیهوده و بى فایده از بین ببرد و باید بكوشد تا از هر لحظه عمر گرانبهایش بهره مند شود و سرمایه زندگانى را به سادگى از دست ندهد. انسان باید از مدت کوتاه عمر که در اختیارش گذاشته شده، بیشترین استفاده را برده، براى آخرت خود زاد و توشه اى فراهم آورد؛ بنابراین سخن بیهوده، حتى براى یك لحظه هم هدر دادن سرمایه است.

برخی عوامل بیهوده‌گویى

عواملی وجود دارد، انسان را به وادى بیهوده گویى مى‌كشاند که ما در اینجا به بعضی از آنها اشاره می‌کنیم:

وقت‌گذرانى

گاهی گوینده به اشتباه گمان مى‌كند كه وقت اضافى دارد و با سخن گفتن مى‌تواند این وقت را پر كند؛ براى همین به سخن گفتن درباره هر چیزى پرداخته، وقت خویش را هدر مى‌دهد.

علاقه فراوان و صمیمیت

شدت علاقه به دیگرى، موجب پیدایش میل فراوان به سخن گفتن با او مى‌شود كه این مى‌تواند انسان را به بیهوده‌گویى و پر گویى وا دارد. فرد، در این حال آن قدر سرگرم سخن گفتن است كه به مفید بودن یا نبودن گفتارش توجه ندارد.

كنجكاوى

اشتیاق به دانستن چیزى كه براى شخص سودى ندارد یا كاوش در مسائل غیر مفید، از عوامل مهم بیهوده‌گویى است، البته این نباید با مساله كسب دانش و فهمیدن امور مفید و نیكو، اشتباه شود. مقصود از این عامل، حرص به دانستن چیزهایى است كه فقط سرگرم كننده ولى بى فایده اند.

حب جاه (جلب توجه)

سخن گفتن گاه براى جاى گرفتن در دل دیگران است كه در این حال، فرد با سخن گفتن مى‌كوشد توجه دیگران را به خود جلب كند تا مردم به ارتباط با او تمایل نشان دهند.

منع از بیهوده گویى در روایات

نهاد پاك آدمى، از زیان و كاستى نفرت داشته، انسان را از هر امر زیانبارى باز مى‌دارد. از سویى عمر، سرمایه اصلى بشر است كه به تندى سپرى مى‌شود و راهى براى بازگشت آن نیست. با توجه با این دو نكته، عقل انسان، به ناپسندى گفتار بیهوده حكم كرده، گزافه گو را سزاوار نكوهش مى‌داند. دین هم با صحه نهادن بر حكم عقل، انسان را از این كار باز مى‌دارد. روایات موجود در این زمینه، اهمیت پرهیز از سخن بیهوده را نمایان مى‌سازد که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم: رسول خدا (ص) در حدیث طولانى معراج مى‌فرماید: (دیدم) كه دوزخ، هفت در داشت و بر هر درى سه جمله نوشته شده بود. بر در پنجم نوشته بودند: و در آن چه بیهوده است، بسیار سخن نگو كه از رحمت خدا ساقط مى‌شوى. و همچنین به ابوذر غفارى فرمود: آیا عملى آسان و سبك براى بدن، و سنگین و پر بها در میزان اعمال به تو بیاموزم ؟ عرض كرد: آرى، اى رسول خدا (ص) حضرت فرمود: خاموشى و خوش خلقى و ترك كار بیهوده. امام على (ع) نیز می‌فرمایند: در شگفتم از كسى كه سخنى مى‌گوید كه در دنیا سودى ندارد و در آخرت اجرى نخواهد داشت.

آثار بیهوده گویى در زندگی انسان

زمینه‌سازى گناهان زبان

سخن بیهوده، زمینه ورود انسان به وادى گناهان زبان را فراهم مى‌سازد؛ زیرا بیهوده گویى، از شهوت كلام سرچشمه مى‌گیرد و این اشتها به سخن گفتن، خطرهایى چون غیبت، دروغ، فرو رفتن در باطل و... را در پى دارد. چنان كه پیامبر (ص) مى‌فرماید: كسى كه بسیار سخن گوید، خطایش فراوان مى‌شود و كسى كه خطایش فراوان شود كار بیهوده اش فزونى مى‌گیرد و كسى كه بیهوده كارى اش فزونى گیرد، دروغش افزون مى‌شود و كسى كه دروغش فراوان شود، گناهانش بسیار مى‌شود... (دیلمى: ارشاد القلوب، ج ۱، ص ۱۰۴)

از دست دادن امور مفید

هنگامى كه شخص به امور بى فایده سرگرم مى‌شود، از آن چه مفید و سودمند است، باز مى‌ماند؛ یعنى نه تنها سودى نمىبرد، بلكه منفعت‌هاى بسیارى را از دست مى‌دهد.

قساوت قلب

دورى از یاد خدا، دل را سخت مى‌كند، و نتیجه پر گویى در آن چه به كار نمى آید، كاهش ذكر خدا، و سرانجام آن، قساوت قلب است. رسول خدا (ص) مى‌فرماید: سخن در غیر یاد خدا را زیاد نكنید. همانا سخن بسیار در غیر یاد خدا، دل را سخت مى‌كند. همانا دورترین مردم از خدا، دل شخص سنگدل است.

تباه شدن عمر

كم ترین زیان كلام بیهوده براى شخص متكلم، تباه شدن عمر او است كه بزرگ‌ترین سرمایه زندگى او شمرده مى‌شود. انسان مى‌تواند از این بخش زندگانى، براى جهان آخرت خود توشه بردارد و البته با گفتن سخنان بیهوده كه هیچ فایده دنیایى و آخرتى ندارد، این فرصت از بین مى‌رود.

چه کنیم که از آفت زبان در امان بمانیم؟

دقت در پیامدهاى سخن بى فایده و یادآورى مستمر آن‌ها، سبب ترك این عادت ناشایست مى‌شود. بیهوده گو باید بداند كه عمر عزیزش بر نمى گردد؛ پس نباید آن را صرف كار بیهوده كند.

به یادآوردن ارزش والاى ذكر خدا و اندیشه در مبداء و معاد نیز او را بر ضد بیهوده گویى، تشویق و تحریك مى‌كند. شناخت نقش گفتار در میان دیگر رفتار، گامى بسیار مهم در ترك بیهوده گویى است. آن گاه كه انسان به اهمیت نقش سخن در زندگى آگاه شود، دیگر به گفتار بى فایده روى نخواهد آورد.

سرگرم شدن به كارهاى مفید و سودمند، كوششى مناسب براى ترك عادت بیهوده گویى است؛ زیرا پرداختن به بیهوده گویى انسان را از كارهاى سودمند باز داشته است؛ پس براى ترك آن باید به ضدش عمل كرد.

پرداختن به ذكر، دعا، مسائل مفید علمى و ارشاد و تربیت، از جمله امور مفیدى است كه انسان را از بیهوده‌گویى دور مى‌سازد.




طبقه بندی: مذهبی،
[ سه شنبه 20 مهر 1395 ] [ 12:31 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

از میان مقولاتی مانند فرهنگ، امنیت، اقتصاد و سیاست، کدامیک اولویت دارد؟ برای جامعه ای که قرار است با نظام حکومتی دینی اداره شود بسیار مهم است. این پاسخ است که می تواند نقشه راه را برای هر حکومتی ترسیم کند و البته برای یک نظام اسلامی نقش و اهمیت بیشتری دارد.
بدون آنکه با بررسی تعاریف گوناگون فرهنگ وقت گذرانی کنیم، مستقیماً به سراغ نقش فرهنگ در زندگی فردی و اجتماعی می رویم. در این وادی، مجموعه بینش ها و کنش ها را می توان فرهنگ نامید، مجموعه ای که بستری می شود برای رشد آگاهی عمومی و التزام عملی آحاد مردم به مقررات اجتماعی.

با این تعریف، راحت می توان گفت فرهنگ برای جامعه همانند خونی است که در رگ های بدن جریان دارد. همانگونه که خون، اندام ها را به تحرک وامی دارد و چگونگی خون در چگونگی کارکرد بدن نقش مستقیم دارد، فرهنگ نیز اندام های جامعه را به تحرک وامیدارد و ضعف و قوت آن در ضعف و قوت اقتصاد، امنیت، سیاست و اخلاق جامعه اثرگذار است. بدین ترتیب، پاسخ سؤال مورد نظر اینست که فرهنگ باید در اولویت باشد.

هدف از آوردن این مقدمه، یادآوری این واقعیت تلخ است که جامعه اسلامی و انقلابی ما علیرغم اینکه از یک نظام حکومتی دینی برخوردار است، متأسفانه هیچگاه برای فرهنگ اولویت قائل نشده و مقوله فرهنگ همواره مورد غفلت بوده است. از صبح پیروزی انقلاب اسلامی، تعابیری مانند "انقلاب ارزش ها" و "انقلاب فرهنگی" از زبان امام و سایر بزرگان در توصیف انقلاب اسلامی شنیده ایم، اما هرگز در عمل برای مقوله "فرهنگ" اولویت قائل نشده ایم. اگر فرهنگ در اولویت قرار گیرد، اقتصادی سالم، امنیتی پایدار و سیاستی مبتنی بر اصول خواهیم داشت. زیرا فرهنگ برای سایر مقولات بسترسازی می کند و راه را برای جریان یافتن سالم آنها هموار می نماید.

شاید در قالب دیگری بتوان یک جامعه با فرهنگ را جامعه ای مقرراتی، قانون گرا و اخلاق مدار معرفی کرد. به عبارت روشن تر، اگر مردم یک جامعه با فرهنگ باشند، در برخوردهای اقتصادی بر مبنای قانون و اخلاق عمل می کنند و مفاسد اخلاقی از آن جامعه رخت برمی بندد، در بخش های امنیت و سیاست نیز همه چیز برمبنای صداقت به پیش خواهد رفت و همواره اخلاق، محور رفتارها خواهد بود. قضاوت نیز از فرهنگ تأثیر می گیرد و در یک جامعه با فرهنگ علاوه بر اینکه قضات، وظیفه قانونی خود را به درستی انجام می دهند، اصولاً خصومت ها کاهش می یابد و حتی خود مردم بدون نیاز به دستگاه قضائی به رفع خصومت اقدام می کنند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، متأسفانه هیچگاه فرهنگ در اولویت نبوده و دولت ها به سایر مقولات بیشتر توجه کردند. بعضی دولت ها به دلیل درگیر بودن با جنگ و بازسازی، فرصت و امکان توجه جدی به فرهنگ را نداشتند و بعضی دیگر به ویژه در سال های اخیر، بداخلاقی را جایگزین اخلاق و فرهنگ کردند و به همین جهت، بی قانونی، مفاسد اقتصادی و تفرقه و بی اعتمادی نسبت به همدیگر در جامعه افزایش یافته است. آنچه از اینها نگران کننده تر است، سوءاستفاده معاندان از فضای پدید آمده است که در قالب های مختلف بی بندوباری، پشت پا زدن به احکام دینی و زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات جلوه گر می شود.

در بررسی عوامل پدید آمدن این وضعیت، علاوه بر اولویت قائل نشدن برای فرهنگ، ضعف سکان داران فرهنگ کشور را نیز باید عامل مهمی دانست. سوگمندانه باید اعتراف نمائیم که متولیان بخش های فرهنگی کشور عموماً از ضعیف ترین ها انتخاب شده اند. شاید دخالت داشتن گرایش های سیاسی و فقدان نگاه اولویت بخشی به فرهنگ از عوامل اصلی گماردن ضعفا بر عرصه فرهنگ باشد. فرهنگ اگر قرار باشد در اولویت قرار بگیرد، باید حداقل دو اقدام جدی صورت بگیرد؛ یکی تخصیص بودجه کافی و دیگری، که مهم تر است، گماردن متولیان قوی.

ضعف متولیان فرهنگ موجب می شود به امتیازخواهان باج و امتیاز بدهند و این اقدام را برای خود یک وجه مثبت به حساب آورند. در بخش هنر نیز متولیان ضعیف، بدون برنامه پیش می روند و هرگز به نقطه مطلوب نمی رسند. در بخش کتاب، یک روز ممیزی را لازم و ضروری می دانند، یک روز آن را رد می کنند و روز دیگر دچار بلاتکلیفی می شوند. جلب همکاران قوی چیزی است که هرگز نمی توان از متولیان ضعیف فرهنگ انتظار داشت. افراد ضعیف، در مقابل کسانی یا مجموعه هائی که می خواهند عوامل خود را به آنها تحمیل کنند منفعل می شوند و قدرت و جسارت "نه" گفتن به آنها را ندارند. اینها بخشی از عوارضی هستند که از ضعف مدیریت های فرهنگی ناشی می شوند و به فرهنگ کشور ضربه می زنند.

تعدد دستگاه هائی که خود را متولی فرهنگ می دانند نیز از مشکلات بخش فرهنگی و از عوامل رکود و گاهی عقبگرد فرهنگی است. فرهنگ در کشور ما فرماندهی واحدی ندارد و همین امر موجب دوباره کاری ها، خنثی کردن کار همدیگر و صرف بودجه های کلان بدون دستاورد قابل توجه می شود. این ضعف، بارها به مسئولان نظام یادآوری شده ولی نه تنها برطرف نگردیده بلکه همچنان شاهد افزوده شدن بر تعداد متولیان فرهنگی هستیم.

رسانه ملی، که رساترین صدا برای اشاعه فرهنگ می تواند باشد، در مواردی نقش خنثی کننده دستاوردهای فرهنگی را ایفا می کند. برخورد متولیان فرهنگی کشور با مطبوعات و سایر رسانه های نوشتاری، چه از نظر مادی و چه از نظر حمایت های معنوی نه تنها ضعیف بلکه بازدارنده است. تبعیض در پرداخت یارانه های قانونی و برخوردهای سیاسی و سلیقه ای با رسانه های مکتوب، زمینه ای برای رشد این رسانه ها باقی نگذاشته است. کوتاهی در انجام وظیفه قانونی که برخورد متولیان فرهنگی با مطبوعات بداخلاق، اتهام پراکن و قانون شکن را مقرر می دارد، یکی دیگر از عوارض ضعف مدیران فرهنگی است که موجب وارد شدن لطمات شدیدی به فرهنگ کشور شده است.

راه حل این مشکلات و آنچه موجب تقویت فرهنگ خواهد شد، عبارتند از تجمیع مراکز متعدد فرهنگی، ایجاد وحدت رویه در برخوردهای فرهنگی، بالا رفتن حساسیت مسئولین نظام نسبت به فرهنگ، اولویت بخشیدن به مقوله فرهنگ به عنوان اصل و پایه سایر مقولات و سپردن بخش فرهنگی به افراد قوی، مستقل و شجاع. اما آیا گوش شنوائی وجود دارد که این مرثیه را بشنود و آیا اراده قاطعی وجود دارد که درصدد نجات دادن فرهنگ از مظلومیت و انزوا باشد؟

برای ارتباط با ما جهت امور قرانی با این شماره تماس حاصل فرمایید:09131266381
سید وحید حسینی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد