فرهنگ
اگر شما فرهنگ را هدایت نکنید فرهنگ شما را هدایت می کند 
قالب وبلاگ
جستجوی مطالب وبلاگ
نظر سنجی
قرائت کدامیک از قاریان زیر را بیشتر میپسندید(امکان انتخاب بیش از یک گزینه وجود دارد)











نشانه های سید الشهدا (علیه السلام) در آیات جزء سی ام

امام حسین (ع) کی شہادت کے بعد کوفہ و شام کے حالات

شیخ جعفر شوشتری در کتاب خصائص الحسینیه، مطالبی در خصوص نکات و نشانه هایی در مورد امام حسین (علیه السلام) در چند سوره از قرآن مجید آورده است.

آنچه در ادامه می خوانید معرفی این سوره ها و آیات مربوطه است.


سوره فجر

«وَالْفَجْرِ* وَلَیَالٍ عَشْرٍ* وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ* وَاللَّیْلِ إِذَا یَسْرِ: سوگند به سپیده دم، و سوگند به شب های دهگانه، و سوگند به جفت  و فرد، و سوگند به شب هنگام که می رود.»

امام حسین (علیه السلام) نیز سپیده دم روشنی بخش و هدایت کننده انسانیت و مصائب جان گدازش، شب های دهگانه ای دارد.

حسین (علیه السلام) و برادر دلاورش شفع یکدیگرند و در هنگامی که تنهایی و به شهادت رسیدن همه یاران، وتر است. او همان وتر و فردی است که روح آرامش یافته اش مورد خطاب الهی است. همان روح بزرگ که به سوی معبود یگانه باز می گردد و در اوج خشنودی و رضایتمندی به لقاء حضرت دوست می شتابد.

 

سوره طور

« و الطُّورِ* وَكِتَابٍ مَّسْطُورٍ* فِی رَقٍّ مَّنشُورٍ* وَالْبَیْتِ الْمَعْمُورِ* وَالسَّقْفِ الْمَرْفُوعِ* وَالْبَحْرِ الْمَسْجُورِ

سوگند به کوه طور، و سوگند به کتاب نگاشته شده، در صحیفه ای گشوده و سوگند به بیت المعمور، و سوگند به سقف بر افراشته و سوگند به دریای برافروخته و خروشان!

طور به دو معنا محل شهادت آن حضرت است، زیرا بر طبق روایت نقل شده به شهادتگاه ایشان دلالت می کند و هم از نظر معنوی این گونه است.

کتاب مسطور نیز بر بدن شریف آن حضرت اطلاق می شود بیت العمور سر مقدس ایشان است، و بحر مسجور نیز با میدان کربلا در روز عاشورا منطبق می گردد.

و النازعات عرقاً* و الناطشات نشطاً؛ قسم به فرشتگانی که به شدت جان ها را می گیرند، قسم به فرشتگانی که جان (مومنان) را با نشاط و مدارا می گیرند. در این آیات نیز اشاره ای به ارواح پاک شهیدان کربلا دارد که به راحتی جان های خود را تسلیم حق تعالی نمودند

سوره نجم

«وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى؛ سوگند به ستاره آنگاه که در افق پنهان می گردد.»

امام حسین (علیه السلام) نیز ستاره درخشانی بود که در افق کربلا به شهادت رسید و پنهان گشت.

 

سوره ضحی

« والضحی؛ قسم به شعاع گسترده آفتاب»

این سوگند نیز اشاره به درخشندگی و نورانیت چهره امام حسین (علیه السلام) دارد که در پرتو وجود مقدسش نور ایمان تجلی می یابد.

 

سوره بروج

« وَالسَّمَاء وَالطَّارِقِ وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ النَّجْمُ الثَّاقِبُ

سوگند به آسمان و سوگند به ستاره طارق، تو چه می دانی که طارق چیست؟ آن ستاره درخشنده، ستاره ای که نور و درخشندگی اش تاریکی ها را می شکافد و در آن نفوذ می کند.

امام حسین (علیه السلام) نیز مانند ستاره درخشانی است که نور وجودش تاریکی های زمین را می شکافد و به آن روشنی می درخشد.

 

سوره شمس

« و الشَّمْسِ وَضُحَاهَا وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا

سوگند به خورشید و سوگند به شعاع گسترده اش! و سوگند به ماه، آنگاه که در پی آفتاب برآید! و سوگند به روز که چون تجلی یابد جهان را روشنی می بخشد.

چهره درخشان امام حسین (علیه السلام) نیز خورشید جهان افروز است، زیرا او حقیقت خورشیدی است که با پدید آمدن ابرها در آسمان، خورشید امامت و حماسه بجا مانده اش هرگز رو به خاموشی نمی گراید، گرچه وجود مقدسش به خاک و خون کشیده شود، اما نور وجودش برای همیشه، روشنی بخش زمین و زمان خواهد بود، همچنان که پیکر مطهرش در آن شب های سه گانه ای که بر روی زمین به جامانده بود، همچون خورشیدی روشنی بخش اطراف بود.

 

سوره مرسلات

«وَالْمُرْسَلَاتِ عُرْفًا؛ قسم به فرشتگانی که پی در پی فرستاده می شوند!».

و سوگند بر آن فرشتگانی که پیوسته و پی در پی ره خدمت آن حضرت فرود می آمدند.

قرآن

سوره نازعات

وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا

قسم به فرشتگانی که به شدت جان ها را می گیرند، قسم به فرشتگانی که جان (مومنان) را با نشاط و مدارا می گیرند.

در این آیات نیز اشاره ای به ارواح پاک شهیدان کربلا دارد که به راحتی جان های خود را تسلیم حق تعالی نمودند.

 

سوره ذاریات

« وَالذَّارِیَاتِ ذَرْوًا فَالْحَامِلَاتِ وِقْرًا؛ قسم به بادهای وزنده، قسم به ابرهای سنگین باران زا!»

در بعضی از تفاسیر وارد شده که این آیات بر جهاد اصحاب امام حسین (علیه السلام) در روز عاشورا تطبیق می کند.

 

سوره تین

«وَالتِّینِ وَالزَّیْتُونِ؛ سوگند به انجیر و زیتون!»

روایت شده زیتونی که مورد قسم واقع شده، وجود پر برکت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) است.

 

سوره عادیات

« و العادیات ضجاً؛ سوگند به اسبان دونده ای که نفس نفس نی زنند!»

این آیه نیز اشاره به اسب های دلاوران در دشت کربلا می کند.

 

سوره قیامت

تمامی سوره قیامت بر قیامت اهل بیت (علیه السلام) که در روز عاشورا برپا گردید، دلالت می کند. آن حادثه عظیم و فاجعه هول انگیز و کوبنده، یادآور جوش و خروش فریاد قیامت است که مصیبت آن فراتر از هر واقعه مصیبت بار دیگری خواهد بود.

آری واقعه دردناک عاشورا، آن روز کوبنده ای بود که قلوب نیکان و بدکاران را درهم کوبید، دل های حق طلب را به لرزه در آورد، و غم و اندوه آن مصیبت همه جا را فرا گرفت.

این دو سوره (فلق و ناس) شریفه که به نام معوذتین معروف است در روایات شیعه و اهل سنت وارد شده که در شأن امام حسن و امام حسین علیهماالسلام نازل گردیده و در پرتو این سوره ها، آن دو بزرگوار در پناه امن الهی واقع شده اند

در آن روز غم انگیز گویا آسمان شکافته شد و انشقاق و انفطار تحقق یافت.

در آن هنگام که شمشیر بر فرق مبارک حسین بن علی (علیه السلام) فرود آمد، خورشید انسانیت بی فروغ گردید و ستارگان علم و فضیلت بر روی زمین ریختند همچنان که در وقوع قیامت خورشید درهم پیچیده و بی فروغ می گردد و ستارگان آسمان فرو می ریزند.

 

سوره قدر

انا انزلناه فی لیلة القدر؛ فضیلت امام حسین(علیه السلام) همانند فضیلت شب قدر است که بحث آن در جای خود خواهد آمد.

 

سوره کافرون

امام حسین (علیه السلام) آئین کفر و شرک را برانداخت و کفر اهل نفاق را نمایان ساخت و از همگی آنان بیزاری جست و فرمود: «لکم دینکم ولی دین؛ دین شما برای شما و دین من برای من است.»

 

سوره فلق و ناس

این دو سوره شریفه که به نام معوذتین معروف است در روایات شیعه و اهل سنت وارد شده که در شأن امام حسن و امام حسین علیهماالسلام نازل گردیده و در پرتو این سوره ها، آن دو بزرگوار در پناه امن الهی واقع شده اند.



منبع: سایت عقیق




طبقه بندی: مذهبی،
[ شنبه 1 آذر 1393 ] [ 02:57 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

از میان مقولاتی مانند فرهنگ، امنیت، اقتصاد و سیاست، کدامیک اولویت دارد؟ برای جامعه ای که قرار است با نظام حکومتی دینی اداره شود بسیار مهم است. این پاسخ است که می تواند نقشه راه را برای هر حکومتی ترسیم کند و البته برای یک نظام اسلامی نقش و اهمیت بیشتری دارد.
بدون آنکه با بررسی تعاریف گوناگون فرهنگ وقت گذرانی کنیم، مستقیماً به سراغ نقش فرهنگ در زندگی فردی و اجتماعی می رویم. در این وادی، مجموعه بینش ها و کنش ها را می توان فرهنگ نامید، مجموعه ای که بستری می شود برای رشد آگاهی عمومی و التزام عملی آحاد مردم به مقررات اجتماعی.

با این تعریف، راحت می توان گفت فرهنگ برای جامعه همانند خونی است که در رگ های بدن جریان دارد. همانگونه که خون، اندام ها را به تحرک وامی دارد و چگونگی خون در چگونگی کارکرد بدن نقش مستقیم دارد، فرهنگ نیز اندام های جامعه را به تحرک وامیدارد و ضعف و قوت آن در ضعف و قوت اقتصاد، امنیت، سیاست و اخلاق جامعه اثرگذار است. بدین ترتیب، پاسخ سؤال مورد نظر اینست که فرهنگ باید در اولویت باشد.

هدف از آوردن این مقدمه، یادآوری این واقعیت تلخ است که جامعه اسلامی و انقلابی ما علیرغم اینکه از یک نظام حکومتی دینی برخوردار است، متأسفانه هیچگاه برای فرهنگ اولویت قائل نشده و مقوله فرهنگ همواره مورد غفلت بوده است. از صبح پیروزی انقلاب اسلامی، تعابیری مانند "انقلاب ارزش ها" و "انقلاب فرهنگی" از زبان امام و سایر بزرگان در توصیف انقلاب اسلامی شنیده ایم، اما هرگز در عمل برای مقوله "فرهنگ" اولویت قائل نشده ایم. اگر فرهنگ در اولویت قرار گیرد، اقتصادی سالم، امنیتی پایدار و سیاستی مبتنی بر اصول خواهیم داشت. زیرا فرهنگ برای سایر مقولات بسترسازی می کند و راه را برای جریان یافتن سالم آنها هموار می نماید.

شاید در قالب دیگری بتوان یک جامعه با فرهنگ را جامعه ای مقرراتی، قانون گرا و اخلاق مدار معرفی کرد. به عبارت روشن تر، اگر مردم یک جامعه با فرهنگ باشند، در برخوردهای اقتصادی بر مبنای قانون و اخلاق عمل می کنند و مفاسد اخلاقی از آن جامعه رخت برمی بندد، در بخش های امنیت و سیاست نیز همه چیز برمبنای صداقت به پیش خواهد رفت و همواره اخلاق، محور رفتارها خواهد بود. قضاوت نیز از فرهنگ تأثیر می گیرد و در یک جامعه با فرهنگ علاوه بر اینکه قضات، وظیفه قانونی خود را به درستی انجام می دهند، اصولاً خصومت ها کاهش می یابد و حتی خود مردم بدون نیاز به دستگاه قضائی به رفع خصومت اقدام می کنند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، متأسفانه هیچگاه فرهنگ در اولویت نبوده و دولت ها به سایر مقولات بیشتر توجه کردند. بعضی دولت ها به دلیل درگیر بودن با جنگ و بازسازی، فرصت و امکان توجه جدی به فرهنگ را نداشتند و بعضی دیگر به ویژه در سال های اخیر، بداخلاقی را جایگزین اخلاق و فرهنگ کردند و به همین جهت، بی قانونی، مفاسد اقتصادی و تفرقه و بی اعتمادی نسبت به همدیگر در جامعه افزایش یافته است. آنچه از اینها نگران کننده تر است، سوءاستفاده معاندان از فضای پدید آمده است که در قالب های مختلف بی بندوباری، پشت پا زدن به احکام دینی و زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات جلوه گر می شود.

در بررسی عوامل پدید آمدن این وضعیت، علاوه بر اولویت قائل نشدن برای فرهنگ، ضعف سکان داران فرهنگ کشور را نیز باید عامل مهمی دانست. سوگمندانه باید اعتراف نمائیم که متولیان بخش های فرهنگی کشور عموماً از ضعیف ترین ها انتخاب شده اند. شاید دخالت داشتن گرایش های سیاسی و فقدان نگاه اولویت بخشی به فرهنگ از عوامل اصلی گماردن ضعفا بر عرصه فرهنگ باشد. فرهنگ اگر قرار باشد در اولویت قرار بگیرد، باید حداقل دو اقدام جدی صورت بگیرد؛ یکی تخصیص بودجه کافی و دیگری، که مهم تر است، گماردن متولیان قوی.

ضعف متولیان فرهنگ موجب می شود به امتیازخواهان باج و امتیاز بدهند و این اقدام را برای خود یک وجه مثبت به حساب آورند. در بخش هنر نیز متولیان ضعیف، بدون برنامه پیش می روند و هرگز به نقطه مطلوب نمی رسند. در بخش کتاب، یک روز ممیزی را لازم و ضروری می دانند، یک روز آن را رد می کنند و روز دیگر دچار بلاتکلیفی می شوند. جلب همکاران قوی چیزی است که هرگز نمی توان از متولیان ضعیف فرهنگ انتظار داشت. افراد ضعیف، در مقابل کسانی یا مجموعه هائی که می خواهند عوامل خود را به آنها تحمیل کنند منفعل می شوند و قدرت و جسارت "نه" گفتن به آنها را ندارند. اینها بخشی از عوارضی هستند که از ضعف مدیریت های فرهنگی ناشی می شوند و به فرهنگ کشور ضربه می زنند.

تعدد دستگاه هائی که خود را متولی فرهنگ می دانند نیز از مشکلات بخش فرهنگی و از عوامل رکود و گاهی عقبگرد فرهنگی است. فرهنگ در کشور ما فرماندهی واحدی ندارد و همین امر موجب دوباره کاری ها، خنثی کردن کار همدیگر و صرف بودجه های کلان بدون دستاورد قابل توجه می شود. این ضعف، بارها به مسئولان نظام یادآوری شده ولی نه تنها برطرف نگردیده بلکه همچنان شاهد افزوده شدن بر تعداد متولیان فرهنگی هستیم.

رسانه ملی، که رساترین صدا برای اشاعه فرهنگ می تواند باشد، در مواردی نقش خنثی کننده دستاوردهای فرهنگی را ایفا می کند. برخورد متولیان فرهنگی کشور با مطبوعات و سایر رسانه های نوشتاری، چه از نظر مادی و چه از نظر حمایت های معنوی نه تنها ضعیف بلکه بازدارنده است. تبعیض در پرداخت یارانه های قانونی و برخوردهای سیاسی و سلیقه ای با رسانه های مکتوب، زمینه ای برای رشد این رسانه ها باقی نگذاشته است. کوتاهی در انجام وظیفه قانونی که برخورد متولیان فرهنگی با مطبوعات بداخلاق، اتهام پراکن و قانون شکن را مقرر می دارد، یکی دیگر از عوارض ضعف مدیران فرهنگی است که موجب وارد شدن لطمات شدیدی به فرهنگ کشور شده است.

راه حل این مشکلات و آنچه موجب تقویت فرهنگ خواهد شد، عبارتند از تجمیع مراکز متعدد فرهنگی، ایجاد وحدت رویه در برخوردهای فرهنگی، بالا رفتن حساسیت مسئولین نظام نسبت به فرهنگ، اولویت بخشیدن به مقوله فرهنگ به عنوان اصل و پایه سایر مقولات و سپردن بخش فرهنگی به افراد قوی، مستقل و شجاع. اما آیا گوش شنوائی وجود دارد که این مرثیه را بشنود و آیا اراده قاطعی وجود دارد که درصدد نجات دادن فرهنگ از مظلومیت و انزوا باشد؟

برای ارتباط با ما جهت امور قرانی با این شماره تماس حاصل فرمایید:09131266381
سید وحید حسینی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد