فرهنگ
اگر شما فرهنگ را هدایت نکنید فرهنگ شما را هدایت می کند 
قالب وبلاگ
جستجوی مطالب وبلاگ
نظر سنجی
قرائت کدامیک از قاریان زیر را بیشتر میپسندید(امکان انتخاب بیش از یک گزینه وجود دارد)











چند ماه گذشته وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی از توقیف برخی دفاتر شبکه های ماهواره ای شیعه خبر داد و علت تعطیلی این دفاتر را ایجاد اختلافات مذهبی و تشدید تفرقه در جهان اسلام وتخریب وجهه تشیع عنوان نمود .

در بخشی از بیانیه وزارت اطلاعات اینگونه آمده است : سربازان گمنام امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با اقدامات اطلاعاتی، دفاتر تعدادی از شبکه های ماهواره ای را که بطور مخفیانه و غیرقانونی در چهار استان قم، اصفهان، تهران و خراسان رضوی فعالیت می کردند، شناسایی و با حکم قضایی این دفاتر را تعطیل و عوامل آن را بازداشت کردند.

در این خصوص لازم دیدم به چند نکته گذرا اشاره کنم .

حفظ وحدت سیاسی میان امت اسلامی یک اصل و ضرورتی غیر قابل انکار است. همچنین روش و منش اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) در برخورد با مخالفین الگویی عملی برای ما در برخورد با مخالفین و معاندین میباشد. و تاریخ گواه است که با این روش حتی بسیاری از دشمنان به دوستان و به پیروان مذهب حـقه تشیع گرویدند.

ولیکن وحدت به معنی کوتاه آمدن از موازین مسلم مذهب و دست بر داشتن از اعتقادات نیست متاسفانه عدم تفهیم صحیح کلمه " وحدت " باعث است عده ای به خطا افتاده و تصور کنند که منظور از وحدت و تقریب بین مذاهب یکی شدن اعتقادات میباشد و به نظرم بزرگانی که پروژه وحدت را رهبری نمودند شاید در خصوص شفاف سازی این معانی برای مردم و خصوصا نسل جوان کمی اهمال کرده اند .

برائت جستن از دشمنان و ظالمین به اهل بیت (علیهم السلام) جز فروع دین مذهب حقه تشیع است و کسی که از ظالمین به اهل بیت (علیهم السلام) اعلام برائت ننماید جزو دوستان این خاندان مکرم محسوب نمیشود.

ولیکن برائت و وحدت سیاسی قابل جمع است رهبر انقلاب بارها به این نکته اشاره کردند که منظور از وحدت کوتاه امدن از مسلمات اعتقادی مذهب نیست و مباحث طلبگی باید در حوزه ها و مراکز علمی به قوت خود باقی بماند .

متاسفانه در طول تاریخ عده ای دچار افراط و عده ای دچار تفریط شده اند و این مطلبی خطرناک است . امیدواریم متولیان وحدت و تقریب بین مذاهب روشی صحیح و منطقی را برای برون رفت از برخی ناهنجاریها اتخاذ نمایند .

تعطیلی دفاتر برخی شبکه های ماهواره ای که از آنان به عنوان شیعیان تندرو یاد میشود درست است که آنان را در داخل کشور دچار محدودیت میکند ولیکن این اقدام باعث قطع برنامه های آنان نخواهد شد. نمونه ی آن برخورد با شبکه ی موسوم به اهل بیت (علیهم السلام) که توسط شخصی به نام "حسن اللهیاری" در ایالات متحده امریکا اداره میشود که نه تنها باعث کنترل این جریان فکری نشد بلکه  نتیجه ای معکوس داد. لذا شایسته است متفکرین و بزرگان شیعه با حفظ وحدت شیعی تلاش نمایند با گفتگو و تعامل سیاست مشترکی را در راستای تبلیغ مذهب تشیع و مقابله با دشمنان اسلام اتخاذ نمایند.

تعطیلی دفاتر برخی شبکه ها انعکاس های داخلی و خارجی را نیز به همراه داشت  طبیعتا از هر رخ دادی برخی تلاش میکنند اهدافشان را جلو ببرند که میتوان به عنوان نمونه به واکنش ائمه جمعه اهل سنت گنبدکاووس اشاره کرد .

در این بیانیه که نسخه ای از آن روز یکشنبه 19 مرداد به ایرنا ارسال شد، آمده است:  ائمه جمعه اهل سنت گنبدکاووس هرگونه تفرقه افکنی و ایجاد نفاق بین مذاهب اسلامی به ویژه شیعه و سنی، اهانت به اصحاب رسول الله، مقدسات و بزرگان مذاهب اسلامی را تحت هر نام و عنوانی به شدت تقبیح کرده اند. 

 نویسندگان بیانیه همچنین در ادامه ابراز امیدواری کرده اند دیدگاه ها و بیانات حکیمانه رهبر معظم انقلاب اسلامی و حرکت مخلصانه وزارت اطلاعات که بدون شک در راستای منافع اسلامی و ملی تعبیر می شود، الگویی عملی برای آحاد مردم شیعه و سنی ایران و جهان قرار گیرد .

* چگونه است حضرات امضاء کننده ی این بیانیه که از وحدت سخن میگویند از شبکه های ماهواره ای وهابی که 24 ساعت مقدسات شیعیان و پیروان مکتب اهل بیت (علیهم السلام) را با بی شرمی تمام مورد اهانت و جسارت قرار میدهند اعلام برائت نمی کنند!؟

* بر مبنای اعتقاد بر کدام اصل وحدت است که برخی از مولوی های اهل سنت کشور خصوصا منطقه بلوچستان برای شرکت در برنامه های این شبکه های ضد شیعی و ضد ملی سر از پا نمی شناسند و چگونه است حضرات امضاء کننده این بیانیه در این خصوص نیز واکنشی نشان نداده و این اقدامات وحدت شکن و تفرقه افکن را محکوم نمیکنند!؟

* مقام معظم رهبری مکرر بر حفظ وحدت میان اهل سنت و شیعیان تاکید نموده اند چگونه است که برخی بیانات ایشان را مصادره به مطلوب نموده و یکجانبه خرج میکنند ؟!

برخی تصور نکنند اقدام اخیر وزارت اطلاعات در برخورد با برخی شبکه ها به معنی چراغ سبز به افراطیون اهل سنت بوده است. مردم ولایتمدار ایران از نهاد های امنیتی و اطلاعاتی میخواهند به شدت با عناصر و حامیان داخلی شبکه های و وهابیت برخورد نموده و ریشه تفکر این فرقه ی ضاله  را در کشور بخشکانند. ایران اسلامی هیچگاه محل امنی برای دشمنان خاندان رسالت نبوده و نخواهد بود .




طبقه بندی: مذهبی،
[ چهارشنبه 17 دی 1393 ] [ 10:42 ق.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

از میان مقولاتی مانند فرهنگ، امنیت، اقتصاد و سیاست، کدامیک اولویت دارد؟ برای جامعه ای که قرار است با نظام حکومتی دینی اداره شود بسیار مهم است. این پاسخ است که می تواند نقشه راه را برای هر حکومتی ترسیم کند و البته برای یک نظام اسلامی نقش و اهمیت بیشتری دارد.
بدون آنکه با بررسی تعاریف گوناگون فرهنگ وقت گذرانی کنیم، مستقیماً به سراغ نقش فرهنگ در زندگی فردی و اجتماعی می رویم. در این وادی، مجموعه بینش ها و کنش ها را می توان فرهنگ نامید، مجموعه ای که بستری می شود برای رشد آگاهی عمومی و التزام عملی آحاد مردم به مقررات اجتماعی.

با این تعریف، راحت می توان گفت فرهنگ برای جامعه همانند خونی است که در رگ های بدن جریان دارد. همانگونه که خون، اندام ها را به تحرک وامی دارد و چگونگی خون در چگونگی کارکرد بدن نقش مستقیم دارد، فرهنگ نیز اندام های جامعه را به تحرک وامیدارد و ضعف و قوت آن در ضعف و قوت اقتصاد، امنیت، سیاست و اخلاق جامعه اثرگذار است. بدین ترتیب، پاسخ سؤال مورد نظر اینست که فرهنگ باید در اولویت باشد.

هدف از آوردن این مقدمه، یادآوری این واقعیت تلخ است که جامعه اسلامی و انقلابی ما علیرغم اینکه از یک نظام حکومتی دینی برخوردار است، متأسفانه هیچگاه برای فرهنگ اولویت قائل نشده و مقوله فرهنگ همواره مورد غفلت بوده است. از صبح پیروزی انقلاب اسلامی، تعابیری مانند "انقلاب ارزش ها" و "انقلاب فرهنگی" از زبان امام و سایر بزرگان در توصیف انقلاب اسلامی شنیده ایم، اما هرگز در عمل برای مقوله "فرهنگ" اولویت قائل نشده ایم. اگر فرهنگ در اولویت قرار گیرد، اقتصادی سالم، امنیتی پایدار و سیاستی مبتنی بر اصول خواهیم داشت. زیرا فرهنگ برای سایر مقولات بسترسازی می کند و راه را برای جریان یافتن سالم آنها هموار می نماید.

شاید در قالب دیگری بتوان یک جامعه با فرهنگ را جامعه ای مقرراتی، قانون گرا و اخلاق مدار معرفی کرد. به عبارت روشن تر، اگر مردم یک جامعه با فرهنگ باشند، در برخوردهای اقتصادی بر مبنای قانون و اخلاق عمل می کنند و مفاسد اخلاقی از آن جامعه رخت برمی بندد، در بخش های امنیت و سیاست نیز همه چیز برمبنای صداقت به پیش خواهد رفت و همواره اخلاق، محور رفتارها خواهد بود. قضاوت نیز از فرهنگ تأثیر می گیرد و در یک جامعه با فرهنگ علاوه بر اینکه قضات، وظیفه قانونی خود را به درستی انجام می دهند، اصولاً خصومت ها کاهش می یابد و حتی خود مردم بدون نیاز به دستگاه قضائی به رفع خصومت اقدام می کنند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، متأسفانه هیچگاه فرهنگ در اولویت نبوده و دولت ها به سایر مقولات بیشتر توجه کردند. بعضی دولت ها به دلیل درگیر بودن با جنگ و بازسازی، فرصت و امکان توجه جدی به فرهنگ را نداشتند و بعضی دیگر به ویژه در سال های اخیر، بداخلاقی را جایگزین اخلاق و فرهنگ کردند و به همین جهت، بی قانونی، مفاسد اقتصادی و تفرقه و بی اعتمادی نسبت به همدیگر در جامعه افزایش یافته است. آنچه از اینها نگران کننده تر است، سوءاستفاده معاندان از فضای پدید آمده است که در قالب های مختلف بی بندوباری، پشت پا زدن به احکام دینی و زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات جلوه گر می شود.

در بررسی عوامل پدید آمدن این وضعیت، علاوه بر اولویت قائل نشدن برای فرهنگ، ضعف سکان داران فرهنگ کشور را نیز باید عامل مهمی دانست. سوگمندانه باید اعتراف نمائیم که متولیان بخش های فرهنگی کشور عموماً از ضعیف ترین ها انتخاب شده اند. شاید دخالت داشتن گرایش های سیاسی و فقدان نگاه اولویت بخشی به فرهنگ از عوامل اصلی گماردن ضعفا بر عرصه فرهنگ باشد. فرهنگ اگر قرار باشد در اولویت قرار بگیرد، باید حداقل دو اقدام جدی صورت بگیرد؛ یکی تخصیص بودجه کافی و دیگری، که مهم تر است، گماردن متولیان قوی.

ضعف متولیان فرهنگ موجب می شود به امتیازخواهان باج و امتیاز بدهند و این اقدام را برای خود یک وجه مثبت به حساب آورند. در بخش هنر نیز متولیان ضعیف، بدون برنامه پیش می روند و هرگز به نقطه مطلوب نمی رسند. در بخش کتاب، یک روز ممیزی را لازم و ضروری می دانند، یک روز آن را رد می کنند و روز دیگر دچار بلاتکلیفی می شوند. جلب همکاران قوی چیزی است که هرگز نمی توان از متولیان ضعیف فرهنگ انتظار داشت. افراد ضعیف، در مقابل کسانی یا مجموعه هائی که می خواهند عوامل خود را به آنها تحمیل کنند منفعل می شوند و قدرت و جسارت "نه" گفتن به آنها را ندارند. اینها بخشی از عوارضی هستند که از ضعف مدیریت های فرهنگی ناشی می شوند و به فرهنگ کشور ضربه می زنند.

تعدد دستگاه هائی که خود را متولی فرهنگ می دانند نیز از مشکلات بخش فرهنگی و از عوامل رکود و گاهی عقبگرد فرهنگی است. فرهنگ در کشور ما فرماندهی واحدی ندارد و همین امر موجب دوباره کاری ها، خنثی کردن کار همدیگر و صرف بودجه های کلان بدون دستاورد قابل توجه می شود. این ضعف، بارها به مسئولان نظام یادآوری شده ولی نه تنها برطرف نگردیده بلکه همچنان شاهد افزوده شدن بر تعداد متولیان فرهنگی هستیم.

رسانه ملی، که رساترین صدا برای اشاعه فرهنگ می تواند باشد، در مواردی نقش خنثی کننده دستاوردهای فرهنگی را ایفا می کند. برخورد متولیان فرهنگی کشور با مطبوعات و سایر رسانه های نوشتاری، چه از نظر مادی و چه از نظر حمایت های معنوی نه تنها ضعیف بلکه بازدارنده است. تبعیض در پرداخت یارانه های قانونی و برخوردهای سیاسی و سلیقه ای با رسانه های مکتوب، زمینه ای برای رشد این رسانه ها باقی نگذاشته است. کوتاهی در انجام وظیفه قانونی که برخورد متولیان فرهنگی با مطبوعات بداخلاق، اتهام پراکن و قانون شکن را مقرر می دارد، یکی دیگر از عوارض ضعف مدیران فرهنگی است که موجب وارد شدن لطمات شدیدی به فرهنگ کشور شده است.

راه حل این مشکلات و آنچه موجب تقویت فرهنگ خواهد شد، عبارتند از تجمیع مراکز متعدد فرهنگی، ایجاد وحدت رویه در برخوردهای فرهنگی، بالا رفتن حساسیت مسئولین نظام نسبت به فرهنگ، اولویت بخشیدن به مقوله فرهنگ به عنوان اصل و پایه سایر مقولات و سپردن بخش فرهنگی به افراد قوی، مستقل و شجاع. اما آیا گوش شنوائی وجود دارد که این مرثیه را بشنود و آیا اراده قاطعی وجود دارد که درصدد نجات دادن فرهنگ از مظلومیت و انزوا باشد؟

برای ارتباط با ما جهت امور قرانی با این شماره تماس حاصل فرمایید:09131266381
سید وحید حسینی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد