تبلیغات
فرهنگ

فرهنگ
اگر شما فرهنگ را هدایت نکنید فرهنگ شما را هدایت می کند 
قالب وبلاگ
جستجوی مطالب وبلاگ
نظر سنجی
قرائت کدامیک از قاریان زیر را بیشتر میپسندید(امکان انتخاب بیش از یک گزینه وجود دارد)











اگر هر روز مروری بر صفحه حوادث رسانه‌های کشور داشته باشیم، تقریباً روزی نخواهد بود که خبری از قتل و یا تجاوز در میان اخبار صفحه حوادث رسانه‌ها نباشد. اما اخیراً قتل «ستایش قریشی»، دختر شش‌ساله افغان در ورامین بازتاب‌ گسترده‌ای در فضای مجازی داشته است. ستایش که برای خرید بستنی از خانه خارج شده بود، دیگر هرگز به خانه برنگشت تا اینکه به‌گفته دایی ستایش٬ با تماس ماموران کلانتری، والدین برای شناسایی فرزندشان به پزشکی قانونی فراخوانده شده‌‌اند.

به گزارش آفتاب، براساس آنچه که در رسانه‌ها منتشر شده است، قاتل پس از  قتل ستایش٬ در تلاشی ناموفق برای از بین‌بردن جنازه وی، از دوستش کمک می‌خواهد اما دوست وی، ماجرا را به پدر خود می‌گوید و پدر نیز به پلیس خبر می‌دهد که در نهایت منجر به بازداشت قاتل و یافتن جسد ستایش می‌شود.

انتشار این خبر تلخ در فضای مجازی با واکنش‌های گسترد‌ه‌ای از سوی مردم و مسئولان مواجه شده است. واکنش‌هایی که یکصدا ضمن محکوم کردن این حادثه، خواستار بررسی سریع پرونده شده‌اند. 

مسئولان و نمایندگان مجلس نیز ضمن محکوم‌کردن این حادثه و دادن اطمینان‌خاطر مبنی بر اینکه «دستگاه قضا تفاوتی در احقاق حقوق اتباع بیگانه قایل نخواهد بود»، معتقدند که "نباید بروز چنین حادثه‌ای زمینه‌ساز سیاه‌نمایی و فضا‌سازی علیه کشور" و "دستاویز اظهارنظرهای غیرمنطقی" شود.
 
دستگاه قضا برای اتباع بیگانه تفاوتی قائل نخواهد شد

حمیدرضا طباطبایی نائینی نایب رئیس کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس شورای اسلامی در خصوص اتفاق مذکور به خانه‌ملت گفته است: از نظر قوانین جزایی ایران، هر حادثه در محدوده سرزمینی چه در مورد اتباع ایرانی یا افغانی رخ دهد به یک شکل و کاملا عادلانه رسیدگی می‌شود و برای اتباع بیگانه تفاوتی قائل نخواهیم شد.

 وی همچنین افزوده است: سال‌هاست که میلیون‌ها تبعه افغان در کشور ایران و در کنار مردم ما زندگی می‌کنند که ترغیب و تمایل به زندگی در ایران بین اتباع افغانی هم نشان از برخورد محترمانه ایرانیان و ارائه کار و تحصیل به آنها دارد، این برخورد منشا دینی و اخلاقی و حس انسان دوستی بین ایرانیان نسبت به افغانیان را به اثبات می‌رساند. نایب رئیس کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس نهم ضمن بیان اینکه جامعه‌شهری و حاشیه‌نشینی مشکلات خاص خود را دارد؛ یادآور شد: متاسفانه این حادثه رخ داده اما این اطمینان داده می‌شود که مشکل به سرعت و با دقت رسیدگی خواهد شد.
 
برخورداری اتباع افغانی از خدمات ایران به میزان امکانات کشور

ایرج عبدی عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی نیز در واکنش به حادثه قتل ستایش دختر شش ساله افغانی به دست پسر ایرانی گفته است: بیش از بیست سال است که مهاجران افغانی به عنوان برادران شیعه و هم مذهب در کنار مردم ما زندگی کرده و تداوم زندگی این افراد در ایران نشان از رضایت آنها دارد. ازدواج اتباع افغانی با ایرانیان و ادامه تحصیل در مدارس و دانشگاه‌های مختلف ایران هم مشخص کرده که تلاش شده تا جایی که امکانات اجازه داده خدمات آموزشی ورفاهی به اتباع افغانی ارائه شود. در کمیسیون‌های تخصصی مجلس نهم بارها قوانین بررسی شده تا گرفتاری اتباع افغانی به حداقل ممکن برسد، امکان بروز این اتفاقات در هر کشوری وجود دارد لذا نباید اینگونه برداشت شود که این کودک چون تبعه افغانی بوده، مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. پیش از این اتفاقاتی در کشور رخ داده که یک تبعه افغانی سبب مرگ یا آزار و اذیت تبعه ایرانی شده بنابراین این حوادث نباید به کشور تعمیم داده شود در حقیقت اگر خدمات خوب کشور ما به افغانی‌ها نبود گستردگی و افزایش جمعیت مهاجران افغانی در ایران اتفاق نمی‌افتاد.
 
 ایران تنها خانه امن مهاجرین افغانی

سید حسین نقوی حسینی نماینده مردم ورامین، پیشوا و قرچک در مجلس شورای اسلامی هم معتقد است: همه جهانیان به ویژه ملت‌ افغانستان به خوبی می‌دانند که در زمان بحران و جنگ داخلی این کشور و در دوران تهاجم شوروی سابق به افعانستان، تنها ایران در منطقه به یاری مردم این کشور شتافت و به آنها امنیت بخشید و از ورودشان به ایران استقبال کرد... ایران تنها خانه امن مهاجران افغانی در سال‌های اخیر و بوده است... لذا هیچ‌کس نمی‌تواند با دروغ‌پردازی علیه جمهوری اسلامی ایران فضاسازی کند. قتل دختر شش ساله افغانی اتفاق ناگواری است اما نباید این اتفاق را به ملیت خاصی منتسب کرد، چراکه ملیت در این حادثه نقشی ندارد و ممکن است این حادثه برای ملیت ایرانی هم رخ دهد همانگونه که در کشورهای دیگر صدها مورد از این حوادث رخ داده است.ریشه این اتفاقات را باید در مسائل فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و تاثیرات مخرب رسانه‌های مجازی و ماهواره جستجو کرد، کسانی که امروز طبل تفرقه می‌کوبند افرادی هستند که با برنامه‌های مستهجن ماهواره‌ای سبب از هم پاشیده شدن خانواده‌ها و انحراف جوانان شدند.

به گزارش آفتاب، با این حال پدر ستایش که یک کارگر است٬ درخواست «قصاص» قاتل را کرده و  گفته است «مسئولان در حال رسیدگی به پرونده قتل دخترم هستند، این جرم پنهانی نیست و از آنها می‌خواهم حکم خدا و قرآن را اجرا و قاتل دخترم را قصاص کنند.»

ورود استانداری تهران به پرونده

سیدحسین هاشمی، استاندار تهران نیز در جمع خبرنگاران و در واکنش به موضوع قتل دختر 6 ساله افغان در ورامین گفت: مسئولان ذیربط در طی پیگیری‌های لازم برای کسب راز این جنایت هستند و امیدواریم سرمنشاء این جنایت به سزای اعمال خود برسند. وی با ابراز تأثر از این حادثه تلخ گفت: همکاران ما به خانواده این دختر 6 ساله سر زده و با آنان ابراز همدردی کردند که تا حدود زیادی این رسیدگی و پیگیری آرامبخش بوده است. به خانواده مقتول قول داده شده که پیگیری‌های لازم و هر چه سریعتر انجام شود؛ مردم نیز می‌توانند در رسیدگی و کشف این جنایت هولناک هرگونه کمکی را به دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی استان انجام دهند...مردم اطمینان داشته باشند در مورد پرونده هیچ کوتاهی صورت نخواهد گرفت.

توضیحات پلیس

سرهنگ عبدالرضا ناظری، فرمانده انتظامی شرق استان تهران نیز با تشریح جزییاتی از حادثه قتل دخترک افغان در ورامین به خبرگزاری ایسنا گفته است: در تاریخ 22 فروردین‌ماه امسال یک مورد مفقودی به پلیس اطلاع داده شد که بلافاصله با توجه به حساسیت موجود، تیمی ویژه از زبده‌ترین کارآگاهان پلیس آگاهی شرق استان تهران رسیدگی به موضوع را در دستورکار قرار دادند.

وی با بیان اینکه ماموران پلیس در کوتاه‌ترین زمان با انجام تحقیقاتی تخصصی به سرنخ‌هایی از این پرونده رسیدند، گفت: فردای روز شکایت یعنی در تاریخ 23 فروردین‌ماه یعنی در زمانی کمتر از 24 ساعت، همکاران من در پلیس آگاهی موفق به شناسایی قاتل شده و این فرد را که پسری 17 ساله بود و محصل دستگیر و به مقر پلیس منتقل کردند.

فرمانده انتظامی شرق استان تهران با بیان اینکه متهم در مقر پلیس به قتل این دختربچه 6 ساله اعتراف کرد، افزود: پس از تشکیل پرونده بلافاصله پرونده متشکله به مرجع قضایی تحویل داده شد و در حال حاضر رسیدگی به این پرونده در دستگاه قضا در حال انجام است. شایعات مختلفی در این زمینه در فضای مجازی منتشر شد که برخی از آنها صحت نداشت.

وی درباره اینکه آیا این پسربچه اقدام به ربودن دخترک شش ساله کرده بود، گفت: در تحقیقات پلیس مشخص شد که خانواده این فرد در همسایگی آنها بوده و با یکدیگر رفت و آمد داشته‌اند.

فرمانده انتظامی شرق استان تهران با اشاره به جدیت پلیس گفت: پس از حادثه از خانواده این دختربچه دلجویی شد و البته در همان زمان اعلام گزارش نیز ما به خانواده این فرد قول دادیم که این دختربچه را همچون فرزند خودمان می‌دانیم با جدیت تمام برای رسیدگی به این پرونده اقدام خواهیم کرد که خوشبختانه پلیس موفق به کشف جرم در کوتاه‌ترین زمان ممکن شد اما این حادثه برای ما بسیار تلخ بود و ای کاش هیچ‌گاه چنین حادثه‌ای رخ نمی‌داد.

ناظری با تاکید بر اینکه پلیس خواهان اشد مجازات برای این فرد است، اظهار کرد: برای پلیس تابعیت افراد اهمیتی نداشته و زمانی که یک جرم رخ می‌دهد حتما با عاملان آن برخورد خواهیم کرد. کما اینکه در این پرونده همین اتفاق افتاد.فرمانده انتظامی شرق استان تهران ابراز امیدواری کرد که با همکاری خوبی که دستگاه قضایی داشته است، رسیدگی به این پرونده به سرعت ادامه یابد.



طبقه بندی: اخلاق، زنان، فرهنگی، اجتماعی،
[ شنبه 4 اردیبهشت 1395 ] [ 12:29 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]

زینب(س) بانویی که نه تنها در زنان، بلکه در مردان عالم، کمتر نظیرش را می‌توان دید. توانا بانویی که عالی‌ترین نمونه‌ای از شهامت و دلیری، دانش و بینش، کفایت و خردمندی، قدرت روحی و تشخیص موقعیت بوده وهر وظیفه‌ای از وظایف گوناگون اجتماعی را که به عهده گرفت، به خوبی انجام داد.به گزارش ایسنا، در تاریخ وفات حضرت زینب کبری(س) سومین فرزند امیرمومنان حضرت علی(ع) اختلاف نظر وجود دارد، اما مشهور این است که آن حضرت در ۱۵ رجب سال ۶۲ هجری روز یکشنبه وفات کرده است.یکی از سوالاتی که در ارتباط با آن بانوی بزرگوار و بی مثال مطرح می‌شود که البته محققان و پژوهشگران تاریخی به آن پاسخ داده‌اند درباره چگونگی وفات ایشان است.باید گفت: براساس برخی از نوشته‌ها آن حضرت مریض شد و به طور طبیعی وفات کرد و این احتمال طبیعی‌تر به نظر می‌رسد چون آن حضرت آن همه سختی و مصیبت دید و در سایه آنها بیمار شد.براساس برخی از احتمالات حضرت زینب کبری توسط عوامل یزید مسموم شد و به شهادت رسید که این احتمال هم دور نیست چون حضرت زینب همه وقایع کربلا را دیده و وجود او یادآور مصائب کربلا و یادآور فجایع حکومت یزید است و یزید نمی‌تواند او را تحمل کند. البته دشمن در انجام این کارها سند به دست کسی نمی‌دهد و در خفا و پنهانی دست به این اعمال می‌زنند. مشهور این است که آن حضرت در ۱۵ رجب سال ۶۲ هجری روز یکشنبه وفات کرده است.در ادامه گوشه‌هایی از تاریخ پر فراز و نشیب زندگانی آن حضرت از بدو ولادت تا وفات را به این بهانه مرور می‌کنیم:

ولادت، همسر و فرزندان

حضرت زینب کبری (س) در روز پنجم جمادی الاولی سال پنجم یا ششم هجری قمری در شهر مدینه منوره متولد شدند. نام مبارک آن بزرگوار زینب، و کنیه گرامی‌شان ام الحسن و ام کلثوم و القاب آن حضرت عبارتند از: صدیقه الصغری، عصمه الصغری، ولیه الله العظمی، ناموس الکبری، شریکه الحسین علیهالسلام و عالمه غیر معلمه، فاضله، کامله و ...پدر بزرگوار آن حضرت، اولین پیشوای شیعیان حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع) و مادر گرامی آن بزرگوار، حضرت فاطمه زهرا (س) می‌باشد. همسر گرامی آن حضرت، عبدا... فرزند جعفر بن ابیطالب، بود. در کتاب اعلام الوری برای آن بانوی بزرگوار سه پسر به نام‌های علی، عون، و جعفر و یک دختر به نام ام کلثوم ذکر شده است.

هوش و ذکاوت بی‌نظیر

صاحب کتاب اساور من ذهب درباره حافظه و ذکاوت آن بانوی بزرگوار چنین می‌نویسد: در اهمیت هوش و ذکاوت آن بانوی بزرگوار همین بس که خطبه طولانی و بلندی را که حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا (س) در دفاع از حق امیرالمؤمنین (ع) و غصب فدک در حضور اصحاب پیغمبر اکرم (ص) ایراد فرمودند، حضرت زینب(س) روایت فرموده است. ابن عباس با آن جلالت قدر و علو مرتبه در حدیث و علم، از آن حضرت روایت نموده و از آن حضرت به عقیله تعبیر می‌کند. چنانچه ابوالفرج اصفهانی در مقاتل می‌نویسد: ابن عباس خطبه حضرت فاطمه (س) را از حضرت زینب (س) روایت کرده و می‌گوید: حدثتنی عقیلتنا زینب بنت علی علیه‌السلام..» دقت کنیم که حضرت زینب علیها السلام با اینکه دختری خردسال (یعنی هفت ساله و یا کمتر) بود، این خطبه عجیب و غرا که دربردارنده معارف اسلامی و فسلفه احکام و مطالب زیادی است را با یک مرتبه شنیدن حفظ کرده، و خود یکی از راویان این خطبه بلیغه و غرا می‌باشد.

علاقه ویژه حضرت زینب به امام حسین (ع)

علامه جزایری در کتاب «الخصائص الزینبیه» می‌نویسد: وقتی که حضرت زینب (س) شیرخوار و در گهواره بود، هرگاه برادرش حسین (ع) از نظر او غایب می‌شد، گریه می‌کرد و بی قراری می‌نمود. هنگامی که دیده‌اش به جمال دل آرای امام حسین (ع) می‌افتاد، خوشحال و خندان می‌شد. وقتی که بزرگ شد، هنگام نماز قبل از اقامه، نخست به چهره امام حسین (ع) نگاه می‌کرد و بعد نماز می‌خواند.

با امام حسین(ع) بودن شرط ازدواج زینب (س ) با عبدا...

گفته‌اند: حضرت امیرالمؤمنین (ع) هنگامی که زینب (س) را به پسر برادرش عبدا... بن جعفر تزویج کرد، در ضمن عقد، شرط نمود هر گاه زینب خواست با برادرش حضرت امام حسین (ع) سفر رود، او را از آن منع نکرده و باز ندارد، و چون عبدا... بن جعفر خواست حضرت امام حسین (ع) را از سفر عراق باز دارد و حضرت آن را نپذیرفت و عبدا... مایوس و نومید گردید، دو فرزندش عون و محمد را فرمان داد که به همراه آن بزرگوار به عراق روند و در برابر آن حضرت جهاد و کارزار نمایند.

شجاعتی نظیر امام حسین (ع)

درباره آن بانوی بی نظیر بیشتر راجع به حضور ایشان در کربلا و همراهی برادر بزرگوارشان و همچنین سرپرستی اسرای کربلا و ابلاغ پیام عاشورا سخن گفته شده است. شجاعت امام حسین (ع) در خواهرش حضرت زینب (س) هم بود؛ یا زینب (س) هم در مقام شجاعت قطع نظر از جهت امامت، چیزی کم از امام حسین (ع) ندارد قوت قلبش به برکت اتصالش به مبداء تعالی راستی محیرالعقول است. شیخ شوشتری می‌گوید: اگر امام حسین (ع ) در صحنه کربلا یک میدان داشت، حضرت زینب (س) دو میدان نبرد داشت: میدان نبرد اولش مجلس ابن زیاد، و دومی مجلس یزید پلید. اما تفاوت‌هایی که از حیث ظهور دارد، نبرد امام حسین (ع) با لباسی که از پیغمبر(ص) به او رسیده بود، عمامه پیغمبر(ص) بر سر و جبه او به دوش، نیزه به همراه و شمشیر به دستش سوار بر مرکب رسول خدا (ص) گردید با عزت و شهامت وارد نبرد مشرکین گردید تا شهید شد.

حضرت زینب(س) و گذشتن از راحتی دنیا

او در خانه شوهرش از کمال وسایل موجود به بهترین وجهی برخوردار است، اما ناگهان می‌بیند امام حسین (ع) می‌خواهد حرکت کند تمام خوشی‌ها و راحتی‌ها را رها می‌کند و خود را در دریای ناراحتی‌ها و ناملایمات می‌افکند اگر جریان را نمی‌دانست، مهم نبود، لیکن از همان شب ۲۸ رجب که به اتفاق برادرش از مدینه فرار کرده به سمت مکه حرکت نمودند، برای آنچه جدش ‍ رسول خدا (ص) و پدر و مادرش گزارش داده بودند از مصیبت‌ها آماده شد. او با علم به این معنی، و یقین به اینکه در بلاهای سخت می‌رود، برای مثل زینبی که دختر سلطان حقیقی و ظاهری و همسر عبدا... است برود در یک دستگاهی که آخرش اسیری است، آواره بیابان‌ها و زحمت مسافرت‌ها گردد؟

حضرت زینب(س) از امام حسین(ع) جدا نمی‌شود

حضرت زینب کبری (س) از سوم شعبان سال ۶۰ هجری در مکه بود. چون سربازان یزید می‌خواستند در مکه و در حرم امن الهی امام حسین (ع) را مخفیانه به شهادت برسانند، لذا امام روز ترویه که روز هشتم ذی الحجه است، مکه را به سوی عراق ترک کرد. حضرت زینب (س) نیز در این کاروان حضور داشت. ابن عباس گفت: یا حسین! اگر خود مجبور به رفتن هستی، زنان را با خود همراه مبر. زینب (س) چون این سخن را شنید، سر از کجاوه بیرون کرد و گفت: ابن عباس! می‌خواهی مرا از برادرم حسین جدا کنی؟! من و جدایی از حسین؟!هرگز.

اسارت افتخار حضرت زینب(س) و رمز ماندگاری قیام عاشورا

پس از حادثه کربلا حضرت زینب (س)، حدود یک سال و شش ماه زندگی کرد. حضرت در کاروان اسیران، همراه دیگر بازماندگان قافله کربلا به کوفه و سپس به شام برده شد. اگر چه رهبری بازماندگان بر عهده امام سجاد(ع) بود، زینب کبری (س) نیز سرپرستی را برعهده داشت.سخنرانی قهرمانانه زینب (س) در کوفه، موجب دگرگونی افکار عمومی شد. وی در برابر نعره مستانه عبیدا... بن زیاد، آن گاه که به پیروزیش می‏‌نازید و می‏‌گفت: کار خدا را با خاندانت چگونه دیدی؟! با شهامت و شجاعت وصف ناپذیری گفت: جز زیبایی چیزی ندیده‏‌ام. شهادت برای آنان مقدر شده بود. آنان به سوی قربانگاه خویش رفتند به زودی خداوند آنان و تو را می‏‌آورد تا در پیشگاه خویش داوری کند».آن گاه که ابن زیاد دستور قتل امام سجاد(ع) را صادر کرد، زینب (س) با شهامت تمام، برادرزاده‏‌اش را در آغوش گرفت و گفت: اگر خواستی او را بکشی مرا هم بکش. به دنبال اعتراض زینب (س)، ابن زیاد از کشتن امام پشیمان شد.کاروان آزادگان به دمشق رفت. در شام نیز حضرت زینب (س) توانست افکار عمومی را دگرگون نماید. جلسه‏‌ای یزید به عنوان پیروزی ترتیب داده بود و در حضور بازماندگان واقعه کربلا، سربریده امام حسین (ع) را در تشت نهاد و با چوب‌د‌ستی به صورتش می‏‌زد، زینب کبری (س) با سخنرانی خویش غرور یزید را در هم کوفت و او را از کرده خویش پشیمان کرد. سرانجام یزید مجبور شد کاروان را با احترام به مدینه برگرداند.در مدینه نیز زینب (س)، پیام آور شهیدان، ساکت ننشست. او با فریادش مردم مدینه را علیه حکومت یزید شوراند. حاکم مدینه در پی تبعید حضرت زینب (س) برآمد. به نوشته برخی حضرت به شام سفر نمود و در همان جا درگذشت. برخی دیگر گفته‏‌اند: حضرت به مصر هجرت نمود و در تاریخ پانزدهم رجب سال ۶۲ هجری درگذشت.




طبقه بندی: مذهبی،
[ شنبه 4 اردیبهشت 1395 ] [ 12:18 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]

توكل، همان دلبستگی و اعتماد كامل به پروردگار است كه پس از كمال معرفت حاصل می‌شود، زیرا آدمی هر اندازه خدا را بهتر بشناسد و از قدرت و حكمت او بیشتر آگاه شود، توكل و دلبستگی او به آن ذات بی‌همتا بیشتر می‌شود. همچنین، توكل آن است كه از آنچه در دست مردم است، مأیوس باشی. پس هرگاه بنده به چنین معرفتی دست یابد، كارش را تنها برای خدا انجام می‌دهد و جز خدا در كسی امید نمی‌بندد. پس، این است معنای توكل. این معنا از توكل آثاری با خود به همراه دارد كه می‌توان به موارد زیر اشاره كرد:

۱) آرامش روحی و روانی: از میان آن كسان كه پس از زخم ‏خوردن باز هم فرمان خدا و رسولش را اجابت كردند، آنان كه نیكوكار باشند و از خداى بترسند، پاداشی بزرگ دارند (آل عمران ۱۷۲). آن مومنانی كه وقتی مردم (منافق) به آنها گفتند لشكری بسیار علیه شما مومنان فراهم شده، از آنها بترسید، و این سخن بر ایمانشان بیفزود و گفتند: خدا ما را بسنده است و چه نیكو یاورى است (آل عمران ۱۷۳).

۲) از دیگر آثار آن می‌توان به افزایش انگیزه و حركت و تحرك اشاره كرد؛ زیرا شخصی كه خداوند خالق و پروردگار هستی را به عنوان تكیه‌گاه و پشتوانه خویش می‌بیند، بی‌هیچ ترسی از آینده و نرسیدن به مقصد و مقصود و اندوهی از گذشته گام برمی‌دارد و می‌داند كه به هدف خواهد رسید و اگر به ظاهر به امری نرسید در حقیقت به چیز دیگری دست یافته كه از مقصد و مقصود مهم‌تر است و آن ارتباط تنگاتنگ با خدا و تقرب و نزدیكی به اوست. از این رو اشخاص متوكل، دارای اعتماد به نفس بیشتر برای اقدام و كار هستند و هرگز خسته نمی‌شوند و از راهی كه می‌روند بازنمی‌گردند و كوتاه نمی‌آیند (اعراف آیات ۸۸ و ۸۹ و یونس آیات ۸۴ و ۸۶). در سوره اعراف خداوند حضرت شعیب و پیروان ایشان را به صبر و استقامت در راه خدا و در برابر كافران دعوت می‌كند. بنابراین استقامت و پایداری در برابر مخالفت‌ها و سختی‌ها امری طبیعی در این دسته از انسان‌هاست.

۳) از صفات ایشان می‌توان به پایداری اشاره كرد، به گونه‌ای كه در برابر شكست‌ها كوتاه نمی‌آیند و هرگاه دچار شكستی شدند با گام‌های استوارتر حركت خویش را از سر می‌گیرند (آل عمران آیات ۱۲۱ و ۱۲۲ و ۱۷۲ و ۱۷۳).

۴) آنان در كارهای خویش از امدادهای غیبی خداوند بهره‌مند می‌شوند و خداوند از جایی كه امید و روزنه‌ای به آن نبود به ایشان یاری می‌رساند (آل‌عمران آیه ۱۶۰ و مائده آیه ۱۱ و انفال آیات ۶۲ و ۶۴).

۵) انسان متوكل از فضل خدا و محبت او بهره‌مند می‌شود و چون كارهایش مبتنی بر خلوص و اخلاص و وجه الهی است، رضایت و خشنودی خدا را نیز به دست می‌آورد.

۶) در هر حال، پیروزی از آن او خواهد بود، چه به ظاهر شكست بخورد و چه پیروز شود چون به رضای خدا عمل كرده است و لذا موفق و پیروز خواهد بود (آل عمران آیات ۱۲۲ و ۱۲۳ و انفال آیات ۴۸ و ۴۹).

۷) از دیگر آثار توكل و اعتماد به نفس اسلامی و قرآنی می‌توان به شجاعت و شهامت در برابر مخالفان و دشمنان (یونس آیات ۷۱ و ۸۳)، صبر در برابر شكست‌ها و اذیت و آزار‌ها و مقاومت‌ها اشاره کرد.

۸) سلامت روحی و روانی و جانی در دنیا و آخرت (آل عمران آیات ۱۷۳ و ۱۷۴) و برخورداری از روحیه بالا (آل عمران آیه ۱۲۲) از موارد دیگر است؛ زیرا خداوند را كفیل خود می‌داند و همه امور خویش از ریز و درشت را به او تفویض و واگذار كرده است (آل‌عمران آیه ۱۷۳) ابراهیم آیه ۱۲ و نحل آیات ۴۱ و ۴۲).

از امام رضا (ع) پرسیدند: حد توكل چیست؟ حضرت فرمودند: اینكه با وجود خدا از هیچ كس نترسی (جهاد النفس، ح ۲۹۲). این‌گونه است كه در پناه خداوند از مصونیت خاصی برخوردار می‌شود و هرگز آسیبی از سوی دشمان انسی و جنی به وی نمی‌رسد و از ضرر و زیان وآسیب‌های شیطان در امان و محفوظ می‌ماند (حجر آیه ۶۵ و نحل آیات ۹۸ و ۹۹) و اینكه: «هر كه بر خداوند توكل كند، خداوند ـ به تنهایی ـ او را بس است» (طلاق: ۳).

حقیقت توكل

حقیقت امر در مساله توكل، این است كه به كرسى نشستن اراده انسان و دست یافتن به هدف و مقصد در این عالم (كه عالم ماده است) احتیاج به اسبابى طبیعى و اسبابى روحى دارد و چنان نیست كه اسباب طبیعى تمام تاثیر را داشته باشد، پس اگر انسان بخواهد وارد در امرى شود كه بسیار مورد اهتمام او است و همه اسباب طبیعى آن را كه آن امر نیازمند به آن اسباب است فراهم كند و با این حال به هدف خود نرسد، قطعا اسباب روحى و معنوى (كه گفتیم دخالت دارند) تمام نبوده و همین تمام نبودن آن اسباب نگذاشته است كه وى به هدف خود برسد، مثلا اراده‌‏اش سست بوده، یا مى‌‏ترسیده یا اندوه و غم مانعش شده یا شدت عمل یا حرص یا سفاهت به خرج داده یا سوءظن داشته یا چیز دیگرى از این قبیل مانع به هدف رسیدنش شده است و این‌گونه امور بسیار مهم و عمومى است و اگر همین انسان در هنگام ورود در آن امر، به خدا توكل كند در حقیقت به سببى متصل شده كه شكست‏‌ناپذیر است، سببى است فوق هر سبب دیگر و در نتیجه تمسك به چنین سببى، اراده‏اش نیز قوى مى‏‌شود، دیگر هیچ یك از اسباب ناسازگار روحى، بر اراده او غالب نمى‌آید و همین است موفقیت و سعادت (ترجمه المیزان، ج‏۴، ص: ۱۰۲).




طبقه بندی: اخلاق،
[ چهارشنبه 25 فروردین 1395 ] [ 02:48 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
دنیای نت و فضای برآمده از آن حالا دیگر یکی از الزامات بدیهی و غیرقابل انکار زندگی بشر امروزی و بخصوص از نوع شهرنشین اش شده است. دیگر انکار تاثیر فضای مجازی بر زندگی اقشار مختلف جامعه، نوعی چشم بستن بر واقعیات مبرهن و به تعبیری بهتر، پاک کردن صورت مساله به جای ارائه راهکار و راه حل است. مساله اصلی و موضوع این گفت وگو، واکاوی ورود و حضور در فضای مجازی نیست که از قضا این فضا پتانسیل ها و قابلیت های مکشوف و شناخته شده و البته مغفول فراوانی دارد. چالش اصلی چگونگی استفاده از آن و باز به تعبیر بهتر، نحوه مدیریت زمان در بهره گیری از خدمات و مزایای این فضاست.
بسیار مشاهده می شود ارتباط کاربر و فضای مجازی به یک رابطه عاشقانه پهلوزده است و چه بسا به وابستگی و دلبستگی هم می رسد. کاربر چنان دل به این فضا می بازد که عمده ساعات مفید شبانه روزش را در آن سپری می کند و از مناسبات اصلی زندگی اش وامی ماند. بررسی دلایل و چرایی وابستگی بیش از حد برخی کاربران به فضای مجازی و راهکارهای تنظیم زمان در بهره گیری از این فضا، بهانه این گفت وگو با دکتر داوود صفایی، استاد و مدرس ارتباطات است.
**چه عواملی در بروز وابستگی و دلبستگی به فضای مجازی در میان برخی کاربران دخیل هستند ؟
همه چیز شاید به جذابیت های فضای مجازی بازگردد. این فضا بسیار جذاب و متنوع است و همین، کاربر را به خود جذب می کند. در عین حال، سرعت در فضای مجازی هم بسیار بالاست. برای مثال، زمان صرف شده برای خرید یک لباس شاید به ساعت ها برسد در حالی که در فضای مجازی می توان در کوتاه ترین زمان آخرین مدل ها را دید و حتی به صورت آنلاین خرید کرد.
همچنین می توان در کوتا ه ترین زمان ممکن به آخرین اخبار و حوادث دسترسی پیدا کرد و با عقاید و اظهارنظرهای متفاوت آشنا شد. همین جذابیت ها و البته سرعت بالای فضای مجازی، این فضا را اینچنین برای کاربرانش جذاب و گیرا کرده است. اصولا کاربر در فضای مجازی چیزی را تجربه می کند که با تجربه های قبلی اش قابل مقایسه نیست. در یک نگاه جامع تر، هر رسانه ای که دارای سرعت بالاتری باشد، بیشتر با اقبال کاربران مواجه شده و مورد استفاده قرار می گیرد.
کاربر در فضای مجازی علاوه بر برخورداری از سرعت بالا در عین حال هیچ مانع و محدودیتی را سر راه خود نمی بیند. در کنار این عوامل باید ارزان بودن استفاده از این فضا را هم در نظر گرفت. فضای مجازی در قیاس با بسیاری از رسانه ها مثلا سینما ارزان است. این فضا حتی می تواند جایگزین تفریحات واقعی دیگری مانند مسافرت هم شود. یک کاربر که شاید توان رفتن به یک مسافرت خارج از کشور را نداشته باشد، می تواند از طریق فضای مجازی به همه دنیا سرک بکشد و جذابیت ها و زیبایی هایش را ببیند، آن هم با هزینه ای بسیار اندک و جزئی.
فضای مجازی گاهی اختیارات و امتیازاتی فراتر از یک امپراتور را به یک انسان معمولی می بخشد. کمتر کسی حاضر است از این اختیارات و امکانات چشم پوشی کند. معتقد هستم هنوز بخش هایی از اقشار جامعه و از جمله میانسالان و سالمندان با قابلیت های فضای مجازی آشنا نشده اند و به علت سرعت پایین اینترنت در کشور ما هنوز بسیاری از کارکردهای فضای مجازی برای این اقشار مغفول و پنهان مانده است.
**پس به نظر شما به استفاده بی رویه و بی هدف از فضای مجازی که اتفاقا این روزها به شدت رایج شده و تقریبا همه اقشار جامعه با آن درگیر هستند، باید اصطلاح اعتیاد اطلاق کرد؟
بله، زیرا اعتیاد به نوعی یک رفتار پرتکرار است که اجتناب از آن غیرممکن به نظر می رسد. اگر هر رفتاری فارغ از ماهیتش تکرار شود، نوعی اعتیاد است. البته اعتیاد، به رفتارهای پرتکراری اطلاق می شود که آسیب زا هم باشد. برای نمونه، عادت به پرخوری را نمی توان مشمول واژه اعتیاد دانست، چرا که با وجود تکراری و اجتناب ناپذیربودنش بار مثبت هم دارد و به ادامه حیات آدمی کمک می کند.
در عین حال، اگر رفتاری باشد که در آن ضرورتی نباشد، تکرارش نوعی اعتیاد است. برای مثال، علاقه افراطی به جمع آوری اقلامی مانند تمبر و تشکیل کلکسیون، با وجود این که بی آزار به نظر می رسد اما از آنجا که معمول نبوده و در شرایط طبیعی و در راستای زیست انسان نیست، مشمول واژه اعتیاد می شود. اعتیاد به رفتار پرتکراری اطلاق می شود که بار منفی دارد. استفاده پرتکرار از فضای مجازی هم شامل این قاعده شده و زیانبار است. از سوی دیگر، فضای مجازی یک پدیده گسترده است که میزان استفاده از آن روز به روز بیشتر می شود. کاربر این فضا وقتی به سمت آن می رود، با یک زمان محدود مثلا نیم ساعته در روز ارضا نمی شود.
حتی این حضور و بهره از فضای مجازی، شکل افراطی به خود گرفته و به 9 ـ 8 ساعت در روز می رسد. در برخی مواقع کار به جایی می رسد که کاربر حتی از امور اولیه زندگی روزمره اش هم ساقط می شود و حتی از غذاخوردن هم می افتد. در حالتی دیگر، کاربر خود می پندارد که زمان زیادی را صرف حضور در فضای مجازی نمی کند، در حالی که در عالم واقعیت برای ساعت ها در این فضا مشغول است.
این تجربه برای خود من پیش آمده که گاهی برای تحقیق و پیگیری یک موضوع قرار است خیلی کوتاه در این فضا حضور داشته باشم، اما ناخودآگاه غرق این فضا شده و ساعت ها در آن می مانم. در هر صورت، اعتیاد به فضای مجازی یک اعتیاد مدرن و به روز است که در سطح جامعه و بخصوص نسل جوان شیوع پیدا کرده و آنها را تحت تاثیر قرار می دهد.
**نشانه های این اعتیاد چه می تواند باشد و چه نشانه هایی در کاربر باید رویت شود تا بتوان نگران شد که او به نوعی به فضای مجازی اعتیاد پیدا کرده است؟
طبیعی است که استفاده بی رویه از این فضا می تواند اختلالاتی را به همراه داشته باشد؛ مثل خلل در غذاخوردن و در خواب. کاربر حتی در زمان تناول غذا هم با گوشی اش سرگرم است و به آن توجه دارد. در مواقعی دیگر ممکن است حضور در فضای مجازی جایگزین فعالیت های پیشین مانند ورزش کردن یا فیلم دیدن و گردش و تفریح باشد. گاه حتی ممکن است روابط فردی و اجتماعی اش هم تحت تاثیر قرار گرفته و ارتباطش با اطرافیان و اعضای خانواده و اقوام درجه یکش هم دچار خلل و تغییر شود. اینها همه نشانه هایی است که از آغاز و شروع اعتیاد به فضای مجازی خبر می دهد.
**به عنوان یک کارشناس حوزه ارتباطات و رسانه چه راهکارهایی را برای مواجهه و مقابله با پدیده اعتیاد مجازی پیشنهاد می کنید؟
نقش اصلی را در وهله اول خانواده و والدین بازی می کنند که باید با آگاهی کامل و برنامه ریزی مشخص، رفتار فرزند خود را به گونه ای تنظیم کنند تا همه چیز در نهایت به فضای مجازی ختم نشود. باید با چینش برنامه های جذاب، فضا و بستری را فراهم آورد برای فعالیت های دیگر به دور از اینترنت. فعالیت های بدنی می تواند به لحاظ فکری هم کاری کند که وابستگی به فضای مجازی کمتر شود. خود کاربران هم باید مراعات برخی مسائل را کرده و با یک زمان بندی مناسب در ساعات مشخص و محدود سراغ فضای مجازی بروند.
در روزگار نه چندان دور شاید همه اعضای خانواده به شکل بی هدف و بی برنامه تلویزیون تماشا می کردند و این فرآیند حالا به فضای مجازی منتقل شده است. باید یک انضباط کاری برای استفاده و بهره از فضای مجازی پیش بینی کرد. اگر فرهنگ استفاده درست از این فضا از خانواده در افراد نهادینه شود، برای همیشه تاثیراتش را حفظ خواهد کرد. بعد از خانواده هم باید نهادهای آموزشی مانند مدارس و دانشگا ه ها در این زمینه ورود کنند و مدیریت زمان در فضای مجازی لحاظ شود. یک موضوع دیگر را هم باید در نظر گرفت و آن تب استفاده از یک ابزار جدید است که پس از مدتی فروکش خواهد کرد. معمولا با گذشت زمان، بخشی از جامعه خود را پیدا کرده و رفتارهای افراطی شکل اعتدال به خود گرفته و همه چیز عادی می شود. حتی شاید جانشینان جدیدی هم برای ابزار مورد نظر پیدا شود.
**افراط ، آسیب زا می شود
پیش بینی ام این است که با بالارفتن سرعت اینترنت در ایران گرایش به فضای مجازی افزایش پیدا خواهد کرد و این تمایل، روابط خانوادگی و حتی نظام آموزشی کشور را تحت تاثیر قرار خواهد داد. بسیاری از جذابیت های فضای مجازی، کاربردی و قابل دفاع است؛ مشکل از آنجا آغاز می شود و حتی به مرحله آسیب زایی می رسد که وابستگی زیاد و افراطی به این فضا به وجود بیاید که همان اعتیاد خوانده می شود.
*منبع: روزنامه جام جم



طبقه بندی: فرهنگی،
[ سه شنبه 17 فروردین 1395 ] [ 11:06 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
آیه 10 سوره تحریم «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذینَ كَفَرُوا امرَأَتَ نوحٍ وَامرَأَتَ لوطٍ ...، خداوند برای کسانی که کافر شده‌اند به همسر نوح و همسر لوط مثَل زده است،...»، آیه 11 سوره تحریم «وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذینَ آمَنُوا امرَأَتَ فِرعَونَ....، و خداوند برای مؤمنان، به همسر فرعون مثَل زده است،...»، آیه 12 سوره تحریم «وَمَریَمَ ابنَتَ عِمرانَ الَّتی أَحصَنَت فَرجَها...، و همچنین به مریم دختر عمران که دامان خود را پاک نگه داشت،...» و آیه 42 سوره آل‌عمران «وَإِذ قالَتِ المَلائِكَةُ یا مَریَمُ إِنَّ اللَّهَ اصطَفاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصطَفاكِ عَلى نِساءِ العالَمینَ، ای مریم! خدا تو را برگزیده و پاک ساخته و بر تمام زنان جهان، برتری داده است.» نشان می‌دهد که خداوند متعال زنان را به عنوان الگوی بدان و نیکان در قرآن معرفی کرده است.
زن به عنوان مظهر جمال الهی، مربی انسان و زمینه‌ساز رشد فضائل و مکارم اخلاق یا بر عکس مشکلات اخلاقی و ناهنجاری‌های اجتماعی است.
نقش مادران در تعالی، تکامل و سعادت انسان‌ها به قدری حیاتی و سرنوشت‌ساز است که پیامبر اعظم(ص) فرمودند: «الجنه تحت اقدام الامهات، بهشت زیر پای مادران است.» و یا امام خمینی(ره) فرمود: «از دامن زن، مرد به معراج می‌رود.»
در روایتی دیگری از خاتم‌الانبیاء حضرت محمد(ص) آمده است که ایشان در پاسخ شخصی که درباره نیکی به پدر و مادر سؤال می‌کرد، سه بار فرمودند اَبْرر امّک، به مادرت نیکی کن، به مادرت نیکی کن، به مادرت نیکی کن و در مرتبه چهارم فرمودند، به پدرت نیکی کن.
نقش و جایگاه والای زنان در تحکیم خانواده
همه این سخنان و روایات، نقش و جایگاه والای زنان به عنوان همسران و مادران را در تحکیم خانواده به عنوان رکن اصلی جامعه و بنیادی‌ترین نهاد اجتماعی نشان می‌دهد.
در حقیقت، زنان با نقش مهم الگویی و تربیتی خود تاثیر مهم و بی‌بدیلی در ساختن شخصیت فرزندان خود به عنوان آینده‌سازان جامعه بر عهده دارند، به گونه‌ای که قرآن کریم در میان سه نقش طبیعی دختری، همسری و مادری زنان، بیشترین تاکید و ستایش را از نقش مادری داشته است.
قرآن کریم با بیان الگوهای قرآنی همچون مادر مریم، مادر عیسی(ع) و مادر موسی(ع)، نقش سرنوشت‌ساز تربیت فرزندان و نسل آینده اجتماع را به مادران می‌سپارد.
آیه 233 سوره بقره «وَالْوَالِدَاتُ یُرْضِعْنَ أَوْلاَدَهُنَّ....، و مادران [باید] فرزندان خود را دو سال تمام شیر دهند» و همچنین تاکیدات فراوانی که امروزه بر تغذیه کودک با شیر مادر می‌شود، به درستی ثابت می‌کند کارکردهای زنان در نقش مادری از همان آغاز تولد کودک و حتی قبل از آن شروع می‌شود و این مادر است که می‌تواند با بهره‌گرفتن از مهر و عاطفه ذاتی خود، ارتباط مستحکم و صمیمانه‌ای را با فرزند ایجاد کرده و با ظرافت‌های وجود خود، علاوه بر ایجاد بستر مناسب رشد توانایی‌های فرزند در خانواده، با رفتار و عمل مناسب و الگویی خود، روح کودک را که در ابتدا همچون لوح سفیدی، آمادگی پذیرش هر نقشی دارد را به سوی فضائل اخلاقی و ارزش‌های دینی و اجتماعی هدایت کند.
خانواده یکی از نهادهای بنیادین حفظ، تربیت و فراگیری ارزش‌ها و هنجارهای دینی و اجتماعی انسان است که مادر به عنوان معمار خانواده، مهم‌ترین نقش را در این محیط بر عهده دارد، چراکه کودک برای اولین بار در آغوش مادر قرار می‌گیرد و آداب و رسوم اجتماعی را از او می‌آموزد.
از طرفی افزایش آسیب‌ها و ناهنجاری‌های اجتماعی در سطح جامعه همچون طلاق، اعتیاد و ... نشان‌دهنده کاهش مسؤلیت‌پذیری و تاثیر مثبت مادران در تربیت فرزندان است.
در این بین شاید یکی از مهم‌ترین راهکارهای عملی بازگشت زن امروز به ماهیت انسانی و الهی‌اش، عینیت بخشیدن به مصداق‌های خانواده برتر با الگوپذیری از نمونه‌های عملی تربیت در سبک زندگی اسلامی است و چه الگویی در این راه بهتر و مناسب‌تر از دختر، همسر و مادر نمونه دو عالم، سیده‌ نساء‌العالمین، حضرت فاطمه زهرا(س) که در عبودیت و بندگی، معرفت و حکمت، ایثار، علم و دانش، ولایت‌پذیری، شوهرداری و تربیت فرزند بی‌نظیر و بی‌همتا است.
دلیل نامگذاری«ام‌ابیها، مادر پدرش»
یکی از ویژگی‌های بارز حضرت فاطمه(س) به عنوان دختر، نحوه رفتار با والدین و احترام به پدر توسط ایشان بود؛ فاطمه هشت سال در مکه پا به پای پدر در اعتلا و پیشرفت اسلام کوشید و در آزار کفار و مشرکان و منافقان یار و مددکار پدر بود، در دره و شعب ابوطالب، سه سال درکنار پدر تحمل کرد و زمانی که مشرکان، پیامبر(ص) را آزار و اذیت و زخمی کرده و یا جسارتی می‌کردند، پیامبر(ص) را دلداری می‌داد، زخم‌هایش را مداوا می‌کرد و این‌گونه بود که پیامبر(ص) ایشان را «ام‌ابیها، مادر پدرش» نامید.
از جمله نکات مهم زندگی حضرت فاطمه(س) ازدواج آن حضرت بود، ایشان خواستگارانی بسیار در میان صحابه داشت که از نظر مالی در رتبه‌های بالایی قرار داشتند اما رسول خدا همچنان مسئله را به نظر خداوند موکول می‌کرد تا سرانجام جبرئیل بر پیامبر(ص) نازل شد و گفت: ای محمد، خدا بر تو سلام می‌رساند و می‌فرماید: «فاطمه را به عقد علی درآور، خداوند علی را برای فاطمه و فاطمه را برای علی پسندیده است.»
جهیزیه ساده، اندک و بی‌تکلف از دیگر ویژگی‌های زندگی حضرت زهرا(س) بود که پیامبر(ص) چون سادگی بیش از حد اشیاء را نگریست، دست به دعا بلند کرده و فرمود: «خدا به اهل بیت برکت دهد.»، که البته خدا نیز چنین کرد چرا که آیه تطهیر «انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» در حق هیچ کسی به جز این خاندان نازل نشد.
همسرداری حضرت فاطمه زهرا(س)
همسرداری حضرت فاطمه(س) نیز بهترین الگو برای زنان مسلمان است، طوری که امیرالمومنان علی(ع) می‌فرماید: «جهاد زن، خوب شوهرداری کردن است.»
فاطمه(س) هیچ‌گاه حتی اموری را که احتمال می‌داد علی(ع) قادر به تدارک آن‌ها نباشد، از او طلب نمی‌کرد، تا آنجا که از علی(ع) در رابطه با فاطمه(س) نقل شده است: «بخدا سوگند که او را به خشم نیاوردم و تا هنگامی که زنده بود، او را وادار به کاری که خوشش نیاید نکردم، او نیز مرا به خشم نیاورد و نافرمانی هم نکرد.»
الگوی حضرت فاطمه(س) در تربیت و رفتار با فرزندان
تربیت فرزندانی که هر کدام الگوی بشریت هستند، حضرت زینب(س)، اسوه صبر، امام حسین(ع) اسوه ایثار و امام حسن(ع) اسوه کرامت، نشان می‌دهد که سیره رفتار فاطمه(س) با فرزندان خود، سرمشقی مناسب برای تربیت صحیح فرزندان است. ایشان به فرزندان احترام می‌گذاشتند، آن‌ها را با احترام خطاب می‌کردند و همیشه سعی در آموزش و تربیت دینی و اخلاقی آن‌ها داشتند.
علاوه بر عدالت در توجه به کودکان، سبک عملی تشویق به عبادت از نکات بارز سیره تربیتی حضرت زهرا(س) در تربیت فرزندان بود، یعنی فضای تربیتی خانه را با رفتارهای خود آماده می‌کردند، چراکه مسلما وقتی والدین الگوی عملی کودکان برای عبادت پروردگار و سایر رفتارها باشند، آن‌ها در آینده راه والدین را در پیش خواهند گرفت.
ساده زیستی و قناعت در زندگی حضرت زهرا(س)
ساده زیستی، قناعت و پرهیز از تجمل، مهریه کم، جهیزیه مختصر، اکتفا به غذای اندک و معاش کم و استفاده از حداقل امکانات برای زندگی از دیگر ویژگی‌های زندگی حضرت فاطمه زهرا(س) است.
همچنین از عبادت، حجاب و عفاف، مشارکت در مسائل سیاسی و اجتماعی و دفاع از حریم ولایت می‌توان به عنوان دیگر ویژگی‌های مهم سیاسی اجتماعی این بانوی بزرگوار یاد کرد.
به امید روزی که با انتقال و ترویج درست فرهنگ و معارف اهل‌بیت بویژه حضرت زهرا(س)، بانوان به عنوان نیمی از اقشار جامعه با الگوپذیری از ام‌ابیها(س)، نقش‌های دختری، مادری و همسری خود را به خوبی و بر اساس تعالیم و آموزه‌های دینی ایفا کنند که یقینا این امر موجب آرامش، انسجام، صمیمیت، عشق و محبت توام با احترام در زندگی و کاهش آسیب‌ها و ناهنجاری‌های اجتماعی در جامعه خواهد شد.



طبقه بندی: مذهبی،
[ چهارشنبه 11 فروردین 1395 ] [ 12:01 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 345 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

از میان مقولاتی مانند فرهنگ، امنیت، اقتصاد و سیاست، کدامیک اولویت دارد؟ برای جامعه ای که قرار است با نظام حکومتی دینی اداره شود بسیار مهم است. این پاسخ است که می تواند نقشه راه را برای هر حکومتی ترسیم کند و البته برای یک نظام اسلامی نقش و اهمیت بیشتری دارد.
بدون آنکه با بررسی تعاریف گوناگون فرهنگ وقت گذرانی کنیم، مستقیماً به سراغ نقش فرهنگ در زندگی فردی و اجتماعی می رویم. در این وادی، مجموعه بینش ها و کنش ها را می توان فرهنگ نامید، مجموعه ای که بستری می شود برای رشد آگاهی عمومی و التزام عملی آحاد مردم به مقررات اجتماعی.

با این تعریف، راحت می توان گفت فرهنگ برای جامعه همانند خونی است که در رگ های بدن جریان دارد. همانگونه که خون، اندام ها را به تحرک وامی دارد و چگونگی خون در چگونگی کارکرد بدن نقش مستقیم دارد، فرهنگ نیز اندام های جامعه را به تحرک وامیدارد و ضعف و قوت آن در ضعف و قوت اقتصاد، امنیت، سیاست و اخلاق جامعه اثرگذار است. بدین ترتیب، پاسخ سؤال مورد نظر اینست که فرهنگ باید در اولویت باشد.

هدف از آوردن این مقدمه، یادآوری این واقعیت تلخ است که جامعه اسلامی و انقلابی ما علیرغم اینکه از یک نظام حکومتی دینی برخوردار است، متأسفانه هیچگاه برای فرهنگ اولویت قائل نشده و مقوله فرهنگ همواره مورد غفلت بوده است. از صبح پیروزی انقلاب اسلامی، تعابیری مانند "انقلاب ارزش ها" و "انقلاب فرهنگی" از زبان امام و سایر بزرگان در توصیف انقلاب اسلامی شنیده ایم، اما هرگز در عمل برای مقوله "فرهنگ" اولویت قائل نشده ایم. اگر فرهنگ در اولویت قرار گیرد، اقتصادی سالم، امنیتی پایدار و سیاستی مبتنی بر اصول خواهیم داشت. زیرا فرهنگ برای سایر مقولات بسترسازی می کند و راه را برای جریان یافتن سالم آنها هموار می نماید.

شاید در قالب دیگری بتوان یک جامعه با فرهنگ را جامعه ای مقرراتی، قانون گرا و اخلاق مدار معرفی کرد. به عبارت روشن تر، اگر مردم یک جامعه با فرهنگ باشند، در برخوردهای اقتصادی بر مبنای قانون و اخلاق عمل می کنند و مفاسد اخلاقی از آن جامعه رخت برمی بندد، در بخش های امنیت و سیاست نیز همه چیز برمبنای صداقت به پیش خواهد رفت و همواره اخلاق، محور رفتارها خواهد بود. قضاوت نیز از فرهنگ تأثیر می گیرد و در یک جامعه با فرهنگ علاوه بر اینکه قضات، وظیفه قانونی خود را به درستی انجام می دهند، اصولاً خصومت ها کاهش می یابد و حتی خود مردم بدون نیاز به دستگاه قضائی به رفع خصومت اقدام می کنند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، متأسفانه هیچگاه فرهنگ در اولویت نبوده و دولت ها به سایر مقولات بیشتر توجه کردند. بعضی دولت ها به دلیل درگیر بودن با جنگ و بازسازی، فرصت و امکان توجه جدی به فرهنگ را نداشتند و بعضی دیگر به ویژه در سال های اخیر، بداخلاقی را جایگزین اخلاق و فرهنگ کردند و به همین جهت، بی قانونی، مفاسد اقتصادی و تفرقه و بی اعتمادی نسبت به همدیگر در جامعه افزایش یافته است. آنچه از اینها نگران کننده تر است، سوءاستفاده معاندان از فضای پدید آمده است که در قالب های مختلف بی بندوباری، پشت پا زدن به احکام دینی و زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات جلوه گر می شود.

در بررسی عوامل پدید آمدن این وضعیت، علاوه بر اولویت قائل نشدن برای فرهنگ، ضعف سکان داران فرهنگ کشور را نیز باید عامل مهمی دانست. سوگمندانه باید اعتراف نمائیم که متولیان بخش های فرهنگی کشور عموماً از ضعیف ترین ها انتخاب شده اند. شاید دخالت داشتن گرایش های سیاسی و فقدان نگاه اولویت بخشی به فرهنگ از عوامل اصلی گماردن ضعفا بر عرصه فرهنگ باشد. فرهنگ اگر قرار باشد در اولویت قرار بگیرد، باید حداقل دو اقدام جدی صورت بگیرد؛ یکی تخصیص بودجه کافی و دیگری، که مهم تر است، گماردن متولیان قوی.

ضعف متولیان فرهنگ موجب می شود به امتیازخواهان باج و امتیاز بدهند و این اقدام را برای خود یک وجه مثبت به حساب آورند. در بخش هنر نیز متولیان ضعیف، بدون برنامه پیش می روند و هرگز به نقطه مطلوب نمی رسند. در بخش کتاب، یک روز ممیزی را لازم و ضروری می دانند، یک روز آن را رد می کنند و روز دیگر دچار بلاتکلیفی می شوند. جلب همکاران قوی چیزی است که هرگز نمی توان از متولیان ضعیف فرهنگ انتظار داشت. افراد ضعیف، در مقابل کسانی یا مجموعه هائی که می خواهند عوامل خود را به آنها تحمیل کنند منفعل می شوند و قدرت و جسارت "نه" گفتن به آنها را ندارند. اینها بخشی از عوارضی هستند که از ضعف مدیریت های فرهنگی ناشی می شوند و به فرهنگ کشور ضربه می زنند.

تعدد دستگاه هائی که خود را متولی فرهنگ می دانند نیز از مشکلات بخش فرهنگی و از عوامل رکود و گاهی عقبگرد فرهنگی است. فرهنگ در کشور ما فرماندهی واحدی ندارد و همین امر موجب دوباره کاری ها، خنثی کردن کار همدیگر و صرف بودجه های کلان بدون دستاورد قابل توجه می شود. این ضعف، بارها به مسئولان نظام یادآوری شده ولی نه تنها برطرف نگردیده بلکه همچنان شاهد افزوده شدن بر تعداد متولیان فرهنگی هستیم.

رسانه ملی، که رساترین صدا برای اشاعه فرهنگ می تواند باشد، در مواردی نقش خنثی کننده دستاوردهای فرهنگی را ایفا می کند. برخورد متولیان فرهنگی کشور با مطبوعات و سایر رسانه های نوشتاری، چه از نظر مادی و چه از نظر حمایت های معنوی نه تنها ضعیف بلکه بازدارنده است. تبعیض در پرداخت یارانه های قانونی و برخوردهای سیاسی و سلیقه ای با رسانه های مکتوب، زمینه ای برای رشد این رسانه ها باقی نگذاشته است. کوتاهی در انجام وظیفه قانونی که برخورد متولیان فرهنگی با مطبوعات بداخلاق، اتهام پراکن و قانون شکن را مقرر می دارد، یکی دیگر از عوارض ضعف مدیران فرهنگی است که موجب وارد شدن لطمات شدیدی به فرهنگ کشور شده است.

راه حل این مشکلات و آنچه موجب تقویت فرهنگ خواهد شد، عبارتند از تجمیع مراکز متعدد فرهنگی، ایجاد وحدت رویه در برخوردهای فرهنگی، بالا رفتن حساسیت مسئولین نظام نسبت به فرهنگ، اولویت بخشیدن به مقوله فرهنگ به عنوان اصل و پایه سایر مقولات و سپردن بخش فرهنگی به افراد قوی، مستقل و شجاع. اما آیا گوش شنوائی وجود دارد که این مرثیه را بشنود و آیا اراده قاطعی وجود دارد که درصدد نجات دادن فرهنگ از مظلومیت و انزوا باشد؟

برای ارتباط با ما جهت امور قرانی با این شماره تماس حاصل فرمایید:09131266381
سید وحید حسینی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد