تبلیغات
فرهنگ

فرهنگ
اگر شما فرهنگ را هدایت نکنید فرهنگ شما را هدایت می کند 
قالب وبلاگ
جستجوی مطالب وبلاگ
نظر سنجی
قرائت کدامیک از قاریان زیر را بیشتر میپسندید(امکان انتخاب بیش از یک گزینه وجود دارد)











آیت الله سید علی حسینی میلانی :

بنابر تحقیق مسلّم و غیر قابل انکار انتسابات و پیوندهایى که بین بنى‌هاشم و امویان رخ داده «یکطرفى» بوده است، به این معنا که عمدتاً امویان و دیگر مخالفان بوده‌اند که با بنى‌هاشم پیوند بسته و از بنى‌هاشم دختر گرفته‌اند، ولى در بنى‌هاشم، کسى نیست که از مخالفان دخترى گرفته باشد. دست کم آن چه مسلّم و قطعى است این که ما در هیچ یک از ائمّه اطهار علیهم السلام‏ از امویان نمی‌‏باشد.
در این زمینه دو مورد قابل بحث و تحقیق است:
1. دامادى امام محمد باقر علیه السلام‏ با قاسم بن محمّد بن ابی‌بکر.
قاسم از فقهاى مدینه و شخصى موجَّه و وزین بوده است که حضرت امام باقر علیه السلام‏، امّ فروه دختر او را به همسرى گرفتند. این مخدّره، مادر امام صادق‏ علیه السلام‏ است.
2. ازدواج امّ کلثوم دختر حضرت على‏ علیه السلام‏ با عمر بن خطّاب.
اهل سنّت می‌گویند: وقتى شما در خطاب به امامان خود می‌گویید:
اشْهَدُ أنَّكَ كُنْتَ نُوراً فی الأصْلابِ الشّامِخَةِ والأَرْحَامِ المُطَهَّرَةِ؛
گواهى می‌دهم که شما به صورت نورى در پشت مردانى عالى درجه و رحم‏‌هاى پاک و دور از پلیدى بوده‏‌اید؛
پس ابوبکر که پدر بزرگ مادرِ امام صادق‏ علیه السلام‏ است از «اصلاب شامخه» می‌باشد و باید به ایمان و پاکى او قائل بشوید.
در پاسخ این استدلال چنین می‌گوییم:
هر دو مقدّمه این استدلال صحیح و بدون تردید مورد تصدیق شیعه است، به این معنا که تردیدى نیست که امّ فروه دختر قاسم، همسر امام محمّد باقر و مادر ششمین امام شیعیان جعفر بن محمّد الصّادق‏ علیهما السلام‏ است و قاسم نواده ابوبکر می‌باشد.
از طرف دیگر نیز شكّى نیست که مضمون عبارت یاد شده که از فرازهاى زیارت وارث است از اعتقادات شیعیان به شمار می‌‏رود؛ ولى نتیجه‌‏اى که از این دو مقدّمه گرفته شده، از مواردى است که مادرِ جوان مرده بدان می‌خندد؛ زیرا که‏
اوّلًا بر آشناى با استعمالات عرب پنهان نیست که منظور از واژه «اصْلاب» در زیارت شریفه، اجداد پدرى هستند(1) و اجداد پدرى امامان شیعه‏ علیهم السلام‏، تا حضرت آدم ابوالبشر معلوم بوده و روشن است که هیچ ارتباطى با «ابوبکر» ندارند.
ثانیاً منظور از واژه «ارحام» بانوانى هستند که نور امام‏ علیه السلام‏ از پشتِ پدر به رحم آن بانو منتقل شده است، که در نتیجه در خود امامان شیعه، همسر هر امامى که مادرِ امام بعدى به شمار می‌رفته بدون شکّ، طاهره و مطهّره بوده و این معیار در جانب مادران ائمّه‏ علیهم السلام‏ تا حضرت حوّاء همین گونه است.
براى مثال «سَلمى‏» همسر حضرت هاشم‏ علیه السلام‏ بانویى طاهره و مطهّره بوده است، که این بانو، مادر حضرت عبدالمطّلب به شمار می‌رود.
هم‏چنین همسر حضرت عبدالمطّلب‏ علیه السلام‏ که مادر حضرت ابوطالب‏ علیه السلام‏ است نیز بانویى پاکدامن، طاهره و مطهّره بوده است.
با عنایت به آن چه بیان شد به طور کامل روشن گشت که «ابوبکر ابن ابی‌قحافه» نه در شمار «اصلاب» قرار می‌گیرد و نه در عداد «ارحام» و اساساً، این دو کلمه، هیچ‌گونه ارتباطى با ابوبکر ندارند، تا این که شیعه، ملزَم به تکریم جناب ایشان (!!) باشد.
چگونگى ازدواج امّ کلثوم با عمر
مورد دوم ازدواج امّ کلثوم‏ علیها السلام‏ دختر حضرت امیرالمؤمنین‏ علیه السلام‏ با عمر بن خطّاب بود که می‌خواهند بدین وسیله فضیلتى را براى عمر اثبات و آن چه را که بعد از رحلت رسول اللَّه‏ صلى اللَّه علیه وآله‏ بوده، انکار کنند. این مورد نیز به بررسى و نقد نیاز دارد.
این قضیّه از دو جهت باید به دقّت بررسى شود:
1. از جهت روایات شیعه.
2. از جهت روایات مخالفان.
از نظر روایات معتبر شیعه، جریان چنین است:
عمر بن خطّاب از امیر مؤمنان على‏ علیه السلام‏، دختر کوچکترشان حضرت امّ کلثوم را خواستگارى نمود، حضرت على‏ علیه السلام‏ از این که دخترشان کم سنّ و سال است و آمادگى براى ازدواج ندارد به او پاسخ ردّ دادند.
پس از زمانى عمر، عبّاس عموى رسول خدا صلى اللَّه علیه وآله‏ را ملاقات نمود و از او پرسید: آیا عیب و عارى در من سراغ دارى؟!!
عبّاس گفت: مگر چه اتّفاقى افتاده؟ منظورت از این سؤال چیست؟
عمر گفت: از فرزند برادرت- یعنى امیرالمؤمنین‏ علیه السلام‏- دخترش را خواستگارى نمودم، ولى به من جواب ردّ داد.
آن گاه عمر، عبّاس (بلکه امیرالمؤمنین‏ علیه السلام‏ و بنى هاشم) را تهدید کرد و افزود: به خدا سوگند! چاه زمزم را پر می‌‏کنم، آثار جلالت و عظمت بنى‌هاشم را (در مكّه و مدینه) از بین می‌‏برم و دو نفر شاهد علیه على بر دزدى او اقامه می‌‏نمایم و حدّ سارق بر او جارى می‌کنم.
عبّاس نزد امیر مؤمنان على‏ علیه السلام‏ آمد و آن چه بین او و عمر گذشته بود به عرض آن حضرت رساند و از آن بزرگوار خواست که تصمیم‏‌گیرى درباره این ازدواج را به او واگذار نماید.
امیر مؤمنان على‏ علیه السلام‏ نیز به تقاضاى عمویشان به این خواستگارى پاسخ مثبت دادند. آن گاه عبّاس، امّ کلثوم را به عقد عمر درآورد.
پس از آن که عمر کشته شد، امیرالمؤمنین‏ علیه السلام‏ آن مخدّره را به خانه خودشان انتقال دادند.
و آن گاه که از امام صادق‏ علیه السلام‏ درباره این ازدواج سؤال شد.
حضرت فرمودند:
إنّ ذلك فرج غصباه؛2
این ناموسى است که از ما غصب شده است.
گفتنى است که عدّه‌‏اى از قدماى بزرگ شیعه مانند شیخ مفید رحمه اللَّه‏ و سیّد مرتضى‏ رحمه اللَّه‏ اصل واقعه تزویج و حتّى مجرّد اجراى عقد را نفى کرده‌اند و عدّه بسیارى از بزرگان شیعه با ادلّه عقلى و نقلى اصل ازدواج را تکذیب نموده‌اند.
از روایات شیعه - که از نظر سند قابل مناقشه نیستند - چیزى بیش از این که بیان گردید، برنمی‌‏آید و چنین ازدواجى اگر واقع شده باشد بر چیزى که مطلوب آن‏هاست، دلالت ندارد.

بررسى دیدگاه اهل سنّت‏
پیش از آن که روایات مخالفان را بررسى نماییم تذكّر این نکته ضرورى است که قضیّه تزویج امّ کلثوم آن چنان که ادّعا می‌شود و با آب و تاب نقل می‌کنند در صحیح بخارى‏، صحیح مسلم‏ و دیگر صحاح ششگانه نیامده است، هم‏چنین در اکثر قریب به اتّفاق مسانید و معاجم مشهور و معتبر عامّه، اثرى از کیفیّت این واقعه یافت نمی‌شود.
این موضوع جدّاً جاى دقّت و توجّه است که واقعه‏‌اى که این گونه براى اهل سنّت مؤثّر است، چگونه از روایت تفصیل آن غفلت کرده‌اند و اساساً آیا غفلت یا تغافل در نقل چنین امرى با این همه اهمیّت، جا دارد؟
نه؛ بلکه معلوم می‌شود که اصل واقعه پایه و اساسى ندارد، وگرنه‏ به این آسانى از آن نمی‌گذرند، گرچه در نظر ما شیعیان، اثبات امر امامت و خلافت با آن رفعت و جلالتى که دارد، با چنین امورى حتّى اگر وقوعش مسلّم باشد (تا چه رسد به این که اصل وقوع، هنوز مورد ابهام است) آب در هاون کوفتن و خطّ بر آب نقش کردن است.
پس از تذكّر این نکته، به بررسى روایاتى که در کتاب‏هاى اهل سنّت آمده است می‌پردازیم:
آنان این واقعه را از دو طریق نقل کرده‌اند:
1. طریق اهل بیت.3 2. طریق غیر اهل بیت.4 بزرگان اهل جرح و تعدیل از محققان اهل سنّت روایات هر دو طریق را تضعیف کرده‌اند و هیچ یک را قابل اعتنا ندانسته‌اند.
افزون بر این، متن این روایات مضطرب و آشفته است که همین اضطراب متن از نظر محققان، از اسباب تضعیف حدیث است.
نتیجه این که:
اوّلًا: در میان کتاب‏هاى اهل سنّت، کتاب‏هاى معتبرى مانند صحاح و اکثر قریب به اتّفاق مسانید و معاجم نام و نشانى از وقوع این تزویج با میل یا رضایت حضرت امیر علیه السلام‏ یافت نمی‌شود.
ثانیاً: این واقعه در دیگر کتاب‏هاى اهل سنّت از دو طریق نقل شده، حدیثى که خودشان بر صحّت سند آن اتفاق نظر داشته باشند، موجود نیست.
ثالثاً: متن روایات موجود (با چشم‌پوشى از مشکل سندى) از اضطرابى عجیب در ذکر جوانب مختلف واقعه برخوردار است،5 و محقّقان حدیث شناس، روایاتى را که داراى اضطراب متن باشند معتبر ندانسته و تضعیف می‌نمایند.
بنابر آن چه گذشت با توجه به روایات شیعه - در صورتى که اصل واقعه را انکار نکنیم و روایات وارده را نیز از ظاهرش که دلالت بر وقوع واقعه می‌نماید منصرف ننماییم، که البته خود این دو مطلب نیز جاى بحث و تحقیق عمیقى دارد - نهایت چیزى که امکان دارد به آن ملتزم شویم این است که امیر مؤمنان على‏ علیه السلام‏ با مراجعات مکرّر و پافشارى و اصرار بسیار زیاد عمر بن خطّاب (که در روایات مخالفان‏ نیز کاملًا مشهود است) و پس از ردّ و انکارها و اعتذارهاى مختلف از جانب آن حضرت و سرانجام تهدیدهاى گوناگون از ناحیه عمر و واسطه قرار دادن عمر، عقیل و عبّاس را، (که مدارک عامّه، با صراحت حاکى از تمام این امور است) در شرایطى ناهنجار و بدون رضایت قلبى، امر تزویج ام کلثوم را به عمویشان عبّاس واگذار فرمودند.
عبّاس نیز پس از اجراى عقد، حضرت امّ کلثوم را به خانه عمر بردند و بعد از مدّتى کوتاه، خلیفه به قتل رسید و امیرالمؤمنین‏ علیه السلام‏، دخترشان را به منزل خودشان برگرداندند.
به راستى کدام عاقل با انصاف، چنین واقعه‏اى را دلیل بر وجود ارتباطات به اصطلاح حسنه بین امیرالمؤمنین‏ علیه السلام‏ و عمر بن خطّاب می‌‏داند؟
از سوى دیگر در متون روایات اهل سنّت مطالب واهى آمده که امیرالمؤمنین‏ علیه السلام‏ آن بانو را براى عمر با آرایش و زینت فرستاده و خلیفه او را برانداز کرده (!!) و در این ازدواج آمیزشى رخ داده، این بانو فرزندانى براى عمر آورده و دیگر مطالب بی‌اساس، همه این‏ها کذب و افترا و جعل و وضع بوده و هیچ ارزشى ندارند.
نوشته‌اند که عمر بالاى منبر علّت اصرار زیاد خود را بر این وصلت فرمایش رسول خدا صلى اللَّه علیه وآله‏ قرار داده که آن حضرت فرمود:
كلّ حسب ونسب منقطع یوم القیامة إلّاحسبی ونسبی؛6
هر پیوند حسبى و نسبى در روز رستاخیز گسستنى است جز پیوند حسبى و نسبى من.
عمر بنا به ادّعاى خودش می‌خواهد با انتساب به فاطمه زهرا علیها السلام‏، به رسول خدا صلى اللَّه علیه وآله‏ انتساب پیدا کند و تا روز قیامت از این انتساب نفع ببرد.
اکنون قضیّه‏‌اى که نقل می‌‏شود، وجود غرضى دیگر را در اصرار انجام این ازدواج تقویت می‌کند.
محمّد بن ادریس شافعى می‌گوید: هنگامى که حجّاج بن یوسف ثقفى، دختر عبداللَّه بن جعفر را به ازدواج خود درآورد، خالد بن یزید بن معاویه به عبدالملک مروان گفت: آیا در امر این ازدواج، حجّاج را به حال خود واگذاشتى؟
عبدالملک در جواب خالد گفت: آرى، مگر مشکلى در میان است؟
خالد گفت: به خدا سوگند! این کار، منشأ بزرگ‏ترین مشکلات است.
عبدالملک گفت: چگونه و به چه سببى؟
خالد گفت: به خدا سوگند! اى خلیفه! از زمانى که رَمْله دختر زبیر را به ازدواج درآورده‏ام، تمام کینه‏ها و عداوت‏هایى که نسبت به زبیر داشتم، از دلم بیرون رفته است.
با این سخن گویى عبدالملک خواب بود و بیدار گشت و فورى به حجّاج نوشت: دختر عبداللَّه را طلاق بده.
حجّاج از فرمان خلیفه وقت اطاعت نمود. «1» البتّه طبع پیوند ازدواج و ایجاد فامیلى همین است که منشأ از بین بردن عداوت‏ها و کدورت‏هاى گذشته خواهد شد و یا دست کم آن‏ها را تعدیل خواهد کرد. این مطلب با اغراض سوء امویان منافات داشت که درصدد بودند به هر وسیله ممکنى بغض بنى هاشم را در دل‏ها به خصوص در دل‏هاى عمّالشان بپرورانند.
از این رو عمر بن خطّاب با این هدف به این ازدواج پافشارى می‌کرد که شاید از طریق این فامیلى با بنى‌هاشم و به خصوص بیت امیرالمؤمنین‏ علیه السلام‏، بتواند مسیر فکرى جامعه مسلمانان را نسبت به قضایاى سقیفه و آن چه که از طرف او و هوادارانش بر سر فاطمه زهرا علیها السلام‏ آمده بود، منحرف سازد.7


1. لسان العرب: 1/ 527- 526
2. ر. ک: فروع کافى: 5/ 346 و 6/ 115.
3. تهذیب التهذیب: 1/ 44، 11/ 382، 4/ 106.
4. الطبقات الكبرى: 8/ 462، المستدرك على الصحیحین: 3/ 142، السّنن الکبرى: 7/ 63 و 114، تاریخ بغداد: 6/ 182، الاستیعاب: 4/ 1954، اسد الغابة: 5/ 614، الذّریّة الطّاهره: 157- 165، مجمع الزّوائد: 4/ 499، المصنّف صنعانى: 10354.
5. ر. ک: الطبقات الكبرى: 8/ 463، الاصابة: 4/ جزء 8/ 275، رقم 1473، البدایة والنّهایه: 5/ 330، انساب الأشراف: 2/ 412، المستدرك على الصحیحین: 3/ 142.
6. الطبقات الكبرى: 8/ 463.
7. مختصر تاریخ مدینة دمشق: 6/ 205.

منبع:شیعه نیوز





طبقه بندی: مذهبی،
[ پنجشنبه 5 شهریور 1394 ] [ 02:13 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
پدرش 26 ساله بود كه ایشان زاده شد. 12 تا 15 سال بنابر اختلاف از عمر شریفش را دركنار جدش امام سجاد(ع) و نوزده سال را در كنار پدرش امام باقر (ع) گذراند. ابن بابویه و قطب راوندی روایت كرده اند كه از حضرت امام زین العابدین (علیه السلام) پرسیدند كه امام بعد از تو كیست ؟فرمود: محمد باقر شكافنده علوم است. پرسیدند: بعد از اوامام كه خواهد بود ؟ فرمود: جعفر كه نام اونزد اهل آسمان‌ها صادق است. امام ششم شیعیان و رئیس مذهب تشیع درسال 114 هجری قمری در سن 31 سالگی به امامت رسید و ردای ولایت بردوش گرفت كه حدود هجده سال آن ( 132-114 ) همزمان با حكومت امویان و شانزده سال آن ( 148-132 ) همزمان با حكومت عباسیان بود. 
 عصر امام صادق (ع)
عصر امام صادق(ع) یكی از طوفانی‌ترین ادوارتاریخ اسلام است كه ازیك سو اغتشاش‌ها و انقلاب‌های پیاپی گروه‌های مختلف، به‌ویژه از طرف خونخواهان امام‌حسین(ع) رخ می‌داد كه انقلاب ابوسلمه در كوفه و ابو مسلم در خراسان و ایران از مهم‌ترین آنها بوده است. از دیگر سو، عصر برخورد مكتب‌ها و ایدئولوژی‌ها و عصر تضاد افكار فلسفی و كلامی مختلف بود كه از برخورد امت اسلام با مردم كشورهای فتح شده و نیز روابط مراكز اسلامی با دنیای خارج به وجود آمده و در مسلمانان نیز شور و هیجانی برای فهمیدن وپژوهش پدید آورده بود. عصری كه كوچك‌ترین كم كاری یا عدم بیداری و تحرك پاسدار راستین اسلام یعنی امام (ع)، موجب نابودی دین و پوسیدگی تعلیمات حیاتبخش اسلام، هم از درون و هم از بیرون می‌شد. زمان امام صادق(علیه السلام)، زمان تزلزل حكومت بنی امیه و فزونی قدرت بنی عباس بود واین دوگروه مدتی درحال كشمكش و مبارزه با یكدیگر بودند. از زمان هشام بن عبدالملك تبلیغات و مبارزات سیاسی عباسیان آغاز شد و در سال 129 وارد مرحله مبارزه مسلحانه و عملیات نظامی شد و سرانجام در سال 132 به پیروزی رسید. بنی امیه در این مدت، گرفتار مشكلات سیاسی فراوانی بودند، لذا فرصت فشار و اختناق نسبت به شیعیان را نداشتند. عباسیان نیز چون از دستیابی به قدرت در پوشش شعار طرفداری از خاندان پیامبرو گرفتن انتقام خون آنان عمل می‌كردند، فشاری از طرف آنان مطرح نبود. از این رو این دوران، دوران آرامش و آزادی نسبی امام صادق (ع) و شیعیان بود و آن حضرت از این فرصت استفاده كرده و تلاش فرهنگی وسیعی را آغاز كرد. پیشوای ششم در چنین دورانی به فكر نجات افكار توده مسلمان ازالحاد وبدبینی وكفر و نیز ممانعت از انحراف اصول و معارف اسلامی از مسیر راستین بود، و از توجیهات غلط و وارونه دستورات دین كه به وسیله خلفای وقت صورت می‌گرفت جلوگیری می‌كرد. اینجا بود كه امام(ع) دشواری فراوان در پیش ومسئولیت عظیم بر دوش داشت. او آن قدر فقه و دانش اهل بیت را گسترش داد و زمینه ترویج احكام و بسط كلام شیعی را فراهم ساخت كه مذهب شیعه به نام او به عنوان «مذهب جعفری» شهرت یافت. آن اندازه كه دانشمندان و راویان از دانش امام بهره برده واز ایشان حرف و حدیث نقل كرده اند از هیچ یك از ائمه دیگرنقل نكرده اند. لیكن طولی نكشید كه بنی عباس پس از تحكیم پایه‌های حكومت و نفوذ خود، همان شیوه ستم و فشار بنی امیه را پیش گرفتند و حتی از آنان گوی سبقت ربودند. وضع به حدی ناگوار شد كه همگی یاران امام (ع) را در معرض خطر مرگ قرار می‌داد، چنانچه زبده‌هایشان جزو لیست سیاه مرگ بودند. امام صادق(ع) كه همواره مبارزی نستوه، خستگی ناپذیر وانقلابی درمیدان فكر و عمل بود، كاری كه امام حسین (ع) به صورت قیام خونین انجام داد، درلباس تدریس وتاسیس مكتب وانسان سازی انجام داد و جهادی راستین كرد. رحلت امام را به سبب مسمومیت دانسته اند ارتكاب این جنایت را منصور درتوان خود نمی‌دید لذا به جعفر بن سلیمان، پسر عموی خویش و والی وقت مدینه محول كرد. فرزند برومندش امام موسی بن جعفر(ع) او را دو جامه سفید مصری كه درآن احرام می‌بست ودر پیراهنی كه می‌پوشید ودرعمامه‌ای كه ازامام زین العابدین(ع) به ایشان رسیده بود، كفن نمود و بر آن نماز خواند واو رادر بقیع به خاك سپرد. 

 

 دریایی از علوم 
زهرا رضاییان 
 
 
بغض هایمان را در كجای حرم نداشته ات مویه كنیم؟ نامت، علم افراشته بر بلندای علوم است و شب، پیراهن سوگی است كه آسمان در عزایت به تن كرده است. سینه‌ها، داغ بزرگی را حمل می‌كنند و جان‌ها، در آتش مصیبتی عظیم می‌گدازند... دنیا همیشه برای درك وسعت آسمانیان حقیر و اندك است. دوباره خورشیدی در خاك بقیع خواهد خفت كه آفتاب صداقت از منزلگه اندیشه اش بر می‌تابید و كلامش حق را بالنده می‌كرد. كوهی از وقار بود، دریایی از علوم، اقیانوسی از حكمت و فضیلت، گستره‌ای از رحمت و عبادت. امروز اندیشه تشیع در پله ششم، تاریخ را به ماتم می‌خواند، ماتم چشمه جوشان كلام شیعه، ماتم خزانه دار علم علیع، فاتح قله‌های بلند دانش خداوندی و... گویی امواج خروشان علم در ساحل ابدیت آرمیده است، گویی عشق با تمام وسعتش در دل خاك جای گرفته است. او كوثری بود كه هر كه از زلال حكمتش نوشید، حكیم شد و هركه بر كرانه عرفانش قدم نهاد، مجنون گردید. خطیبان به بیان او خطبه خوان شدند. دانه‌های تسبیحش سرشار از حرمت اجابت دعاهایی بود كه اهالی زمین را زیر دین دست هایش، زندگی بخشید... با این همه، مظلومیت را چگونه می‌توان معنا كرد، وقتی كه تن پاره خورشید ولایت، در غربت خود، چونان لاله‌ای سرخ روی زمین سراسر گناه بخشكد؟ ذهن كوتاه این جماعت را چه نسبت با بلندای علم و معرفت و كمال او؟ او كه شمع هدایت خویش را به ضیافت اصحاب عقل برد تا قفل‌های بسته بر ذهن‌ها و ضمیرها بشكند و همگان بدانند كه پیامبران آمده‌اند تا دفینه‌های عقل را از زیر آوار تعصب و تحجر بیرون كشند. امروز این كاروان بلند علم است كه از باغستان روشن معرفت او نور گرفته تا مرز تیرگی‌های جهل آدمی را در هم شكند و دانایی و حكمت را به بشریت بنمایاند. او كه شكوه شرقی علوم گوناگون بی‌فروغ می‌شد، اگر فرا راهمان قرار نمی‌گرفت و راه را بر ما هموار نمی‌نمود. یا أَیتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ „ ارْجِعِی إلَی رَبِّك رَاضِیةً مَّرْضِیةً[1]؛ و غمی سخت بر جان مدینه می‌نشیند و این ندا در آسمان می‌پیچد: «خدایا! مرا به طاعت خود بیارای و به نافرمانی ات خوار مفرمای. خدایا! مرا روزی كن تا در گشایشی كه از فضل خود نصیبم كرده‌ای، با آنكه روزی خود را بر او تنگ فرموده‌ای، غم خوار و یار باشم». [2]
پی‌نوشت‌ها: 1- الفجر89: 28. 2- سید جعفر شهیدی، زندگی امام صادق (ع) 9، ص 108.



طبقه بندی: مذهبی،
[ دوشنبه 19 مرداد 1394 ] [ 09:20 ق.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
به طور قطع یکی از محبوب ترین اساتید مصری که به ایران سفر کرده است مرحوم شیخ متولی عبدالعال است که تلاوتهایش همواره با اقبال عموم مردم ایران روبرو می شد .

استاد «سید متولی عبدالعال» در ۲۶ آوریل سال ۱۹۴۷ میلادی در خانواده‌ای مذهبی و متعهد و پایبند به مسائل عرفانی و دینی متولد شد.پدرش «متولی» همیشه از خداوند متعال پسری را طلب می‌کرد که در راه گسترش دین اسلام تربیت شده و از عالمان دینی عصر خود شود.
استاد از همان اوان کودکی برای تحصیل به مکتب رفته و در آنجا با وجود سن اندک ۳ جزء از قرآن را حفظ نموده و در این راه پیشرفت شایانی کرد . وی همانند بسیاری از مبتدیان این طریقت ، برحسب کوشش و طاقت صوت خویش، به تقلید از «استاد عبدالباسط» و «استاد مصطفی اسماعیل» می پردازد . آن زمان که او بیش از ۱۲ سال سن ندارد به عنوان حافظ کل قرآن مطرح می شود و در همین ایام نیز شیوه و احکام تجوید قرائت را آموخته و در محافل و مجالس به تلاوت اهتمام می ورزد.«استاد عبدالعال» در ۱۳ سالگی طریقه و روش خاصی برای خویش اتّخاذ نموده و سبک خویش را برمی گزیند زیرا بر این عقیده است که : « خداوند سبحان در صوت هر انسان ، طنین و آوای خاصی نهاده است و بر این اساس هیچ گاه نمی تواند صوتی را به صوتی تشبیه نمود آن زمان که یک قاری پس از ممارست وپشتکار فراوان می تواند قاری برجسته ای شود ، بهتر آن است که طریقه ای خاص خویش برگزیده و به این ترتیب بر این سبک که نمایانگر شخصیت حقیقی اوست استوار بماند؛ زیرا الگو ساختن تلاوت خاصی در اوان کودکی و آغاز کار و تقلید از آن شیوه نیکویی است که قاری می تواند به این طریق با پیشرفت خویش ، سبک خاص خود را انتخاب کند. تلاوت به سبکی تقلیدی از یک استاد، در واقع سبب معروفیت و شهرت همان استاد مقلّد است نه فرد تقلید کننده و من باز توصیه می کنم که هر فردی برای خویش سبکی خاص داشته باشد
استاد متولی عبدالعال در سال ۱۳۷۰ به کشور جمهوری اسلامی ایران مسافرت نموده و پس از آن در هشتمین دوره مسابقات بین المللی حفظ و قرائت قرآن که در دهه فجر همان سال در حسینیه ارشاد جریان داشت عهده دار داوری مسابقات شدند . سپس با مسافرتهای متعدد خویش به شهرهای قم ، مشهد ، کرمان و یزد ، شور و شوقی وصف ناپذیر در محافل قرآنی به پا کرده و توانستند با تلاوت های زیبای خویش خیل بیشماری را شیفته این کلام مقدس سازند . تا بدانجا که خود ایشان در خاطراتشان همواره به این نکته اشاره دارند که این شور و عشق به قرآن و قاریان قرآن، در هیچ جا نمی توان بدین گونه شاهد بود . وی به حقیقت اینها را بالاترین اشتیاق به کلام مقدس خداوند می داند که این عشق ، پیر و جوان ، زن و مرد نمی شناسد ؛ عشقی که از دلهایی پاک برخواسته و انظار را متعجب می سازد
 استاد «سید متولی عبدالعال» از جمله قاریان بنام و مشهور کشور مصر می باشد که در دهه اخیر به اوج شهرت خویش دست یافت و این امر بواسطه تلاوتهای بسیار زیبای این استاد است که توام با نغمات حزین و صدای گرم و نوای هیجان برانگیز و ملکوتی وی می باشد .
ایشان خالق سبکی حزین در تلاوت قرآن کریم است تحریرهای طرب‌انگیزش تداعی‌گر انابه توبه‌کنندگان است آن‌گاه که دست‌های ناتوانشان را به سوی پروردگار متعال بلند کرده و طلب مغفرت می‌کنند و پروردگارشان نیز پاسخشان دهد که « و اذا سآلک عبادی عنی فأنی قریب اجیب دعوه الداع اذا دعان…»، سوره بقره آیه ۱۸۶٫
صوت زیبا و توأم با حزن استاد متولی عبدالعال باعث شد در سن ۲۰ سالگی شهرت وی زبانزد عام و خاص شود، وی در این زمینه می‌گوید: ۲۰ ساله بودم که از من برای قرائت در استان‌های همجوار و در حضور اساتید بزرگ قرائت آن زمان دعوت می‌شد.
مشیت خداوند بر این بود که نام متولی عبدالعال در بسیاری از کشورهای اسلامی به‌عنوان یکی از قاریانبرجسته کشور مصر شناخته شود؛ وی به بسیاری از کشورهای عربی و آفریقایی برای تلاوت قرآن در ماه مبارک رمضان سفر کرده است.

منبع زندگینامه : پایگاه شفاء قرآن

 

دانلود 24 تلاوت زیبا و با کیفیت با صدای استاد متولی عبدالعال :

1 - دانلود تلاوت استاد سید متولی عبدالعال  - سوره شورا - 58 دقیقه

2 - دانلود تلاوت استاد سید متولی عبدالعال  - سوره بقره- 25 دقیقه

3 - دانلود تلاوت استاد سید متولی عبدالعال  - سوره آل عمران- 28 دقیقه

4 - دانلود تلاوت استاد سید متولی عبدالعال  - سوره حج - 57 دقیقه

5 - دانلود تلاوت استاد سید متولی عبدالعال  - سوره نساء - 24 دقیقه

6 - دانلود تلاوت استاد سید متولی عبدالعال  - سوره صافات - 30 دقیقه

7 - دانلود تلاوت استاد سید متولی عبدالعال  - سوره مائده - 32 دقیقه

8 - دانلود تلاوت استاد سید متولی عبدالعال  - سوره قمر - 29 دقیقه

9 - دانلود تلاوت استاد سید متولی عبدالعال  - سوره بقره - 25 دقیقه

10 - دانلود تلاوت استاد سید متولی عبدالعال  - سوره نجم - 29 دقیقه

11 - دانلود تلاوت استاد سید متولی عبدالعال  - سوره مریم- 22 دقیقه

12 - دانلود تلاوت استاد سید متولی عبدالعال  - سوره طه - 21 دقیقه

13 - دانلود تلاوت استاد سید متولی عبدالعال  - سوره احزاب- 18 دقیقه

14 - دانلود تلاوت استاد سید متولی عبدالعال  - سوره حشر - 31 دقیقه

15 - دانلود تلاوت استاد سید متولی عبدالعال  - سوره آل عمران - 23 دقیقه

16 - دانلود تلاوت استاد سید متولی عبدالعال  - سوره آل عمران - 27 دقیقه

17 - دانلود تلاوت استاد سید متولی عبدالعال  - سوره قیامت - 29 دقیقه

18 - دانلود تلاوت استاد سید متولی عبدالعال  - سوره نمل - 24 دقیقه

19 - دانلود تلاوت استاد سید متولی عبدالعال  - سوره قاف - 19 دقیقه

20 - دانلود تلاوت استاد سید متولی عبدالعال  - قصار السور - 16 دقیقه

21 - دانلود تلاوت استاد سید متولی عبدالعال  - سوره زمر - 59 دقیقه

22 - دانلود تلاوت استاد سید متولی عبدالعال  - سوره بقره - 26 دقیقه

23 - دانلود تلاوت استاد سید متولی عبدالعال  - سوره لقمان- 24 دقیقه

24 - دانلود تلاوت استاد سید متولی عبدالعال  - سوره یوسف - 24 دقیقه




طبقه بندی: تلاوهای صوتی،
[ چهارشنبه 14 مرداد 1394 ] [ 07:28 ق.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
در این مطلب قصد داریم شما عزیزان را بیش از پیش با مقام عجم عشیران آشنا کنیم . این مقام بیشتر در داخل مقام نهاوند جای دارد و اکثر قاریان مشهور مصر این مقام را معمولا در تلاوت خود استفاده می کنند . برای سهولت یادگیری این مقام ، توضیحات استاد شاه میوه را به همراه 21 قطعه از تلاوت اساتید مصری هم در این خصوص تقدیم خواهیم کرد .

 

  مقام عجم عشیران

 

 فایل صوتی توضیحات استاد شاه میوه در خصوص مقام عجم عشیران

1 - مقام عجم عشیران - استاد مصطفی اسماعیل

2 - مقام عجم عشیران - استاد ابوشوشه

3 - مقام عجم عشیران - استاد شحات

4 - مقام عجم عشیران - استاد مصطفی اسماعیل

5 - مقام عجم عشیران - استاد مصطفی اسماعیل

6 - مقام عجم عشیران - استاد مصطفی اسماعیل

7 - مقام عجم عشیران - استاد شبیب

8 - مقام عجم عشیران - استاد محمد العربی القبانی

9 - مقام عجم عشیران - استاد کامل یوسف

10 - مقام عجم عشیران - استاد حصان

11 - مقام عجم عشیران - استاد بدر حسین

12 - مقام عجم عشیران - استاد بدر حسین

13 - مقام عجم عشیران - استاد حصان

14 - مقام عجم عشیران - استاد شبیب

15 - مقام عجم عشیران - استاد شعیشع

16 - مقام عجم عشیران - استاد عمران

17 - مقام عجم عشیران - استاد شعیشع

18 - مقام عجم عشیران - استاد نعینع

19 - مقام عجم عشیران - استاد منشاوی

20 - مقام عجم عشیران - استاد علی البناء

21 - مقام عجم عشیران - استاد محمود رمضان (قطعه مبسوط)




طبقه بندی: آموزش مقامات موسیقی عرب،
[ چهارشنبه 14 مرداد 1394 ] [ 07:24 ق.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
تلاوتهای سوره ابراهیم استاد مرحوم محمد اللیثی را خدمت شما تقدیم میکنم:


التراث الذهبى الشامل للشیخ محمداللیثى - سورة ابراهیم:

1-سورة ابراهیم من شبرا الیمن زفتى غربیه

2-سورة ابراهیم من الاسکندریه

3-سورة ابراهیم من الاسماعیلیه

4-سورة ابراهیم من التلین

5-سورة ابراهیم من الطباخین


6-سورة ابراهیم من ناهیا1996

7-سورة ابراهیم من سحیم1996

8-سورة ابراهیم من القلیوبیه

9-سورة ابراهیم من الصالحیه

10-سورة ابراهیم من السنطه1992

11-سورة ابراهیم من ایران

12-سورة ابراهیم من الخیس1999

13-سورة ابراهیم من طمای الزهایرة السنبلاویین2000

14-سورة ابراهیم من عزبة عبدالله 1999

15-سورة ابراهیم بتاریخ30-4-1994

16-الشیخ محمد اللیثى سورة ابراهیم 1986

17- سورة ابراهیم من کفر شلشلمون1996

18-الشیخ محمداللیثى سورة ابراهیم

19-سورة ابراهیم من زفتى غربیه

20-سورة ابراهیم امسیه دینیه

21-سورة ابراهیم من ملامس

22-سورة ابراهیم عزاء کشیک1999

23-سورة ابراهیم والتکویر وقصار السور 2000

24-سورة ابراهیم من ابو زاتون 12-9-1999

25-سورة ابراهیم من ابو زاتون 12-9-1999جوده مختلفه


26-سورة ابراهیم والبلد والضحى





طبقه بندی: تلاوهای صوتی،
[ پنجشنبه 1 مرداد 1394 ] [ 02:54 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 339 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

از میان مقولاتی مانند فرهنگ، امنیت، اقتصاد و سیاست، کدامیک اولویت دارد؟ برای جامعه ای که قرار است با نظام حکومتی دینی اداره شود بسیار مهم است. این پاسخ است که می تواند نقشه راه را برای هر حکومتی ترسیم کند و البته برای یک نظام اسلامی نقش و اهمیت بیشتری دارد.
بدون آنکه با بررسی تعاریف گوناگون فرهنگ وقت گذرانی کنیم، مستقیماً به سراغ نقش فرهنگ در زندگی فردی و اجتماعی می رویم. در این وادی، مجموعه بینش ها و کنش ها را می توان فرهنگ نامید، مجموعه ای که بستری می شود برای رشد آگاهی عمومی و التزام عملی آحاد مردم به مقررات اجتماعی.

با این تعریف، راحت می توان گفت فرهنگ برای جامعه همانند خونی است که در رگ های بدن جریان دارد. همانگونه که خون، اندام ها را به تحرک وامی دارد و چگونگی خون در چگونگی کارکرد بدن نقش مستقیم دارد، فرهنگ نیز اندام های جامعه را به تحرک وامیدارد و ضعف و قوت آن در ضعف و قوت اقتصاد، امنیت، سیاست و اخلاق جامعه اثرگذار است. بدین ترتیب، پاسخ سؤال مورد نظر اینست که فرهنگ باید در اولویت باشد.

هدف از آوردن این مقدمه، یادآوری این واقعیت تلخ است که جامعه اسلامی و انقلابی ما علیرغم اینکه از یک نظام حکومتی دینی برخوردار است، متأسفانه هیچگاه برای فرهنگ اولویت قائل نشده و مقوله فرهنگ همواره مورد غفلت بوده است. از صبح پیروزی انقلاب اسلامی، تعابیری مانند "انقلاب ارزش ها" و "انقلاب فرهنگی" از زبان امام و سایر بزرگان در توصیف انقلاب اسلامی شنیده ایم، اما هرگز در عمل برای مقوله "فرهنگ" اولویت قائل نشده ایم. اگر فرهنگ در اولویت قرار گیرد، اقتصادی سالم، امنیتی پایدار و سیاستی مبتنی بر اصول خواهیم داشت. زیرا فرهنگ برای سایر مقولات بسترسازی می کند و راه را برای جریان یافتن سالم آنها هموار می نماید.

شاید در قالب دیگری بتوان یک جامعه با فرهنگ را جامعه ای مقرراتی، قانون گرا و اخلاق مدار معرفی کرد. به عبارت روشن تر، اگر مردم یک جامعه با فرهنگ باشند، در برخوردهای اقتصادی بر مبنای قانون و اخلاق عمل می کنند و مفاسد اخلاقی از آن جامعه رخت برمی بندد، در بخش های امنیت و سیاست نیز همه چیز برمبنای صداقت به پیش خواهد رفت و همواره اخلاق، محور رفتارها خواهد بود. قضاوت نیز از فرهنگ تأثیر می گیرد و در یک جامعه با فرهنگ علاوه بر اینکه قضات، وظیفه قانونی خود را به درستی انجام می دهند، اصولاً خصومت ها کاهش می یابد و حتی خود مردم بدون نیاز به دستگاه قضائی به رفع خصومت اقدام می کنند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، متأسفانه هیچگاه فرهنگ در اولویت نبوده و دولت ها به سایر مقولات بیشتر توجه کردند. بعضی دولت ها به دلیل درگیر بودن با جنگ و بازسازی، فرصت و امکان توجه جدی به فرهنگ را نداشتند و بعضی دیگر به ویژه در سال های اخیر، بداخلاقی را جایگزین اخلاق و فرهنگ کردند و به همین جهت، بی قانونی، مفاسد اقتصادی و تفرقه و بی اعتمادی نسبت به همدیگر در جامعه افزایش یافته است. آنچه از اینها نگران کننده تر است، سوءاستفاده معاندان از فضای پدید آمده است که در قالب های مختلف بی بندوباری، پشت پا زدن به احکام دینی و زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات جلوه گر می شود.

در بررسی عوامل پدید آمدن این وضعیت، علاوه بر اولویت قائل نشدن برای فرهنگ، ضعف سکان داران فرهنگ کشور را نیز باید عامل مهمی دانست. سوگمندانه باید اعتراف نمائیم که متولیان بخش های فرهنگی کشور عموماً از ضعیف ترین ها انتخاب شده اند. شاید دخالت داشتن گرایش های سیاسی و فقدان نگاه اولویت بخشی به فرهنگ از عوامل اصلی گماردن ضعفا بر عرصه فرهنگ باشد. فرهنگ اگر قرار باشد در اولویت قرار بگیرد، باید حداقل دو اقدام جدی صورت بگیرد؛ یکی تخصیص بودجه کافی و دیگری، که مهم تر است، گماردن متولیان قوی.

ضعف متولیان فرهنگ موجب می شود به امتیازخواهان باج و امتیاز بدهند و این اقدام را برای خود یک وجه مثبت به حساب آورند. در بخش هنر نیز متولیان ضعیف، بدون برنامه پیش می روند و هرگز به نقطه مطلوب نمی رسند. در بخش کتاب، یک روز ممیزی را لازم و ضروری می دانند، یک روز آن را رد می کنند و روز دیگر دچار بلاتکلیفی می شوند. جلب همکاران قوی چیزی است که هرگز نمی توان از متولیان ضعیف فرهنگ انتظار داشت. افراد ضعیف، در مقابل کسانی یا مجموعه هائی که می خواهند عوامل خود را به آنها تحمیل کنند منفعل می شوند و قدرت و جسارت "نه" گفتن به آنها را ندارند. اینها بخشی از عوارضی هستند که از ضعف مدیریت های فرهنگی ناشی می شوند و به فرهنگ کشور ضربه می زنند.

تعدد دستگاه هائی که خود را متولی فرهنگ می دانند نیز از مشکلات بخش فرهنگی و از عوامل رکود و گاهی عقبگرد فرهنگی است. فرهنگ در کشور ما فرماندهی واحدی ندارد و همین امر موجب دوباره کاری ها، خنثی کردن کار همدیگر و صرف بودجه های کلان بدون دستاورد قابل توجه می شود. این ضعف، بارها به مسئولان نظام یادآوری شده ولی نه تنها برطرف نگردیده بلکه همچنان شاهد افزوده شدن بر تعداد متولیان فرهنگی هستیم.

رسانه ملی، که رساترین صدا برای اشاعه فرهنگ می تواند باشد، در مواردی نقش خنثی کننده دستاوردهای فرهنگی را ایفا می کند. برخورد متولیان فرهنگی کشور با مطبوعات و سایر رسانه های نوشتاری، چه از نظر مادی و چه از نظر حمایت های معنوی نه تنها ضعیف بلکه بازدارنده است. تبعیض در پرداخت یارانه های قانونی و برخوردهای سیاسی و سلیقه ای با رسانه های مکتوب، زمینه ای برای رشد این رسانه ها باقی نگذاشته است. کوتاهی در انجام وظیفه قانونی که برخورد متولیان فرهنگی با مطبوعات بداخلاق، اتهام پراکن و قانون شکن را مقرر می دارد، یکی دیگر از عوارض ضعف مدیران فرهنگی است که موجب وارد شدن لطمات شدیدی به فرهنگ کشور شده است.

راه حل این مشکلات و آنچه موجب تقویت فرهنگ خواهد شد، عبارتند از تجمیع مراکز متعدد فرهنگی، ایجاد وحدت رویه در برخوردهای فرهنگی، بالا رفتن حساسیت مسئولین نظام نسبت به فرهنگ، اولویت بخشیدن به مقوله فرهنگ به عنوان اصل و پایه سایر مقولات و سپردن بخش فرهنگی به افراد قوی، مستقل و شجاع. اما آیا گوش شنوائی وجود دارد که این مرثیه را بشنود و آیا اراده قاطعی وجود دارد که درصدد نجات دادن فرهنگ از مظلومیت و انزوا باشد؟

برای ارتباط با ما جهت امور قرانی با این شماره تماس حاصل فرمایید:09131266381
سید وحید حسینی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد