فرهنگ
اگر شما فرهنگ را هدایت نکنید فرهنگ شما را هدایت می کند 
قالب وبلاگ
جستجوی مطالب وبلاگ
نظر سنجی
قرائت کدامیک از قاریان زیر را بیشتر میپسندید(امکان انتخاب بیش از یک گزینه وجود دارد)











  «هر انسانی مسئول عمل خود است». این گزاره‌ای است كه بسیار به كار می رود و به عنوان یك كبرای منطقی در استدلال های روزمره استفاده می شود. بنابراین همه پذیرفته اند كه به عنوان انسان های خردمند نه تنها پاسخگوی اعمال خود باشند بلكه بازتاب و پیامدهای آن را نیز بپذیرند. از این رو، مسئولیت، مسئولیت پذیری و مسئولیت گریزی از مفاهیم اجتماعی با ظرفیت های بالای در برگیرندگی است. اگر رفتار اجتماعی خود را بررسی و تحلیل كنید می بینید كه تركیبی از اعمال بسیاری است كه پیامدهای مثبت و منفی ای نیز به دنبال خود دارد و در پس هر رفتاری ـ اعم از گفتار و كردار ـ این جمله ها را در صورت اشتباه به شما می گویند: «مقصر خود شما هستید» و «باید مسئولیت پذیر باشید و نتیجه آن را نیز بپذیرید» و اگر خواستید كار خود را توجیه كنید و از زیر بار مسئولیت بگریزید به شما خواهند گفت: «توجیه اشتباه خود اشتباه است». پس اشتباه نخست خود را بپذیرید و در اندیشه تكرار آن نباشید بلكه با پذیرش مسئولیت و پیامدهای آن از تكرار اشتباه نیز جلوگیری نمایید. انسانِ مسئولیت گریز می كوشد تا خودش را تافته ای جدا بافته‌ فرض كند و معیارهای كلی و عمومی را درباره خود صادق نداند. تا زمانی كه بگویید: «حوزه من متفاوت است» هرگز به ارزیابی درست خود اقدام نمی كنید و اشتباهات خود را تصحیح یا كاهش نخواهید داد. اكنون به پرسش اصلی باز گردیم تا ببینیم این «مسئولیت چیست» و «اشتباهی» كه می گوییم بر چه پایه و معیاری است؟ آیا معیاری برای ارزیابی وجود دارد كه بر پایه آن درست از نادرست تشخیص داده شود و سپس حكم به اشتباه یا درستی و نادرستی عملی شود؟ پیش از پاسخ به این پرسش ها نیازمند به یك مقدمه تحلیلی درباره رفتار آدمی هستیم تا بر پایه آن، مسأله «مسئولیت» و مفهوم «اشتباه» روشن شود بنابراین می گوییم كه حركات گوناگون و متنوعی كه از ما سر می زند بر دو دسته است: دسته ای ارادی و گروهی غیر ارادی، تنها زمانی ما این حركات را «عمل» می نامیم كه به نوعی به اراده و خواست ما بستگی داشته باشد یعنی حركات ارادی خود را «عمل» می نامیم ولی حركاتی چون سلامتی، بیماری، بلوغ و دیگر حركاتی را كه انجام می دهیم و به اراده ما بستگی ندارد، آن ها را عمل نمی شماریم. «عمل» حركات یا كاری است كه انسان به «اراده» انجام می دهد و اختیار آن در دست اوست. این اراده كه پیش از عمل قرار دارد، خود به چیز دیگری بستگی دارد كه ما آن را «انگیزه» می نامیم.
 اراده یك عمل هنگامی در ما پیدا می شود كه ما آن عمل را به خاطر این كه می دانیم كمالی است و نفع و خیری برای ما دارد كه می خواهیم انجام می دهیم یعنی فواید، نفع، خیر و كمالی كه در یك عمل است، همان ما را وادار می‌سازد كه به انجام آن عمل اقدام كنیم. بنابراین این امور، «سبب» در فاعلیت كننده عمل است یعنی آن ما را به سویی می برد كه نام فاعل و عامل بر ما صدق می كند.این امور همان است كه ما آن را «غایت» و غرض فاعل از فعل می نامیم و بحث های فلسفی به طور قطع ثابت كرده كه فعل به معنای اثری كه از فاعل صادر می شود ـ چه فعل ارادی و چه غیر ارادی ـ ممكن نیست بدون «غایت» باشد. این غایت همان چیزی است كه عقلای جهان و خردمندان آن را «مصلحت» می دانند. بنابراین «مصلحت» عبارت از همین است كه فعلی از افعال طوری باشد كه انجام آن مشتمل بر «خیر» است و عقلا و اجتماع انسانی آن را «باعث و محرك فاعل» بداند. این مصلحت است كه باعث می شود تا فاعل فعل را متقن و بی عیب انجام دهد و خردمندان فاعل را حكیم بدانند. ناگفته معلوم است كه «مصلحت» و«غایت» از وجوه فعل است و پیش از وجود فعل و تحقق آن، وجودی ندارد و اگر می گوییم «مصلحت» علت وجود فعل است ـ با این كه علت باید پیش از معلول موجود باشد ـ برای این است كه مقصود ما از مصلحت، وجود ذهنی و علمی آن است نه وجود خارجی، به این معنا كه وقتی می خواهیم فعلی را انجام دهیم پیش از عمل، صورتی علمی و ذهنی از نظام حاكم در خارج و قوانین كلی و جاری در آن نظام و اصول منتظم و حاكمی كه حركات را به سوی غایاتش و افعال را به سوی اغراضش می كشاند، گرفته‌ایم و نیز از راه تجربه، روابطی میان اشیای عالم به دست آورده ایم و جای هیچ تردیدی هم نیست كه این نظام علمی تابع نظام خارجی و مترتب بر آن است. پس هر فاعل صاحب اراده، همه سعی و تلاشش این است كه حركات مخصوص خود را كه ما نام آن را فعل می گذاریم، طوری انجام دهد كه با آن نظام علمی كه صورت علمی اش را در ذهن دارد وفق دهد و مصالح و محاسنی را كه در آن صورت علمی در نظر گرفته به وسیله فعل خود تحقق دهد و خلاصه اراده خود را بر آن اساس پایه گذاری كند، كه اگر توانست فعل را با آن مصالح وفق دهد و آن را تحقق بخشد حكیم است و می گوییم عملی متقن انجام داده و اگر خطا رفت و به آن مصالح نرسید، حال چه به خاطر قصور و كوتاهی او باشد و یا تقصیرش، او را حكیم نمی خوانیم بلكه آدمی بیهوده خواه، جاهل و مانند آن می نامیم. بنابراین وقتی حكمت صفت فعل كسی می شود كه فعل او با نظام علمی او منطبق و نظام علمی اش درست از نظام خارجی گرفته شده باشد و معنای مشتمل بودن فعل بر او مصلحت این است كه فعل او با صورت علمی و ذهنی اش كه از خارج در ذهن ترسیم شده مطابقت كند.
پس در حقیقت حكمت، صفت ذاتی خارج است چیزی كه هست اگر فاعلی را حكیم و فعلش را مطابق حكمت می نامیم، به خاطر این است كه فعل او با وساطت علم با نظام خارج منطبق است و همچنین اگر فعلی را مشتمل بر مصلحت می‌نامیم، باز به خاطر این است كه مطابق صورت علمی و صورت علمی مطابق با خارج است. البته این مطلب در افعالی تمام است كه منظور از آن فعل، مطابقت با خارج باشد، مانند افعال ارادی ما و امّا آن افعالی كه خود خارج است ـ مانند افعال خداوند ـ آن دیگر نفس حكمت و عین آن است، نه این كه در صورتی كه مطابق با چیز دیگر باشد، حكمت می شود.
پس این كه می‌گوییم، فعل خدا مشتمل بر مصلحت است، معنایش این است كه متبوع مصلحت است، نه این كه تابع مصلحت باشد كه مصلحت خدای را بر انجام آن دعوت و وادار كرده باشد. امّا در غیر خداوند هر فاعل دیگری، مسئول در فعل خود است كه چرا چنین كردی؟ برای همین موظف است فعل خود را با نظام خارجی تطبیق دهد و البته به آن طوری كه خود او فهمیده است ـ و در پاسخ كسی كه می‌پرسد: چرا چنین كرده‌ای؟ به علت و وجه مصلحت و خیری كه وی را وادار به آن كرده اشاره و استدلال نماید. بنابراین نباید كارش را توجیه كند بلكه به اشتباهی كه كرده نیز اقرار كند و بگوید كه اشتباه موجب شد تا عملی را درست ارزیابی كند، در حالی كه چنین نبوده است. این همان مسئولیت پذیری است كه انسان باید از خود نشان دهد.
 خداوند می فرماید:«لایسئل عما یفعل و هم یسئلون; (انبیاء/ ۲۳) خداوند از آنچه می كند سؤال نمی‌شود و آنان سؤال می شوند».

 امّا چرا خداوند سؤال نمی‌شود؟ زیرا برای افعال خداوند، نظامی خارجی نیست تا با آن نظام تطبیق داده شود، چون فعل خدا، همان خارجیت و خود نظام خارجی است كه هر حكیمی فعل خود را با آن تطبیق می دهد، و غیر این نظام خارجی نظام دیگری نیست تا خداوند فعل خود را با آن تطبیق دهد و فعل خدا همان عالم خارج است كه صورت علمی و ذهنی آن هر فاعلی را وادار به عمل نموده، به سوی انجام آن به حركت در می آورد و غیر این خارج، خارجیت دیگری نیست تا صورت علمی آن خدای تعالی را به فعل «خلقت عالم» واداشته باشد.[المیزان، طباطبایی، ترجمه موسوی همدانی، انتشارات اسلامی، ج ۱۴، ص ۳۸۱.] به هر حال انسان به عنوان یك موجود دارای اراده و اختیار می بایست اعمالش را چنان انجام دهد كه با نظام اصلح و مصالح هستی هماهنگ باشد. تدبیر به معنای آن است كه پیش از عمل به پیامدهای عمل خود بیندیشد و بر پایه اهداف كلان و حوزه  مسئولیت خود حركت نماید و در صورت اشتباه در تطبیق یا اشتباه در ارزیابی و تدبیر، مسئولیت عمل خویش را بپذیرد و آن را توجیه ننماید. پذیرش اشتباه او را آماده می سازد تا در عمل به سوی مسئولیت پذیری نه مسئولیت گریزی حركت نماید و به این باور برسد كه مسئول عمل و نیز پیامدهای احتمالی آن باشد.



طبقه بندی: اخلاق،
[ پنجشنبه 6 شهریور 1393 ] [ 04:40 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

از میان مقولاتی مانند فرهنگ، امنیت، اقتصاد و سیاست، کدامیک اولویت دارد؟ برای جامعه ای که قرار است با نظام حکومتی دینی اداره شود بسیار مهم است. این پاسخ است که می تواند نقشه راه را برای هر حکومتی ترسیم کند و البته برای یک نظام اسلامی نقش و اهمیت بیشتری دارد.
بدون آنکه با بررسی تعاریف گوناگون فرهنگ وقت گذرانی کنیم، مستقیماً به سراغ نقش فرهنگ در زندگی فردی و اجتماعی می رویم. در این وادی، مجموعه بینش ها و کنش ها را می توان فرهنگ نامید، مجموعه ای که بستری می شود برای رشد آگاهی عمومی و التزام عملی آحاد مردم به مقررات اجتماعی.

با این تعریف، راحت می توان گفت فرهنگ برای جامعه همانند خونی است که در رگ های بدن جریان دارد. همانگونه که خون، اندام ها را به تحرک وامی دارد و چگونگی خون در چگونگی کارکرد بدن نقش مستقیم دارد، فرهنگ نیز اندام های جامعه را به تحرک وامیدارد و ضعف و قوت آن در ضعف و قوت اقتصاد، امنیت، سیاست و اخلاق جامعه اثرگذار است. بدین ترتیب، پاسخ سؤال مورد نظر اینست که فرهنگ باید در اولویت باشد.

هدف از آوردن این مقدمه، یادآوری این واقعیت تلخ است که جامعه اسلامی و انقلابی ما علیرغم اینکه از یک نظام حکومتی دینی برخوردار است، متأسفانه هیچگاه برای فرهنگ اولویت قائل نشده و مقوله فرهنگ همواره مورد غفلت بوده است. از صبح پیروزی انقلاب اسلامی، تعابیری مانند "انقلاب ارزش ها" و "انقلاب فرهنگی" از زبان امام و سایر بزرگان در توصیف انقلاب اسلامی شنیده ایم، اما هرگز در عمل برای مقوله "فرهنگ" اولویت قائل نشده ایم. اگر فرهنگ در اولویت قرار گیرد، اقتصادی سالم، امنیتی پایدار و سیاستی مبتنی بر اصول خواهیم داشت. زیرا فرهنگ برای سایر مقولات بسترسازی می کند و راه را برای جریان یافتن سالم آنها هموار می نماید.

شاید در قالب دیگری بتوان یک جامعه با فرهنگ را جامعه ای مقرراتی، قانون گرا و اخلاق مدار معرفی کرد. به عبارت روشن تر، اگر مردم یک جامعه با فرهنگ باشند، در برخوردهای اقتصادی بر مبنای قانون و اخلاق عمل می کنند و مفاسد اخلاقی از آن جامعه رخت برمی بندد، در بخش های امنیت و سیاست نیز همه چیز برمبنای صداقت به پیش خواهد رفت و همواره اخلاق، محور رفتارها خواهد بود. قضاوت نیز از فرهنگ تأثیر می گیرد و در یک جامعه با فرهنگ علاوه بر اینکه قضات، وظیفه قانونی خود را به درستی انجام می دهند، اصولاً خصومت ها کاهش می یابد و حتی خود مردم بدون نیاز به دستگاه قضائی به رفع خصومت اقدام می کنند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، متأسفانه هیچگاه فرهنگ در اولویت نبوده و دولت ها به سایر مقولات بیشتر توجه کردند. بعضی دولت ها به دلیل درگیر بودن با جنگ و بازسازی، فرصت و امکان توجه جدی به فرهنگ را نداشتند و بعضی دیگر به ویژه در سال های اخیر، بداخلاقی را جایگزین اخلاق و فرهنگ کردند و به همین جهت، بی قانونی، مفاسد اقتصادی و تفرقه و بی اعتمادی نسبت به همدیگر در جامعه افزایش یافته است. آنچه از اینها نگران کننده تر است، سوءاستفاده معاندان از فضای پدید آمده است که در قالب های مختلف بی بندوباری، پشت پا زدن به احکام دینی و زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات جلوه گر می شود.

در بررسی عوامل پدید آمدن این وضعیت، علاوه بر اولویت قائل نشدن برای فرهنگ، ضعف سکان داران فرهنگ کشور را نیز باید عامل مهمی دانست. سوگمندانه باید اعتراف نمائیم که متولیان بخش های فرهنگی کشور عموماً از ضعیف ترین ها انتخاب شده اند. شاید دخالت داشتن گرایش های سیاسی و فقدان نگاه اولویت بخشی به فرهنگ از عوامل اصلی گماردن ضعفا بر عرصه فرهنگ باشد. فرهنگ اگر قرار باشد در اولویت قرار بگیرد، باید حداقل دو اقدام جدی صورت بگیرد؛ یکی تخصیص بودجه کافی و دیگری، که مهم تر است، گماردن متولیان قوی.

ضعف متولیان فرهنگ موجب می شود به امتیازخواهان باج و امتیاز بدهند و این اقدام را برای خود یک وجه مثبت به حساب آورند. در بخش هنر نیز متولیان ضعیف، بدون برنامه پیش می روند و هرگز به نقطه مطلوب نمی رسند. در بخش کتاب، یک روز ممیزی را لازم و ضروری می دانند، یک روز آن را رد می کنند و روز دیگر دچار بلاتکلیفی می شوند. جلب همکاران قوی چیزی است که هرگز نمی توان از متولیان ضعیف فرهنگ انتظار داشت. افراد ضعیف، در مقابل کسانی یا مجموعه هائی که می خواهند عوامل خود را به آنها تحمیل کنند منفعل می شوند و قدرت و جسارت "نه" گفتن به آنها را ندارند. اینها بخشی از عوارضی هستند که از ضعف مدیریت های فرهنگی ناشی می شوند و به فرهنگ کشور ضربه می زنند.

تعدد دستگاه هائی که خود را متولی فرهنگ می دانند نیز از مشکلات بخش فرهنگی و از عوامل رکود و گاهی عقبگرد فرهنگی است. فرهنگ در کشور ما فرماندهی واحدی ندارد و همین امر موجب دوباره کاری ها، خنثی کردن کار همدیگر و صرف بودجه های کلان بدون دستاورد قابل توجه می شود. این ضعف، بارها به مسئولان نظام یادآوری شده ولی نه تنها برطرف نگردیده بلکه همچنان شاهد افزوده شدن بر تعداد متولیان فرهنگی هستیم.

رسانه ملی، که رساترین صدا برای اشاعه فرهنگ می تواند باشد، در مواردی نقش خنثی کننده دستاوردهای فرهنگی را ایفا می کند. برخورد متولیان فرهنگی کشور با مطبوعات و سایر رسانه های نوشتاری، چه از نظر مادی و چه از نظر حمایت های معنوی نه تنها ضعیف بلکه بازدارنده است. تبعیض در پرداخت یارانه های قانونی و برخوردهای سیاسی و سلیقه ای با رسانه های مکتوب، زمینه ای برای رشد این رسانه ها باقی نگذاشته است. کوتاهی در انجام وظیفه قانونی که برخورد متولیان فرهنگی با مطبوعات بداخلاق، اتهام پراکن و قانون شکن را مقرر می دارد، یکی دیگر از عوارض ضعف مدیران فرهنگی است که موجب وارد شدن لطمات شدیدی به فرهنگ کشور شده است.

راه حل این مشکلات و آنچه موجب تقویت فرهنگ خواهد شد، عبارتند از تجمیع مراکز متعدد فرهنگی، ایجاد وحدت رویه در برخوردهای فرهنگی، بالا رفتن حساسیت مسئولین نظام نسبت به فرهنگ، اولویت بخشیدن به مقوله فرهنگ به عنوان اصل و پایه سایر مقولات و سپردن بخش فرهنگی به افراد قوی، مستقل و شجاع. اما آیا گوش شنوائی وجود دارد که این مرثیه را بشنود و آیا اراده قاطعی وجود دارد که درصدد نجات دادن فرهنگ از مظلومیت و انزوا باشد؟

برای ارتباط با ما جهت امور قرانی با این شماره تماس حاصل فرمایید:09131266381
سید وحید حسینی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد