فرهنگ
اگر شما فرهنگ را هدایت نکنید فرهنگ شما را هدایت می کند 
قالب وبلاگ
جستجوی مطالب وبلاگ
نظر سنجی
قرائت کدامیک از قاریان زیر را بیشتر میپسندید(امکان انتخاب بیش از یک گزینه وجود دارد)











امکانات و نعمت‌های داده شده به انسان، وسیله آزمون و امتحان او از جانب خداوند است. پس اگر استفاده از نعمت‌های دنیایی، سبب غفلت از خدا و آخرت نشود و مانع رشد و کمال انسانی نباشد و در جهت تقرّب به خدای متعال باشد، اشکالی ندارد.


در این مقاله «تاکید قرآن بر استفاده انسان از نعمت های دنیوی در دنیا» و «استفاده بهشتیان از لذت های جسمانی» مورد بررسی قرار می گیرد:

تاکید قرآن بر استفاده انسان از نعمت های دنیوی

در مورد استفاده از انواع نعمت‌ها و زینت‌های دنیوی، دین اسلام مانند تمام موارد، حدّ اعتدال را انتخاب کرده است، نه مانند بعضی که می‌پندارند استفاده از زینت‌ها و تجملات هر چند به صورت معتدل باشد، مخالف زهد و پارسایی است و نه مانند تجمل پرستانی که غرق در زینت و تجمل می‌شوند، و دست به هرگونه عمل نادرستی برای رسیدن به آن می‌زنند. اما باید دانست امکانات و نعمت‌های داده شده به انسان، وسیله آزمون و امتحان او از جانب خداوند است. پس اگر استفاده از نعمت‌های دنیایی، سبب غفلت از خدا و آخرت نشود و مانع رشد و کمال انسانی نباشد و در جهت تقرّب به خدای متعال باشد، اشکالی ندارد. در این صورت؛ همین نعمت دنیوی، نعمت‌های اخروی را برای او به دنبال خواهد داشت. و در امتحان الهی پیروز و سربلند شده است، ولی اگر همین نعمت‌ها برای او هدف قرار گیرد، جز شکست و پشیمانی چیزی به همراه نخواهد داشت.

در این‌جا به ذکر چند نمونه از آیات مربوط به استفاده انسان از زینت‌ها و نعمت‌های خداوندی بسنده می‌شود:

1. «از روزی‌هاى الهى بخورید و بیاشامید! و در زمین فساد نکنید!». [1] یعنی بهره‌گیری از نعمت‌های الهی، نباید زمینه‌ساز فساد باشد.

2. «اى مردم! از آنچه در زمین است، حلال و پاکیزه بخورید! و از گام‌هاى شیطان، پیروى نکنید! چه این‌که او، دشمن آشکار شماست!». [2] این آیه شریفه، همه مردم را مورد خطاب قرار داده و آنان به امری فطری رهبری نموده است بدین معنا که آنچه در صحنه پهناور جهان در دسترس شما قرار گرفته پاک و حلال است مشروط بر این‌که جانب میانه‌روی را حفظ کنید و هرگز از طریقه عقل و فطرت تخطی ننمایید و در این مورد هرگز نباید از وسوسه‌های شیطان پیروی کرد؛ زیرا نیرنگ‌های شیطانی معمولاً از طریق تمایلات خودنمایی می‌کند و از این راه انسان را از پیروی عقل به دور می‌دارد. [3]

لباس‌های فاخر و زینت های آراسته از دیگر نعمت‌های بهشتی آن است که بر اندام آنان پوشاکی فاخر پوشانده می‌شود و به انواع زینت‌ها آراسته می‌گردند

3. «بگو: چه کسى زینت‌هاى الهى را که براى بندگان خود آفریده، و روزی‌هاى پاکیزه را حرام کرده است؟! بگو: اینها در زندگى دنیا، براى کسانى است که ایمان آورده‌اند (اگر چه دیگران نیز با آنها مشارکت دارند ولى) در قیامت، خالص (براى مۆمنان) خواهد بود. این گونه آیات (خود) را براى کسانى که آگاهند، شرح می‌دهیم!». [4]

4. «مال و فرزند، زینت زندگى دنیاست و باقیات صالحات [ارزش‌هاى پایدار و شایسته‏] ثوابش نزد پروردگارت بهتر و امیدبخش‌تر است». [5]

5. «ما آنچه را روى زمین است زینت آن قرار دادیم، تا آنها را بیازماییم که کدامینشان بهتر عمل می‌کنند». [6]

6. «او کسى است که زمین را براى شما رام کرد، بر شانه‌هاى آن راه بروید و از روزی‌هاى خداوند بخورید و بازگشت و اجتماع همه به سوى اوست». [7]

 

خلاصه سخن اینکه؛

جهانی که پر از زرق و برق است که هر گوشه‌ای از آن دل می‌برد، دیدگان را به خود مشغول می‌دارد، و انگیزه‌های مختلف را در درون آدمی بیدار می‌کند، تا در کشاکش این انگیزه‌ها و درخشش این زرق و برق‌ها و چهره‌های دل‌انگیز و دلربا، انسان بر کرسی آزمایش قرار گیرد و میزان قدرت ایمان و نیروی اراده و معنویت و فضیلت خود را به نمایش بگذارد. این هشداری است به همه انسان‌ها و همه مسلمان‌ها که در این میدان آزمایش الهی فریب زرق و برق‌ها را نخورند. و به جای آن‌که به این مظاهر فریبنده دلبستگی پیدا کنند به حسن عمل بیندیشند. [8]

 

آیا بهشتیان فقط از نعمت های روحانی استفاده می کنند؟

با توجه به توصیفهای متنوعی که قرآن کریم از بهشت دارد می‌توان گفت که بهشت کانون نعمت‌های روحانی و جسمانی در آخرت است که مۆمنان نیکوکار و پرهیزکاران خداجو در آن وارد شده، تا ابد در آن خواهند بود.

شایع‌ترین واژه‌ای که در قرآن به بهشت اشاره می‌کند، واژه «جنة» است که به صورت، مفرد، تثنیه (جنتان) و جمع (جنّات)، در بیش از 100 آیه شریفه، به کار رفته است،‌ به معنای باغ و بوستان، از ریشة جَنَّ به معنای پوشانیدن است و باغ را از آن جهت که معمولاً درختان آن زمین را می‌پوشانند، «جنة» می‌گویند.

چنین می‌نماید که نامگذاری بهشت به جنة (باغ) با این حقیقت پیوند دارد که تفرّج در بوستان های خرّم سراسر پوشیده از درختان زیبا و شاخسارهای شاداب و پرطراوت یکی از لذت‌بخش‌ترین نعمتهای دنیوی است که طبع هر انسانی آن را می‌پسندد. بی‌تردید چهره واقعی بهشت بسیار والاتر از بوستان‌های دنیوی است، اما از آنجا که ما تجربه معمولی از آن نداریم، قرآن کریم ما را از رهگذر مفهوم آشنای «باغ» به مناسب‌ترین وجه ممکن ما را با آن حقیقت آشنا ساخته است.

بهشتیان در این باغ بی همتا از نعمت‌های دائمی و پایدار برخوردارند:

بهشت انبیا

«اُكلها دائم و ظلُّها» (سوره رعد، آیه 35) میوه و سایه‌اش پایدار و دائمی است.

با توجه به ویژگی‌هایی که قرآن کریم برای بهشت و اهل آن برشمرده است می‌توان دو سخن بهشتی را مورد توجه قرار داد یکی نعمت‌های روحانی و دیگری نعمت‌های جسمانی، که نشان می‌دهد معاد انسان دارای هر دو جنبه است.

از جمله نعمت‌های جسمانی مورد اشاره قرآن می‌توان به:

1. نهرها و سایه‌ها تعبیر لطیف «تجری من تحتها الانهار» که در ده‌ها آیه کریمة قرآن به کار رفته است حاکی از آن است که در بهشت جویبارها و چشمه‌ساران فراوانی از زیر سایه شاخساران گذر می‌کند.

2. منازل شایسته، بهشتیان در منزلگاه‌های شایسته و منزه از هر گونه آلودگی و در نهایت آرامش و آسایش به سر می‌برند،

و یُدخِلکُم جنات تجری من تَحتِها الانهار و مساکِنَ طیبةً فی جنات عَدْنٍ (سوره صف / 12)

و شما را در باغ‌هایی که از زیر - درختان - آن جویبار روان است و در منازلی پاکیزه و خوش، در بهشت‌های همیشگی درمی‌آورد.

3. فرش‌های نفیس و تخت‌های رفیع از دیگر نعمت‌های بهشت آن است که بر فرش‌های بسیار زیبا و نفیس می‌نشینند و بر تخت‌هائی باشکوه تکیه می‌زنند.

علَی سُرُرٍ موضوُنة مُتٍکئینَ عَلَیها متقابلین (سوره واقعه / 15 و 16)

بر تخت‌های جواهر نشان، که روبروی هم بر آن تکیه داده‌اند.

4.غذاهای بهشتی بهشتیان از غذاها و میوه‌های مطبوع هر آنچه برگزینند برای ایشان آماده می‌شود.

وَ فاکِهَةٍ مِما یَتَخَیّرونَ (سوره واقعه/ 20)

و - بر گرد آنان می‌گردند - با میوه از هر چه اختیار کنند.

وَ اَمْدَدناهم بفاکهةٍ و لحمٍ مما یَشتَهونَ (سوره طور / 22)

با - هر نوع - میوه و گوشتی که دلخواه آنهاست آنان را مدد - و پذیرائی - می‌کنیم.

5. نوشیدنی‌های گوارا افزون بر غذاهای مطبوع، انواع نوشیدنی‌های گوارا در بهشت وجود دارد که تازه، خالص و خوشبو و لذت‌بخش است.

این هشداری است به همه انسان‌ها و همه مسلمان‌ها که در این میدان آزمایش الهی فریب زرق و برق‌ها را نخورند. و به جای آن‌که به این مظاهر فریبنده دلبستگی پیدا کنند به حسن عمل بیندیشند

یَسقُونَ من رحیقٍ مَختوُم (سوره مطفقین / 25)

از باده‌های مهر شده نوشانده می‌شوند.

بیضاء لشّاربین لافیها غَولٌ و لاهم عنها یُنزَفون (صافات/ 46 و 47)

باده‌ای سخت سپید که نوشندگان را لذتی خاص دهد، نه در آن فساد عقل است و ایشان از آن به بد مستی افتند.

6. لباس‌های فاخر و زینتهای آراسته از دیگر نعمت‌های بهشتی آن است که بر اندام آنان پوشاکی فاخر پوشانده می‌شود و به انواع زینت‌ها آراسته می‌گردند.

در آنجا با دست‌بندهایی از طلا آراسته می‌شوند و جامعه‌هائی سبز از پرنیان نازک و حریر ستبر می‌پوشند. (سوره کهف/ 31)

7. خادمان بهشتی علی‌رغم اینکه بهشتیان نیاز به خادم ندارند چرا که هرچه طلب کنند حاضر می‌شود ولی نوجوانانی زیباروی گرد آنان می‌چرخند و از آنان پذیرائی می‌کنند.

یطوف علیها ولدانٍ مُخَلَّدونَ ‌ باکوابٍ و اَباریقَ و کَأسٍ مِن مَعینٍ (سوره واقعه/ 17 و 18)

بر گردشان پسرانی جاودان به خدمت، می‌گردند، با، آبریزها و کاسه‌هائی از باده ناب روان.

9. نعمت‌های بیکران: نعمت‌های بهشتیان در آنچه گفته شد محدود نمی‌گردند، زیرا اساساً نعمت‌ها و لذت‌های بهشت را حد و حصری نیست، از این رو، برخی آیات با تأکید بر نامحدود بودن مواهب بهشتی از جهت مقدار و کیفیت، بیان می‌دارد که بهره‌مندی از این نعمات تنها به خواست بهشتیان است:

و فیها ما تَشْتَهیه اِلاَنفُس و تلذ الاعین (سوره زخرف/ 71) و در آنجا آنچه را دل آنها بخواهد و دیدگانشان را خوش آید وجود دارد.

 

پی نوشت ها:

[1]. بقره، 60.

[2]. بقره، 168.

[3]. حسینی همدانی، سید محمد حسین، انوار درخشان، ج 2، ص 80

[4]. اعراف، 32.

[5]. کهف، 46.

[6]. کهف، 7.

[7]. ملک، 15.

[8]. مکارم شیرازی ناصر، تفسیر نمونه، ج 12، ص 349 – 350





طبقه بندی: مذهبی،
[ پنجشنبه 30 مرداد 1393 ] [ 10:45 ق.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

از میان مقولاتی مانند فرهنگ، امنیت، اقتصاد و سیاست، کدامیک اولویت دارد؟ برای جامعه ای که قرار است با نظام حکومتی دینی اداره شود بسیار مهم است. این پاسخ است که می تواند نقشه راه را برای هر حکومتی ترسیم کند و البته برای یک نظام اسلامی نقش و اهمیت بیشتری دارد.
بدون آنکه با بررسی تعاریف گوناگون فرهنگ وقت گذرانی کنیم، مستقیماً به سراغ نقش فرهنگ در زندگی فردی و اجتماعی می رویم. در این وادی، مجموعه بینش ها و کنش ها را می توان فرهنگ نامید، مجموعه ای که بستری می شود برای رشد آگاهی عمومی و التزام عملی آحاد مردم به مقررات اجتماعی.

با این تعریف، راحت می توان گفت فرهنگ برای جامعه همانند خونی است که در رگ های بدن جریان دارد. همانگونه که خون، اندام ها را به تحرک وامی دارد و چگونگی خون در چگونگی کارکرد بدن نقش مستقیم دارد، فرهنگ نیز اندام های جامعه را به تحرک وامیدارد و ضعف و قوت آن در ضعف و قوت اقتصاد، امنیت، سیاست و اخلاق جامعه اثرگذار است. بدین ترتیب، پاسخ سؤال مورد نظر اینست که فرهنگ باید در اولویت باشد.

هدف از آوردن این مقدمه، یادآوری این واقعیت تلخ است که جامعه اسلامی و انقلابی ما علیرغم اینکه از یک نظام حکومتی دینی برخوردار است، متأسفانه هیچگاه برای فرهنگ اولویت قائل نشده و مقوله فرهنگ همواره مورد غفلت بوده است. از صبح پیروزی انقلاب اسلامی، تعابیری مانند "انقلاب ارزش ها" و "انقلاب فرهنگی" از زبان امام و سایر بزرگان در توصیف انقلاب اسلامی شنیده ایم، اما هرگز در عمل برای مقوله "فرهنگ" اولویت قائل نشده ایم. اگر فرهنگ در اولویت قرار گیرد، اقتصادی سالم، امنیتی پایدار و سیاستی مبتنی بر اصول خواهیم داشت. زیرا فرهنگ برای سایر مقولات بسترسازی می کند و راه را برای جریان یافتن سالم آنها هموار می نماید.

شاید در قالب دیگری بتوان یک جامعه با فرهنگ را جامعه ای مقرراتی، قانون گرا و اخلاق مدار معرفی کرد. به عبارت روشن تر، اگر مردم یک جامعه با فرهنگ باشند، در برخوردهای اقتصادی بر مبنای قانون و اخلاق عمل می کنند و مفاسد اخلاقی از آن جامعه رخت برمی بندد، در بخش های امنیت و سیاست نیز همه چیز برمبنای صداقت به پیش خواهد رفت و همواره اخلاق، محور رفتارها خواهد بود. قضاوت نیز از فرهنگ تأثیر می گیرد و در یک جامعه با فرهنگ علاوه بر اینکه قضات، وظیفه قانونی خود را به درستی انجام می دهند، اصولاً خصومت ها کاهش می یابد و حتی خود مردم بدون نیاز به دستگاه قضائی به رفع خصومت اقدام می کنند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، متأسفانه هیچگاه فرهنگ در اولویت نبوده و دولت ها به سایر مقولات بیشتر توجه کردند. بعضی دولت ها به دلیل درگیر بودن با جنگ و بازسازی، فرصت و امکان توجه جدی به فرهنگ را نداشتند و بعضی دیگر به ویژه در سال های اخیر، بداخلاقی را جایگزین اخلاق و فرهنگ کردند و به همین جهت، بی قانونی، مفاسد اقتصادی و تفرقه و بی اعتمادی نسبت به همدیگر در جامعه افزایش یافته است. آنچه از اینها نگران کننده تر است، سوءاستفاده معاندان از فضای پدید آمده است که در قالب های مختلف بی بندوباری، پشت پا زدن به احکام دینی و زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات جلوه گر می شود.

در بررسی عوامل پدید آمدن این وضعیت، علاوه بر اولویت قائل نشدن برای فرهنگ، ضعف سکان داران فرهنگ کشور را نیز باید عامل مهمی دانست. سوگمندانه باید اعتراف نمائیم که متولیان بخش های فرهنگی کشور عموماً از ضعیف ترین ها انتخاب شده اند. شاید دخالت داشتن گرایش های سیاسی و فقدان نگاه اولویت بخشی به فرهنگ از عوامل اصلی گماردن ضعفا بر عرصه فرهنگ باشد. فرهنگ اگر قرار باشد در اولویت قرار بگیرد، باید حداقل دو اقدام جدی صورت بگیرد؛ یکی تخصیص بودجه کافی و دیگری، که مهم تر است، گماردن متولیان قوی.

ضعف متولیان فرهنگ موجب می شود به امتیازخواهان باج و امتیاز بدهند و این اقدام را برای خود یک وجه مثبت به حساب آورند. در بخش هنر نیز متولیان ضعیف، بدون برنامه پیش می روند و هرگز به نقطه مطلوب نمی رسند. در بخش کتاب، یک روز ممیزی را لازم و ضروری می دانند، یک روز آن را رد می کنند و روز دیگر دچار بلاتکلیفی می شوند. جلب همکاران قوی چیزی است که هرگز نمی توان از متولیان ضعیف فرهنگ انتظار داشت. افراد ضعیف، در مقابل کسانی یا مجموعه هائی که می خواهند عوامل خود را به آنها تحمیل کنند منفعل می شوند و قدرت و جسارت "نه" گفتن به آنها را ندارند. اینها بخشی از عوارضی هستند که از ضعف مدیریت های فرهنگی ناشی می شوند و به فرهنگ کشور ضربه می زنند.

تعدد دستگاه هائی که خود را متولی فرهنگ می دانند نیز از مشکلات بخش فرهنگی و از عوامل رکود و گاهی عقبگرد فرهنگی است. فرهنگ در کشور ما فرماندهی واحدی ندارد و همین امر موجب دوباره کاری ها، خنثی کردن کار همدیگر و صرف بودجه های کلان بدون دستاورد قابل توجه می شود. این ضعف، بارها به مسئولان نظام یادآوری شده ولی نه تنها برطرف نگردیده بلکه همچنان شاهد افزوده شدن بر تعداد متولیان فرهنگی هستیم.

رسانه ملی، که رساترین صدا برای اشاعه فرهنگ می تواند باشد، در مواردی نقش خنثی کننده دستاوردهای فرهنگی را ایفا می کند. برخورد متولیان فرهنگی کشور با مطبوعات و سایر رسانه های نوشتاری، چه از نظر مادی و چه از نظر حمایت های معنوی نه تنها ضعیف بلکه بازدارنده است. تبعیض در پرداخت یارانه های قانونی و برخوردهای سیاسی و سلیقه ای با رسانه های مکتوب، زمینه ای برای رشد این رسانه ها باقی نگذاشته است. کوتاهی در انجام وظیفه قانونی که برخورد متولیان فرهنگی با مطبوعات بداخلاق، اتهام پراکن و قانون شکن را مقرر می دارد، یکی دیگر از عوارض ضعف مدیران فرهنگی است که موجب وارد شدن لطمات شدیدی به فرهنگ کشور شده است.

راه حل این مشکلات و آنچه موجب تقویت فرهنگ خواهد شد، عبارتند از تجمیع مراکز متعدد فرهنگی، ایجاد وحدت رویه در برخوردهای فرهنگی، بالا رفتن حساسیت مسئولین نظام نسبت به فرهنگ، اولویت بخشیدن به مقوله فرهنگ به عنوان اصل و پایه سایر مقولات و سپردن بخش فرهنگی به افراد قوی، مستقل و شجاع. اما آیا گوش شنوائی وجود دارد که این مرثیه را بشنود و آیا اراده قاطعی وجود دارد که درصدد نجات دادن فرهنگ از مظلومیت و انزوا باشد؟

برای ارتباط با ما جهت امور قرانی با این شماره تماس حاصل فرمایید:09131266381
سید وحید حسینی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد