فرهنگ
اگر شما فرهنگ را هدایت نکنید فرهنگ شما را هدایت می کند 
قالب وبلاگ
جستجوی مطالب وبلاگ
نظر سنجی
قرائت کدامیک از قاریان زیر را بیشتر میپسندید(امکان انتخاب بیش از یک گزینه وجود دارد)











اختلاف در خانواده‌ها مخصوصا بین زن و مرد امری كاملا طبیعی است. محال است مرد و زنی مانند یكدیگر فكر كنند. زیرا هر كدام در خانواده ای جداگانه بزرگ شده اند، دارای شخصیتی خاص، عقاید و افكاری مخصوص خود و صفاتی كه در اثر وراثت یا تمرین بدست آورده و به آن عادت نموده‌اند، می‌باشند. بنابراین مرد یا زن نباید انتظار داشته باشند كه طرف متقابل مانند آنها فكر كند و دقیقا مطابق نظر آنها عمل نماید.با وجود این تفاوت‌های طبیعی، اختلاف در بین زن و مرد امری عادی است و هیچ زن و مردی نمی‌توانند در روی زمین همسرانی با صد در صد اتحاد سلیقه پیدا نمایند. و با توجه به این اختلاف‌ها، تنها گذشت و اغماض است كه می‌تواند خانواده را آرام و در مسیر رشد و تعالی موفق بدارد.هنگامی‌كه ناهنجاری‌های درون خانواده‌ها ریشه یابی می‌گردد، این نتیجه حاصل می‌شود كه در هر صورت كوتاهی و قصور از جانب یكی از افراد خانواده صورت گرفته است، ولی افراد دیگر حاضر به گذشت از خطای او نبوده اند. لذا به یك ناهنجاری خانوادگی مبدل شده است. این اصل تربیتی در خانواده آنقدر مهم و كارساز است كه گاه متخصصان امور خانواده رعایت آن را مهم ترین و اساسی ترین اصل ایجاد آرامش در خانواده می‌دانند.دكتر مصطفوی در این زمینه می‌گوید: (اگر از من بپرسند از میان توصیه‌هایی كه اسلام به زن و شوهر نموده است، كدامیك در درجه اول قراردارد می‌گویم: گذشت و اغماض). تنها چیزی كه می‌تواند اختلافات مهم زن و شوهر را مانند اختلافات مالی، غریزی، علمی، فرهنگی، و اختلافات ناشی از دخالت دیگران را حل كند گذشت و اغماض است.

(1) گاه دیده می‌شود برای ما رعایت این اصل، یعنی گذشت از خطای دیگران كاری بسیار سخت و غیر ممكن به نظر می‌رسد در حالی كه این صفت عالی از درون انسان سرچشمه می‌گیرد و از الطاف ویژه خداوند مهربان به بندگان خویش است. و در نتیجه رعایت آن غیرممكن نخواهد بود. لا یكلف الله نفسا الا وسعها (2) انسان وجودش با كرامت عجین بوده است لقد كرمنا بنی آدم (3) بزرگواری و بزرگ منشی صفتی است كه خداوند متعال در وجود ما به ودیعت نهاده است. از لوازم این صفت الهی گذشت و عفو نسبت به دیگران می‌باشد. نقطه مقابل این خصیصه، روش مقابله به مثل و انتقام و سیاست ضربه در برابر ضربه است كه تحت عنوان كودك‌‌‌‌‌منشی از آن یاد می‌شود. گذشت از پایه‌های رفیع خانواده متعادل است. خانواده متعادل به معنی خانواده بی عیب و نقص نیست بلكه شیوه برخورد آنها با نقص و كاستی طرف مقابل شیوه ای مطلوب و انسانی و اصلاح گرانه است به گونه ای كه با وجود مشكلات، روح تعادل بر خانواده حاكم است. (4) آری، بنای خانواده برای استواری، بیشتر از هر چیز نیاز به گذشت و بزرگواری دارد. غرور بیجا و نگذشتن از خطاهای دیگران به آسانی بنای تفاهم و تعادل را در این كانون الهی متزلزل می‌كند. ما باید این را بدانیم كه همه انسان‌ها در معرض خطا و اشتباه هستند.این قانون كلی است كه همه انسان‌ها، به جز معصومین(ع) بین 20 تا 30 درصد دارای خطا و اشتباه می‌باشند، پس همان گونه كه ما دوست داریم دیگران از عیوب ما بگذرند ما هم باید گذشت از دیگران را تمرین نماییم. چرا كه عیب‌جویی و عیب گویی به راحتی شادكامی‌و نشاط را از زندگی بیرون نموده و جوی آكنده از دشمنی و كینه را بر خانواده حاكم می‌نماید. در سوره آل عمران وقتی صفات متقین را بیان می‌كند می‌فرماید: والكاظمین الغیظ و العافین عن الناس و الله یحب المحسنین (5) خشم خود را فرو می‌نشانند و از بدی مردم در می‌گذرند و خداوند دوستدار نیكوكاران است.افراد خانواده مخصوصا زن و شوهر غالبا بر اثر اشتباهات دیگری خشمگین شده و دست به مقابله به مثل می‌زنند كه معمولا به صورت‌هایی مثل داد زدن، قهركردن و یا حتی زدن ظاهر می‌شود. كه در هر حال فضای خانواده ناآرام می‌گردد. قرآن كریم می‌فرماید: اهل تقوی این گونه نیستند بلكه آنان هنگام خشمگین شدن از همسر خویش خشم خود را فرو می‌برند والكاظمین الغیظ و بالاتر آنكه از خطای او می‌گذرند و العافین عن الناس و او را می‌بخشند زیرا فرو بردن خشم به تنهایی كافی نیست چرا كه ممكن است كینه و عداوت را از قلب انسان خشمگین ریشه كن نكند لذا كظم غیظ و فرو بردن خشم را با عفو و بخشش توام می‌كنند تا قلب خود را شستشو دهند. و عالی تر آنكه در مرحله بعد، با نیكی كردن به او، از جمله جبران كردن بدی همسر با خوبی و یا به روی او نیاوردن و ملامت نكردن ریشه دشمنی را در دل او هم می‌سوزانند و قلب او را نسبت به خویش مهربان می‌گرداند و والله یحب المحسنین كه با این كار شایسته دوستی خداوند و معبود خویش را نصیب خود می‌گردانند.در آیه دیگری از قرآن كریم به نحو زیباتری به این اصل تربیتی مهم در خانواده اشاره می‌نماید:« .... و ان تعفوا و تصفحوا و تغفروا فان الله غفور رحیم»
« ...اگر عفو كنید و چشم بپوشید و ببخشید (خداوند هم، شما را می‌بخشد) چرا كه خداوند بخشنده و مهربان است (6)در این آیه از سه كلمه عفو، صفح و غفر استفاده شده است كه سلسله مراتب بخشش گناه و خطای افراد را بیان می‌نماید. وقتی كسی خطایی می‌كند هم استحقاق مجازات دارد و هم استحقاق ملامت. عفو گذشت از مجازات است ولی صفح یك درجه بالاتر است. یعنی نه تنها مجازات نمی‌كند به روی طرف هم می‌آورد، اسمش را هم نمی‌برد و لذا اولیاء ا... همیشه مقامی‌بالاتر از عفو دارند یعنی عفو آنها به صورت صفح است. غفر باز درجه بالاتری است یعنی روی گناه را با رحمت پوشاندن و لذا می‌گوییم مغفرت الهی. غفر كار خداوند متعال است. یعنی نه تنها مجازات نمی‌كند، به روی بنده اش هم نمی‌آورد، روپوشی هم می‌كند یكی از این جهت كه نمی‌گذارد دیگران از آن اطلاع پیدا كنند و دیگر آنكه از رحمت و فضل خود هم چیزی به او اضافه می‌دهد. (7)چه زیبا و بجاست كه در روابط افراد خانواده مخصوصا زن و شوهر این اصل تربیتی قرآن به كار برده شود.



طبقه بندی: اخلاق،
[ پنجشنبه 22 بهمن 1394 ] [ 03:20 ق.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

از میان مقولاتی مانند فرهنگ، امنیت، اقتصاد و سیاست، کدامیک اولویت دارد؟ برای جامعه ای که قرار است با نظام حکومتی دینی اداره شود بسیار مهم است. این پاسخ است که می تواند نقشه راه را برای هر حکومتی ترسیم کند و البته برای یک نظام اسلامی نقش و اهمیت بیشتری دارد.
بدون آنکه با بررسی تعاریف گوناگون فرهنگ وقت گذرانی کنیم، مستقیماً به سراغ نقش فرهنگ در زندگی فردی و اجتماعی می رویم. در این وادی، مجموعه بینش ها و کنش ها را می توان فرهنگ نامید، مجموعه ای که بستری می شود برای رشد آگاهی عمومی و التزام عملی آحاد مردم به مقررات اجتماعی.

با این تعریف، راحت می توان گفت فرهنگ برای جامعه همانند خونی است که در رگ های بدن جریان دارد. همانگونه که خون، اندام ها را به تحرک وامی دارد و چگونگی خون در چگونگی کارکرد بدن نقش مستقیم دارد، فرهنگ نیز اندام های جامعه را به تحرک وامیدارد و ضعف و قوت آن در ضعف و قوت اقتصاد، امنیت، سیاست و اخلاق جامعه اثرگذار است. بدین ترتیب، پاسخ سؤال مورد نظر اینست که فرهنگ باید در اولویت باشد.

هدف از آوردن این مقدمه، یادآوری این واقعیت تلخ است که جامعه اسلامی و انقلابی ما علیرغم اینکه از یک نظام حکومتی دینی برخوردار است، متأسفانه هیچگاه برای فرهنگ اولویت قائل نشده و مقوله فرهنگ همواره مورد غفلت بوده است. از صبح پیروزی انقلاب اسلامی، تعابیری مانند "انقلاب ارزش ها" و "انقلاب فرهنگی" از زبان امام و سایر بزرگان در توصیف انقلاب اسلامی شنیده ایم، اما هرگز در عمل برای مقوله "فرهنگ" اولویت قائل نشده ایم. اگر فرهنگ در اولویت قرار گیرد، اقتصادی سالم، امنیتی پایدار و سیاستی مبتنی بر اصول خواهیم داشت. زیرا فرهنگ برای سایر مقولات بسترسازی می کند و راه را برای جریان یافتن سالم آنها هموار می نماید.

شاید در قالب دیگری بتوان یک جامعه با فرهنگ را جامعه ای مقرراتی، قانون گرا و اخلاق مدار معرفی کرد. به عبارت روشن تر، اگر مردم یک جامعه با فرهنگ باشند، در برخوردهای اقتصادی بر مبنای قانون و اخلاق عمل می کنند و مفاسد اخلاقی از آن جامعه رخت برمی بندد، در بخش های امنیت و سیاست نیز همه چیز برمبنای صداقت به پیش خواهد رفت و همواره اخلاق، محور رفتارها خواهد بود. قضاوت نیز از فرهنگ تأثیر می گیرد و در یک جامعه با فرهنگ علاوه بر اینکه قضات، وظیفه قانونی خود را به درستی انجام می دهند، اصولاً خصومت ها کاهش می یابد و حتی خود مردم بدون نیاز به دستگاه قضائی به رفع خصومت اقدام می کنند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، متأسفانه هیچگاه فرهنگ در اولویت نبوده و دولت ها به سایر مقولات بیشتر توجه کردند. بعضی دولت ها به دلیل درگیر بودن با جنگ و بازسازی، فرصت و امکان توجه جدی به فرهنگ را نداشتند و بعضی دیگر به ویژه در سال های اخیر، بداخلاقی را جایگزین اخلاق و فرهنگ کردند و به همین جهت، بی قانونی، مفاسد اقتصادی و تفرقه و بی اعتمادی نسبت به همدیگر در جامعه افزایش یافته است. آنچه از اینها نگران کننده تر است، سوءاستفاده معاندان از فضای پدید آمده است که در قالب های مختلف بی بندوباری، پشت پا زدن به احکام دینی و زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات جلوه گر می شود.

در بررسی عوامل پدید آمدن این وضعیت، علاوه بر اولویت قائل نشدن برای فرهنگ، ضعف سکان داران فرهنگ کشور را نیز باید عامل مهمی دانست. سوگمندانه باید اعتراف نمائیم که متولیان بخش های فرهنگی کشور عموماً از ضعیف ترین ها انتخاب شده اند. شاید دخالت داشتن گرایش های سیاسی و فقدان نگاه اولویت بخشی به فرهنگ از عوامل اصلی گماردن ضعفا بر عرصه فرهنگ باشد. فرهنگ اگر قرار باشد در اولویت قرار بگیرد، باید حداقل دو اقدام جدی صورت بگیرد؛ یکی تخصیص بودجه کافی و دیگری، که مهم تر است، گماردن متولیان قوی.

ضعف متولیان فرهنگ موجب می شود به امتیازخواهان باج و امتیاز بدهند و این اقدام را برای خود یک وجه مثبت به حساب آورند. در بخش هنر نیز متولیان ضعیف، بدون برنامه پیش می روند و هرگز به نقطه مطلوب نمی رسند. در بخش کتاب، یک روز ممیزی را لازم و ضروری می دانند، یک روز آن را رد می کنند و روز دیگر دچار بلاتکلیفی می شوند. جلب همکاران قوی چیزی است که هرگز نمی توان از متولیان ضعیف فرهنگ انتظار داشت. افراد ضعیف، در مقابل کسانی یا مجموعه هائی که می خواهند عوامل خود را به آنها تحمیل کنند منفعل می شوند و قدرت و جسارت "نه" گفتن به آنها را ندارند. اینها بخشی از عوارضی هستند که از ضعف مدیریت های فرهنگی ناشی می شوند و به فرهنگ کشور ضربه می زنند.

تعدد دستگاه هائی که خود را متولی فرهنگ می دانند نیز از مشکلات بخش فرهنگی و از عوامل رکود و گاهی عقبگرد فرهنگی است. فرهنگ در کشور ما فرماندهی واحدی ندارد و همین امر موجب دوباره کاری ها، خنثی کردن کار همدیگر و صرف بودجه های کلان بدون دستاورد قابل توجه می شود. این ضعف، بارها به مسئولان نظام یادآوری شده ولی نه تنها برطرف نگردیده بلکه همچنان شاهد افزوده شدن بر تعداد متولیان فرهنگی هستیم.

رسانه ملی، که رساترین صدا برای اشاعه فرهنگ می تواند باشد، در مواردی نقش خنثی کننده دستاوردهای فرهنگی را ایفا می کند. برخورد متولیان فرهنگی کشور با مطبوعات و سایر رسانه های نوشتاری، چه از نظر مادی و چه از نظر حمایت های معنوی نه تنها ضعیف بلکه بازدارنده است. تبعیض در پرداخت یارانه های قانونی و برخوردهای سیاسی و سلیقه ای با رسانه های مکتوب، زمینه ای برای رشد این رسانه ها باقی نگذاشته است. کوتاهی در انجام وظیفه قانونی که برخورد متولیان فرهنگی با مطبوعات بداخلاق، اتهام پراکن و قانون شکن را مقرر می دارد، یکی دیگر از عوارض ضعف مدیران فرهنگی است که موجب وارد شدن لطمات شدیدی به فرهنگ کشور شده است.

راه حل این مشکلات و آنچه موجب تقویت فرهنگ خواهد شد، عبارتند از تجمیع مراکز متعدد فرهنگی، ایجاد وحدت رویه در برخوردهای فرهنگی، بالا رفتن حساسیت مسئولین نظام نسبت به فرهنگ، اولویت بخشیدن به مقوله فرهنگ به عنوان اصل و پایه سایر مقولات و سپردن بخش فرهنگی به افراد قوی، مستقل و شجاع. اما آیا گوش شنوائی وجود دارد که این مرثیه را بشنود و آیا اراده قاطعی وجود دارد که درصدد نجات دادن فرهنگ از مظلومیت و انزوا باشد؟

برای ارتباط با ما جهت امور قرانی با این شماره تماس حاصل فرمایید:09131266381
سید وحید حسینی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد