فرهنگ
اگر شما فرهنگ را هدایت نکنید فرهنگ شما را هدایت می کند 
قالب وبلاگ
جستجوی مطالب وبلاگ
نظر سنجی
قرائت کدامیک از قاریان زیر را بیشتر میپسندید(امکان انتخاب بیش از یک گزینه وجود دارد)











ماه مبارك رمضان، فرصتی ارزشمند و مغتنم برای تهذیب و پالایش روح و روان انسانی است. ماه سلوك و زدودن زنگارهای شیطانی از آیینه دل و برافروختن چراغ معرفت در شبستان وجود است. عاشقان كوی دوست در این ماه، مهر صیام بر لب می‌زنند و آتش محبّت در قلب مشتعل می‌سازند و با گام نهادن بر نردبان كمال و فضیلت، پله پله به معبود و معشوق خویش نزدیك‌تر می‌شوند. انسان روزه دار در این ماه ‌میهمان حضرت دوست است و سفره‌ای از رحمت و مغفرت در پیش روی وی گشوده شده است. در ماه مبارك رمضان، عشاق از سفره پرفیض الهی، بهره مند می‌شوند و مشام جان را با عطر عبادت و معنویت می‌نوازند.

آثار و بركات روزه

در وصف روزه و آثار آن گفته اند: روزه برای انسان، حكمت به ارمغان می‌آورد؛ روزه، قلب را از وسواس حفظ می‌كند؛ روزه، تقرب به خداست؛ روزه، نیاز به مردم را كم می‌كند؛ روزه، نور، برهان، شفا و رحمت را در پی دارد؛ روزه، سبب شناخت عیوب نفسانی است؛ روزه، مانع تاثیر شیطان بر آدمی است؛ انسان به وسیله روزه، آنچه را كه تاكنون نمی‌فهمید می‌فهمد و آنچه را كه نمی‌دید می‌بیند.

عاشق عبادت

در حالات فقیه فرزانه حضرت آیت‌ا... بروجردی آمده است كه آن اندیشمند گرامی به ماه مبارك رمضان و فریضه ارجمند روزه، علاقه فراوانی داشت. به همین دلیل در این ماه هرگز حاضر به مسافرت و برهم زدن عبادت خود نشده و روزه خود را افطار نمی‌كردند. این عشق و علاقه سبب شده بود تا آن مجتهد بزرگ حتی در دوران پیری نیز روزه بگیرد.

معنای لغوی روزه

روزه در لغت به معنای اِمساك و ترك مطلق امور اعم از خوردنی‌ها، آشامیدنی‌ها و حتی برخی سخن‌ها و سایر اعمال است. چنانچه خداوند سبحان به حضرت مریم(س) می‌فرماید. در پاسخ به سخنان طعنه آمیز مردم بگو من برای خدا، نذر روزه سكوت كرده ام. اما از نظر شرعی، روزه یا «صوم» به معنای خودداری و بازداشتن نفس از ارتكاب هرنوع عملی است كه «مفطِر» یا باطل كننده معرفی شده است.

روزه، سپری پولادین

در برخی از احادیث و گزاره‌های دینی، از روزه به عنوان سپر یا محافظ یاد شده است كه شخص روزه دار را از آتش دوزخ و سختی‌های روز قیامت در امان نگاه می‌دارد. پیامبر گرامی اسلام(ص) می‌فرمایند: روزه برای شخص روزه دار به منزله سپر و محافظت كننده است. پس هرگاه یكی از شما در حال روزه بود، زبان به فحاشی و بدزبانی نگشاید و صدا به خصومت و دشمنی بلند نكند و اگر كسی او را شماتت و سرزنش کرد و یا به دعوا و درگیری و مجادله فرا خواند آن شخص روزه دار بگوید‌ ای برادر من روزه هستم. امام صادق(ع) نیز می‌فرمایند: روزه سپر و حایلی است از آفات و بلایای دنیا و حجابی است از عذاب آخرت.

دستاوردهای یك عبادت

انسان روزه دار به دلیل امساك از خوردن و آشامیدن و خودداری از انجام سایر مُفطرات، خلق و خوی روحانی و ملكوتی می‌یابد و بیش از هر زمان به پروردگار خویش نزدیك می‌شود. خدا و پیامبر، شخص روزه دار را دوست دارند و اهل آسمان‌ها و زمین، از وی به عظمت و تجلیل یاد می‌كنند. ظاهر روزه، سكوت، آرامش، قناعت و رضایت‌مندی است و باطن آن سرور، بهجت و حلاوت وصل و توانمندی است. انسان روزه دار، خود را از دام هر قید و بندی، آزاد و رها می‌بیند و آنچه كه بر دیگران دشوار است نزد خود، سهل و آسان می‌یابد. روزه، چشمه‌های خیر و حكمت را از قلب به زبان جاری می‌سازد و برای روزه دار، نور بصیرت و طراوت یقین و معنویت به ارمغان می‌آورد.

پاداش اختصاصی

از میان احكام و برنامه‌های عبادی كه به منظور تحكیم پیوند معنوی انسان با عالم ملكوت، تعیین شده، روزه یا صوم از اهمیت و عظمت دیگری برخوردار است و اجر و پاداش آن نیز در پیشگاه الهی از بسیاری از عبادات دیگر افزون‌تر است. چنانچه در حدیث قدسی آمده است كه خداوند سبحان می‌فرماید: هركار نیك و ارزشمندی، از ده تا هفتصد برابر پاداش دارد بجز روزه، همانا كه روزه، برای من و مخصوص من است و من خود اجر و پاداش آن را خواهم داد.

ماه رحمت

ماه مبارك رمضان، ماه بركت، رحمت و بشارت است و فصل روی آوردن به درگاه الهی و تلاوت قرآن و خواندن دعا و عبادت؛ امام رضا(ع) در تشریح فضایل بی‌همتای این ماه می‌فرمایند: كارهای نیك و شایسته مؤمنین در ماه رمضان، پذیرفته و خطاهای آنان آمرزیده می‌شود. كسی كه در این ماه یك آیه از قرآن بخواند همانند آن است كه در ماه‌های دیگر، یك ختم كامل قرآن كرده است و كسی كه در این ماه با روی گشاده و اخلاق خوش با برادران مؤمنش برخورد كند و با مزاح و خنده، دل آنها را شاد نماید، در روز قیامت، خوشحال و شادمان است و به بهشت، بشارت داده می‌شود.

حكمت روزه

احكام و دستورات وحیانی اسلام، با توجه به حوزه تاثیراتشان، معمولاً به دو گروه فردی و اجتماعی تقسیم می‌شوند؛ برخی مانند نمازهای مستحبی در گروه عبادات فردی و برخی دیگر مانند نمازهای جمعه و جماعت، در گروه برنامه‌های اجتماعی قرار می‌گیرند. از شگفتی‌های روزه آن است كه دامنه تاثیرات آن، هر دو زمینه فردی و اجتماعی را در برگرفته و از هر دو بعد به توسعه حیات معنوی مسلمانان كمك می‌كند. امام صادق(ع) درباره فواید اجتماعی روزه می‌فرمایند: همانا خداوند روزه را واجب كرد تا به وسیله آن بین فقرا و ثروتمندان، مساوات و برابری به وجود آید، زیرا ثروتمندی كه هرگز درد گرسنگی را احساس نكرده، به محرومین ترحّم نخواهد كرد.

ماه زیبایی و نیكویی

متاسفانه برخی از مردم با وجود روزه‌داری هیچ تفاوتی بین این ماه و ماه‌های دیگر قائل نیستند. در صورتی كه از تعالیم و آموزه‌های دینی چنین بر می‌آید كه در ماه مبارك رمضان، علاوه بر روزه داری باید به مسائل مهم دیگری، مانند رعایت نكات اخلاقی و حفظ حقوق برادران ایمانی بیش از سایر ایام بها داده شود. چنانچه رسول خدا(ص) خطاب به مسلمانان می‌فرمودند:‌ ای مردم، هركس در این ماه اخلاق خود را نیكو سازد، در روزی كه قدم‌ها بر روی صراط بلغزد او به آسانی عبور خواهد كرد، و هركس كه در این ماه یتیمی را گرامی بدارد خداوند در روز قیامت، او را گرامی می‌دارد و هركس كه در این ماه به اقوام و خویشان خود سركشی نماید خداوند او را به رحمت خویش متصل می‌نماید.




طبقه بندی: عمومی،
[ پنجشنبه 20 خرداد 1395 ] [ 04:19 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

از میان مقولاتی مانند فرهنگ، امنیت، اقتصاد و سیاست، کدامیک اولویت دارد؟ برای جامعه ای که قرار است با نظام حکومتی دینی اداره شود بسیار مهم است. این پاسخ است که می تواند نقشه راه را برای هر حکومتی ترسیم کند و البته برای یک نظام اسلامی نقش و اهمیت بیشتری دارد.
بدون آنکه با بررسی تعاریف گوناگون فرهنگ وقت گذرانی کنیم، مستقیماً به سراغ نقش فرهنگ در زندگی فردی و اجتماعی می رویم. در این وادی، مجموعه بینش ها و کنش ها را می توان فرهنگ نامید، مجموعه ای که بستری می شود برای رشد آگاهی عمومی و التزام عملی آحاد مردم به مقررات اجتماعی.

با این تعریف، راحت می توان گفت فرهنگ برای جامعه همانند خونی است که در رگ های بدن جریان دارد. همانگونه که خون، اندام ها را به تحرک وامی دارد و چگونگی خون در چگونگی کارکرد بدن نقش مستقیم دارد، فرهنگ نیز اندام های جامعه را به تحرک وامیدارد و ضعف و قوت آن در ضعف و قوت اقتصاد، امنیت، سیاست و اخلاق جامعه اثرگذار است. بدین ترتیب، پاسخ سؤال مورد نظر اینست که فرهنگ باید در اولویت باشد.

هدف از آوردن این مقدمه، یادآوری این واقعیت تلخ است که جامعه اسلامی و انقلابی ما علیرغم اینکه از یک نظام حکومتی دینی برخوردار است، متأسفانه هیچگاه برای فرهنگ اولویت قائل نشده و مقوله فرهنگ همواره مورد غفلت بوده است. از صبح پیروزی انقلاب اسلامی، تعابیری مانند "انقلاب ارزش ها" و "انقلاب فرهنگی" از زبان امام و سایر بزرگان در توصیف انقلاب اسلامی شنیده ایم، اما هرگز در عمل برای مقوله "فرهنگ" اولویت قائل نشده ایم. اگر فرهنگ در اولویت قرار گیرد، اقتصادی سالم، امنیتی پایدار و سیاستی مبتنی بر اصول خواهیم داشت. زیرا فرهنگ برای سایر مقولات بسترسازی می کند و راه را برای جریان یافتن سالم آنها هموار می نماید.

شاید در قالب دیگری بتوان یک جامعه با فرهنگ را جامعه ای مقرراتی، قانون گرا و اخلاق مدار معرفی کرد. به عبارت روشن تر، اگر مردم یک جامعه با فرهنگ باشند، در برخوردهای اقتصادی بر مبنای قانون و اخلاق عمل می کنند و مفاسد اخلاقی از آن جامعه رخت برمی بندد، در بخش های امنیت و سیاست نیز همه چیز برمبنای صداقت به پیش خواهد رفت و همواره اخلاق، محور رفتارها خواهد بود. قضاوت نیز از فرهنگ تأثیر می گیرد و در یک جامعه با فرهنگ علاوه بر اینکه قضات، وظیفه قانونی خود را به درستی انجام می دهند، اصولاً خصومت ها کاهش می یابد و حتی خود مردم بدون نیاز به دستگاه قضائی به رفع خصومت اقدام می کنند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، متأسفانه هیچگاه فرهنگ در اولویت نبوده و دولت ها به سایر مقولات بیشتر توجه کردند. بعضی دولت ها به دلیل درگیر بودن با جنگ و بازسازی، فرصت و امکان توجه جدی به فرهنگ را نداشتند و بعضی دیگر به ویژه در سال های اخیر، بداخلاقی را جایگزین اخلاق و فرهنگ کردند و به همین جهت، بی قانونی، مفاسد اقتصادی و تفرقه و بی اعتمادی نسبت به همدیگر در جامعه افزایش یافته است. آنچه از اینها نگران کننده تر است، سوءاستفاده معاندان از فضای پدید آمده است که در قالب های مختلف بی بندوباری، پشت پا زدن به احکام دینی و زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات جلوه گر می شود.

در بررسی عوامل پدید آمدن این وضعیت، علاوه بر اولویت قائل نشدن برای فرهنگ، ضعف سکان داران فرهنگ کشور را نیز باید عامل مهمی دانست. سوگمندانه باید اعتراف نمائیم که متولیان بخش های فرهنگی کشور عموماً از ضعیف ترین ها انتخاب شده اند. شاید دخالت داشتن گرایش های سیاسی و فقدان نگاه اولویت بخشی به فرهنگ از عوامل اصلی گماردن ضعفا بر عرصه فرهنگ باشد. فرهنگ اگر قرار باشد در اولویت قرار بگیرد، باید حداقل دو اقدام جدی صورت بگیرد؛ یکی تخصیص بودجه کافی و دیگری، که مهم تر است، گماردن متولیان قوی.

ضعف متولیان فرهنگ موجب می شود به امتیازخواهان باج و امتیاز بدهند و این اقدام را برای خود یک وجه مثبت به حساب آورند. در بخش هنر نیز متولیان ضعیف، بدون برنامه پیش می روند و هرگز به نقطه مطلوب نمی رسند. در بخش کتاب، یک روز ممیزی را لازم و ضروری می دانند، یک روز آن را رد می کنند و روز دیگر دچار بلاتکلیفی می شوند. جلب همکاران قوی چیزی است که هرگز نمی توان از متولیان ضعیف فرهنگ انتظار داشت. افراد ضعیف، در مقابل کسانی یا مجموعه هائی که می خواهند عوامل خود را به آنها تحمیل کنند منفعل می شوند و قدرت و جسارت "نه" گفتن به آنها را ندارند. اینها بخشی از عوارضی هستند که از ضعف مدیریت های فرهنگی ناشی می شوند و به فرهنگ کشور ضربه می زنند.

تعدد دستگاه هائی که خود را متولی فرهنگ می دانند نیز از مشکلات بخش فرهنگی و از عوامل رکود و گاهی عقبگرد فرهنگی است. فرهنگ در کشور ما فرماندهی واحدی ندارد و همین امر موجب دوباره کاری ها، خنثی کردن کار همدیگر و صرف بودجه های کلان بدون دستاورد قابل توجه می شود. این ضعف، بارها به مسئولان نظام یادآوری شده ولی نه تنها برطرف نگردیده بلکه همچنان شاهد افزوده شدن بر تعداد متولیان فرهنگی هستیم.

رسانه ملی، که رساترین صدا برای اشاعه فرهنگ می تواند باشد، در مواردی نقش خنثی کننده دستاوردهای فرهنگی را ایفا می کند. برخورد متولیان فرهنگی کشور با مطبوعات و سایر رسانه های نوشتاری، چه از نظر مادی و چه از نظر حمایت های معنوی نه تنها ضعیف بلکه بازدارنده است. تبعیض در پرداخت یارانه های قانونی و برخوردهای سیاسی و سلیقه ای با رسانه های مکتوب، زمینه ای برای رشد این رسانه ها باقی نگذاشته است. کوتاهی در انجام وظیفه قانونی که برخورد متولیان فرهنگی با مطبوعات بداخلاق، اتهام پراکن و قانون شکن را مقرر می دارد، یکی دیگر از عوارض ضعف مدیران فرهنگی است که موجب وارد شدن لطمات شدیدی به فرهنگ کشور شده است.

راه حل این مشکلات و آنچه موجب تقویت فرهنگ خواهد شد، عبارتند از تجمیع مراکز متعدد فرهنگی، ایجاد وحدت رویه در برخوردهای فرهنگی، بالا رفتن حساسیت مسئولین نظام نسبت به فرهنگ، اولویت بخشیدن به مقوله فرهنگ به عنوان اصل و پایه سایر مقولات و سپردن بخش فرهنگی به افراد قوی، مستقل و شجاع. اما آیا گوش شنوائی وجود دارد که این مرثیه را بشنود و آیا اراده قاطعی وجود دارد که درصدد نجات دادن فرهنگ از مظلومیت و انزوا باشد؟

برای ارتباط با ما جهت امور قرانی با این شماره تماس حاصل فرمایید:09131266381
سید وحید حسینی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد