فرهنگ
اگر شما فرهنگ را هدایت نکنید فرهنگ شما را هدایت می کند 
قالب وبلاگ
جستجوی مطالب وبلاگ
نظر سنجی
قرائت کدامیک از قاریان زیر را بیشتر میپسندید(امکان انتخاب بیش از یک گزینه وجود دارد)











آیه 10 سوره تحریم «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذینَ كَفَرُوا امرَأَتَ نوحٍ وَامرَأَتَ لوطٍ ...، خداوند برای کسانی که کافر شده‌اند به همسر نوح و همسر لوط مثَل زده است،...»، آیه 11 سوره تحریم «وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذینَ آمَنُوا امرَأَتَ فِرعَونَ....، و خداوند برای مؤمنان، به همسر فرعون مثَل زده است،...»، آیه 12 سوره تحریم «وَمَریَمَ ابنَتَ عِمرانَ الَّتی أَحصَنَت فَرجَها...، و همچنین به مریم دختر عمران که دامان خود را پاک نگه داشت،...» و آیه 42 سوره آل‌عمران «وَإِذ قالَتِ المَلائِكَةُ یا مَریَمُ إِنَّ اللَّهَ اصطَفاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصطَفاكِ عَلى نِساءِ العالَمینَ، ای مریم! خدا تو را برگزیده و پاک ساخته و بر تمام زنان جهان، برتری داده است.» نشان می‌دهد که خداوند متعال زنان را به عنوان الگوی بدان و نیکان در قرآن معرفی کرده است.
زن به عنوان مظهر جمال الهی، مربی انسان و زمینه‌ساز رشد فضائل و مکارم اخلاق یا بر عکس مشکلات اخلاقی و ناهنجاری‌های اجتماعی است.
نقش مادران در تعالی، تکامل و سعادت انسان‌ها به قدری حیاتی و سرنوشت‌ساز است که پیامبر اعظم(ص) فرمودند: «الجنه تحت اقدام الامهات، بهشت زیر پای مادران است.» و یا امام خمینی(ره) فرمود: «از دامن زن، مرد به معراج می‌رود.»
در روایتی دیگری از خاتم‌الانبیاء حضرت محمد(ص) آمده است که ایشان در پاسخ شخصی که درباره نیکی به پدر و مادر سؤال می‌کرد، سه بار فرمودند اَبْرر امّک، به مادرت نیکی کن، به مادرت نیکی کن، به مادرت نیکی کن و در مرتبه چهارم فرمودند، به پدرت نیکی کن.
نقش و جایگاه والای زنان در تحکیم خانواده
همه این سخنان و روایات، نقش و جایگاه والای زنان به عنوان همسران و مادران را در تحکیم خانواده به عنوان رکن اصلی جامعه و بنیادی‌ترین نهاد اجتماعی نشان می‌دهد.
در حقیقت، زنان با نقش مهم الگویی و تربیتی خود تاثیر مهم و بی‌بدیلی در ساختن شخصیت فرزندان خود به عنوان آینده‌سازان جامعه بر عهده دارند، به گونه‌ای که قرآن کریم در میان سه نقش طبیعی دختری، همسری و مادری زنان، بیشترین تاکید و ستایش را از نقش مادری داشته است.
قرآن کریم با بیان الگوهای قرآنی همچون مادر مریم، مادر عیسی(ع) و مادر موسی(ع)، نقش سرنوشت‌ساز تربیت فرزندان و نسل آینده اجتماع را به مادران می‌سپارد.
آیه 233 سوره بقره «وَالْوَالِدَاتُ یُرْضِعْنَ أَوْلاَدَهُنَّ....، و مادران [باید] فرزندان خود را دو سال تمام شیر دهند» و همچنین تاکیدات فراوانی که امروزه بر تغذیه کودک با شیر مادر می‌شود، به درستی ثابت می‌کند کارکردهای زنان در نقش مادری از همان آغاز تولد کودک و حتی قبل از آن شروع می‌شود و این مادر است که می‌تواند با بهره‌گرفتن از مهر و عاطفه ذاتی خود، ارتباط مستحکم و صمیمانه‌ای را با فرزند ایجاد کرده و با ظرافت‌های وجود خود، علاوه بر ایجاد بستر مناسب رشد توانایی‌های فرزند در خانواده، با رفتار و عمل مناسب و الگویی خود، روح کودک را که در ابتدا همچون لوح سفیدی، آمادگی پذیرش هر نقشی دارد را به سوی فضائل اخلاقی و ارزش‌های دینی و اجتماعی هدایت کند.
خانواده یکی از نهادهای بنیادین حفظ، تربیت و فراگیری ارزش‌ها و هنجارهای دینی و اجتماعی انسان است که مادر به عنوان معمار خانواده، مهم‌ترین نقش را در این محیط بر عهده دارد، چراکه کودک برای اولین بار در آغوش مادر قرار می‌گیرد و آداب و رسوم اجتماعی را از او می‌آموزد.
از طرفی افزایش آسیب‌ها و ناهنجاری‌های اجتماعی در سطح جامعه همچون طلاق، اعتیاد و ... نشان‌دهنده کاهش مسؤلیت‌پذیری و تاثیر مثبت مادران در تربیت فرزندان است.
در این بین شاید یکی از مهم‌ترین راهکارهای عملی بازگشت زن امروز به ماهیت انسانی و الهی‌اش، عینیت بخشیدن به مصداق‌های خانواده برتر با الگوپذیری از نمونه‌های عملی تربیت در سبک زندگی اسلامی است و چه الگویی در این راه بهتر و مناسب‌تر از دختر، همسر و مادر نمونه دو عالم، سیده‌ نساء‌العالمین، حضرت فاطمه زهرا(س) که در عبودیت و بندگی، معرفت و حکمت، ایثار، علم و دانش، ولایت‌پذیری، شوهرداری و تربیت فرزند بی‌نظیر و بی‌همتا است.
دلیل نامگذاری«ام‌ابیها، مادر پدرش»
یکی از ویژگی‌های بارز حضرت فاطمه(س) به عنوان دختر، نحوه رفتار با والدین و احترام به پدر توسط ایشان بود؛ فاطمه هشت سال در مکه پا به پای پدر در اعتلا و پیشرفت اسلام کوشید و در آزار کفار و مشرکان و منافقان یار و مددکار پدر بود، در دره و شعب ابوطالب، سه سال درکنار پدر تحمل کرد و زمانی که مشرکان، پیامبر(ص) را آزار و اذیت و زخمی کرده و یا جسارتی می‌کردند، پیامبر(ص) را دلداری می‌داد، زخم‌هایش را مداوا می‌کرد و این‌گونه بود که پیامبر(ص) ایشان را «ام‌ابیها، مادر پدرش» نامید.
از جمله نکات مهم زندگی حضرت فاطمه(س) ازدواج آن حضرت بود، ایشان خواستگارانی بسیار در میان صحابه داشت که از نظر مالی در رتبه‌های بالایی قرار داشتند اما رسول خدا همچنان مسئله را به نظر خداوند موکول می‌کرد تا سرانجام جبرئیل بر پیامبر(ص) نازل شد و گفت: ای محمد، خدا بر تو سلام می‌رساند و می‌فرماید: «فاطمه را به عقد علی درآور، خداوند علی را برای فاطمه و فاطمه را برای علی پسندیده است.»
جهیزیه ساده، اندک و بی‌تکلف از دیگر ویژگی‌های زندگی حضرت زهرا(س) بود که پیامبر(ص) چون سادگی بیش از حد اشیاء را نگریست، دست به دعا بلند کرده و فرمود: «خدا به اهل بیت برکت دهد.»، که البته خدا نیز چنین کرد چرا که آیه تطهیر «انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» در حق هیچ کسی به جز این خاندان نازل نشد.
همسرداری حضرت فاطمه زهرا(س)
همسرداری حضرت فاطمه(س) نیز بهترین الگو برای زنان مسلمان است، طوری که امیرالمومنان علی(ع) می‌فرماید: «جهاد زن، خوب شوهرداری کردن است.»
فاطمه(س) هیچ‌گاه حتی اموری را که احتمال می‌داد علی(ع) قادر به تدارک آن‌ها نباشد، از او طلب نمی‌کرد، تا آنجا که از علی(ع) در رابطه با فاطمه(س) نقل شده است: «بخدا سوگند که او را به خشم نیاوردم و تا هنگامی که زنده بود، او را وادار به کاری که خوشش نیاید نکردم، او نیز مرا به خشم نیاورد و نافرمانی هم نکرد.»
الگوی حضرت فاطمه(س) در تربیت و رفتار با فرزندان
تربیت فرزندانی که هر کدام الگوی بشریت هستند، حضرت زینب(س)، اسوه صبر، امام حسین(ع) اسوه ایثار و امام حسن(ع) اسوه کرامت، نشان می‌دهد که سیره رفتار فاطمه(س) با فرزندان خود، سرمشقی مناسب برای تربیت صحیح فرزندان است. ایشان به فرزندان احترام می‌گذاشتند، آن‌ها را با احترام خطاب می‌کردند و همیشه سعی در آموزش و تربیت دینی و اخلاقی آن‌ها داشتند.
علاوه بر عدالت در توجه به کودکان، سبک عملی تشویق به عبادت از نکات بارز سیره تربیتی حضرت زهرا(س) در تربیت فرزندان بود، یعنی فضای تربیتی خانه را با رفتارهای خود آماده می‌کردند، چراکه مسلما وقتی والدین الگوی عملی کودکان برای عبادت پروردگار و سایر رفتارها باشند، آن‌ها در آینده راه والدین را در پیش خواهند گرفت.
ساده زیستی و قناعت در زندگی حضرت زهرا(س)
ساده زیستی، قناعت و پرهیز از تجمل، مهریه کم، جهیزیه مختصر، اکتفا به غذای اندک و معاش کم و استفاده از حداقل امکانات برای زندگی از دیگر ویژگی‌های زندگی حضرت فاطمه زهرا(س) است.
همچنین از عبادت، حجاب و عفاف، مشارکت در مسائل سیاسی و اجتماعی و دفاع از حریم ولایت می‌توان به عنوان دیگر ویژگی‌های مهم سیاسی اجتماعی این بانوی بزرگوار یاد کرد.
به امید روزی که با انتقال و ترویج درست فرهنگ و معارف اهل‌بیت بویژه حضرت زهرا(س)، بانوان به عنوان نیمی از اقشار جامعه با الگوپذیری از ام‌ابیها(س)، نقش‌های دختری، مادری و همسری خود را به خوبی و بر اساس تعالیم و آموزه‌های دینی ایفا کنند که یقینا این امر موجب آرامش، انسجام، صمیمیت، عشق و محبت توام با احترام در زندگی و کاهش آسیب‌ها و ناهنجاری‌های اجتماعی در جامعه خواهد شد.



طبقه بندی: مذهبی،
[ چهارشنبه 11 فروردین 1395 ] [ 11:01 ق.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

از میان مقولاتی مانند فرهنگ، امنیت، اقتصاد و سیاست، کدامیک اولویت دارد؟ برای جامعه ای که قرار است با نظام حکومتی دینی اداره شود بسیار مهم است. این پاسخ است که می تواند نقشه راه را برای هر حکومتی ترسیم کند و البته برای یک نظام اسلامی نقش و اهمیت بیشتری دارد.
بدون آنکه با بررسی تعاریف گوناگون فرهنگ وقت گذرانی کنیم، مستقیماً به سراغ نقش فرهنگ در زندگی فردی و اجتماعی می رویم. در این وادی، مجموعه بینش ها و کنش ها را می توان فرهنگ نامید، مجموعه ای که بستری می شود برای رشد آگاهی عمومی و التزام عملی آحاد مردم به مقررات اجتماعی.

با این تعریف، راحت می توان گفت فرهنگ برای جامعه همانند خونی است که در رگ های بدن جریان دارد. همانگونه که خون، اندام ها را به تحرک وامی دارد و چگونگی خون در چگونگی کارکرد بدن نقش مستقیم دارد، فرهنگ نیز اندام های جامعه را به تحرک وامیدارد و ضعف و قوت آن در ضعف و قوت اقتصاد، امنیت، سیاست و اخلاق جامعه اثرگذار است. بدین ترتیب، پاسخ سؤال مورد نظر اینست که فرهنگ باید در اولویت باشد.

هدف از آوردن این مقدمه، یادآوری این واقعیت تلخ است که جامعه اسلامی و انقلابی ما علیرغم اینکه از یک نظام حکومتی دینی برخوردار است، متأسفانه هیچگاه برای فرهنگ اولویت قائل نشده و مقوله فرهنگ همواره مورد غفلت بوده است. از صبح پیروزی انقلاب اسلامی، تعابیری مانند "انقلاب ارزش ها" و "انقلاب فرهنگی" از زبان امام و سایر بزرگان در توصیف انقلاب اسلامی شنیده ایم، اما هرگز در عمل برای مقوله "فرهنگ" اولویت قائل نشده ایم. اگر فرهنگ در اولویت قرار گیرد، اقتصادی سالم، امنیتی پایدار و سیاستی مبتنی بر اصول خواهیم داشت. زیرا فرهنگ برای سایر مقولات بسترسازی می کند و راه را برای جریان یافتن سالم آنها هموار می نماید.

شاید در قالب دیگری بتوان یک جامعه با فرهنگ را جامعه ای مقرراتی، قانون گرا و اخلاق مدار معرفی کرد. به عبارت روشن تر، اگر مردم یک جامعه با فرهنگ باشند، در برخوردهای اقتصادی بر مبنای قانون و اخلاق عمل می کنند و مفاسد اخلاقی از آن جامعه رخت برمی بندد، در بخش های امنیت و سیاست نیز همه چیز برمبنای صداقت به پیش خواهد رفت و همواره اخلاق، محور رفتارها خواهد بود. قضاوت نیز از فرهنگ تأثیر می گیرد و در یک جامعه با فرهنگ علاوه بر اینکه قضات، وظیفه قانونی خود را به درستی انجام می دهند، اصولاً خصومت ها کاهش می یابد و حتی خود مردم بدون نیاز به دستگاه قضائی به رفع خصومت اقدام می کنند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، متأسفانه هیچگاه فرهنگ در اولویت نبوده و دولت ها به سایر مقولات بیشتر توجه کردند. بعضی دولت ها به دلیل درگیر بودن با جنگ و بازسازی، فرصت و امکان توجه جدی به فرهنگ را نداشتند و بعضی دیگر به ویژه در سال های اخیر، بداخلاقی را جایگزین اخلاق و فرهنگ کردند و به همین جهت، بی قانونی، مفاسد اقتصادی و تفرقه و بی اعتمادی نسبت به همدیگر در جامعه افزایش یافته است. آنچه از اینها نگران کننده تر است، سوءاستفاده معاندان از فضای پدید آمده است که در قالب های مختلف بی بندوباری، پشت پا زدن به احکام دینی و زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات جلوه گر می شود.

در بررسی عوامل پدید آمدن این وضعیت، علاوه بر اولویت قائل نشدن برای فرهنگ، ضعف سکان داران فرهنگ کشور را نیز باید عامل مهمی دانست. سوگمندانه باید اعتراف نمائیم که متولیان بخش های فرهنگی کشور عموماً از ضعیف ترین ها انتخاب شده اند. شاید دخالت داشتن گرایش های سیاسی و فقدان نگاه اولویت بخشی به فرهنگ از عوامل اصلی گماردن ضعفا بر عرصه فرهنگ باشد. فرهنگ اگر قرار باشد در اولویت قرار بگیرد، باید حداقل دو اقدام جدی صورت بگیرد؛ یکی تخصیص بودجه کافی و دیگری، که مهم تر است، گماردن متولیان قوی.

ضعف متولیان فرهنگ موجب می شود به امتیازخواهان باج و امتیاز بدهند و این اقدام را برای خود یک وجه مثبت به حساب آورند. در بخش هنر نیز متولیان ضعیف، بدون برنامه پیش می روند و هرگز به نقطه مطلوب نمی رسند. در بخش کتاب، یک روز ممیزی را لازم و ضروری می دانند، یک روز آن را رد می کنند و روز دیگر دچار بلاتکلیفی می شوند. جلب همکاران قوی چیزی است که هرگز نمی توان از متولیان ضعیف فرهنگ انتظار داشت. افراد ضعیف، در مقابل کسانی یا مجموعه هائی که می خواهند عوامل خود را به آنها تحمیل کنند منفعل می شوند و قدرت و جسارت "نه" گفتن به آنها را ندارند. اینها بخشی از عوارضی هستند که از ضعف مدیریت های فرهنگی ناشی می شوند و به فرهنگ کشور ضربه می زنند.

تعدد دستگاه هائی که خود را متولی فرهنگ می دانند نیز از مشکلات بخش فرهنگی و از عوامل رکود و گاهی عقبگرد فرهنگی است. فرهنگ در کشور ما فرماندهی واحدی ندارد و همین امر موجب دوباره کاری ها، خنثی کردن کار همدیگر و صرف بودجه های کلان بدون دستاورد قابل توجه می شود. این ضعف، بارها به مسئولان نظام یادآوری شده ولی نه تنها برطرف نگردیده بلکه همچنان شاهد افزوده شدن بر تعداد متولیان فرهنگی هستیم.

رسانه ملی، که رساترین صدا برای اشاعه فرهنگ می تواند باشد، در مواردی نقش خنثی کننده دستاوردهای فرهنگی را ایفا می کند. برخورد متولیان فرهنگی کشور با مطبوعات و سایر رسانه های نوشتاری، چه از نظر مادی و چه از نظر حمایت های معنوی نه تنها ضعیف بلکه بازدارنده است. تبعیض در پرداخت یارانه های قانونی و برخوردهای سیاسی و سلیقه ای با رسانه های مکتوب، زمینه ای برای رشد این رسانه ها باقی نگذاشته است. کوتاهی در انجام وظیفه قانونی که برخورد متولیان فرهنگی با مطبوعات بداخلاق، اتهام پراکن و قانون شکن را مقرر می دارد، یکی دیگر از عوارض ضعف مدیران فرهنگی است که موجب وارد شدن لطمات شدیدی به فرهنگ کشور شده است.

راه حل این مشکلات و آنچه موجب تقویت فرهنگ خواهد شد، عبارتند از تجمیع مراکز متعدد فرهنگی، ایجاد وحدت رویه در برخوردهای فرهنگی، بالا رفتن حساسیت مسئولین نظام نسبت به فرهنگ، اولویت بخشیدن به مقوله فرهنگ به عنوان اصل و پایه سایر مقولات و سپردن بخش فرهنگی به افراد قوی، مستقل و شجاع. اما آیا گوش شنوائی وجود دارد که این مرثیه را بشنود و آیا اراده قاطعی وجود دارد که درصدد نجات دادن فرهنگ از مظلومیت و انزوا باشد؟

برای ارتباط با ما جهت امور قرانی با این شماره تماس حاصل فرمایید:09131266381
سید وحید حسینی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد