فرهنگ
اگر شما فرهنگ را هدایت نکنید فرهنگ شما را هدایت می کند 
قالب وبلاگ
جستجوی مطالب وبلاگ
نظر سنجی
قرائت کدامیک از قاریان زیر را بیشتر میپسندید(امکان انتخاب بیش از یک گزینه وجود دارد)











همیشه از خود می پرسیدم آیا عملی هست که انسان آن را انجام دهد تا به‌وسیله آن بتواند بسیاری از خوبی‌ها را به‌دست آورد؟ این سوال در ذهنم بود تا یک روز که در حال خواندن قرآن بودن به این آیه رسیدم که می‌فرمود: «هرگز به (حقیقت) نیكوكارى نمى رسید مگر اینكه از آنچه دوست مى دارید، (در راه خدا) انفاق كنید و آنچه انفاق مى كنید، خداوند از آن آگاه است». (آل عمران: ۹۲).از لحن آیه خوشم آمد همانجا به تفسیر آن مراجعه کردم. در تفسیر بر آمده بود که بر «ایمان به خدا، و روز جزا، پیامبران، كمك به نیازمندان، نماز و روزه، وفاى به عهد و استقامت در برابر مشكلات و حوادث همه از شعب بر محسوب مى شوند». (تفسیر نمونه، ج ۳، ص ۳) این دقیقا جواب همان سوالی است که در ذهن من بود. پس نتیجه اش این می شود که انسان زمانی که انفاق کند به بسیاری از نیکی‌ها و خیرها خواهد رسید. حال یکی از مصادیق بر و نیکی کمک به نیازمندان است.

بهترین داشته ام را به نیازمندان می دهم

ابوطلحه انصاری یکی از یاران پیامبر(ص) بود. او در مدینه نخلستان با صفایی داشت که زبانزد مردم بود. چشمه زلالی داشت كه هر موقع پیامبر (ص) به آن باغ مى‌رفت از آن آب میل مى‌كرد و وضو مى‌گرفت. علاوه بر این‌ها این باغ برای طلحه درآمد زا هم بود. طلحه خدمت پیامبر(ص) رسید و عرض كرد: مى دانى كه محبوب ترین اموال من همین باغ است، من مى خواهم آن را در راه خدا انفاق كنم تا ذخیره اى براى رستاخیز من باشد، پیامبر (ص) فرمود: «بخ بخ ذلك مال رابح لك »: آفرین بر تو، آفرین بر تو، این ثروتى است كه براى تو سودمند خواهد بود، سپس فرمود: من صلاح مى دانم كه آن را به خویشاوندان نیازمند خود بدهى، ابوطلحه دستور پیامبر (ص) را عمل كرد و آن را در میان بستگان خود تقسیم كرد (تفسیر نمونه، ج ۳، ص: ۴). توجه پیامبر بر عطای مال به نیازمندان آن هم نیازمندان خویشاوند، نشان دهنده ضرورت توجه به این مطلب است.امام زین العابدین (ع) برای فرد سائل و نیازمند حقوقی را بیان می کند و می فرماید: «حق سائل و خواهنده این است که اگر صدقه‌ای فراهم شد و می توانی نیازش را برطرف کنی، به او صدقه داده و برای رفع مشکلش دعا نموده، کمکش کنی (رساله حقوق امام سجاد (ع) ص ۵۳۹). انسان باید تا زمانی که زنده است و مالش در اختیارش است از آن انفاق کند و سنگی از جلوی پای نیازمندی بردارد. امام علی (ع) می‌فرمایند: «ای فرزند آدم! خودت وصی مال خویش باش، امروز به گونه‌ای عمل کن که دوست داری پس از مرگت عمل کنند.» (نهج البلاغه، حکمت ۲۵۴).

چرا باید کمک کنم؟

بسیار اتفاق افتاده است که برای بسیاری از کارهایی که ارزش چندانی ندارد بدون چون و چرا مبلغی را پرداخته ایم یا برای آن هزینه های گزافی می کنیم، اما زمانی که نوبت کمک کردن به نیازمندان و تهیدستان می‌رسد بهانه می‌آوریم تا از کمک با آنان شانه خالی کنیم.با خود می گوییم؛ خدا خواسته که این ها فقیر باشند. اگر خدا بخواهد به آنها هم مثل ما نعمت‌های فراوان می‌دهد. ببینید خدا خواسته و به ما داده است. پس کمک من چه دردی از نیازمند دوا می کند؟ او همیشه فقیر و ندار خواهد بود چون خدا خواسته که او فقیر بماند.خداوند در قرآن می فرماید: «و هنگامى كه به آنان گفته شود: «از آنچه خدا به شما روزى كرده انفاق كنید!»، كافران به مؤمنان مىگویند: «آیا ما كسى را اطعام كنیم كه اگر خدا مى خواست او را اطعام مى كرد؟! (پس خدا خواسته است او گرسنه باشد)، شما فقط در گمراهى آشكارید». اینکه می‌فرماید: انفاق كنید از آنچه خداوند به شما روزى داده، اشاره به این است كه در حقیقت مالك اصلى خداست هر چند این امانت چند روزى به دست ما و شما سپرده شده است، و چقدر بخیلند كسانى كه حاضر نیستند حتى مال كسى را به دیگرى به فرمان او بدهند؟! (تفسیر نمونه، ج ۱۸، ص: ۴۰۳). امام کاظم (ع) می فرمایند: خدا می فرماید من پولدار را به جهت شأن و کرامتی که بر من دارد پولدار نکردم، و بینوا را به سبب اهانتی که بر من کرده بینوا نکردم، بلکه من سرمایه داران را به وسیله بینوایان آزمایش می کنم، و اگر بینوایان نمی‌بودند سرمایه‌داران هرگز مستوجب بهشت نمی گردیدند (نمونه معارف اسلام، ج ۱۳، ص ۴۱۷). در بیانی امام صادق (ع) می‌فرمایند: خداوند عز و جل روز قیامت به فقرا و مسلمانان مانند یك عذرخواه توجه کرده و به عزت و جلالش سوگند می خورد و می فرماید: من براى خوار کردن شما در دنیا نیازمندتان نكردم. امروز خواهید دید كه با شما چه مى كنم، هر كه در دار دنیا احسانى به شما كرده است، دست او را بگیرید و او را به بهشت ببرید (أصول الكافی، ترجمه كمره اى، ج ۵، ص: ۱۰۳).تأسی ما باید به مولای متقیان علی (ع) باشد که در این باره می فرمود: چگونه من شبى سیر بخوابم و در اطرافم شكم‌هاى گرسنه باشند؟! (أصول الكافی، ترجمه مصطفوى، ج ۲، ص: ۲۷۰).

کلام آخر

کم کم به روزهای آخر سال نزدیک می شویم و در آستانه ی سال جدید شور و نشاط بهاری در ما زنده می شود. به دنبال این هستیم که برای شب عیدمان امکاناتی را فراهم کنیم تا بیشتر از لحظاتمان لذت ببریم؛ در این گیر و دار، به یاد کسانی باشیم که در آرزوی لباسی نو هستند، اما کسی را ندارند که برایشان لباسی بخرد. گرسنه اند و کسی نیست تا آنها را سیر کند و... بیاییم با پیروی از مولایمان علی (ع) لذت هایمان را با دیگران تقسیم کنیم و واسطه‌ای شویم بین خدا و مستمندان و افتخار کمک‌رسانی به ایشان را نصیب خود کنیم.




طبقه بندی: اخلاق،
[ جمعه 28 اسفند 1394 ] [ 01:38 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

از میان مقولاتی مانند فرهنگ، امنیت، اقتصاد و سیاست، کدامیک اولویت دارد؟ برای جامعه ای که قرار است با نظام حکومتی دینی اداره شود بسیار مهم است. این پاسخ است که می تواند نقشه راه را برای هر حکومتی ترسیم کند و البته برای یک نظام اسلامی نقش و اهمیت بیشتری دارد.
بدون آنکه با بررسی تعاریف گوناگون فرهنگ وقت گذرانی کنیم، مستقیماً به سراغ نقش فرهنگ در زندگی فردی و اجتماعی می رویم. در این وادی، مجموعه بینش ها و کنش ها را می توان فرهنگ نامید، مجموعه ای که بستری می شود برای رشد آگاهی عمومی و التزام عملی آحاد مردم به مقررات اجتماعی.

با این تعریف، راحت می توان گفت فرهنگ برای جامعه همانند خونی است که در رگ های بدن جریان دارد. همانگونه که خون، اندام ها را به تحرک وامی دارد و چگونگی خون در چگونگی کارکرد بدن نقش مستقیم دارد، فرهنگ نیز اندام های جامعه را به تحرک وامیدارد و ضعف و قوت آن در ضعف و قوت اقتصاد، امنیت، سیاست و اخلاق جامعه اثرگذار است. بدین ترتیب، پاسخ سؤال مورد نظر اینست که فرهنگ باید در اولویت باشد.

هدف از آوردن این مقدمه، یادآوری این واقعیت تلخ است که جامعه اسلامی و انقلابی ما علیرغم اینکه از یک نظام حکومتی دینی برخوردار است، متأسفانه هیچگاه برای فرهنگ اولویت قائل نشده و مقوله فرهنگ همواره مورد غفلت بوده است. از صبح پیروزی انقلاب اسلامی، تعابیری مانند "انقلاب ارزش ها" و "انقلاب فرهنگی" از زبان امام و سایر بزرگان در توصیف انقلاب اسلامی شنیده ایم، اما هرگز در عمل برای مقوله "فرهنگ" اولویت قائل نشده ایم. اگر فرهنگ در اولویت قرار گیرد، اقتصادی سالم، امنیتی پایدار و سیاستی مبتنی بر اصول خواهیم داشت. زیرا فرهنگ برای سایر مقولات بسترسازی می کند و راه را برای جریان یافتن سالم آنها هموار می نماید.

شاید در قالب دیگری بتوان یک جامعه با فرهنگ را جامعه ای مقرراتی، قانون گرا و اخلاق مدار معرفی کرد. به عبارت روشن تر، اگر مردم یک جامعه با فرهنگ باشند، در برخوردهای اقتصادی بر مبنای قانون و اخلاق عمل می کنند و مفاسد اخلاقی از آن جامعه رخت برمی بندد، در بخش های امنیت و سیاست نیز همه چیز برمبنای صداقت به پیش خواهد رفت و همواره اخلاق، محور رفتارها خواهد بود. قضاوت نیز از فرهنگ تأثیر می گیرد و در یک جامعه با فرهنگ علاوه بر اینکه قضات، وظیفه قانونی خود را به درستی انجام می دهند، اصولاً خصومت ها کاهش می یابد و حتی خود مردم بدون نیاز به دستگاه قضائی به رفع خصومت اقدام می کنند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، متأسفانه هیچگاه فرهنگ در اولویت نبوده و دولت ها به سایر مقولات بیشتر توجه کردند. بعضی دولت ها به دلیل درگیر بودن با جنگ و بازسازی، فرصت و امکان توجه جدی به فرهنگ را نداشتند و بعضی دیگر به ویژه در سال های اخیر، بداخلاقی را جایگزین اخلاق و فرهنگ کردند و به همین جهت، بی قانونی، مفاسد اقتصادی و تفرقه و بی اعتمادی نسبت به همدیگر در جامعه افزایش یافته است. آنچه از اینها نگران کننده تر است، سوءاستفاده معاندان از فضای پدید آمده است که در قالب های مختلف بی بندوباری، پشت پا زدن به احکام دینی و زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات جلوه گر می شود.

در بررسی عوامل پدید آمدن این وضعیت، علاوه بر اولویت قائل نشدن برای فرهنگ، ضعف سکان داران فرهنگ کشور را نیز باید عامل مهمی دانست. سوگمندانه باید اعتراف نمائیم که متولیان بخش های فرهنگی کشور عموماً از ضعیف ترین ها انتخاب شده اند. شاید دخالت داشتن گرایش های سیاسی و فقدان نگاه اولویت بخشی به فرهنگ از عوامل اصلی گماردن ضعفا بر عرصه فرهنگ باشد. فرهنگ اگر قرار باشد در اولویت قرار بگیرد، باید حداقل دو اقدام جدی صورت بگیرد؛ یکی تخصیص بودجه کافی و دیگری، که مهم تر است، گماردن متولیان قوی.

ضعف متولیان فرهنگ موجب می شود به امتیازخواهان باج و امتیاز بدهند و این اقدام را برای خود یک وجه مثبت به حساب آورند. در بخش هنر نیز متولیان ضعیف، بدون برنامه پیش می روند و هرگز به نقطه مطلوب نمی رسند. در بخش کتاب، یک روز ممیزی را لازم و ضروری می دانند، یک روز آن را رد می کنند و روز دیگر دچار بلاتکلیفی می شوند. جلب همکاران قوی چیزی است که هرگز نمی توان از متولیان ضعیف فرهنگ انتظار داشت. افراد ضعیف، در مقابل کسانی یا مجموعه هائی که می خواهند عوامل خود را به آنها تحمیل کنند منفعل می شوند و قدرت و جسارت "نه" گفتن به آنها را ندارند. اینها بخشی از عوارضی هستند که از ضعف مدیریت های فرهنگی ناشی می شوند و به فرهنگ کشور ضربه می زنند.

تعدد دستگاه هائی که خود را متولی فرهنگ می دانند نیز از مشکلات بخش فرهنگی و از عوامل رکود و گاهی عقبگرد فرهنگی است. فرهنگ در کشور ما فرماندهی واحدی ندارد و همین امر موجب دوباره کاری ها، خنثی کردن کار همدیگر و صرف بودجه های کلان بدون دستاورد قابل توجه می شود. این ضعف، بارها به مسئولان نظام یادآوری شده ولی نه تنها برطرف نگردیده بلکه همچنان شاهد افزوده شدن بر تعداد متولیان فرهنگی هستیم.

رسانه ملی، که رساترین صدا برای اشاعه فرهنگ می تواند باشد، در مواردی نقش خنثی کننده دستاوردهای فرهنگی را ایفا می کند. برخورد متولیان فرهنگی کشور با مطبوعات و سایر رسانه های نوشتاری، چه از نظر مادی و چه از نظر حمایت های معنوی نه تنها ضعیف بلکه بازدارنده است. تبعیض در پرداخت یارانه های قانونی و برخوردهای سیاسی و سلیقه ای با رسانه های مکتوب، زمینه ای برای رشد این رسانه ها باقی نگذاشته است. کوتاهی در انجام وظیفه قانونی که برخورد متولیان فرهنگی با مطبوعات بداخلاق، اتهام پراکن و قانون شکن را مقرر می دارد، یکی دیگر از عوارض ضعف مدیران فرهنگی است که موجب وارد شدن لطمات شدیدی به فرهنگ کشور شده است.

راه حل این مشکلات و آنچه موجب تقویت فرهنگ خواهد شد، عبارتند از تجمیع مراکز متعدد فرهنگی، ایجاد وحدت رویه در برخوردهای فرهنگی، بالا رفتن حساسیت مسئولین نظام نسبت به فرهنگ، اولویت بخشیدن به مقوله فرهنگ به عنوان اصل و پایه سایر مقولات و سپردن بخش فرهنگی به افراد قوی، مستقل و شجاع. اما آیا گوش شنوائی وجود دارد که این مرثیه را بشنود و آیا اراده قاطعی وجود دارد که درصدد نجات دادن فرهنگ از مظلومیت و انزوا باشد؟

برای ارتباط با ما جهت امور قرانی با این شماره تماس حاصل فرمایید:09131266381
سید وحید حسینی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد