تبلیغات
فرهنگ

فرهنگ
اگر شما فرهنگ را هدایت نکنید فرهنگ شما را هدایت می کند 
قالب وبلاگ
جستجوی مطالب وبلاگ
نظر سنجی
قرائت کدامیک از قاریان زیر را بیشتر میپسندید(امکان انتخاب بیش از یک گزینه وجود دارد)












چرخش دور گردون معلمی است که شاگرد، روزگارش را تعلم می کند و بی گمان بهار، زرنگ شاگرد این روزهاست و خوب بلد است که چگونه درس هایش، را پس دهد. بهار به خوبی می داند گرمی و سردی، سخت امتحان روزگارش است و باور دارد که  سرد روزهای زمستانی رفتنی است و باید برود؛ پس تقلا می کند، پشت پا به رخوت زمستان می زند و دوباره سبز می شود.

بهاری شو؛ تازه شو؛ خود را دریاب

به راستی، زیر و رو شدن روزگار آموختنی است و بهار سرآغاز این تحول است!!

بیائید عبرت از بهار روزگار بگیریم و در این آغازین روزهای بهار، بهاری شویم و درس بگیریم!!

بیائید زندگی و احیاشدن را بیاموزیم!!

بیائید همچون بهار رخت دل از جور زمستان بشوئیم و دوباره رویش کنیم، بسان درختان، برگ های کهنه و پلاسیده را دور برزیم و دوباره جوانه بزنیم!!

بهار تمثیلی از زندگی بهاری ماست

سلامت بهار با زدودن پلیدی ها و زشتی ها، پاک کردن دست سرما از صحنه ی گرم روزها حاصل می شود و بی گمان، سلامت بهار زندگی ما نیز  این چنین است .

اصلا، بیائید همچون بهار تحول را در درون خودمان جستجو کنیم و بیابیم!!

روان شناسان معتقدند موثرترین راز سلامت، در وجود خود انسان هاست ، به دیگر سخن ما همانیم که می اندیشیم .

ما زمانی  بهاری می شویم و شکوفه های زندگی مان، گل می دهند و بارور می شوند که همچون بهار نفس تازه کنیم و دوباره بروئیم . کهنه شاخسار را بریزیم و جوانه بزنیم !!

اما متاسفانه بسیاری از ما، به عادات غلط خود، دل بسته ایم و خو گرفته ایم و جالبتر آن که می دانیم و مطمئنیم آنها عاداتی مخرب و ویرانگرند، اما با این حال دو دستی به آنها چسبیده ایم و کنارشان نمی‌گذاریم. برحسب عادت به کهنه پژمرده افکارمان، قضاوت هایمان، نفرت هایمان، حسدورزیهایمان، خواستن‌های بیش از حد توان مان، رقابت‌های بی حاصل مان و.. که سوهان جان و روان مان هستند، چسبیده ایم و به هر طریق ممکنه به دنبال خود می‌کشیم تا جایی که سنگینی بار آنها را هم حس نمی‌کنیم!!

و اینجا دقیقا نقطه عطف تفاوت ما با بهار است؛

دل نکندن و جدا نشدن؛ رمز شکست ما و رهایی و تجدید احوال،رمز موفقیت بهار است!!!

به دیگر سخن، اگر با زبان علم، پا در این مسیر بگذاریم این رمز را  این گونه تعبیه می کنیم که اندیشه ما مغز را تحت تاثیر قرار می‌دهد،( اندیشه همان بهار است و مغز تمثیلی از روزگار دورن گردون) .

همگی اذعان به این موضوع داریم مغز انسان سُکاندار بدن است و تمامی بدن را در هر لحظه از شبانه روز کنترل و تنظیم می کند، از سوی دیگر می دانیم که مواد شیمیایی مترشحه در بدن، مغز را تحت تاثیر قرار می دهد و عملکرد آن را متفاوت می سازد. برای روشن تر شدن مسئله، به مثال ذیل توجه کنید:

وقتی به طبیعت می روید با نگاه به آسمان آبی و دشت سر سبز، احساس آرامش می کنید اما وقتی امتحان دارید و نگران نتیجه آن هستید، در تب و تابید و دچار استرس  می شوید!! آن آرامش و این حس بد از کجا آمده است؟

رمز موفقیت بهار دوری از رخوت و فرسودگی و ناامیدی و بی ثمری است همان چیزی که من و شما صرفا آرزومند آنیم ، اما برای تحقق آن حرکتی نمی کنیم و در رکود و سکون دیروز و آینده مان ایستاده ایم و امروز را به بهای گذشته و فردا می فروشیم، چیزی که بهار از آن به شدت گریزان است و فراری!!!

تحقیقات متعدد علمی مشخص کرده است که انسان ها بر اساس فکری که می کنند، مغز را وادار به عکس العمل می کنند و موادی را در جریان خون جاری می سازد که  روی احساسات ما تأثیر گذاشته و ما را شاد،عصبی یا غمگین می‌کند. در واقع احساساتی که ما بعد از فکر کردن داریم نتیجه تولید، جذب و ترکیب این مواد شیمیایی است. فکر درگیر ،آلودگیهای ذهنی ، بار سنگین تضاد های درونی و... است که نگرانیها و دلواپسی ها، بیش خواهی ها،خشم، حسادت و.... را به وجود می آورند ومتعاقب آن مواد مخربی را تولید می کنند که بدن را تحت محاصره  قرار داده و با گذشت زمان، ما را فرسوده می‌کنند و از پا در می آورند.

این حالت بشری، به گونه ای دیگر در گردش روزگار هم نمود دارد و قابل مشاهده است؛ پائیز و زمستان نمادی از سخت دوران روزگار است اما پایان آن سهمگین روزها، نوید آمدن بهار است و بهار با دگرگونی شگرفش روزهای نویی را به سوغات می آورد که هرگز نبوده اند و نخواهند بود!!

رمز موفقیت بهار دوری از رخوت و فرسودگی و ناامیدی و بی ثمری است همان چیزی که من و شما  صرفا آرزومند آنیم ، اما برای تحقق آن حرکتی نمی کنیم و در رکود و سکون دیروز و آینده مان ایستاده ایم و امروز را به بهای گذشته و فردا می فروشیم، چیزی که بهار از آن به شدت گریزان است و فراری!!!

برای بهاری بودن و رها شدن چه باید کرد؟!

بیائید در این نو بهار، همچون بهار، بخشندگی را از طبیعت یاد بگیریم و خود را از تعلقات دیروزهای گذشته و فردا های نیامده رها کنیم ، حال را دریابیم و اکنون را بسازیم.

بیائید تجدیدنظر در افکارمان کنیم! بهاری فکر کنیم و با افکار بهاری  نگاهی نو در خود بوجود آوریم و با

دور انداختن افکار و عادات ناپسند سلامتی، شادی و آرامش را برای خود و خانواده مان به ارمغان بیاوریم .

صدای سال نو را بشنو، تازه شو و خود را دریاب ...

 




طبقه بندی: عمومی،
[ شنبه 1 فروردین 1394 ] [ 01:51 ق.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
زهرا اجلال / در ایام عید که ظاهر خوبی دارد یعنی فرصتی برای دید و بازدید و سفر و شادی است و شهر و روستاها و خانه‌ها برای پذیرایی آماده است و هوای معتدل همراه با سبزی زمین و شکوفه‌های درختان و امثال آن به چشم می ‌خورد سزاوار است که این ظاهر زیبا با باطنی همراه باشد و تبریک ظاهری همراه با برکت عملی باشد.این دید و بازدیدها قالب و تبریک ظاهری است، ولی قلب آن چیست؟
 
مغز این تبریک اموری است از جمله این که:
۱- در این دید و بازدیدها ثروتمندان فامیل، مخفیانه از فقرای فامیل دستگیری کنند. این دستگیری کردن و کمک در آیات قرآن کریم به وفور یاد شده است و در ازای عدم انجام نیز عذاب هایی وعده داده شده است:
وَالَّذِینَ یَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلاَ یُنفِقُونَهَا فِی سَبِیلِ اللّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِیمٍ (توبه 34)
وَوَیْلٌ لِّلْمُشْرِكِینَ/الَّذِینَ لَا یُوْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ (فصلت 6 و 7)
مَا سَلَكَكُمْ فِی سَقَرَ / قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّینَ / وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِینَ (سوره مدثر44-42 )
إِنَّمَا الْمُوْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ (حجرات 15)
۲- اگر میان فامیل افرادی با هم کدورتی دارند آنان را آشتی دهند. استحکام جامعه و مهربانی و دوستی بین ارکان آن، از نیازهای اساسی جامعه بشری است. خداوند متعال در قرآن کریم با به کار بردن تعبیر زیبای «صلح و آشتی» مردم را به اختلاف زدایی در زمینه حقوقی دعوت می‏کند و می‏فرماید:
«فَاتَّقُواْ اللّهَ وَأَصْلِحُواْ ذَاتَ بِیْنِكُمْ وَأَطِیعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ إِن كُنتُم مُّوْمِنِینَ» [انفال/1]
«پس از خدا پروا دارید و با یكدیگر سازش نمایید و اگر ایمان دارید از خدا و پیامبرش اطاعت كنید.»
همچنین در مورد توصیه به اخوت و برادری می‏فرماید:
«إِنَّمَا الْمُوْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ» [حجرات/10]
به حقیقت، مومنان همه برادر یکدیگرند. پس همیشه بین برادران ایمانی خود صلح دهید و خدا ترس و پرهیزکار باشید. امید است که مورد لطف و رحمت الهی قرار گیرید. امام علی علیه ‏السلام در وصیت ‏نامه خویش در خطاب به امام حسن و امام حسین علیهما السلام می‏‌فرماید: از جد شما شنیدم که می‌فرمود:
« إِصْلَاحُ ذَاتِ الْبَینِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ الصَّلَاةِ وَ الصَّوْمِ‌» [مجلسی محمد باقر؛ بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار ، ج‏73 ص43]
رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم مى‏فرمود: اصلاح بین مردم از هر نماز و روزه (مستحبّى) بهتر و گرانقدرتر است.حضرت علی علیه‏السلام در وصیت نامه خود به فرزندان و همه کسانی که گفته او به آنها می‏ رسد، توصیه می ‏کند: شما و همه فرزندانم و کسانم و آن را که نامه من بدو رسد سفارش می ‏کنم به ترس از خدا و آراستن کارها و آشتی با یکدیگر که من از جد شما شنیدم که می ‏گفت: آشتی دادن میان مردمان، بهتر است از نماز و روزه سالیان. [سید رضی؛ نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، نوبت 26، نامه 47]
با اینکه در اسلام دروغ گفتن از گناهان کبیره است می ‏توان در شرایطی برای اصلاح ذات بین از آن بهره گرفت، بنابر گفته امام صادق علیه‏السلام: كسى كه مصلح و میانجى مى‏ شود، آنچه بگوید دروغ  محسوب نمى‌‏شود. [كلینی، محمدبن یعقوب؛ اصول من الكافی، علی اکبر غفاری، ج‏2، ص210]
در حدیثی دیگر از امام علی علیه ‏السلام آمده است:
اگر میان دو نفر به منظور اصلاح و آشتى، میانجی ‌گرى كنم در نظر من از دو دینار صدقه دادن برتر است. [همان، ج‏2  ص 209]
«صَلَاحُ ذَاتِ الْبَیْن‏» اگر آشتی بدهید دو نفری را كه با هم قهر هستند، «أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ الصَّلَاةِ وَ الصِّیَام‏» (نهج‌البلاغه/ص421) از تمام نمازها و روزه‌های مستحبی ثوابش بیشتر است. بهترین صدقه‌هایی را كه خدا دوست دارد، ‌صدقه‌ این است كه «إِصْلَاحُ بَیْنِ النَّاسِ إِذَا تَفَاسَدُوا وَ تَقَارُبُ بَیْنِهِمْ إِذَا تَبَاعَدُوا» (كافی/ج2/ص209)
۳- اگر نوجوانان فامیل در بعضی از درس‌های خود ضعیف هستند به آنان کمکی شود.
 مهلت دادن به بدهكار تنگدست
۴- اگر شخصی گرفتار بدهی یا زندان است آن را نجات دهیم. آیه 280 دربردارنده یک دستور مالی و حقوقی است که در آن به طلبکار توصیه شده در صورت سررسید زمان دریافت طلب، در صورتی که امکان پرداخت برای بدهکار وجود نداشته باشد؛ طلبکار نباید او را تحت فشار قرار دهد؛ بلكه باید به او مهلت دهد. (إِن كاَنَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلىَ‏ مَیْسَرَةٍ) حتى در قوانین اسلام كه در واقع تفسیرى است براى آیه فوق، تصریح شده كه هیچگاه نمى توان خانه و وسایل ضرورى زندگى افراد را برای بدهى آنها توقیف كرد یا از آنها گرفت؛ بلكه طلبكاران تنها مى ‏توانند از اضافه بر آن، حق خود را بگیرند و این حمایت روشنى از حقوق قشرهاى ضعیف جامعه است. [تفسیر نمونه 2/377]قرآن کریم به طلبكاران مى‏گوید: در این گونه موارد كه بدهكاران سخت در تنگنا قرار دارند اگر بدهى آنان بخشوده شود، از هر نظر براى شما بهتر است. (أَن تَصَدَّقُواْ خَیر لَّكُم) احساس كینه توزى و انتقام را به محبت و صمیمیت مبدل مى سازد و افراد ضعیف جامعه را به فعالیت مجددى كه نتیجه اش نصیب همگان مى شود، وا مى دارد و اضافه بر اینها، صدقه و انفاقى در راه خدا محسوب مى ‏شود كه ذخیره روز پسین خواهد بود. [همان 2/378]
 ۵- اگر در جلسات گناه می ‌شود با برخورد خوب، مانع شویم.
۶- اگر برای بعضی از افراد فامیل سوال و شبهه‌ای مطرح شده ما واسطه شوبم و جوابش را از یک دانشمندی دریافت و شبهه آن را برطرف کنیم.
۷- اگر در فامیل و همسایگان خانواده شهداء و جانبازان وجود دارند، دیدار با آنان را بر دیگران مقدم بداریم.
 شکرگزار باشیم
۸- در سفر از کسانی که در جاده‌ها خدمت می ‌کنند (پلیس، هلال احمر، راهداری) حداقل با زبان، تشکر کنیم.
شکر نعمت به شکل عملی از ارزش و جایگاه برتری برخوردار است و انسان لازم است افزون بر شکر زبانی، به عمل نیز شکرگزار باشد.
شکر باعث زیادی نعمت و این خود باعث تقویت حس شکرگزاری انسان می ‌شود. قرآن مجید در سوره ابراهیم، می‌ فرماید: لَـئِن شَکَرْتُم‌ْ لاَزِیدَنَّکُم؛ شکر نعمت نعمتت افزون کند.
۹- برای همسریابی افراد مجرد فامیل واسطه‌گری و شفاعت کنیم.
در این زمینه خواندن روایات زیر خالی از لطف نیست.
امام صادق (علیه السلام): هر فردی زمینه ازدواج مجردی را فراهم کند از افرادی است که خدا در روز قیامت به او نگاه [لطف آمیز] می کند. (الکافی، ج 5، ص 331)
امیرمومنان(علیه السلام): بهترین شفاعت آن است که میان دو نفر در ازدواج میانجیگری کنی تا خدا آن دو را گرد هم آورد. (وسائل الشیعه)
 آخرین سخن
تبریک یعنی دید و بازدید خود را با این امور رشد و برکت دهیم. اینکه خداوند به پیغمبر می‌فرماید ما به تو کوثر دادیم و مراد کوثر فاطمه زهراست و معنای کوثر خیر فراوان است و ناگفته پیداست عطای خداوند بزرگ به بهترین فرد هستی کوثر و خیر فراوان است. ما نیز می‌‌توانیم با نیت خالص و همت بلند و خدمت بی‌منت و دستگیری از دیگران تا حدی از خود کوثر بسازیم، یعنی خود و کارهای خود را تا آنجا که می‌ شود به خیر زیاد و کوثر تبدیل کنیم.
 



طبقه بندی: عمومی، فرهنگی،
[ جمعه 29 اسفند 1393 ] [ 06:04 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]

سال‌هاست با وجود خوشنویسان متبحر ایرانی که به خوبی قرآن کریم را نگارش کرده و می‌ کنند، این سوال مطرح است که چرا به قرآن «عثمان طه» خوشنویس معروف سوری بیشتر اهمیت داده می‌شود.


در ابتدا با زندگینامه عثمان طه بیشتر آشنا می شویم:

ابو مروان عثمان بن عبده بن حسین بن طه، خوشنویس عرب زبانی است که به واسطه نگارش “مصحف مدینه” شهرت یافته است، مصحفی که موسسه چاپ مصحف شریف ملک فهد آن را منتشر کرد.

وی در روستای شهر حلب در سوریه به سال ۱۹۳۴میلادی چشم به دنیا گشود. متاهل و دارای هفت فرزند است. پدرش، شیخ “عبده حسین طه” امام جماعت، سخنران مسجد و استاد خوشنویسان سوریه است.

عثمان طه در رشته شریعت اسلامی در مقطع کارشناسی فارغ التحصیل شد و زبان عربی، نقاشی و هنرهای اسلامی را فرا گرفت.

وی از خوشنویس بزرگ جهان اسلام استاد حامد العامدی در سال ۱۹۷۳ میلادی اجازه خوشنویسی دریافت کرد و در خطاطی در محضر تنی چند از خوشنویسان همچون محمد علی المولوی، ابراهیم الرفاعی در شهر حلب، محمد بدوی الدیرانی در دمشق و هاشم البغدادی زانوی تلمذ نهاد.

او می گوید:

هرگاه به آیاتی بر می خورم که کافران، ستمگران، منافقان و مقصران در عبودیت خداوند را، انذار می دهد، سینه ام تنگ می شود و حالتی از خوف و ترس بر من چیره می شود که در اغلب اوقات خودم را از یاد می برم و نفسم بند می آید و عرق می کنم حتی اگر، فصل زمستان باشد.

عثمان طه همچنین عضو کمیته داوری مسابقه بین المللی خوشنویسی است که از سوی سازمان جهان اسلام برگزار می شود.

او در سال ۱۳۷۰ میلادی برای وزارت اوقاف سوریه، نخستین مصحف را کتابت کرد. و در سال ۱۳۸۸ میلادی به کشور عربستان سعودی رفت و به عنوان خطاط برگزیده موسسه چاپ قرآن ملک فهد و کاتب مصحف های مدینة النبی ، قرآنی را نگاشت که وجه مشخصه اش اتمام آیه در انتهای صفحه بود.

اولین خوشنویس قرآن به سبک توافقی آن گروه 9 نفره شیخ «خلف ‌الحسینی» بود. مصحفی که وی نگارش کرد، تمام خصوصیات قرآن «عثمان طه» را دارد یعنی از نظر کتابت، علامتگذاری، تعداد سطرهای موجود در یک صفحه، ختم صفحه به آیه و رعایت قواعد علم قرائت، پیش از اینکه عثمان ‌طه بخواهد نوآوری در این زمینه به خرج دهد، خلف‌ الحسینی این کارها را انجام داده بود

چرا به قرآن «عثمان طه» خوشنویس معروف سوری بیشتر اهمیت داده می ‌شود؟

تاکنون پاسخ ‌های مختلفی از جمله رایگان بودن دسترسی ناشران به آن برای چاپ قرآن، به این سوال داده شده است و در چنین شرایطی بدیهی است که ناشران با روی آوردن به خطی که نیاز نیست هزینه‌ای بابت استفاده از آن بپردازند، ناخواسته به رواج این نوع از کتابت قرآن کریم در کشوری که خود غنی از خوشنویسان متبحر است، دامن می ‌زنند.
اما در این میان یکی دیگر از مسائل مطرح درباره این قرآن، ویژگی ‌هایی است انحصاری که گفته می ‌شود در خط عثمان ‌طه استفاده شده است؛ هر چند که با وجود تمام این ویژگی‌ها خواندن این قرآن به علت استفاده از الف کوتاه به جای الف بلند در آن برای فارسی ‌زبانان چندان آسان هم نیست.
اما به مدد اهتمام حکومت عربستان سعودی در رواج این نوع نگارش از قرآن، رایگان بودن دسترسی به آن و تبلیغاتی که درباره سادگی این خط می ‌شود، قرآن کتابت شده توسط عثمان طه تبدیل به قرآنی مشهور در جهان اسلام شده است.

 

بررسی تاریخی روش کتابت قرآن کریم از صدر اسلام تاکنون

قرآن تا قرن سوم هجری با خط کوفی نوشته می‌شد. پس از قرن سوم این روند متحول و قرآن‌ ها به خطوط نسخ، نسخ ریحان و نسخ محقق و اغلب به شیوه رسم‌الاملاء (استفاده از الف بلند در کلمه‌ای مانند عالمین) ‌و در کنارش به شیوه رسم ‌المصحف (نوشتن همین کلمه به صورت علمین) نوشته ‌می‌ شد؛ تا اینکه در سال 1337 هجری قمری، گروهی 9 نفره در مصر تشکیل شد تا در رابطه با شیوه‌ای واحد در نگارش قرآن کریم با هم به توافق برسند.
تا قبل از توافق صورت گرفته در این گروه 9 نفره، قرآن کریم به هر دو شیوه مذکور نوشته می‌شد. اکثر قرآن ‌های نگارش شده بین قرن سوم تا سال 1337 هجری قمری به شیوه رسم ‌الاملاء نگارش ‌شده است.

هرگاه به آیاتی بر می خورم که کافران، ستمگران، منافقان و مقصران در عبودیت خداوند را، انذار می دهد، سینه ام تنگ می شود و حالتی از خوف و ترس بر من چیره می شود که در اغلب اوقات خودم را از یاد می برم و نفسم بند می آید و عرق می کنم حتی اگر، فصل زمستان باشد


اولین قرآن چاپ شده در پی توافق 9 استاد مصری

اولین قرآنی که بعد از توافق در این گروه 9 نفره چاپ شد، در چاپخانه‌ای به نام «امیری» حروف ‌چینی و بعدها هم این قرآن به نام «‌قرآن امیری» مصر معروف و شناخته شد.

 

مصحفی با خصوصیات مصحف عثمان طه

اولین خوشنویس قرآن به سبک توافقی آن گروه 9 نفره شیخ «خلف ‌الحسینی» بود.

مصحفی که وی نگارش کرد، تمام خصوصیات قرآن «عثمان طه» را دارد یعنی از نظر کتابت، علامتگذاری، تعداد سطرهای موجود در یک صفحه، ختم صفحه به آیه و رعایت قواعد علم قرائت، پیش از اینکه عثمان ‌طه بخواهد نوآوری در این زمینه به خرج دهد، خلف‌ الحسینی این کارها را انجام داده بود.
حوی در زمان ملک فواد اول در مصر این قرآن را نوشته است و در سال 1337 یعنی 97 سال پیش، قرآن او به چاپ رسید در صورتی که عثمان ‌طه در سال 1405 هجری  قرآنش را نگاشت و پس از چاپ توسط دولت سعودی در تیراژهای بالا، به سراسر جهان اسلام ارسال شد.

«علی ‌طه» برادر شیعه «عثمان طه» نیز قرآنی نوشته که برخلاف شیوه برادرش در آن از الف ‌های بلند استفاده شده و قواعد علم قرائت نیز مانند شیوه عثمان ‌طه در آن لحاظ نشده است.

اکنون در ایران قرآن‌ ها با استفاده از هر دو شیوه چاپ می ‌شود، یعنی هم قرآن ‌هایی داریم که به شیوه رسم‌ الاملاء به چاپ می ‌رسد و هم قرآن‌ هایی داریم که شیوه نگارش آنها رسم‌ المصحف و استفاده از الف کوتاه است.




طبقه بندی: قرانی،
[ جمعه 15 اسفند 1393 ] [ 10:03 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]

استغفار را از یاد آنان می برم؟

استغفار

امام صادق علیه السلام فرمودند: وقتى آیه 135 سوره آل عمران نازل شد، ابلیس همه‏ى یاران خود را جمع كرد و چاره ‏جویى نمود. شیاطین پیشنهاداتى دادند كه پذیرفته نشد، وسواس خنّاس گفت: من چاره مى‏ كنم!

گفتند: چگونه؟

گفت: به آنها وعده مى ‏دهم و به آرزوها گرفتارشان مى‏ كنم تا دچار گناه شوند و وقتى گرفتار شدند، استغفار را از یاد آنها مى ‏برم. (وسائل الشیعه، ج 11، ص 66)


وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ یُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ یَعْلَمُونَ(آل عمران ـ 135)
(افراد با تقوا) كسانى هستند كه هر گاه كار زشتى انجام دهند و یا به خویشتن ستم كنند، خدا را یاد كرده و براى گناهان خود استغفار مى‏ كنند. و جز خدا كیست كه گناهان را ببخشد؟ و (متّقین) چون به زشتى گناه آگاهند بر انجام آنچه كرده‏اند، پافشارى ندارند.


پرهیزگاران اصرار بر گناه نمى‏كنند (وَ الَّذِینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً ...)

در ادامه آیه گذشته که سیمای پرهیزکاران را بررسی می کرد در آیه فوق اشاره به یكى دیگر از صفات پرهیزكاران شده كه" آنها علاوه بر اوصاف مثبت گذشته اگر مرتكب گناهى شوند به زودى بیاد خدا مى‏ افتند و توبه مى‏ كنند و هیچ گاه اصرار بر گناه نمى ‏ورزند".
از تعبیرى كه در این آیه شده چنین استفاده مى‏ شود كه انسان تا به یاد خدا است مرتكب گناه نمى ‏شود آن گاه مرتكب گناه مى ‏شود كه به كلى خدا را فراموش كند و غفلت تمام وجود او را فرا گیرد، اما این فراموشكارى و غفلت در افراد پرهیزگار دیرى نمى ‏پاید، به زودى بیاد خدا مى‏ افتند و گذشته را جبران مى‏ كنند، آنها احساس مى‏ كنند كه هیچ پناهگاهى جز خدا ندارند و تنها باید آمرزش گناهان خویش را از او بخواهند (وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ)" كیست جز خدا كه گناهان را ببخشد".

فراموشكارى نتیجه سهل‏انگارى و وسوسه‏هاى شیطانى است، و تنها كسانى گرفتار آن مى‏شوند كه خود را در برابر او تسلیم كنند، و به اصطلاح با وسواس خناس همكارى نزدیك نمایند!

باید توجه داشت كه در آیه علاوه بر عنوان فاحشه، ظلم بر خویشتن نیز ذكر شده (أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ) و فرق میان این دو ممكن است این باشد كه فاحشه اشاره به گناهان كبیره است و ظلم بر خویشتن اشاره به گناهان صغیره.
در پایان آیه براى تاكید مى‏ گوید:" وَ لَمْ یُصِرُّوا عَلى‏ ما فَعَلُوا وَ هُمْ یَعْلَمُونَ":" آنها هرگز با علم و آگاهى بر گناه خویش اصرار نمى ‏ورزند و تكرار گناه نمى ‏كنند".
در ذیل این آیه از امام باقر علیه السلام نقل شده كه فرمود:" الاصرار ان یذنب الذنب فلا یستغفر اللَّه و لا یحدث نفسه بتوبة فذلك الاصرار ": اصرار بر گناه این است كه انسان گناهى كند و دنبال آن استغفار ننماید و در فكر توبه نباشد این است اصرار بر گناه. (تفسیر عیاشى در ذیل آیه‏)
در كتاب "امالى صدوق" از امام صادق علیه السلام حدیثى پر معنى نقل شده كه خلاصه آن چنین است: "هنگامى كه آیه فوق نازل شد و گناهكاران توبه كار را به آمرزش الهى نوید داد ابلیس سخت ناراحت شد، و تمام یاران خود را با صداى بلند به تشكیل انجمنى دعوت كرد آنها از وى علت این دعوت را پرسیدند، او از نزول این آیه اظهار نگرانى كرد، یكى از یاران او گفت: من با دعوت انسان ها به- این گناه و آن گناه تاثیر این آیه را خنثى میكنم، ابلیس پیشنهاد او را نپذیرفت، دیگرى نیز پیشنهادى شبیه آن كرد كه آن هم پذیرفته نشد، در این میان شیطانى كهنه كار به نام "وسواس خناس"! گفت من مشكل را حل می كنم، ابلیس پرسید: از چه راه؟ گفت: فرزندان آدم را با وعده‏ها و آرزوها آلوده به گناه مى ‏كنم، و هنگامى كه مرتكب گناهى شدند یاد خدا و بازگشت به سوى او را از خاطر آنها مى ‏برم، ابلیس گفت راه همین است و این ماموریت را تا پایان دنیا بر عهده او گذاشت"!

روشن است كه فراموشكارى نتیجه سهل ‏انگارى و وسوسه ‏هاى شیطانى است، و تنها كسانى گرفتار آن مى ‏شوند كه خود را در برابر او تسلیم كنند و به اصطلاح با وسواس خناس همكارى نزدیك نمایند!

مردان بیدار و با ایمان كاملا مراقبند كه هرگاه خطایى از آنها سر زد در نخستین فرصت آثار آن را با آب توبه و استغفار از دل و جان خود بشویند و دریچه ‏هاى قلب خود را به روى شیطان و لشكر او ببندند كه آنها از درهاى بسته قلب وارد نمى‏ شوند؟

 

بحث لغوی:

"فاحشة" از ماده فحش و فحشاء به معنى هر عمل بسیار زشت است و انحصار به اعمال منافى عفت ندارد زیرا در اصل به معنى "تجاوز از حد" است كه هر گناهى را شامل مى ‏شود.
البته بعضى مفسّران، مراد از «فاحِشَةً» را زنا و مراد از «ظلم» را سایر گناهان دانسته ‏اند و بعضى دیگر مراد از «فاحِشَةً» را گناهان كبیره و «ظلم» را گناهان صغیره دانسته‏اند.
یصروا یعنی اصرار به معنى ادامه دادن و صر در اصل به معنى بستن و گره زدن است.

متّقى كسى است كه اصرار بر گناه نداشته باشد. زیرا اصرار بر گناه، نشانه‏ى سبك شمردن آن و غفلت از یاد خداست. «وَ لَمْ یُصِرُّوا عَلى‏ ما فَعَلُوا»

بحث روایی:

در روایات مى‏ خوانیم كه بى‏ توجّهى به گناهان گذشته و ترك توبه از آنها، به منزله‏ى اصرار بر گناه است. («هو ان یذنب الذنب فلا یستغفر اللَّه و لا یحدث نفسه بتوبة فذلك الاصرار». كافى، ج 2، ص 287)

 

پیام ‏های آیه:

1ـ گاهى از افراد متّقى نیز گناه صادر مى ‏شود. «لِلْمُتَّقِینَ»، «الَّذِینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً»
خطرناك‏تر از انجام گناه، غفلت از گناه و بى‏توجّهى به زشتى آن است. متّقین اگر هم گناه كنند، بلافاصله استغفار مى ‏نمایند. «إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً»، «ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا»
3ـ نشانه‏ى تقوا، توبه فورى از گناه است. «إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً»، «ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا»
یاد خدا، رمز توبه است. «ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا»
5ـ تا یاد خدا در دل گناهكار زنده است، مى ‏تواند در مدار متقین وارد شود. «إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً»، «ذَكَرُوا اللَّهَ»
6ـ گناه، ظلم به خویشتن است. «ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ»
7ـ تنها خداوند است كه گناهان را مى ‏بخشد. «وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ»
8ـ متّقى كسى است كه اصرار بر گناه نداشته باشد. زیرا اصرار بر گناه، نشانه‏ى سبك شمردن آن و غفلت از یاد خداست. «وَ لَمْ یُصِرُّوا عَلى‏ ما فَعَلُوا»
9ـ اصرار آگاهانه بر گناه، سبب محرومیّت از مغفرت الهى است. «وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ یُصِرُّوا»




طبقه بندی: اخلاق،
[ شنبه 9 اسفند 1393 ] [ 09:46 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]

امروزه روش‌های گوناگونی برای ایجاد شادی و نشاط و کاهش غم و اندوه پیشنهاد می‌شود که‌ بسیاری از آنها یا تاثیر کمی بر شادی دارند، یا تاثیر آنها بر شادی کوتاه‌مدت است، و یا در کوتاه‌مدت‌ یا درازمدت بر روح و جسم انسان اثرات نامطلوبی باقی می‌گذارند. از طرف دیگر، پیروان ادیان الهی معتقدند که تنها این ادیان توانسته‌اند برنامه کاملی برای زندگی‌ انسان ارائه دهند که ضمن پاسخگویی به نیازهای مختلف بشر با فطرت او نیز کاملا سازگار بوده و ضامن‌ سعادت واقعی او در دنیا و آخرت باشد؛ به ویژه مسلمانان بنابر گفته کتاب آسمانی خود، قرآن، چنین‌ باوری را در مورد اسلام دارند.

آرامش به معنای طمأنینه و راحتی فکر در زندگی، حقیقت مطلوبی است که اسلام آن را ستوده است و راه هایی برای رسیدن به آن را تعیین کرده است. از نظر اسلام آرامش و طمأنینه امری واقعی، حقیقتی و دست یافتنی است. در متون دینی ما راه های به دست آوردن آرامش بیان شده است و همین امر بهترین دلیل بر امکان دست رسی به آن است.

بزرگانی که به دستورات دین عمل کرده اند و به آرامش درونی رسیده اند، می‌توانند ما را به این واقعیت رهنمون سازند که کسب آرامش در زندگی یک شعار نیست و این چیزی است که ما خود می توانیم با به کار بستن دستورات دینی آن را در خود احساس و تجربه نماییم. در این مجال برآنیم راههای متفاوتی برای رسیدن به این نعمت را بیان کنیم:

1- توشه آخرت را مبنای خوشحالی و اندوه خود قرار دادن:

حضرت علی در نامه خود به ابن عباس می فرماید:

«...خوشحالی تو از چیزی باشد که در آخرت برای تو مفید است و اندوه تو برای از دست دادن چیزی از آخرت باشد.... بر آنچه از دنیا از دست می دهی زاری کنان تأسف مخور.... و همت خویش را به دنیای پس از مرگ واگذار.» (نامه 22)

ایشان در نامه 66 نیز بر این موضوع تأکید کرده اند.

فردی که چنین نگرشی دارد برای انجام دادن یا خودداری از انجام آنچه در اختیار وکنترل اوست و سرنوشت جاودانه او را تعیین می کند، تلاش می نماید و به خاطر آن شاد یا اندوهگین می شود و مسائل زودگذر و کم اهمیت و یا مسائلی که در اراده او نیست او را آشفته نمی سازد. چنین فردی زندگی دنیا را پوچ و بی ارزش تلقی نمی کند، بلکه آن را دارای هدفی والا می داند و می کوشد از لحظه لحظه های زندگی خود برای کسب رضای الهی استفاده کند. به گفته حضرت علی کسی که از مرگ عبرت می گیرد کارهای نیک انجام می دهد و توبه کرده و به سوی خدا برمی گردد (خطبه 82). طبیعی است که چنین فردی در مقایسه با سایر افراد شادتر خواهد بود.

کسی که ایمان دارد پاداش صبر و شکیبایی در برابر تلخکامی های دنیا سعادت اخروی است و در مقابل، غرق شدن در لذت های حرام دنیا عذاب الهی در پی دارد، به خاطر دشواری ها و ناملایمات زندگی، غمگین نمی شود و حسرت لذت های نامشروع را نمی خورد. یکی از عواملی که باعث افزایش سلامت روانی افراد مذهبی می شود این است که آنها وقایع منفی را به صورت مثبت تفسیر می کنند

2- توجه به فناپذیری و دگرگونی حالات دنیا:

حضرت علی در نامه خود به سلمان فارسی می فرماید:

«... و اندوه دنیا را از سر بیرون کن، زیرا یقین به جدایی و دگرگونی حالات آن داری. » [نهج البلاغه، ن: فیض، ن 68]

حضرت علی ثبات و مقابله کار آمد با مسائل را مستلزم شناخت و درک بی ثباتی دنیا که دوراندیشانه و بیانگر ایمان به آزمایشهای الهی است می داند. توجه به فناپذیری و دگرگونی حالات دنیا باعث می شود که فرد به دنیا وآن چه مربوط به آن است دلبستگی پیدا نکند و بنابراین، به خاطر چیزی از دنیا که بدست نمی آورد یا آنچه از آن که از دست می دهد، چندان ناراحت نشود؛ در عین حال چنین فردی می داند که دنیا فراز و نشیبهای بسیاری دارد و بعد از هر شدتی، فرجی است و بنابراین از سختی ها و ناکامیهای زندگی دینا بر آشفته نمی شود.

حضرت علی در جایی دیگر از نهج البلاغه می فرماید:

«چون سختیها به نهایت رسد، گشایش پدید آید و آنگاه که حلقه های بلا تنگ گردد آسایش فرا رسد.» [همان، ق343].

طبعا چنین فردی در مقایسه با کسی که چنین نگرشی نسبت به دنیا و مسائل آن ندارد، نگرانی کمتری دارد و شادتر است.

3- توجه به پاداش های اخرویِ تلخ کامی های دنیا:

حضرت علی درباره تلخ کامی های دنیا می فرماید:

«تلخ کامی های دنیا شیرینی آخرت و شیرینی دنیای حرام تلخ کامی آخرت است.»

[همان، ق243].

صبر

کسی که ایمان دارد پاداش صبر و شکیبایی در برابر تلخکامی های دنیا سعادت اخروی است و در مقابل، غرق شدن در لذت های حرام دنیا عذاب الهی در پی دارد، به خاطر دشواری ها و ناملایمات زندگی، غمگین نمی شود و حسرت لذت های نامشروع را نمی خورد. یکی از عواملی که باعث افزایش سلامت روانی افراد مذهبی می شود این است که آنها وقایع منفی را به صورت مثبت تفسیر می کنند. آرجایل معتقد است مردم وقتی می توانند شادتر باشند که افکار متفاوت و بدون دردسری در مورد تغییر شرایط زندگی خود داشته باشند؛ به اعتقاد او افراد شاد نظر مثبتی درباره مسائل دارند و می توانند بخش جذاب مسئله را مورد توجه قرار دهند. از جمله مولفه های شناختی «برنامه افزایش شادی فردی» فوردایس نیز رشد افکار مثبت و خوش بینانه و کاهش احساسات منفی است.

4- اندوه روز نیامده را نخوردن و از روزی مقرر خداوندی خشنود بودن:

حضرت علی می فرماید: «ای فرزند آدم ! اندوه روز نیامده را بر امروزت میفزا، زیرا اگر روز نرسیده از عمر تو باشد، خداوند روزی تو را خواهد رساند.» (همان، ق 259]

در حکمت 349 نهج البلاغه نیز به چنین موضوعی اشاره شده است.

نهج البلاغه فرد دنیا پرست را در برابر افسردگی و غم و اندوه آسیب پذیر دانسته و دنیا پرستی را عامل زمینه ساز افسردگی می داند

حضرت علی همچنین می فرماید:

«...کسی که به روزی خدا خشنود باشد بر آنچه از دست رود اندوهگین نباشد.... » [همان، ق 341].

کسی که باور دارد خداوند روزی رسان است و بنده خود را به حال خود وا نمی گذارد از هر آنچه از جانب خداوند به او می رسد، هر چند کم باشد، خشنود است و دغدغه خاطر معاش را ندارد؛ طبیعتا چنین فردی شادتر از کسی است که چنین باوری ندارد. از جمله مولفه های شناختی «برنامه افزایش شادی فردی» تأکید بر زمان حال و انتظارات و آرزوهای پایین است.

5- عشق نورزیدن به دنیای حرام و دل کندن از آن:

حضرت علی در مورد تأثیر دنیاپرستی بر آدمی می فرماید:

«...هر کس به دنیای حرام عشق ورزید، درونش پر از اندوه شد...دل کندن از دنیا لذت بخش تر از اطمینان داشتن به آن است.» [همان، ق 359].

نهج البلاغه فرد دنیا پرست را در برابر افسردگی و غم و اندوه آسیب پذیر دانسته و دنیا پرستی را عامل زمینه ساز افسردگی می داند . دلبستگی به دنیا و آنچه مربوط به آن است باعث می شود که فرد دائما حسرت چیزی از دنیا را بخورد که ندارد و یا نگران از دست دادن چیزی از دنیا باشد که از آن بهره مند است؛ روشن است که چنین فردی نمی تواند شاد باشد. در عوض، کسی که محبت دنیا را از دل بیرون کرده و از آن دل کنده است، چنین نگرانی هایی ندارد و می تواند از آنچه دارد لذت ببرد و در عین حال، به آن دل نبندد.



منابع:

نهج البلاغه

بررسی دیدگاه غم و شادی در نهج البلاغه با تمرکز بر روش های شادی آفرین، مرادی،اعظم.

راهکارهای کسب آرامش؛ سایت پرسمان

سایت راسخون

 




طبقه بندی: نهج البلاغه،
[ پنجشنبه 23 بهمن 1393 ] [ 09:04 ق.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 334 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

از میان مقولاتی مانند فرهنگ، امنیت، اقتصاد و سیاست، کدامیک اولویت دارد؟ برای جامعه ای که قرار است با نظام حکومتی دینی اداره شود بسیار مهم است. این پاسخ است که می تواند نقشه راه را برای هر حکومتی ترسیم کند و البته برای یک نظام اسلامی نقش و اهمیت بیشتری دارد.
بدون آنکه با بررسی تعاریف گوناگون فرهنگ وقت گذرانی کنیم، مستقیماً به سراغ نقش فرهنگ در زندگی فردی و اجتماعی می رویم. در این وادی، مجموعه بینش ها و کنش ها را می توان فرهنگ نامید، مجموعه ای که بستری می شود برای رشد آگاهی عمومی و التزام عملی آحاد مردم به مقررات اجتماعی.

با این تعریف، راحت می توان گفت فرهنگ برای جامعه همانند خونی است که در رگ های بدن جریان دارد. همانگونه که خون، اندام ها را به تحرک وامی دارد و چگونگی خون در چگونگی کارکرد بدن نقش مستقیم دارد، فرهنگ نیز اندام های جامعه را به تحرک وامیدارد و ضعف و قوت آن در ضعف و قوت اقتصاد، امنیت، سیاست و اخلاق جامعه اثرگذار است. بدین ترتیب، پاسخ سؤال مورد نظر اینست که فرهنگ باید در اولویت باشد.

هدف از آوردن این مقدمه، یادآوری این واقعیت تلخ است که جامعه اسلامی و انقلابی ما علیرغم اینکه از یک نظام حکومتی دینی برخوردار است، متأسفانه هیچگاه برای فرهنگ اولویت قائل نشده و مقوله فرهنگ همواره مورد غفلت بوده است. از صبح پیروزی انقلاب اسلامی، تعابیری مانند "انقلاب ارزش ها" و "انقلاب فرهنگی" از زبان امام و سایر بزرگان در توصیف انقلاب اسلامی شنیده ایم، اما هرگز در عمل برای مقوله "فرهنگ" اولویت قائل نشده ایم. اگر فرهنگ در اولویت قرار گیرد، اقتصادی سالم، امنیتی پایدار و سیاستی مبتنی بر اصول خواهیم داشت. زیرا فرهنگ برای سایر مقولات بسترسازی می کند و راه را برای جریان یافتن سالم آنها هموار می نماید.

شاید در قالب دیگری بتوان یک جامعه با فرهنگ را جامعه ای مقرراتی، قانون گرا و اخلاق مدار معرفی کرد. به عبارت روشن تر، اگر مردم یک جامعه با فرهنگ باشند، در برخوردهای اقتصادی بر مبنای قانون و اخلاق عمل می کنند و مفاسد اخلاقی از آن جامعه رخت برمی بندد، در بخش های امنیت و سیاست نیز همه چیز برمبنای صداقت به پیش خواهد رفت و همواره اخلاق، محور رفتارها خواهد بود. قضاوت نیز از فرهنگ تأثیر می گیرد و در یک جامعه با فرهنگ علاوه بر اینکه قضات، وظیفه قانونی خود را به درستی انجام می دهند، اصولاً خصومت ها کاهش می یابد و حتی خود مردم بدون نیاز به دستگاه قضائی به رفع خصومت اقدام می کنند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، متأسفانه هیچگاه فرهنگ در اولویت نبوده و دولت ها به سایر مقولات بیشتر توجه کردند. بعضی دولت ها به دلیل درگیر بودن با جنگ و بازسازی، فرصت و امکان توجه جدی به فرهنگ را نداشتند و بعضی دیگر به ویژه در سال های اخیر، بداخلاقی را جایگزین اخلاق و فرهنگ کردند و به همین جهت، بی قانونی، مفاسد اقتصادی و تفرقه و بی اعتمادی نسبت به همدیگر در جامعه افزایش یافته است. آنچه از اینها نگران کننده تر است، سوءاستفاده معاندان از فضای پدید آمده است که در قالب های مختلف بی بندوباری، پشت پا زدن به احکام دینی و زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات جلوه گر می شود.

در بررسی عوامل پدید آمدن این وضعیت، علاوه بر اولویت قائل نشدن برای فرهنگ، ضعف سکان داران فرهنگ کشور را نیز باید عامل مهمی دانست. سوگمندانه باید اعتراف نمائیم که متولیان بخش های فرهنگی کشور عموماً از ضعیف ترین ها انتخاب شده اند. شاید دخالت داشتن گرایش های سیاسی و فقدان نگاه اولویت بخشی به فرهنگ از عوامل اصلی گماردن ضعفا بر عرصه فرهنگ باشد. فرهنگ اگر قرار باشد در اولویت قرار بگیرد، باید حداقل دو اقدام جدی صورت بگیرد؛ یکی تخصیص بودجه کافی و دیگری، که مهم تر است، گماردن متولیان قوی.

ضعف متولیان فرهنگ موجب می شود به امتیازخواهان باج و امتیاز بدهند و این اقدام را برای خود یک وجه مثبت به حساب آورند. در بخش هنر نیز متولیان ضعیف، بدون برنامه پیش می روند و هرگز به نقطه مطلوب نمی رسند. در بخش کتاب، یک روز ممیزی را لازم و ضروری می دانند، یک روز آن را رد می کنند و روز دیگر دچار بلاتکلیفی می شوند. جلب همکاران قوی چیزی است که هرگز نمی توان از متولیان ضعیف فرهنگ انتظار داشت. افراد ضعیف، در مقابل کسانی یا مجموعه هائی که می خواهند عوامل خود را به آنها تحمیل کنند منفعل می شوند و قدرت و جسارت "نه" گفتن به آنها را ندارند. اینها بخشی از عوارضی هستند که از ضعف مدیریت های فرهنگی ناشی می شوند و به فرهنگ کشور ضربه می زنند.

تعدد دستگاه هائی که خود را متولی فرهنگ می دانند نیز از مشکلات بخش فرهنگی و از عوامل رکود و گاهی عقبگرد فرهنگی است. فرهنگ در کشور ما فرماندهی واحدی ندارد و همین امر موجب دوباره کاری ها، خنثی کردن کار همدیگر و صرف بودجه های کلان بدون دستاورد قابل توجه می شود. این ضعف، بارها به مسئولان نظام یادآوری شده ولی نه تنها برطرف نگردیده بلکه همچنان شاهد افزوده شدن بر تعداد متولیان فرهنگی هستیم.

رسانه ملی، که رساترین صدا برای اشاعه فرهنگ می تواند باشد، در مواردی نقش خنثی کننده دستاوردهای فرهنگی را ایفا می کند. برخورد متولیان فرهنگی کشور با مطبوعات و سایر رسانه های نوشتاری، چه از نظر مادی و چه از نظر حمایت های معنوی نه تنها ضعیف بلکه بازدارنده است. تبعیض در پرداخت یارانه های قانونی و برخوردهای سیاسی و سلیقه ای با رسانه های مکتوب، زمینه ای برای رشد این رسانه ها باقی نگذاشته است. کوتاهی در انجام وظیفه قانونی که برخورد متولیان فرهنگی با مطبوعات بداخلاق، اتهام پراکن و قانون شکن را مقرر می دارد، یکی دیگر از عوارض ضعف مدیران فرهنگی است که موجب وارد شدن لطمات شدیدی به فرهنگ کشور شده است.

راه حل این مشکلات و آنچه موجب تقویت فرهنگ خواهد شد، عبارتند از تجمیع مراکز متعدد فرهنگی، ایجاد وحدت رویه در برخوردهای فرهنگی، بالا رفتن حساسیت مسئولین نظام نسبت به فرهنگ، اولویت بخشیدن به مقوله فرهنگ به عنوان اصل و پایه سایر مقولات و سپردن بخش فرهنگی به افراد قوی، مستقل و شجاع. اما آیا گوش شنوائی وجود دارد که این مرثیه را بشنود و آیا اراده قاطعی وجود دارد که درصدد نجات دادن فرهنگ از مظلومیت و انزوا باشد؟

برای ارتباط با ما جهت امور قرانی با این شماره تماس حاصل فرمایید:09131266381
سید وحید حسینی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد