فرهنگ
اگر شما فرهنگ را هدایت نکنید فرهنگ شما را هدایت می کند 
قالب وبلاگ
جستجوی مطالب وبلاگ
نظر سنجی
قرائت کدامیک از قاریان زیر را بیشتر میپسندید(امکان انتخاب بیش از یک گزینه وجود دارد)











جلوه‏ هاى صدق اهل‏ بیت‏علیهم السلام در صادق‏ این خاندان به صورت ویژه بروز یافته است. این جلوه‏ها را در رفتار آن حضرت بهترمى‏توان درك كرد. آنچه بیشتر رواج یافته، ذكر« قال الصادق‏»هاست كه به حق زیرساخت ‏فكرى، فقهى و كلامى شیعه را تشكیل داده ‏است اما در كنار توجه به گفته‏هاى آن‏ حضرت، ‏براى تامل و توجه در رفتارهاى آن امام ‏علیه السلام و بهره ‏گیرى عملى از این رفتارها فصل دیگرى را هم باید گشود.


 رسیدگی به محرومان
هشام بن سالم مى‏گوید: امام صادق‏ علیه السلام ‏هنگامى كه تاریكى شب فرا مى‏رسید، کیسه ای ‏از نان و گوشت و پول را بر مى‏داشت و بردوش‏ مى‏نهاد و به سوى نیازمندان شهر مدینه ‏مى‏شتافت و آنها را میانشان تقسیم مى‏كرد. آنها او را نمى‏شناختند. زمانى كه امام ‏صادق‏علیه‌السلام رحلت كرد و آن انفاق‏هاى شبانه ‏ادامه پیدا نكرد، نیازمندان فهمیدند كه چه‏ كسى هر شب به آنها غذا و پول مى‏داد. (1)معلى بن خنیس مى‏گوید: امام صادق‏علیه السلام با انبانى (کیسه) از نان بیرون آمد و من همراه او بودم. به ‏اقامتگاه بنى ساعده رسیدیم. در آن جا گروهى خوابیده بودند. آن حضرت یك یا دو نان بر بالین هر كدام نهاد. به آخرین فرد كه ‏رسید، برگشتیم. پرسیدم: من به فدایت! آیا اینها حق را مى‏شناسند ( یعنى شیعه ‏هستند)؟ از پاسخ امام‏ برمی آید که آنان شیعه نبودند ولی نسبت به آنها نیز رافت داشتند. (2)در روایتى آمده است:«كان الصادق‏علیه السلام یطعم حتى لایبقى ‏لعیاله شى‏ء»(3) 
 میانه روى
امام صادق‏علیه السلام - در ایام قحطى - دستورمى‏داد براى تهیه آرد، گندم را با جو مخلوط كنند و مى‏فرمود: من مى‏توانم براى خانواده‏ام ‏آرد گندم خالص تهیه كنم ولى دوست دارم در زندگى اندازه و حساب و كتاب را خوب رعایت ‏كنم. (4)
 دورى از بخل
فضل بن ابى قره مى‏گوید:  رایت اباعبدالله ‏علیه السلام یطوف من اول اللیل ‏الى الصباح و هو یقول: اللهم قنى شح ‏نفسى فقلت: جعلت فداك ما سمعتك‏ تدعو بغیر هذا الدعاء؟ قال: واى شى‏ء اشد من شح النفس، ان الله یقول: «و من یوق ‏شح نفسه فاولئك هم المفلحون‏.» (5)امام صادق‏علیه السلام را دیدم كه از اول شب تا صبح، خانه خدا را طواف كرد و این دعا را خواند: خدایا! مرا از شر بخل نفسم برهان! گفتم: به فدایت ‏شوم! از شما غیر از این دعا را نشنیدم؟ فرمود: چه چیزى بدتر از بخل‏ نفس! بعد آیه « و من یوق شح نفسه...» را خواند.
 بیمارى
امام صادق ‏علیه السلام هنگام بیمار شدن عرض‏ مى‏كرد: «الله اجعله علة ادب لاعلة غضب.» (6)بارخدایا! آن را بیمارى ادب (و تنبه) قرار بده، نه بیمارى غضب ( و خشمت).
 دعا هنگام پیشامد ناگوار
«كان الصادق‏علیه السلام: اذا حز به امر جمع النساء والصبیان ثم دعا و امنوا.» (7)امام صادق ‏علیه السلام هر گاه به پیشامد ناگوارى ‏برمى‌خورد، زنان و اطفال را جمع و دعا مى‏كرد و آنها آمین مى‏گفتند.
 سجده بر تربت ‏حسینى
«كان الصادق ‏علیه السلام لایسجد الا على تربة‏ الحسین‏علیه السلام تذللا لله و استكانة الیه.» (8)امام صادق‏علیه السلام جز بر تربت ‏حسینى سجده‏ نمى‏كرد، تا در درگاه خداوند.
 دعا
«كان الصادق‏علیه السلام یدعو بهذاالدعاء: الهى‏ كیف ادعوك و قد عصیتك و كیف ‏لاادعوك و قد عرفت ‏حبك فى ‏قلبى...» (9)امام صادق ‏علیه السلام این دعا را مى‏خواند: خدایا! چگونه تو را بخوانم، در حالى كه تو را معصیت ‏كرده‏ام و چگونه تو را نخوانم، در حالى كه ‏محبت تو را در قلبم احساس مى‏كنم ...
 روزه
« كان الصادق‏علیه السلام اذا صام لایشم الریحان ‏فسئل عن ذلك فقال: انى اكره ان اخلط صومى بلذة.» (10)امام صادق ‏علیه السلام هنگامى كه روزه مى‏گرفت، ریحان را بو نمى‏كرد. از او علت این امر را پرسیدند. فرمود: من دوست ندارم كه روزه‏ام ‏را با لذت درهم آمیزم.
  زیارت امیرالمؤمنین‏علیه السلام
از صفوان جمال روایت ‏شده است: با امام ‏صادق‏علیه السلام وارد كوفه شدیم. امام فرمود: اى ‏صفوان! شتر را بخوابان، كه این جا نزدیك ‏قبر جدم، امیرالمؤمنین‏علیه السلام است. امام فرود آمد، غسل كرد، جامه را تغییر داد، پا را برهنه ‏نمود و فرمود: تو نیز چنین كن. به جانب نجف‏ رفتیم. فرمود: گام‏ها را كوتاه بردار و سر را به‏ زیر انداز. خداوند متعال براى هر گام كه ‏بردارى، صد هزار حسنه مى‏نویسد، صدهزار گناه را محو مى‏كند، صدهزار درجه مى‏بخشد، صد هزار حاجت را بر مى‏آورد و ثواب هرصدیق و شهید را براى تو مى‏نویسد. آن‏ حضرت با دل آرام، تن آرام، تسبیح، تهلیل وتنزیه به جلو مى‏رفت، تا رسیدیم به تل‏ها... بر سر قبر رسید و اشك بر گونه هایش جارى شد و گفت: « انالله و انا الیه راجعون‏»؛ آن گاه ‏بر امیرالمؤمنین‏علیه السلام سلام كرد و... (11)
 زیارت حسینى
امام صادق(‏ع) در مسجد حنانه - كه از مساجد شریفه، نجف اشرف است. - امام‏ حسین‏ علیه السلام را به گونه‏اى خاص - كه در مفاتیح‏الجنان ذكر شده است.- زیارت كرد و سپس‏ چهار ركعت نماز خواند.
 دعا هنگام سفر
امام صادق‏علیه السلام هنگام سفر این دعا رامى‏خواند:«اللهم خل سبیلنا و احسن تسییرنا واعظم عافیتنا» (12)؛ خدایا! راه را بر ما بگشاى و نامه ما را نیكو گردان و عافیت ما را کامل‏ ساز.امام صادق ‏علیه السلام هر گاه پاى در ركاب مى‏نهاد، مى‏گفت: «سبحان الذى سخرلنا هذا و ما کنا له مقرنین‏». نیز هنگام سفر هفت‏ بار تسبیح ‏مى‏كرد، هفت ‏بار حمد خدا مى‏نمود و هفت ‏بار لااله الا الله مى‏گفت. (13)
 شروع صبح
در روایت آمده كه امام صادق‏علیه السلام صبح كه‏ مى‏شد، مى‏گفت:«بسم الله و بالله و من الله و الى‏ الله و فى‏ سبیل الله و على ملة رسول الله ‏صلى الله علیه و آله ‏اللهم الیك اسلمت نفسى و الیك فوضت ‏امرى و الیك توجهت وجهى و علیك ‏توكلت ‏یارب العالمین...» (14)

 

گفتار  پاکیزه
«...ضرب اللّه مثلاً کلمة طیبة کشجرة طیبة أصلها ثابت و فرعها فی‌السماء. تؤتی أکلها کل حین باذن ربّها و یضرب اللّه الأمثال للناس لعلهم یتذکرون. و مثل کلمة خبیثة کشجرة خبیثة اجتثت من فوق الأرض مالها من قرار؛ خداوند «کلمه طیبه» (و گفتار پاکیزه) را به درخت طیبه (و پاکیزه‌ای) تشبیه کرده که ریشه آن (در زمین) ثابت، و شاخه آن در آسمان است، میوه‌های خود را هر زمان به اذن پروردگارش می‌دهد، خداوند برای مردم مَثَلها می‌آورد، شاید متذکّر شوند (و پند گیرند)، و (همچنین) کلمه خبیثه را به درخت ناپاکی تشبیه کرده که از زمین برکنده شده و قراری ندارد».(سوره ابراهیم، آیات 24 ـ 26).
 



طبقه بندی: مذهبی،
[ پنجشنبه 30 مرداد 1393 ] [ 10:41 ق.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

از میان مقولاتی مانند فرهنگ، امنیت، اقتصاد و سیاست، کدامیک اولویت دارد؟ برای جامعه ای که قرار است با نظام حکومتی دینی اداره شود بسیار مهم است. این پاسخ است که می تواند نقشه راه را برای هر حکومتی ترسیم کند و البته برای یک نظام اسلامی نقش و اهمیت بیشتری دارد.
بدون آنکه با بررسی تعاریف گوناگون فرهنگ وقت گذرانی کنیم، مستقیماً به سراغ نقش فرهنگ در زندگی فردی و اجتماعی می رویم. در این وادی، مجموعه بینش ها و کنش ها را می توان فرهنگ نامید، مجموعه ای که بستری می شود برای رشد آگاهی عمومی و التزام عملی آحاد مردم به مقررات اجتماعی.

با این تعریف، راحت می توان گفت فرهنگ برای جامعه همانند خونی است که در رگ های بدن جریان دارد. همانگونه که خون، اندام ها را به تحرک وامی دارد و چگونگی خون در چگونگی کارکرد بدن نقش مستقیم دارد، فرهنگ نیز اندام های جامعه را به تحرک وامیدارد و ضعف و قوت آن در ضعف و قوت اقتصاد، امنیت، سیاست و اخلاق جامعه اثرگذار است. بدین ترتیب، پاسخ سؤال مورد نظر اینست که فرهنگ باید در اولویت باشد.

هدف از آوردن این مقدمه، یادآوری این واقعیت تلخ است که جامعه اسلامی و انقلابی ما علیرغم اینکه از یک نظام حکومتی دینی برخوردار است، متأسفانه هیچگاه برای فرهنگ اولویت قائل نشده و مقوله فرهنگ همواره مورد غفلت بوده است. از صبح پیروزی انقلاب اسلامی، تعابیری مانند "انقلاب ارزش ها" و "انقلاب فرهنگی" از زبان امام و سایر بزرگان در توصیف انقلاب اسلامی شنیده ایم، اما هرگز در عمل برای مقوله "فرهنگ" اولویت قائل نشده ایم. اگر فرهنگ در اولویت قرار گیرد، اقتصادی سالم، امنیتی پایدار و سیاستی مبتنی بر اصول خواهیم داشت. زیرا فرهنگ برای سایر مقولات بسترسازی می کند و راه را برای جریان یافتن سالم آنها هموار می نماید.

شاید در قالب دیگری بتوان یک جامعه با فرهنگ را جامعه ای مقرراتی، قانون گرا و اخلاق مدار معرفی کرد. به عبارت روشن تر، اگر مردم یک جامعه با فرهنگ باشند، در برخوردهای اقتصادی بر مبنای قانون و اخلاق عمل می کنند و مفاسد اخلاقی از آن جامعه رخت برمی بندد، در بخش های امنیت و سیاست نیز همه چیز برمبنای صداقت به پیش خواهد رفت و همواره اخلاق، محور رفتارها خواهد بود. قضاوت نیز از فرهنگ تأثیر می گیرد و در یک جامعه با فرهنگ علاوه بر اینکه قضات، وظیفه قانونی خود را به درستی انجام می دهند، اصولاً خصومت ها کاهش می یابد و حتی خود مردم بدون نیاز به دستگاه قضائی به رفع خصومت اقدام می کنند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، متأسفانه هیچگاه فرهنگ در اولویت نبوده و دولت ها به سایر مقولات بیشتر توجه کردند. بعضی دولت ها به دلیل درگیر بودن با جنگ و بازسازی، فرصت و امکان توجه جدی به فرهنگ را نداشتند و بعضی دیگر به ویژه در سال های اخیر، بداخلاقی را جایگزین اخلاق و فرهنگ کردند و به همین جهت، بی قانونی، مفاسد اقتصادی و تفرقه و بی اعتمادی نسبت به همدیگر در جامعه افزایش یافته است. آنچه از اینها نگران کننده تر است، سوءاستفاده معاندان از فضای پدید آمده است که در قالب های مختلف بی بندوباری، پشت پا زدن به احکام دینی و زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات جلوه گر می شود.

در بررسی عوامل پدید آمدن این وضعیت، علاوه بر اولویت قائل نشدن برای فرهنگ، ضعف سکان داران فرهنگ کشور را نیز باید عامل مهمی دانست. سوگمندانه باید اعتراف نمائیم که متولیان بخش های فرهنگی کشور عموماً از ضعیف ترین ها انتخاب شده اند. شاید دخالت داشتن گرایش های سیاسی و فقدان نگاه اولویت بخشی به فرهنگ از عوامل اصلی گماردن ضعفا بر عرصه فرهنگ باشد. فرهنگ اگر قرار باشد در اولویت قرار بگیرد، باید حداقل دو اقدام جدی صورت بگیرد؛ یکی تخصیص بودجه کافی و دیگری، که مهم تر است، گماردن متولیان قوی.

ضعف متولیان فرهنگ موجب می شود به امتیازخواهان باج و امتیاز بدهند و این اقدام را برای خود یک وجه مثبت به حساب آورند. در بخش هنر نیز متولیان ضعیف، بدون برنامه پیش می روند و هرگز به نقطه مطلوب نمی رسند. در بخش کتاب، یک روز ممیزی را لازم و ضروری می دانند، یک روز آن را رد می کنند و روز دیگر دچار بلاتکلیفی می شوند. جلب همکاران قوی چیزی است که هرگز نمی توان از متولیان ضعیف فرهنگ انتظار داشت. افراد ضعیف، در مقابل کسانی یا مجموعه هائی که می خواهند عوامل خود را به آنها تحمیل کنند منفعل می شوند و قدرت و جسارت "نه" گفتن به آنها را ندارند. اینها بخشی از عوارضی هستند که از ضعف مدیریت های فرهنگی ناشی می شوند و به فرهنگ کشور ضربه می زنند.

تعدد دستگاه هائی که خود را متولی فرهنگ می دانند نیز از مشکلات بخش فرهنگی و از عوامل رکود و گاهی عقبگرد فرهنگی است. فرهنگ در کشور ما فرماندهی واحدی ندارد و همین امر موجب دوباره کاری ها، خنثی کردن کار همدیگر و صرف بودجه های کلان بدون دستاورد قابل توجه می شود. این ضعف، بارها به مسئولان نظام یادآوری شده ولی نه تنها برطرف نگردیده بلکه همچنان شاهد افزوده شدن بر تعداد متولیان فرهنگی هستیم.

رسانه ملی، که رساترین صدا برای اشاعه فرهنگ می تواند باشد، در مواردی نقش خنثی کننده دستاوردهای فرهنگی را ایفا می کند. برخورد متولیان فرهنگی کشور با مطبوعات و سایر رسانه های نوشتاری، چه از نظر مادی و چه از نظر حمایت های معنوی نه تنها ضعیف بلکه بازدارنده است. تبعیض در پرداخت یارانه های قانونی و برخوردهای سیاسی و سلیقه ای با رسانه های مکتوب، زمینه ای برای رشد این رسانه ها باقی نگذاشته است. کوتاهی در انجام وظیفه قانونی که برخورد متولیان فرهنگی با مطبوعات بداخلاق، اتهام پراکن و قانون شکن را مقرر می دارد، یکی دیگر از عوارض ضعف مدیران فرهنگی است که موجب وارد شدن لطمات شدیدی به فرهنگ کشور شده است.

راه حل این مشکلات و آنچه موجب تقویت فرهنگ خواهد شد، عبارتند از تجمیع مراکز متعدد فرهنگی، ایجاد وحدت رویه در برخوردهای فرهنگی، بالا رفتن حساسیت مسئولین نظام نسبت به فرهنگ، اولویت بخشیدن به مقوله فرهنگ به عنوان اصل و پایه سایر مقولات و سپردن بخش فرهنگی به افراد قوی، مستقل و شجاع. اما آیا گوش شنوائی وجود دارد که این مرثیه را بشنود و آیا اراده قاطعی وجود دارد که درصدد نجات دادن فرهنگ از مظلومیت و انزوا باشد؟

برای ارتباط با ما جهت امور قرانی با این شماره تماس حاصل فرمایید:09131266381
سید وحید حسینی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد