فرهنگ
اگر شما فرهنگ را هدایت نکنید فرهنگ شما را هدایت می کند 
قالب وبلاگ
جستجوی مطالب وبلاگ
نظر سنجی
قرائت کدامیک از قاریان زیر را بیشتر میپسندید(امکان انتخاب بیش از یک گزینه وجود دارد)











نوروز، آیینی است که ما ایرانیان هرساله آن را به عنوان بزرگترین و مهمترین اتفاق سال، جشن می‌گیریم اما به سبب دیرینگی آن، اغلب نمی‌دانیم چه زمان و چرا پایه‌گذاری شده و چرا تا به امروز زنده مانده‌است.
 
بدیهی است برای چنین رخدادهای کهنی نمی‌توان مستندات تاریخی پیدا کرد اما نباید فراموش کرد که ملل متمدن همیشه راه­های دیگری برای روایت کردن تاریخ چند هزارساله خود می‌یابند که به ویژه در ایران، اساس این روایت‌های نمادگونه، واقعیات تاریخی هستند.
 
در باور ایرانیان و بر اساس آثار بازمانده در ادبیات فارسی برپایی جشن نوروز به مناسبت پیروزی جمشید بر دیوان بوده‌است.
 
دیوان، سرمایه دارانی بودند که به مردم ستم می‌کردند، جمشید سال‌ها با آنان جنگید تا سرانجام بر آنان پیروز شد، آنگاه داد و برابری را در میان مردم برپا ساخت؛ روز اعلام حکومتِ دادمحور را نخستین روز فروردین قرار داد و آن را نوروز نامید؛ زیرا از آن روز به بعد آیینی نو در میان مردم بر قرار می‌شد.
 
پیروزی جمشید، پی‌آمد پیروزی پدران تاریخی او یعنی هوشنگ و تهمورث علیه دیوسالاری بود که این دیوسالاری در واقع نماد جامعه فئودالی است که پیش از جمشید نیز وجود داشته و شاهان پیش از او نیز با این نظام مبارزات زیادی کردند.
 
دیوان، مردم را وا می‌داشتند تا برای آنها کار کنند؛ بنابراین مردم بهره‌ای از آزادی نداشتند و دسترنج آنها را دیوان می‌بردند.
 
جمشید پس از جنگ‌های پی‌درپی دیوان را ناکار کرد و حکومتی تازه بر مبنای آموزش‌ها و دیدگاه‌های نیاکان خود که نخستین آموزگاران داد و مساوات بودند بنیاد نهاد.
 
در حکومت نوبنیاد جمشید همه مردم از جهت حقوق اجتماعی مساوی بودند. همچنین هرکس که کار می‌کرد حاصل آن برای خودش بود، دزدی و ستمگری از میان رفت و روزگاری خوش فرارسید.
 
سبب این که نوروز را در فروردین ماه قرار دادند این بود که ماه فروردین از سال‌ها پیش قداست داشت و ماهی محترم بود؛ آیین‌های مذهبی دیگری نیز در این ماه انجام می‌شد و اساساً ماه فروهرها و روان‌پاک مقدسان بود.
 
ناگفته نماند که در اندیشه ایرانی، میان گسترش عدالت از سوی جمشید که در نوروز رخ داد و اعتدال طبیعت که ویژۀ نوروز است، ارتباط مستقیمی وجود دارد.
 
همان طور که گفته شد در نوروز جشن برقراری عدالت اجتماعی و اعلام «آیین داد» برگزار می‌شد که پس از جمشید، مهرپرستان نیز آن را گرامی داشته و هر سال در این زمان جشن می‌گرفتند.
 
مهرپرستان خورشید را نماد دادگستری و مساوات می‌دانستند؛ همه جهان در برابر خورشید برابر و یکسان بود. هیچ‌گونه تبعیض و استثنایی در نهاد خورشید نیست. بر خشک و تر یکسان می‌تابد.
 
در زمانی که جمشید خدای هفت کشور بود، جشن نوروز را در جایگاهی برگزار می‌کرد که راویان، آن را تخت جمشید یا همان «میدان عید» خوانده‌اند و ساخت کاخ باشکوه تخت جمشید که محل اصلی برگزاری آیین نوروز در دوره هخامنشی بوده با الهام از همان جایگاه اسطوره‌ای ساخته شده است.
 
آن گونه که از آثار زبان و ادبیات فارسی بر می‌آید در چند جای ایران نشان از ساختن کاخ‌هایی داده شده که همه آنها مانند تخت‌جمشید در ارتباط با برگزاری مراسم و آیین‌های پرشکوه نوروز و یافتن اعتدال بهاری بوده‌است.
 
از مجموعه توضیحاتی که درباره تخت‌جمشید در کتاب‌های تاریخ و فرهنگ سنتی ایران داده شده و کاوش‌های باستان‌شناسی که به عمل آمده چنین می‌توان برداشت کرد که در این کاخ‌ها اتاق ویژه‌ای در نظر گرفته شده بود که در سقف آن روزنی ساخته و در میان آن «سنگ نشانی» تعبیه کرده بودند که هنگام طلوع آفتاب در نخستین ساعات اولیه روز فروردین، همین که پرتو خورشید از آن روزن روی سنگ نشان می‌تابید، نشانه تحویل سال بود. پس از آن بلافاصله کوس و دهل می‌نواختند و جشن نوروز را آغاز می‌کردند.
 
در تخت جمشید پیکره‌های افرادی کنده‌کاری شده‌است که هر کدام چیزی با خود همراه دارند. بسیاری از کارشناسان معتقدند که اینها نمایندگان ملل مختلف هستند که برای پادشاه ایران هدیه و باج آورده‌اند اما در مقابل، نظر دیگری نیز وجود دارد که می‌گوید این افراد مردم نقاط مختلف ایران بزرگ هستند که نیازها و هزینه‌های عید را به بارگاه می‌بردند تا مراسم را برگزار کنند؛ زیرا جشن نوروز آیینی مردمی و مقدس بوده و این مردم بودند که باید هزینه آن را به عهده می‌گرفتند.
 
آنطور که از آثار پیداست ساختار تخت‌جمشید به گونه‌ای نبوده که بتواند هزینه و نیازهای این جشن بزرگ را انبار کند. بنابراین لوازم این جشن از سوی مردم تأمین و میان خودشان نیز پخش می‌شده‌است.
 
از ویژگی‌های دوره پادشاهی جمشید این است که در آن دوران آرامش وجود داشته و نعمت فراوان بوده است. نه بادِ گرم بود، نه بادِ سرد، نه مرگ، نه درد. کسی پیر و فرتوت نمی‌شد و پدر و فرزند هر دو چون جوان پانزده ساله به نظر می‌رسیدند. جهان سرشار از سعادت و آبادانی بود.
 
اگرچه جمشید بعدها در برخی از متون زرتشتی گناهکار شتاخته شد؛ زیرا خوردن گوشت گاو را به مردم آموخت، اما آیین دادگستری او هرگز از خاطره کسی نرفت و یاد نیک او را در ذهن و دل ایرانیان مکدر نشد.
 
از مجموع آنچه گفته شد می‌توان نتیجه گرفت که چون در باورهای کهن ایرانیان، دوران پادشاهی جمشید مطلوب‌ترین دوران جهان باستان بوده، بهترین رخدادهای تاریخ را به این دوره نسبت می‌‌دادند و چه چیز بهتر و ارزنده‌تر از روزی که در آن آیین داد برقرار شد.
 
دادخواهی و عدالت، آرزوی همیشگی بشر بوده و هست و بی‌شک آیینی که ریشه در روزگار برقراری مساوات دارد هرگز از ذهن و زندگی آدمی پاک نمی‌شود حتی اگر پس از گذر هزاران سال، گاه قادر به توضیح این ریشه‌ها نباشد.
 
به هر روی نوروز در ایران برای همیشه پایدار خواهد ماند.
 
سیمین دخت گوودرزی

[ چهارشنبه 4 فروردین 1395 ] [ 10:43 ق.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

از میان مقولاتی مانند فرهنگ، امنیت، اقتصاد و سیاست، کدامیک اولویت دارد؟ برای جامعه ای که قرار است با نظام حکومتی دینی اداره شود بسیار مهم است. این پاسخ است که می تواند نقشه راه را برای هر حکومتی ترسیم کند و البته برای یک نظام اسلامی نقش و اهمیت بیشتری دارد.
بدون آنکه با بررسی تعاریف گوناگون فرهنگ وقت گذرانی کنیم، مستقیماً به سراغ نقش فرهنگ در زندگی فردی و اجتماعی می رویم. در این وادی، مجموعه بینش ها و کنش ها را می توان فرهنگ نامید، مجموعه ای که بستری می شود برای رشد آگاهی عمومی و التزام عملی آحاد مردم به مقررات اجتماعی.

با این تعریف، راحت می توان گفت فرهنگ برای جامعه همانند خونی است که در رگ های بدن جریان دارد. همانگونه که خون، اندام ها را به تحرک وامی دارد و چگونگی خون در چگونگی کارکرد بدن نقش مستقیم دارد، فرهنگ نیز اندام های جامعه را به تحرک وامیدارد و ضعف و قوت آن در ضعف و قوت اقتصاد، امنیت، سیاست و اخلاق جامعه اثرگذار است. بدین ترتیب، پاسخ سؤال مورد نظر اینست که فرهنگ باید در اولویت باشد.

هدف از آوردن این مقدمه، یادآوری این واقعیت تلخ است که جامعه اسلامی و انقلابی ما علیرغم اینکه از یک نظام حکومتی دینی برخوردار است، متأسفانه هیچگاه برای فرهنگ اولویت قائل نشده و مقوله فرهنگ همواره مورد غفلت بوده است. از صبح پیروزی انقلاب اسلامی، تعابیری مانند "انقلاب ارزش ها" و "انقلاب فرهنگی" از زبان امام و سایر بزرگان در توصیف انقلاب اسلامی شنیده ایم، اما هرگز در عمل برای مقوله "فرهنگ" اولویت قائل نشده ایم. اگر فرهنگ در اولویت قرار گیرد، اقتصادی سالم، امنیتی پایدار و سیاستی مبتنی بر اصول خواهیم داشت. زیرا فرهنگ برای سایر مقولات بسترسازی می کند و راه را برای جریان یافتن سالم آنها هموار می نماید.

شاید در قالب دیگری بتوان یک جامعه با فرهنگ را جامعه ای مقرراتی، قانون گرا و اخلاق مدار معرفی کرد. به عبارت روشن تر، اگر مردم یک جامعه با فرهنگ باشند، در برخوردهای اقتصادی بر مبنای قانون و اخلاق عمل می کنند و مفاسد اخلاقی از آن جامعه رخت برمی بندد، در بخش های امنیت و سیاست نیز همه چیز برمبنای صداقت به پیش خواهد رفت و همواره اخلاق، محور رفتارها خواهد بود. قضاوت نیز از فرهنگ تأثیر می گیرد و در یک جامعه با فرهنگ علاوه بر اینکه قضات، وظیفه قانونی خود را به درستی انجام می دهند، اصولاً خصومت ها کاهش می یابد و حتی خود مردم بدون نیاز به دستگاه قضائی به رفع خصومت اقدام می کنند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، متأسفانه هیچگاه فرهنگ در اولویت نبوده و دولت ها به سایر مقولات بیشتر توجه کردند. بعضی دولت ها به دلیل درگیر بودن با جنگ و بازسازی، فرصت و امکان توجه جدی به فرهنگ را نداشتند و بعضی دیگر به ویژه در سال های اخیر، بداخلاقی را جایگزین اخلاق و فرهنگ کردند و به همین جهت، بی قانونی، مفاسد اقتصادی و تفرقه و بی اعتمادی نسبت به همدیگر در جامعه افزایش یافته است. آنچه از اینها نگران کننده تر است، سوءاستفاده معاندان از فضای پدید آمده است که در قالب های مختلف بی بندوباری، پشت پا زدن به احکام دینی و زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات جلوه گر می شود.

در بررسی عوامل پدید آمدن این وضعیت، علاوه بر اولویت قائل نشدن برای فرهنگ، ضعف سکان داران فرهنگ کشور را نیز باید عامل مهمی دانست. سوگمندانه باید اعتراف نمائیم که متولیان بخش های فرهنگی کشور عموماً از ضعیف ترین ها انتخاب شده اند. شاید دخالت داشتن گرایش های سیاسی و فقدان نگاه اولویت بخشی به فرهنگ از عوامل اصلی گماردن ضعفا بر عرصه فرهنگ باشد. فرهنگ اگر قرار باشد در اولویت قرار بگیرد، باید حداقل دو اقدام جدی صورت بگیرد؛ یکی تخصیص بودجه کافی و دیگری، که مهم تر است، گماردن متولیان قوی.

ضعف متولیان فرهنگ موجب می شود به امتیازخواهان باج و امتیاز بدهند و این اقدام را برای خود یک وجه مثبت به حساب آورند. در بخش هنر نیز متولیان ضعیف، بدون برنامه پیش می روند و هرگز به نقطه مطلوب نمی رسند. در بخش کتاب، یک روز ممیزی را لازم و ضروری می دانند، یک روز آن را رد می کنند و روز دیگر دچار بلاتکلیفی می شوند. جلب همکاران قوی چیزی است که هرگز نمی توان از متولیان ضعیف فرهنگ انتظار داشت. افراد ضعیف، در مقابل کسانی یا مجموعه هائی که می خواهند عوامل خود را به آنها تحمیل کنند منفعل می شوند و قدرت و جسارت "نه" گفتن به آنها را ندارند. اینها بخشی از عوارضی هستند که از ضعف مدیریت های فرهنگی ناشی می شوند و به فرهنگ کشور ضربه می زنند.

تعدد دستگاه هائی که خود را متولی فرهنگ می دانند نیز از مشکلات بخش فرهنگی و از عوامل رکود و گاهی عقبگرد فرهنگی است. فرهنگ در کشور ما فرماندهی واحدی ندارد و همین امر موجب دوباره کاری ها، خنثی کردن کار همدیگر و صرف بودجه های کلان بدون دستاورد قابل توجه می شود. این ضعف، بارها به مسئولان نظام یادآوری شده ولی نه تنها برطرف نگردیده بلکه همچنان شاهد افزوده شدن بر تعداد متولیان فرهنگی هستیم.

رسانه ملی، که رساترین صدا برای اشاعه فرهنگ می تواند باشد، در مواردی نقش خنثی کننده دستاوردهای فرهنگی را ایفا می کند. برخورد متولیان فرهنگی کشور با مطبوعات و سایر رسانه های نوشتاری، چه از نظر مادی و چه از نظر حمایت های معنوی نه تنها ضعیف بلکه بازدارنده است. تبعیض در پرداخت یارانه های قانونی و برخوردهای سیاسی و سلیقه ای با رسانه های مکتوب، زمینه ای برای رشد این رسانه ها باقی نگذاشته است. کوتاهی در انجام وظیفه قانونی که برخورد متولیان فرهنگی با مطبوعات بداخلاق، اتهام پراکن و قانون شکن را مقرر می دارد، یکی دیگر از عوارض ضعف مدیران فرهنگی است که موجب وارد شدن لطمات شدیدی به فرهنگ کشور شده است.

راه حل این مشکلات و آنچه موجب تقویت فرهنگ خواهد شد، عبارتند از تجمیع مراکز متعدد فرهنگی، ایجاد وحدت رویه در برخوردهای فرهنگی، بالا رفتن حساسیت مسئولین نظام نسبت به فرهنگ، اولویت بخشیدن به مقوله فرهنگ به عنوان اصل و پایه سایر مقولات و سپردن بخش فرهنگی به افراد قوی، مستقل و شجاع. اما آیا گوش شنوائی وجود دارد که این مرثیه را بشنود و آیا اراده قاطعی وجود دارد که درصدد نجات دادن فرهنگ از مظلومیت و انزوا باشد؟

برای ارتباط با ما جهت امور قرانی با این شماره تماس حاصل فرمایید:09131266381
سید وحید حسینی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد