فرهنگ
اگر شما فرهنگ را هدایت نکنید فرهنگ شما را هدایت می کند 
قالب وبلاگ
جستجوی مطالب وبلاگ
نظر سنجی
قرائت کدامیک از قاریان زیر را بیشتر میپسندید(امکان انتخاب بیش از یک گزینه وجود دارد)











اگر هر روز مروری بر صفحه حوادث رسانه‌های کشور داشته باشیم، تقریباً روزی نخواهد بود که خبری از قتل و یا تجاوز در میان اخبار صفحه حوادث رسانه‌ها نباشد. اما اخیراً قتل «ستایش قریشی»، دختر شش‌ساله افغان در ورامین بازتاب‌ گسترده‌ای در فضای مجازی داشته است. ستایش که برای خرید بستنی از خانه خارج شده بود، دیگر هرگز به خانه برنگشت تا اینکه به‌گفته دایی ستایش٬ با تماس ماموران کلانتری، والدین برای شناسایی فرزندشان به پزشکی قانونی فراخوانده شده‌‌اند.

به گزارش آفتاب، براساس آنچه که در رسانه‌ها منتشر شده است، قاتل پس از  قتل ستایش٬ در تلاشی ناموفق برای از بین‌بردن جنازه وی، از دوستش کمک می‌خواهد اما دوست وی، ماجرا را به پدر خود می‌گوید و پدر نیز به پلیس خبر می‌دهد که در نهایت منجر به بازداشت قاتل و یافتن جسد ستایش می‌شود.

انتشار این خبر تلخ در فضای مجازی با واکنش‌های گسترد‌ه‌ای از سوی مردم و مسئولان مواجه شده است. واکنش‌هایی که یکصدا ضمن محکوم کردن این حادثه، خواستار بررسی سریع پرونده شده‌اند. 

مسئولان و نمایندگان مجلس نیز ضمن محکوم‌کردن این حادثه و دادن اطمینان‌خاطر مبنی بر اینکه «دستگاه قضا تفاوتی در احقاق حقوق اتباع بیگانه قایل نخواهد بود»، معتقدند که "نباید بروز چنین حادثه‌ای زمینه‌ساز سیاه‌نمایی و فضا‌سازی علیه کشور" و "دستاویز اظهارنظرهای غیرمنطقی" شود.
 
دستگاه قضا برای اتباع بیگانه تفاوتی قائل نخواهد شد

حمیدرضا طباطبایی نائینی نایب رئیس کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس شورای اسلامی در خصوص اتفاق مذکور به خانه‌ملت گفته است: از نظر قوانین جزایی ایران، هر حادثه در محدوده سرزمینی چه در مورد اتباع ایرانی یا افغانی رخ دهد به یک شکل و کاملا عادلانه رسیدگی می‌شود و برای اتباع بیگانه تفاوتی قائل نخواهیم شد.

 وی همچنین افزوده است: سال‌هاست که میلیون‌ها تبعه افغان در کشور ایران و در کنار مردم ما زندگی می‌کنند که ترغیب و تمایل به زندگی در ایران بین اتباع افغانی هم نشان از برخورد محترمانه ایرانیان و ارائه کار و تحصیل به آنها دارد، این برخورد منشا دینی و اخلاقی و حس انسان دوستی بین ایرانیان نسبت به افغانیان را به اثبات می‌رساند. نایب رئیس کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس نهم ضمن بیان اینکه جامعه‌شهری و حاشیه‌نشینی مشکلات خاص خود را دارد؛ یادآور شد: متاسفانه این حادثه رخ داده اما این اطمینان داده می‌شود که مشکل به سرعت و با دقت رسیدگی خواهد شد.
 
برخورداری اتباع افغانی از خدمات ایران به میزان امکانات کشور

ایرج عبدی عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی نیز در واکنش به حادثه قتل ستایش دختر شش ساله افغانی به دست پسر ایرانی گفته است: بیش از بیست سال است که مهاجران افغانی به عنوان برادران شیعه و هم مذهب در کنار مردم ما زندگی کرده و تداوم زندگی این افراد در ایران نشان از رضایت آنها دارد. ازدواج اتباع افغانی با ایرانیان و ادامه تحصیل در مدارس و دانشگاه‌های مختلف ایران هم مشخص کرده که تلاش شده تا جایی که امکانات اجازه داده خدمات آموزشی ورفاهی به اتباع افغانی ارائه شود. در کمیسیون‌های تخصصی مجلس نهم بارها قوانین بررسی شده تا گرفتاری اتباع افغانی به حداقل ممکن برسد، امکان بروز این اتفاقات در هر کشوری وجود دارد لذا نباید اینگونه برداشت شود که این کودک چون تبعه افغانی بوده، مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. پیش از این اتفاقاتی در کشور رخ داده که یک تبعه افغانی سبب مرگ یا آزار و اذیت تبعه ایرانی شده بنابراین این حوادث نباید به کشور تعمیم داده شود در حقیقت اگر خدمات خوب کشور ما به افغانی‌ها نبود گستردگی و افزایش جمعیت مهاجران افغانی در ایران اتفاق نمی‌افتاد.
 
 ایران تنها خانه امن مهاجرین افغانی

سید حسین نقوی حسینی نماینده مردم ورامین، پیشوا و قرچک در مجلس شورای اسلامی هم معتقد است: همه جهانیان به ویژه ملت‌ افغانستان به خوبی می‌دانند که در زمان بحران و جنگ داخلی این کشور و در دوران تهاجم شوروی سابق به افعانستان، تنها ایران در منطقه به یاری مردم این کشور شتافت و به آنها امنیت بخشید و از ورودشان به ایران استقبال کرد... ایران تنها خانه امن مهاجران افغانی در سال‌های اخیر و بوده است... لذا هیچ‌کس نمی‌تواند با دروغ‌پردازی علیه جمهوری اسلامی ایران فضاسازی کند. قتل دختر شش ساله افغانی اتفاق ناگواری است اما نباید این اتفاق را به ملیت خاصی منتسب کرد، چراکه ملیت در این حادثه نقشی ندارد و ممکن است این حادثه برای ملیت ایرانی هم رخ دهد همانگونه که در کشورهای دیگر صدها مورد از این حوادث رخ داده است.ریشه این اتفاقات را باید در مسائل فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و تاثیرات مخرب رسانه‌های مجازی و ماهواره جستجو کرد، کسانی که امروز طبل تفرقه می‌کوبند افرادی هستند که با برنامه‌های مستهجن ماهواره‌ای سبب از هم پاشیده شدن خانواده‌ها و انحراف جوانان شدند.

به گزارش آفتاب، با این حال پدر ستایش که یک کارگر است٬ درخواست «قصاص» قاتل را کرده و  گفته است «مسئولان در حال رسیدگی به پرونده قتل دخترم هستند، این جرم پنهانی نیست و از آنها می‌خواهم حکم خدا و قرآن را اجرا و قاتل دخترم را قصاص کنند.»

ورود استانداری تهران به پرونده

سیدحسین هاشمی، استاندار تهران نیز در جمع خبرنگاران و در واکنش به موضوع قتل دختر 6 ساله افغان در ورامین گفت: مسئولان ذیربط در طی پیگیری‌های لازم برای کسب راز این جنایت هستند و امیدواریم سرمنشاء این جنایت به سزای اعمال خود برسند. وی با ابراز تأثر از این حادثه تلخ گفت: همکاران ما به خانواده این دختر 6 ساله سر زده و با آنان ابراز همدردی کردند که تا حدود زیادی این رسیدگی و پیگیری آرامبخش بوده است. به خانواده مقتول قول داده شده که پیگیری‌های لازم و هر چه سریعتر انجام شود؛ مردم نیز می‌توانند در رسیدگی و کشف این جنایت هولناک هرگونه کمکی را به دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی استان انجام دهند...مردم اطمینان داشته باشند در مورد پرونده هیچ کوتاهی صورت نخواهد گرفت.

توضیحات پلیس

سرهنگ عبدالرضا ناظری، فرمانده انتظامی شرق استان تهران نیز با تشریح جزییاتی از حادثه قتل دخترک افغان در ورامین به خبرگزاری ایسنا گفته است: در تاریخ 22 فروردین‌ماه امسال یک مورد مفقودی به پلیس اطلاع داده شد که بلافاصله با توجه به حساسیت موجود، تیمی ویژه از زبده‌ترین کارآگاهان پلیس آگاهی شرق استان تهران رسیدگی به موضوع را در دستورکار قرار دادند.

وی با بیان اینکه ماموران پلیس در کوتاه‌ترین زمان با انجام تحقیقاتی تخصصی به سرنخ‌هایی از این پرونده رسیدند، گفت: فردای روز شکایت یعنی در تاریخ 23 فروردین‌ماه یعنی در زمانی کمتر از 24 ساعت، همکاران من در پلیس آگاهی موفق به شناسایی قاتل شده و این فرد را که پسری 17 ساله بود و محصل دستگیر و به مقر پلیس منتقل کردند.

فرمانده انتظامی شرق استان تهران با بیان اینکه متهم در مقر پلیس به قتل این دختربچه 6 ساله اعتراف کرد، افزود: پس از تشکیل پرونده بلافاصله پرونده متشکله به مرجع قضایی تحویل داده شد و در حال حاضر رسیدگی به این پرونده در دستگاه قضا در حال انجام است. شایعات مختلفی در این زمینه در فضای مجازی منتشر شد که برخی از آنها صحت نداشت.

وی درباره اینکه آیا این پسربچه اقدام به ربودن دخترک شش ساله کرده بود، گفت: در تحقیقات پلیس مشخص شد که خانواده این فرد در همسایگی آنها بوده و با یکدیگر رفت و آمد داشته‌اند.

فرمانده انتظامی شرق استان تهران با اشاره به جدیت پلیس گفت: پس از حادثه از خانواده این دختربچه دلجویی شد و البته در همان زمان اعلام گزارش نیز ما به خانواده این فرد قول دادیم که این دختربچه را همچون فرزند خودمان می‌دانیم با جدیت تمام برای رسیدگی به این پرونده اقدام خواهیم کرد که خوشبختانه پلیس موفق به کشف جرم در کوتاه‌ترین زمان ممکن شد اما این حادثه برای ما بسیار تلخ بود و ای کاش هیچ‌گاه چنین حادثه‌ای رخ نمی‌داد.

ناظری با تاکید بر اینکه پلیس خواهان اشد مجازات برای این فرد است، اظهار کرد: برای پلیس تابعیت افراد اهمیتی نداشته و زمانی که یک جرم رخ می‌دهد حتما با عاملان آن برخورد خواهیم کرد. کما اینکه در این پرونده همین اتفاق افتاد.فرمانده انتظامی شرق استان تهران ابراز امیدواری کرد که با همکاری خوبی که دستگاه قضایی داشته است، رسیدگی به این پرونده به سرعت ادامه یابد.



طبقه بندی: اخلاق، زنان، فرهنگی، اجتماعی،
[ شنبه 4 اردیبهشت 1395 ] [ 11:29 ق.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

از میان مقولاتی مانند فرهنگ، امنیت، اقتصاد و سیاست، کدامیک اولویت دارد؟ برای جامعه ای که قرار است با نظام حکومتی دینی اداره شود بسیار مهم است. این پاسخ است که می تواند نقشه راه را برای هر حکومتی ترسیم کند و البته برای یک نظام اسلامی نقش و اهمیت بیشتری دارد.
بدون آنکه با بررسی تعاریف گوناگون فرهنگ وقت گذرانی کنیم، مستقیماً به سراغ نقش فرهنگ در زندگی فردی و اجتماعی می رویم. در این وادی، مجموعه بینش ها و کنش ها را می توان فرهنگ نامید، مجموعه ای که بستری می شود برای رشد آگاهی عمومی و التزام عملی آحاد مردم به مقررات اجتماعی.

با این تعریف، راحت می توان گفت فرهنگ برای جامعه همانند خونی است که در رگ های بدن جریان دارد. همانگونه که خون، اندام ها را به تحرک وامی دارد و چگونگی خون در چگونگی کارکرد بدن نقش مستقیم دارد، فرهنگ نیز اندام های جامعه را به تحرک وامیدارد و ضعف و قوت آن در ضعف و قوت اقتصاد، امنیت، سیاست و اخلاق جامعه اثرگذار است. بدین ترتیب، پاسخ سؤال مورد نظر اینست که فرهنگ باید در اولویت باشد.

هدف از آوردن این مقدمه، یادآوری این واقعیت تلخ است که جامعه اسلامی و انقلابی ما علیرغم اینکه از یک نظام حکومتی دینی برخوردار است، متأسفانه هیچگاه برای فرهنگ اولویت قائل نشده و مقوله فرهنگ همواره مورد غفلت بوده است. از صبح پیروزی انقلاب اسلامی، تعابیری مانند "انقلاب ارزش ها" و "انقلاب فرهنگی" از زبان امام و سایر بزرگان در توصیف انقلاب اسلامی شنیده ایم، اما هرگز در عمل برای مقوله "فرهنگ" اولویت قائل نشده ایم. اگر فرهنگ در اولویت قرار گیرد، اقتصادی سالم، امنیتی پایدار و سیاستی مبتنی بر اصول خواهیم داشت. زیرا فرهنگ برای سایر مقولات بسترسازی می کند و راه را برای جریان یافتن سالم آنها هموار می نماید.

شاید در قالب دیگری بتوان یک جامعه با فرهنگ را جامعه ای مقرراتی، قانون گرا و اخلاق مدار معرفی کرد. به عبارت روشن تر، اگر مردم یک جامعه با فرهنگ باشند، در برخوردهای اقتصادی بر مبنای قانون و اخلاق عمل می کنند و مفاسد اخلاقی از آن جامعه رخت برمی بندد، در بخش های امنیت و سیاست نیز همه چیز برمبنای صداقت به پیش خواهد رفت و همواره اخلاق، محور رفتارها خواهد بود. قضاوت نیز از فرهنگ تأثیر می گیرد و در یک جامعه با فرهنگ علاوه بر اینکه قضات، وظیفه قانونی خود را به درستی انجام می دهند، اصولاً خصومت ها کاهش می یابد و حتی خود مردم بدون نیاز به دستگاه قضائی به رفع خصومت اقدام می کنند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، متأسفانه هیچگاه فرهنگ در اولویت نبوده و دولت ها به سایر مقولات بیشتر توجه کردند. بعضی دولت ها به دلیل درگیر بودن با جنگ و بازسازی، فرصت و امکان توجه جدی به فرهنگ را نداشتند و بعضی دیگر به ویژه در سال های اخیر، بداخلاقی را جایگزین اخلاق و فرهنگ کردند و به همین جهت، بی قانونی، مفاسد اقتصادی و تفرقه و بی اعتمادی نسبت به همدیگر در جامعه افزایش یافته است. آنچه از اینها نگران کننده تر است، سوءاستفاده معاندان از فضای پدید آمده است که در قالب های مختلف بی بندوباری، پشت پا زدن به احکام دینی و زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات جلوه گر می شود.

در بررسی عوامل پدید آمدن این وضعیت، علاوه بر اولویت قائل نشدن برای فرهنگ، ضعف سکان داران فرهنگ کشور را نیز باید عامل مهمی دانست. سوگمندانه باید اعتراف نمائیم که متولیان بخش های فرهنگی کشور عموماً از ضعیف ترین ها انتخاب شده اند. شاید دخالت داشتن گرایش های سیاسی و فقدان نگاه اولویت بخشی به فرهنگ از عوامل اصلی گماردن ضعفا بر عرصه فرهنگ باشد. فرهنگ اگر قرار باشد در اولویت قرار بگیرد، باید حداقل دو اقدام جدی صورت بگیرد؛ یکی تخصیص بودجه کافی و دیگری، که مهم تر است، گماردن متولیان قوی.

ضعف متولیان فرهنگ موجب می شود به امتیازخواهان باج و امتیاز بدهند و این اقدام را برای خود یک وجه مثبت به حساب آورند. در بخش هنر نیز متولیان ضعیف، بدون برنامه پیش می روند و هرگز به نقطه مطلوب نمی رسند. در بخش کتاب، یک روز ممیزی را لازم و ضروری می دانند، یک روز آن را رد می کنند و روز دیگر دچار بلاتکلیفی می شوند. جلب همکاران قوی چیزی است که هرگز نمی توان از متولیان ضعیف فرهنگ انتظار داشت. افراد ضعیف، در مقابل کسانی یا مجموعه هائی که می خواهند عوامل خود را به آنها تحمیل کنند منفعل می شوند و قدرت و جسارت "نه" گفتن به آنها را ندارند. اینها بخشی از عوارضی هستند که از ضعف مدیریت های فرهنگی ناشی می شوند و به فرهنگ کشور ضربه می زنند.

تعدد دستگاه هائی که خود را متولی فرهنگ می دانند نیز از مشکلات بخش فرهنگی و از عوامل رکود و گاهی عقبگرد فرهنگی است. فرهنگ در کشور ما فرماندهی واحدی ندارد و همین امر موجب دوباره کاری ها، خنثی کردن کار همدیگر و صرف بودجه های کلان بدون دستاورد قابل توجه می شود. این ضعف، بارها به مسئولان نظام یادآوری شده ولی نه تنها برطرف نگردیده بلکه همچنان شاهد افزوده شدن بر تعداد متولیان فرهنگی هستیم.

رسانه ملی، که رساترین صدا برای اشاعه فرهنگ می تواند باشد، در مواردی نقش خنثی کننده دستاوردهای فرهنگی را ایفا می کند. برخورد متولیان فرهنگی کشور با مطبوعات و سایر رسانه های نوشتاری، چه از نظر مادی و چه از نظر حمایت های معنوی نه تنها ضعیف بلکه بازدارنده است. تبعیض در پرداخت یارانه های قانونی و برخوردهای سیاسی و سلیقه ای با رسانه های مکتوب، زمینه ای برای رشد این رسانه ها باقی نگذاشته است. کوتاهی در انجام وظیفه قانونی که برخورد متولیان فرهنگی با مطبوعات بداخلاق، اتهام پراکن و قانون شکن را مقرر می دارد، یکی دیگر از عوارض ضعف مدیران فرهنگی است که موجب وارد شدن لطمات شدیدی به فرهنگ کشور شده است.

راه حل این مشکلات و آنچه موجب تقویت فرهنگ خواهد شد، عبارتند از تجمیع مراکز متعدد فرهنگی، ایجاد وحدت رویه در برخوردهای فرهنگی، بالا رفتن حساسیت مسئولین نظام نسبت به فرهنگ، اولویت بخشیدن به مقوله فرهنگ به عنوان اصل و پایه سایر مقولات و سپردن بخش فرهنگی به افراد قوی، مستقل و شجاع. اما آیا گوش شنوائی وجود دارد که این مرثیه را بشنود و آیا اراده قاطعی وجود دارد که درصدد نجات دادن فرهنگ از مظلومیت و انزوا باشد؟

برای ارتباط با ما جهت امور قرانی با این شماره تماس حاصل فرمایید:09131266381
سید وحید حسینی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد