فرهنگ
اگر شما فرهنگ را هدایت نکنید فرهنگ شما را هدایت می کند 
قالب وبلاگ
جستجوی مطالب وبلاگ
نظر سنجی
قرائت کدامیک از قاریان زیر را بیشتر میپسندید(امکان انتخاب بیش از یک گزینه وجود دارد)











میلاد حضرت محمد (ص) خاتم پیامبران، هنگامه‌ای ارزشمند برای تفكر بر سیره و روش ایشان است تا تمامی جهانیان در كنار یكدیگر برای رسیدن به سعادت و رستگاری حقیقی بكوشند و شاهد شكوفایی اخلاق و فضیلت در دنیای كنونی باشند. حضرت محمد (ص) در هفدهم ربیع الاول سال 570 عام الفیل در مكه چشم به جهان گشودند، پدر ایشان عبدا... و مادر پاكدامنشان آمنه نام داشت. رسول اكرم (ص) پیش از تولد، پدر خویش را از دست دادند و به همین دلیل در كنار پدربزرگشان عبدالمطلب و دایه مهربانشان حلیمه رشد و پرورش یافتند و با والاترین صفت‌های انسانی آشنا شدند. پس از درگذشت مادر و جد بزرگوار ایشان، حضرت ابوطالب (ع) عموی خاتم پیامبران سرپرستی آن حضرت را بر عهده گرفت. پیامبر اكرم (ص) بر پایه آداب و رسوم آن روزگار، پیشه چوپانی را انتخاب و به نوعی تمرین شكیبایی كردند. قبیله قریش، به دلیل راستگویی، امانتداری و اخلاق نیك پیامبر اسلام، ایشان را «امین» لقب دادند و به همین دلیل تمامی مردم، آن حضرت را محمد امین نامیدند. هنگامی كه بزرگان قریش برای ترمیم بنای كعبه شركت كرده بودند و به دلیل اختلاف نظر آنها امكان درگیری وجود داشت، محمدامین (ص) با خردمندی میان آنها داوری كردند و با شركت دادن نمایندگان تمامی قبیله ها، حجرالاسود را بر جای اصلی خود بازگرداندند. آن حضرت، در 25 سالگی با حضرت خدیجه (س) از پرهیزگارترین بانوان مكه ازدواج كردند، گوهر وجودی این بانوی گرانقدر آنچنان با ارزش بود كه ایشان با بی‌توجهی به مال و ثروت دنیا، اموالش را به تهیدستان و فقیران بخشید. حضرت محمد(ص) همواره به راز و نیاز با پروردگار مشغول بودند و بدین منظور ایشان در طول سال، بارها به كوه‌های اطراف مكه و غار حرا می‌رفتند و در آنجا خلوت می‌گزیدند. حضرت علی (ع) در این باره می‌فرماید: «هر سال در كوه حرا اقامت می‌گزید. من او را می‌دیدم و جز من، كسی وی را نمی‌دید. نور وحی و رسالت را می‌دیدم و بوی نبوت را استشمام می‌كردم.» سرانجام در بیست و هفتم رجب یكی از آن روزها كه محمد امین (ص) برای عبادت راهی غار حرا شده بودند، رخدادی بی‌همتا سرنوشت بشریت را تغییر داد. جبرییل فرستاده وحی با پیام بخوان! بخوان به نام پروردگارت كه خلق كرد! بر ایشان نازل شد و فرمان رسالت پروردگار را بر رسول نبی (ص) ابلاغ كرد و بدین گونه حضرت محمد (ص) به عنوان آخرین پیامبر برگزیده شدند. پس از آغاز رسالت ایشان، نخستین افرادی كه به دین اسلام گرویدند، حضرت خدیجه (س) و حضرت علی (ع) به یگانگی خدا و رسالت حضرت محمد (ص) گواهی دادند و به دین اسلام پیوستند. زندگانی حضرت محمد (ص) سرشار از آموزه‌های ارزشمندی است كه گنجینه‌ای غنی برای مردمان این گیتی پهناور محسوب می‌شود. آن حضرت در دورانی كه برای زنان و دختران حقوقی را در نظر نمی‌گرفتند، همواره با اشاره به دخترشان حضرت فاطمه (س) می‌فرمودند: «فاطمه پاره تن من است. او قلب و روح من است. هركس او را بیازارد، مرا آزرده است و به این ترتیب برای زن احترام و ارزش قائل می‌شدند.» رسول خدا (ص) به دلیل شرایط آن زمان مكه كه مملو از شرك و بت پرستی بود و در آن خرافه پرستی و جهالت رواج داشت، نخست به دعوت خصوصی و تبلیغ پنهانی اسلام روی آوردند. دعوت پنهانی خاتم پیامبران سه سال به طول انجامید و زمینه لازم برای اعلام عمومی رسالت آن حضرت فراهم شد. پس از دعوت پنهانی، رسول خدا (ص) در دومین مرحله، دعوت از افراد نزدیك و خویشاوندان خویش را آغاز كردند كه بیش از 40 تن از نزدیكان ایشان به اسلام ایمان آوردند. پیامبر اسلام پس از دعوت از خویشاوندان، دعوت همگانی را آغاز كردند كه جمعیت زیادی از مردم قبیله‌های گوناگون این دین آسمانی را با اشتیاق فراوان پذیرفتند. پس از آن مشركان و منافقان به دلیل آن كه منافع خویش را در خطر می‌دیدند، به مخالفت با پیامبر اسلام برخاستند. مشركان قریش پس از مدتی و با مشاهده افزایش شمار مردم در پذیرش دعوت به اسلام، برای جلوگیری از گسترش این نهضت، به تحریم اقتصادی و آزار و اذیت مسلمانان روی آوردند. رسول خدا (ص) در این شرایط كه كارشكنی مشركان افزایش یافته بود، تصمیم گرفتند با گروهی از مسلمانان به حبشه هجرت كنند و این آغاز دعوت به اسلام در خارج از شهر مكه به شمار می‌رفت. اسلام آوردن حمزه بن عبدالمطلب عموی پیامبر (ص)، اظهار علاقه جوانان ‌ام القرای و گسترش اسلام در خارج از شهر مكه، مشركان مكه را بیش از پیش مضطرب و نگران ساخت. به همین منظور سران بانفوذ قبیله‌های قریش، عهدنامه‌ای را در كعبه آویختند كه در صورت تسلیم نشدن حضرت محمد (ص) در برابر خواسته‌های آنها، تا هنگام مرگ به آن وفادار باشند كه در آن به مواردی همچون توقف هرگونه خرید و فروش با هواداران حضرت محمد (ص)، ممنوعیت ارتباط، معاشرت و پیوند زناشویی با مسلمانان و حمایت از مخالفان رسول خدا در همه رویدادها و پیشامدها اشاره شده بود. در این راه مسلمانان با پیشنهاد ابوطالب (ع)، بنی هاشم و بنی عبدالمطلب از یكم محرم سال هفتم بعثت در شعب ابوطالب در محاصره سختی قرار گرفتند و یك دوره سه ساله در آنجا ماندگار شدند و تنها در ماه‌های حرام كه امنیت نسبی برقرار بود از شعب ابوطالب برای تهیه مایحتاج خارج می‌شدند، به همین دلیل، این دوران از سخت‌ترین روزگاران تاریخ اسلام محسوب می‌شود. سرانجام جبرئیل امین به پیامبر (ص) وحی كرد كه موریانه‌ای، پیمان نامه قریش را جویده و آن را از میان برده است. مشركان با آگاه شدن از این موضوع به سراغ عهدنامه رفتند و مشاهده كردند كه موریانه تمام عهد نامه را به جز عنوان «بسمك‌اللهم» خورده است. این امر سبب شد كه تعهد قریش از میان برود و مسلمانان از شعب ابیطالب خارج شوند. اندكی پس از بیرون آمدن از شعب، ابوطالب (ع) و خدیجه (س) از عزیزترین یاران پیامبر درگذشتند و پیروان دین اسلام را در غمی شگرف فرو بردند. در حالی كه در شهر مكه مسلمانان با مشكلات فراوانی روبه‌رو بودند، در دیار یثرب امید تازه‌ای برای پیروان دین الهی به وجود آمد. رسول اكرم (ص) به درخواست اهالی یثرب، گروهی را برای تبلیغ اسلام به آن شهر فرستادند و به این ترتیب مردمان این دیار به صورت كامل از طلوع خورشید اسلام آگاه شدند. هنگامی كه شكنجه و آزار مشركان بر مسلمانان در شهر مكه افزایش یافت، پیامبر خاتم (ص) فرمان تاریخی هجرت از مكه به مدینه را صادر و آنان به مدینه مهاجرت كردند. پیش از این هجرت تاریخی، دشمنان اسلام، افرادی از تمام قبیله‌ها را آماده كردند و در پی قتل خاتم پیامبران برآمدند. در این هنگام پیامبر خدا (ص) به اذن پروردگار از این موضوع آگاه شدند. حضرت علی (ع) كه یاور رسول نبی در تمامی لحظه‌های رسالت الهی بود، با اشتیاق فراوان برای نجات جان مولای خویش در شبی كه به لیله المبیت شهرت یافت، در بستر پیامبر(ص) خوابید و نقشه مشركان را نقش بر آب کرد. تا ایشان هجرت خویش را آغاز كنند و بعدها هنگامه هجرت پیامبر را مبدا تاریخ اسلام تعیین كردند. پیامبر خاتم (ص) در شهر یثرب با یاری مسلمانان، برای حفظ اسلام، جنگ‌هایی را با كفار و مشركین انجام دادند و در رمضان سال هشتم هجری قمری با یاران وفادارش بدون جنگ و خونریزی به مكه وارد شدند و آن شهر را فتح كردند. یكی دیگر از رخدادهای مهم اسلام در سال دهم هجرت به وقوع پیوست. سالی كه پیامبر اكرم (ص) به حجه الوداع رفتند و پس از پایان فریضه حج در راه بازگشت، رسول نبی تمامی مردم را در مكانی به نام غدیر خم گرد هم آوردند تا موضوع خلافت و جانشینی را به صورت كامل مشخص سازند. رسول خدا (ص) پس از انجام نماز ظهر بر فراز منبر بلندی رفتند و بعد از نیایش با پروردگار خویش، حضرت علی (ع) را نزد خود فرا خواندند و سپس فرمودند: «هر كه من مولای اویم، علی مولای اوست.» سرانجام پیامبر اكرم (ص) در بیست و هشتم صفر سال 10 هجری در 63 سالگی در مدینه منوره چشم از جهان فرو بستند و به دیار حق شتافتند و جهان اسلام را در غمی بزرگ فرو بردند. هفدهم ربیع الاول سالروز ولادت پیامبر خاتم حضرت محمد (ص) و ولادت فرزند گرامیشان امام صادق (ع)، روز اخلاق و مهرورزی نام گرفته است تا همگان در این هنگامه مبارك و خجسته، با نگاه به سیره و سنت پیامبر اسلام (ص) و تعالیم اسلامی در برپایی جهانی اخلاق مدار و صلح محور تلاش كنند.




طبقه بندی: مذهبی،
[ سه شنبه 8 دی 1394 ] [ 04:54 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

از میان مقولاتی مانند فرهنگ، امنیت، اقتصاد و سیاست، کدامیک اولویت دارد؟ برای جامعه ای که قرار است با نظام حکومتی دینی اداره شود بسیار مهم است. این پاسخ است که می تواند نقشه راه را برای هر حکومتی ترسیم کند و البته برای یک نظام اسلامی نقش و اهمیت بیشتری دارد.
بدون آنکه با بررسی تعاریف گوناگون فرهنگ وقت گذرانی کنیم، مستقیماً به سراغ نقش فرهنگ در زندگی فردی و اجتماعی می رویم. در این وادی، مجموعه بینش ها و کنش ها را می توان فرهنگ نامید، مجموعه ای که بستری می شود برای رشد آگاهی عمومی و التزام عملی آحاد مردم به مقررات اجتماعی.

با این تعریف، راحت می توان گفت فرهنگ برای جامعه همانند خونی است که در رگ های بدن جریان دارد. همانگونه که خون، اندام ها را به تحرک وامی دارد و چگونگی خون در چگونگی کارکرد بدن نقش مستقیم دارد، فرهنگ نیز اندام های جامعه را به تحرک وامیدارد و ضعف و قوت آن در ضعف و قوت اقتصاد، امنیت، سیاست و اخلاق جامعه اثرگذار است. بدین ترتیب، پاسخ سؤال مورد نظر اینست که فرهنگ باید در اولویت باشد.

هدف از آوردن این مقدمه، یادآوری این واقعیت تلخ است که جامعه اسلامی و انقلابی ما علیرغم اینکه از یک نظام حکومتی دینی برخوردار است، متأسفانه هیچگاه برای فرهنگ اولویت قائل نشده و مقوله فرهنگ همواره مورد غفلت بوده است. از صبح پیروزی انقلاب اسلامی، تعابیری مانند "انقلاب ارزش ها" و "انقلاب فرهنگی" از زبان امام و سایر بزرگان در توصیف انقلاب اسلامی شنیده ایم، اما هرگز در عمل برای مقوله "فرهنگ" اولویت قائل نشده ایم. اگر فرهنگ در اولویت قرار گیرد، اقتصادی سالم، امنیتی پایدار و سیاستی مبتنی بر اصول خواهیم داشت. زیرا فرهنگ برای سایر مقولات بسترسازی می کند و راه را برای جریان یافتن سالم آنها هموار می نماید.

شاید در قالب دیگری بتوان یک جامعه با فرهنگ را جامعه ای مقرراتی، قانون گرا و اخلاق مدار معرفی کرد. به عبارت روشن تر، اگر مردم یک جامعه با فرهنگ باشند، در برخوردهای اقتصادی بر مبنای قانون و اخلاق عمل می کنند و مفاسد اخلاقی از آن جامعه رخت برمی بندد، در بخش های امنیت و سیاست نیز همه چیز برمبنای صداقت به پیش خواهد رفت و همواره اخلاق، محور رفتارها خواهد بود. قضاوت نیز از فرهنگ تأثیر می گیرد و در یک جامعه با فرهنگ علاوه بر اینکه قضات، وظیفه قانونی خود را به درستی انجام می دهند، اصولاً خصومت ها کاهش می یابد و حتی خود مردم بدون نیاز به دستگاه قضائی به رفع خصومت اقدام می کنند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، متأسفانه هیچگاه فرهنگ در اولویت نبوده و دولت ها به سایر مقولات بیشتر توجه کردند. بعضی دولت ها به دلیل درگیر بودن با جنگ و بازسازی، فرصت و امکان توجه جدی به فرهنگ را نداشتند و بعضی دیگر به ویژه در سال های اخیر، بداخلاقی را جایگزین اخلاق و فرهنگ کردند و به همین جهت، بی قانونی، مفاسد اقتصادی و تفرقه و بی اعتمادی نسبت به همدیگر در جامعه افزایش یافته است. آنچه از اینها نگران کننده تر است، سوءاستفاده معاندان از فضای پدید آمده است که در قالب های مختلف بی بندوباری، پشت پا زدن به احکام دینی و زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات جلوه گر می شود.

در بررسی عوامل پدید آمدن این وضعیت، علاوه بر اولویت قائل نشدن برای فرهنگ، ضعف سکان داران فرهنگ کشور را نیز باید عامل مهمی دانست. سوگمندانه باید اعتراف نمائیم که متولیان بخش های فرهنگی کشور عموماً از ضعیف ترین ها انتخاب شده اند. شاید دخالت داشتن گرایش های سیاسی و فقدان نگاه اولویت بخشی به فرهنگ از عوامل اصلی گماردن ضعفا بر عرصه فرهنگ باشد. فرهنگ اگر قرار باشد در اولویت قرار بگیرد، باید حداقل دو اقدام جدی صورت بگیرد؛ یکی تخصیص بودجه کافی و دیگری، که مهم تر است، گماردن متولیان قوی.

ضعف متولیان فرهنگ موجب می شود به امتیازخواهان باج و امتیاز بدهند و این اقدام را برای خود یک وجه مثبت به حساب آورند. در بخش هنر نیز متولیان ضعیف، بدون برنامه پیش می روند و هرگز به نقطه مطلوب نمی رسند. در بخش کتاب، یک روز ممیزی را لازم و ضروری می دانند، یک روز آن را رد می کنند و روز دیگر دچار بلاتکلیفی می شوند. جلب همکاران قوی چیزی است که هرگز نمی توان از متولیان ضعیف فرهنگ انتظار داشت. افراد ضعیف، در مقابل کسانی یا مجموعه هائی که می خواهند عوامل خود را به آنها تحمیل کنند منفعل می شوند و قدرت و جسارت "نه" گفتن به آنها را ندارند. اینها بخشی از عوارضی هستند که از ضعف مدیریت های فرهنگی ناشی می شوند و به فرهنگ کشور ضربه می زنند.

تعدد دستگاه هائی که خود را متولی فرهنگ می دانند نیز از مشکلات بخش فرهنگی و از عوامل رکود و گاهی عقبگرد فرهنگی است. فرهنگ در کشور ما فرماندهی واحدی ندارد و همین امر موجب دوباره کاری ها، خنثی کردن کار همدیگر و صرف بودجه های کلان بدون دستاورد قابل توجه می شود. این ضعف، بارها به مسئولان نظام یادآوری شده ولی نه تنها برطرف نگردیده بلکه همچنان شاهد افزوده شدن بر تعداد متولیان فرهنگی هستیم.

رسانه ملی، که رساترین صدا برای اشاعه فرهنگ می تواند باشد، در مواردی نقش خنثی کننده دستاوردهای فرهنگی را ایفا می کند. برخورد متولیان فرهنگی کشور با مطبوعات و سایر رسانه های نوشتاری، چه از نظر مادی و چه از نظر حمایت های معنوی نه تنها ضعیف بلکه بازدارنده است. تبعیض در پرداخت یارانه های قانونی و برخوردهای سیاسی و سلیقه ای با رسانه های مکتوب، زمینه ای برای رشد این رسانه ها باقی نگذاشته است. کوتاهی در انجام وظیفه قانونی که برخورد متولیان فرهنگی با مطبوعات بداخلاق، اتهام پراکن و قانون شکن را مقرر می دارد، یکی دیگر از عوارض ضعف مدیران فرهنگی است که موجب وارد شدن لطمات شدیدی به فرهنگ کشور شده است.

راه حل این مشکلات و آنچه موجب تقویت فرهنگ خواهد شد، عبارتند از تجمیع مراکز متعدد فرهنگی، ایجاد وحدت رویه در برخوردهای فرهنگی، بالا رفتن حساسیت مسئولین نظام نسبت به فرهنگ، اولویت بخشیدن به مقوله فرهنگ به عنوان اصل و پایه سایر مقولات و سپردن بخش فرهنگی به افراد قوی، مستقل و شجاع. اما آیا گوش شنوائی وجود دارد که این مرثیه را بشنود و آیا اراده قاطعی وجود دارد که درصدد نجات دادن فرهنگ از مظلومیت و انزوا باشد؟

برای ارتباط با ما جهت امور قرانی با این شماره تماس حاصل فرمایید:09131266381
سید وحید حسینی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد