فرهنگ
اگر شما فرهنگ را هدایت نکنید فرهنگ شما را هدایت می کند 
قالب وبلاگ
جستجوی مطالب وبلاگ
نظر سنجی
قرائت کدامیک از قاریان زیر را بیشتر میپسندید(امکان انتخاب بیش از یک گزینه وجود دارد)











وقتی امام زمان‏(عج) ظهور كند هواهاى نفسانى را به هدایت و رستگارى برمى ‏گرداند در آن روزگارى كه مردم هدایت الهى را به متابعت هواهاى نفسانى درآورده باشند. آرا و اندیشه ‏هاى مردم را تابع قرآن مى ‏كند در آن روزگارى كه آن‏ها قرآن را تابع آرا و اندیشه‏ هاى خود كرده ‏اند او به شما نشان خواهد داد كه عدالت در كشوردارى چگونه است؟خطبه یکصد نهج‌البلاغه درباره پیامبر(ص)و اهل بیت(ع) او مى‏ باشد. امام علی(ع) در این خطبه می‌فرمایند: ستایش مخصوص خداوندى است كه فضل خویش را در مخلوقات منتشر ساخته و دست جود و سخایش را به سوى آنان گشوده، او را در تمام كارهایش مى‏ ستاییم و براى‏ مراعات حقوقش از او یارى مى‏ طلبیم. گواهى مى‏ دهیم جز او معبودى نیست و محمد(ص) بنده و فرستاده اوست. او را براى اجراى اوامر و بیان و فرمان و ذات و صفاتش فرستاد. او با امانت رسالت‏ خویش را انجام داد و با راستى و درستى به راه خود رفت و پرچم‏ حق را در میان ما به یادگار گذارد. پرچمى كه هر كس از آن پیشى گیرد از دین خارج شود و آن كس كه از آن عقب بماند هلاك گردد و هر كس كه از آن جدا نشود به او رسد. راهنماى این پرچم با تانى سخن مى‏ گوید و دیر به پاى مى‏ خیزد، اما به هنگامى كه به پا خاست‏ به سرعت پیش مى‏‌رود و هر گاه شما تحت فرمان او درآمدید و رهبرى او بر شما مسلم شد، متأسفانه دوران او سپرى شده و مرگ‏ او فرا مى‏ رسد و بعد از او باید مدتى در انتظار باشید تا اینكه خداوند شخصى را برانگیزد كه شما را جمع‏ كند و پراكندگى شما را به هم پیوند بخشد. به چیزى كه نیامده دل نبندید و از آنكه گذشته‏ است مأیوس و نگران نباشید؛ چه اینكه آن كس كه پشت كرده ممكن است‏ یكى از پاهایش‏ بلغزد و دیگرى برقرار ماند، سپس هر دو با هم به جاى خود برگردند و برقرار مانند.[2] آگاه باشید آل محمد(ص) همانند ستارگان آسمانند كه هرگاه یكى از آنها غروب كند ستاره دیگرى طلوع مى ‏كند. گویا مى‏ بینیم در پرتو خاندان پیامبر(ص) نعمتهاى خدا بر شما تمام شده و شما به آنچه آرزو دارید رسیده‏ اید.امام علی(ع) می‌فرمایند: بار خدایا! همواره باید در روى زمین تو حجتى براى بندگانت داشته باشى تا خلق را به دینت راهنمایى كند و علم تو را به آنها بیاموزد تا حجّت تو تباه نشود و پیروان اولیای تو بعد از آنكه آن‏ها را هدایت كرده ‏اى دوباره گمراه نگردند. [حجت تو] یا ظاهر و آشكار خواهد بود كه اطاعت او را نمى ‏كنند و یا از دیده ‏ها نهان خواهد بود كه مردم در انتظار او به سر مى ‏برند. اگر شخص و جسم او در حال هدایت مردم از آنان غائب باشد علم و آدابش در قلب‏هاى عاشقان حق پایدار است و آن‏ها به آن علم و آداب پایبند هستند و به آن عمل مى ‏كنند.بارخدایا آرى! زمین از امامى كه قیام بر حق كند خالى نخواهد ماند. او یا آشكار و شناخته شده است یا ترسان و پنهان است تا حجت‏ها و دلیل‏هاى روشن خدا (یعنى اصول و احكام دین و تعالیم انبیا) از بین نرود. اما اینكه ایشان چند نفرند و كجایند؟ به خدا سوگند از نظر تعداد آن‏ها بسیار كم هستند ولى از جهت منزلت و بلندمرتبگى در نزد خداوند بسیار بزرگوارند. خداوند به وسیله ایشان حجت‏ها و دلیل‏هاى روشن خود را حفظ مى‏ كند... آنان خلفا و نمایندگان خدا در روى زمین هستند و مردم را به سوى دین و احكام و مقررات او دعوت مى‏ كنند.در لابه لاى سخنان على بن ابیطالب‏ (ع) روایات زیادى در زمینه معرفى نسب امام زمان‏(عج) به چشم مى‏ خورد كه به یك بیان مجموعه این قبیل از روایات به سه دسته تقسیم مى‏ شوند. در بخشى از آنها او را فرزند خودشان معرفى مى‏ كنند، در قسمتى دیگر آن حضرت را از فرزندان حضرت فاطمه‏(س) و بالاخره در دسته‏ اى از روایات حضرت مهدى‏(عج) را از اولاد امام حسین‏(ع) معرفى كرده‏ اند.امام محمد باقر(ع) مى‏ فرمایند: امیرالمؤمنین على بن ابیطالب‏(ع) وقتى كه از جنگ نهروان به كوفه برگشتند براى مردم خطبه‏ اى خواندند... در آن خطبه نخست خدا را سپاس گفتند و درود به روان پیامبر (ص) فرستادند و نعمت‏هایى را كه خداوند به رسولش و بر خود آن حضرت عنایت كرده است یكى یكى شمردند سپس در ادامه فرمودند: از جمله نعمت‏هاى خداوند بر من آن است كه مهدى این امت از فرزندان من است. زربن حبیش شنید كه على بن ابیطالب‏(ع) مى‏ فرمود: مهدى مردى از ما اهل بیت و از فرزندان حضرت فاطمه زهرا(س) است. ... حضرت امام رضا(ع) از پدر بزرگوارش موسى بن جعفر(ع) و او نیز از پدرش... او از امام حسین‏(ع) و آن حضرت از امیرالمؤمنین على بن ابیطالب‏(ع) روایت كرده است كه آن حضرت خطاب به امام حسین‏(ع) فرمودند: نهمین فرزند تو اى حسین! قائم بر حق مهدى (‏عج) است...به اعتقاد شیعه، امام زمان‏(عج) از طریق تشكیل حكومت جهانى بر اساس تعالیم عالیه اسلام تمام نارسایى ‏ها را از سرتاسر عالم برطرف خواهد كرد و عدل و داد را در روى زمین مستقر خواهد ساخت. در سخنان پیامبر اكرم(ص) و هر یك از ائمه اطهار(ع) درباره ویژگى‏ هاى حكومت حضرت مهدى‏(عج) و كارهایى كه در آن دوره انجام خواهد یافت مطالب زیادى به چشم مى‏ خورد كه مجموعه آنها تصویر بسیار روشنى از یك حكومت اسلامى كامل را نشان مى‏ دهند.به عنوان نمونه به بعضى از روایاتى كه در این زمینه از امیرالمؤمنین(ع) نقل شده است اشاره مى ‏گردد: عبدالله بن مروان روایت كرده است كه على‏ بن ابیطالب‏(ع) فرمودند: حضرت مهدى‏(عج) سی یا چهل سال زمام امور مردم را در دست خواهند داشت. [امام زمان‏(عج) وقتى كه ظهور كند] هواهاى نفسانى را به هدایت و رستگارى برمى ‏گرداند در آن روزگارى كه مردم هدایت الهى را به متابعت هواهاى نفسانى درآورده باشند. آرا و اندیشه ‏هاى مردم را تابع قرآن مى ‏كند در آن روزگارى كه آن‏ها قرآن را تابع آرا و اندیشه‏ هاى خود كرده ‏اند... او به شما نشان خواهد داد كه عدالت در كشوردارى چگونه است. همچنین او تعالیم فراموش شده قرآن و سنت را زنده خواهد ساخت.امیرالمؤمنین‏(ع) فرمودند: ...حضرت مهدى‏(عج) برده مسلمان را نخواهد واگذاشت مگر اینكه آن‌را خریده و آزاد خواهد ساخت و بدهكارى نخواهد ماند مگر آنكه بدهى او را پرداخت خواهد نمود. مظلمه و حقى به گردن و ذمه هر كس كه باشد آن را به صاحب حق بازخواهد گرداند. كسى كشته نمى‏ شود مگر اینكه دیه آن‌را خواهد پرداخت. هیچ كسى كشته نخواهد شد مگر اینكه بدهى‏ هاى او را آن حضرت پرداخت خواهد نمود و خانواده‏ اش را همانند سایر افراد جامعه اداره خواهد كرد تا زمین را از عدل و داد پر كند به همان صورتى كه پیش از آن از ظلم و بیداد پر شده باشد.توضیح‏ها:[1]ابن ابى الحدید مى‏ نویسد: این خطبه را امام(ع) در جمعه سوم خلافت‏ خود ایراد فرموده و در آن‏ از حالات خویش به مطالبى اشاره كرده است. (شرح ابن ابى الحدید، ج‏7، ص‏ 3).[2]و بعضى دیگر از شارحان نهج البلاغه احتمال داده‏ اند كه منظور از این جمله اشاره به حكومت‏ حضرت مهدى(عج) است. زیرا این جمله مى‏ گوید: به رؤساى كنونى دل نبندید زیرا آنها قادر به اصلاح كار شما نیستند، اصلاح كار شما به دست كسى خواهد بود كه در آینده ظهور خواهد كرد، كسى كه در میان مردم ناشناس مانده است. بنابراین جمله‏ «فلا تطمعوا فى غیر مقبل‏» مفهومش این است: كه در حكومت غیر كسى كه اصلاح كلى به دست او مى‏ شود و هنوز نیامده‏ دل نبندید و معنى جمله‏ «و لا تیاسوا من مدبر» این مى‏ شود كه از وضع گذشته نیز مأیوس نشوید و به آینده امیدوار باشید. (جلد7‌، صفحه‏ 93 و 94).


طبقه بندی: مذهبی، اخلاق،
[ پنجشنبه 4 اردیبهشت 1393 ] [ 06:49 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]

دوربین‌ها در زندگی من و شما نصب شده است چه بخواهیم و چه نخواهیم. هرکس باور کند که این دوربین‌ها در زندگی او است و درحال فیلمبرداری است، گناه نخواهد کرد. دوربین‌های دنیایی روی افراد تنظیم شده است و از زوایای مختلف مراقب است که یک حرکت غلط و نامناسب انجام ندهیم. البته اینها فقط از صورت ما عکس و فیلم می‌گیرد. حتی اگر برق قطع شود اینها نیز قطع می‌شوند. یعنی در این صورت ارتباط ما قطع خواهد شد. ولی دوربین‌هایی که خدا گذاشته است نه باطری آن تمام می‌شود، نه برق آنها قطع می‌شود و نه فقط ظاهر را می‌گیرد. این هشت دوربین و هشت آیه را هر روز جلوی خود بگذاریم، هر روز به آنها نگاه کنیم. چرا این که این هشت دوربین مداربسته هر روز به دنبال ما است. البته توجه داشته باشید که این دوربین‌ها آبروی انسان را نمی‌برد. این دوربین‌ها مچ گیرنده نیستند. اینها همه دوربین خدا است. این دوربین‌ها تخلف را به در خانه انسان نمی‌فرستد بلکه فقط بین انسان و خدای او است.

دوربین اول

اولین دوربین، دوربین خود خدا است. آیه چهارده سوره علق: آیا نمی‌دانند که خدا آنها را نگاه می‌کند و چه زیباست جمله امام راحل که فرمودند: عالم محضر خدا است، در محضر خدا معصیت نکنید. فردی که معتاد به گناه بود به نزد امام حسین (علیه السلام) آمد و گفت آقا من معتاد به گناه هستم. امام فرمودند: اگر می‌خواهید گناه کنید بکنید اما یک جایی بروید که خدا شما را نبیند. باید باور کنیم و بدانیم که در زندگی دوربین‌هایی گذاشته شده است. این اولین دوربین بود.

دوربین دوم

دوربین دوم، دوربین پیغمبر اکرم (صلی ا... و علیه وآله) است. آیه چهل و پنج سوره احزاب: ای پیغمبر ما تو را در امت گذاشته ایم، هم شاهد هستی و آنها را می‌بینی. هرکاری بکنند آنها را می‌بینی. و مبشراً، پیغمبر به باطن بهشت بشارت می‌دهد. و نذیرا، و انذار به جهنم می‌دهد. این هم دوربین دوم است. آیا می‌توانم مقابل پیامبر، بی حیایی بکنم، حرام خواری بکنم، گناه بکنم و فردا روزی انتظار شفاعت داشته باشم؟!!

دوربین سوم

سومین دوربین امامان معصومین علیهم السلام هستند. آیه صد و پنج سوره توبه. که در هر سه دوربین یک و دو و سه را در این آیه جمع کرده است. پیغمبر به مردم بگو هر کاری می‌خواهید بکنید،بکنید. اما اعمال شما را خدا می‌بیند، پیغمبر می‌بیند و امامان نیز می‌بینند. همیشه در انجام هر عملی فقط این نکته را مدنظر بگیریم که وقتی در حین ارتکاب عمل حضرت زهرا سلام ا... علیها و یا معصوم دیگری وارد شوند، عکس‌العمل ما چه خواهد بود؟!

دوربین چهارم

چهارمین دوربین شهدا هستند. آیه صد و پنجاه و چهار سوره بقره است: وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبیلِ ا... أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْیَاء وَلَكِن لاَّ تَشْعُرُونَ

دوربین پنجم

پنجمین دوربین ملائک مقرب خدا هستند . آیه هیجده سوره قاف. از شما حرکتی سر نمی‌زند مگر اینکه دو مأمور در حال نوشتن آن هستند. یکی مأمور نوشتن خوبی‌ها و یکی مأمور نوشتن بدی‌ها است. فقط این دو ملک یک تفاوتی با هم دارند. این یکی اگر نیت خوبی هم بکنیم یادداشت می‌کند. آن یکی نیت بدی کنیم یادداشت نمی‌کند. پس از ارتکاب گناه و عدم توبه در فرصتی که برای توبه داده اند(در بعضی روایات هفت ساعت) خواهند نوشت.

دوربین ششم

ششمین دوربین زمین است. آیه چهار سوره زلزال. روز قیامت همین زمینی که ما روی آن نشسته‌ایم می‌آید و خبرهای خود را می‌دهد. خدایا من فیلمبرداری کردم. این افراد در این مکان نماز خواندند. در این مکان اشک ریختند. این آقا و این خانم در این مکان دست یک بینوا را گرفت. این آقا وقتی در این مکان این کار را انجام می‌داد نیت قشنگی داشت. خدای ناکرده زمین شهادت می‌دهد که این آقا، این خانم و این فرد در این مکان گناه کرد. خدایا من ثبت کردم و هیچ چیزی را هم فراموش نکردم. این دوربین‌ها به اذن خدا در قیامت حرف می‌زنند.

دوربین هفتم

هفتمین دوربین زمان است. آیات اول سوره بروج. روایات صریح از وجود امیرالمومنین علی (علیه السلام) داریم که شب جمعه اعمال شما را فیلمبرداری می‌کنند. شب و روز عرفه اعمال شما را فیلم برداری می‌کنند. ایام هم موجود زنده هستند. لذا امیرالمومنین وقتی بیدار می‌شوند می‌گویند: سلام می‌کنم به تو ای روزی که نه قبلاً بوده‌ای و نه بعداً می‌آیی، تو یک موجود مستقل هستی.

دوربین هشتم

هشتمین دوربین که از همه تکان دهنده تر است، اعضاء و جوارح ما می‌باشند. آیه بیست و بیست و یک سوره فصلت. روز قیامت اینها می‌خواهند شهادت بدهند. پوست دست من علیه من شهادت می‌دهد. این دست با همین پوست بر سر یک یتیم زد. می‌گویم اگر من لذتی هم بردم، با شما اعضاء و جوارح بردم. می‌گویند ما مأمور مخفی خدا بودیم. خدا امروز به من گفته که به حرف بیایم. بنابراین اگر از باطن اعمال نمی‌ترسیم و به سراغ آن نمی‌رویم لااقل، به این دوربین‌ها توجه کنیم. دوربین‌ها ما را کنترل می‌کنند. از موقعی که در جاده‌ها دوربین گذاشته‌اند تصادفات و تخلفات واقعاً کم شده است. ماکت دوربین نیز غوغا می‌کند. این دوربین‌ها واقعی است. هشت دسته دوربین وجود دارد. این دوربین‌ها نشان می‌دهد که ای انسان‌ها شما موجود عبث نیستید. شعله آتش که زیاد می‌شود مردم از چند متری آن فاصله می‌گیرند. الان گاهی اوقات خبر می‌دهند که جنگل‌های فلان شهر سوخت، مردم از چند کیلومتری آن فرار می‌کنند. گناه آتش شعله وری است که همه ما را می‌سوزاند. این انذار پیامبر است. اگر به آن مرحله توجه نداریم لااقل از دوربین‌ها بترسیم که روز قیامت آبروی ما می‌رود. در دنیا آبروی ما را نمی‌برند اما در روز قیامت آبروی ما می‌رود. پس از این دوربین‌ها حیا کنیم.




طبقه بندی: اخلاق،
[ یکشنبه 31 فروردین 1393 ] [ 07:37 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]

زن واژه‌ای است به معنای لطافت، محبت و این واژه پرمعناتر می‌شود زمانی كه رنگ مادر بودن به خود می‌گیرد. در تمام طول تاریخ بشریت این زنان بودند كه بار سنگین زندگی را به دوش كشیدند. مساله زنان و مشکلات آنها همواره در محافل اجتماعی و در میان مدافعان حقوق زن و حقوق بشر مطرح بوده است و امروز با پررنگ‌تر شدن حضور زنان در عرصه‌های اجتماعی این بحث‌ها رنگ و سیاق بهتری به خود گرفته است. در واقع با افزایش سطح سواد و آگاهی در میان زنان، آنها به این خودباوری رسیده‌اند و برای احقاق حق خود دست به تلاش‌های فراوان زده‌اند. در كشور ما نیز هرچند پیشرفت‌های زیادی حاصل شد اما همچنان موانعی بر سر راه قرار دارد و برای كنار زدن آن نیاز به كار فراوان است كه البته برخی از این موانع از لحاظ نظری و فكری است كه تلاشی دو صد چندان را می‌طلبد. آنچه در حال حاضر مطرح است شناسایی این موانع و شناخت راه مواجهه با آن است. با فرارسیدن فرخنده روز میلاد یگانه دخت پیامبر (ص) و نام گرفتن این روز به نام روز مادر و روز زن در برابر تمام مادران و زنان این مرزوبوم سر تعظیم فرود می‌آوریم و در راستای پرداختن به مشكلات آنها به خدمت بانویی از بانوان این سرزمین كه همواره برای ارتقای سطح و بهبود وضعیت زنان كشورش مرزبندی‌ها را پشت سر گذاشته و در این راه تلاش فراوان كرده است رفتیم تا بتوانیم راهی برای پیشرفت و موفقیت و حضور بیشتر آنها در جامعه فراهم شود. گفت‌وگوی ما با دكتر زهرا شجاعی، استاد دانشگاه و فعال حوزه زنان با این سوال آغاز شد:

امروز بحث زنان و حضور آنان در عرصه‌های مختلف یكی از مباحث روز دنیاست و همه فعالین سیاسی و اجتماعی در تمام دنیا به‌ویژه فعالین حوزه زنان این مساله را مد نظر قرار دارند حال نظر شما به عنوان یك فعال در این عرصه درباره حضور زنان در عرصه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی و... چیست و این حضور را چگونه ارزیابی می‌كنید؟

با توجه به اینكه در آستانه هفته زن قرار داریم لازم می‌دانم این روزهای مبارك را كه به نام نامی حضرت زهرا (س) نامگذاری شده و روز مادر و روز زن نام گرفته است به تمام مادران و زنان و حتی مردان كه فرزندان مادران ایران زمین هستند تبریك بگویم و امیدوارم شاهد موفقیت‌های روزافزون زنان و همچنین رفع مشكلات آنها در جامعه باشیم. من می‌خواهم سوال شما را ابتدا اینگونه پاسخ بدهم كه به واقع چه لزومی دارد كه بحث زنان را از بحث مردان جدا كنیم و درباره حضور زنان و مشكلات زنان و... صحبت كنیم و آیا این كار ضرورت دارد یا خیر؟ چراكه برخی بر این اعتقاد هستند كه خود طرح این موضوع نوعی تبعیض است و اگر این تفكیك و جداسازی صورت نگیرد با عدالت همگون‌تر و همسو‌تر است. واقعیت این است كه خداوند هم در ابتدای خلقت، انسان‌ها را از یك جنس نیافرید بلكه از دوجنس زن و مرد خلق كرد بنابراین تنوعی كه در خود عالم انسانیت و در خلقت انسان‌ها وجود دارد كه علاوه بر رنگ، نژاد و... شامل جنس هم می‌شود و البته از هنرنمایی‌های خالق یكتا هست و حكمت و مصلحتی هم در این كار بوده، ضرورت توجه به این تفاوت‌ها را به عنوان یكی از آیات الهی برای ما اجتناب ناپذیر می‌كند. بنابراین هیچ اشكالی ندارد كه درباره این تفاوت‌ها و اختلاف‌ها با هم صحبت كنیم. حال این بحث مطرح می‌شود كه از چه زاویه‌ای به این مساله نگاه شود. یك بحث این است كه این تفاوت را كه فی‌نفسه وجود دارد به رسمیت بشناسیم (البته من تاكید می‌كنم روی لفظ تفاوت و نه تبعیض) و ازمنظر این تفاوت‌ها مساله را مورد بحث قرار دهیم. بخش دیگر این است كه ما تفاوت را با تبعیض تعبیر كنیم و بعد تبعیض را به رسمیت بشناسیم كه نگاه درستی نیست. من می‌خواهم حرفم را مستند كنم به متون دینی و بگویم وقتی ما به قرآن مراجعه می‌كنیم بخش زیادی از سوره‌های قرآن بحث‌های كلی دارد و راجع به انسان است و خطاب آن هم خطاب به كل است اما برخی قسمت‌ها هم هست كه خطاب خاص دارد یعنی مشخص می‌شود این تفاوت در قرآن به رسمیت شناخته شده درواقع ما مشاهده می‌كنیم احكام خاص، حقوق خاص، تكالیف خاص و... برای زنان وضع می‌شود. بنابراین درست این است كه ما بیاییم و به صورت جداگانه بحث مربوط به زنان را مورد بررسی قرار دهیم. با این مقدمه باز می‌گردیم به سوال شما و اینكه، واقعیت مساله این است كه حضور اجتماعی زنان در طول تاریخ نه تنها در كشور ما بلكه در كل جوامع دنیا یك مساله عادی و طبیعی نبوده است كه در یك شرایط اعتدال به پیش برود بنابراین همواره بین حوزه اجتماعی زنان و مردان یك گپ و یك فاصله‌ای وجود داشته است و اگر می‌خواستیم بر اساس هر شاخصی آن را اندازه بگیریم بین شاخص مربوط به زنان و مردان، بر اساس جنسیت این فاصله همواره به چشم می‌خورده است برای مثال اگر شاخص مربوط به نرخ مشاركت مطرح بوده میان زنان و مردان فاصله وجود داشته حال مشاركت سیاسی می‌خواهد باشد یا مشاركت اجتماعی و... در حوزه تولید و درآمد زایی هم وضع به همین منوال بوده و فاصله كماكان وجود داشته، یعنی به‌طور كلی جامعه‌ای كه فاصله میان شاخص توسعه انسانی بر حسب جنسیت در آن نباشد در گذشته وجود نداشته و در حال حاضر نیز تعداد كمی از كشورها وجود دارند كه این فاصله را توانسته‌اند از بین ببرند مانند كشورهای حوزه اسكاندیناوی كه یك مقداری فاصله میان این دو كم است و مادامی هم كه این فاصله وجود دارد ما نیاز به بحث و بررسی و تشكل و روز زن و... داریم تا بتوانیم این گپ را پر كنیم. در كشور ما نیز بحث نقش و حضور زنان از سال‌های بعد از انقلاب خیلی جدی‌تر شد و بهتر است بگویم در بحبوحه انقلاب این نقش پر رنگ‌تر می‌شود به عبارت دیگر وقتی ما به قبل از انقلاب برمی‌گردیم نقش زن سنتی را خیلی برجسته می‌بینیم یعنی نقش زنان ما یا محدود در خانه و مربوط به تربیت فرزند است و در حوزه‌های سیاسی و فرهنگی و اجتماعی خیلی فعال نیستند گرچه در دوران پهلوی تلاش می‌شد یك مدلی از زن بودن تحت عنوان زن متجدد را معرفی كنند و برای آن تبلیغ می‌كردند، به این صورت كه از دوران پهلوی اول و كشف حجاب شروع شد تا پهلوی دوم و بحث انقلاب سفید تا اعطای حقوق سیاسی به زنان و تشكیل حزب رستاخیز و... ادامه پیدا كرد اما چون با بدنه فرهنگی جامعه تناسب نداشت جامعه خیلی نسبت به این سیاست‌ها تمایل نشان نداد و حتی در برخی موارد در مقابل آن ایستادگی كردند و درواقع منجر به واكنش از سوی مردم شد. اما در اواخر دوره پهلوی و سال‌های قبل از انقلاب با ظهور و بروز نسل جدیدی از زنان تحصیلكرده متدین و ورود این نسل به آموزش عالی و ورود آنها به دانشگاه‌ها كم‌كم موضوع نقش اجتماعی و فعالیت‌های سیاسی زنان شكل جدیدی به خود گرفت و به مرور این نقش بیشتر شد تا به انقلاب رسید و در پیروزی انقلاب هم هیچكس نمی‌تواند نقش زنان را منكر شود و خب نقش امام(ره) هم برای اینكه زنان بتوانند در این عرصه فعالیت كنند هم مهم بود. رهنمود‌های امام چون بر اساس دین و سیره ائمه بود نه تنها هیچ مقاومتی را برنینگیخت بلكه جامعه با آن همراه شد به صورتی كه به جرات می‌توان حضور زنان را به عنوان یكی از مهم‌ترین دلایل پیروزی انقلاب نام برد.

شما در صحبت‌های خود به نقش زنان در قبل و بعد از انقلاب اشاره كردید كه به نوعی فرمودید نقش زنان و حضور آنان در بعد از انقلاب بیشتر و بهتر شده است اما در حال حاضر مخصوصا میان برخی از نسل سوم انقلاب نگاهی وجود دارد مبنی بر اینكه در دوره قبل از انقلاب زمینه پیشرفت برای زنان بیشتر فراهم بود. نظر شما در این مورد چیست؟

یكی از آسیب‌های اجتماعی فكری بر اساس تحلیل جامعه شناختی كه در جامعه ما وجود دارد این است كه اعتراض كردن، منفی نگری نسبت به هر پدیده‌ای، ارزش شده است. یعنی به عبارتی منفی صحبت كردن درباره مسائل كشور تبدیل به یك پرستیژ و اعتبار شده و این بسیار بد است و آثار مخربی دارد. برای مثال اگر از سیاست‌های دولت یا نظام كسی دفاع كرد به سرعت در برابر آن واكنش نشان داده می‌شود. حال درباره بحث زنان نیز به ویژه در میان نسل سوم انقلاب باید اول این نگاه را اصلاح كنیم تا بتوان یك تحلیل علمی و عمیق را ارائه داد. چراكه ما به‌طور كلی نمی‌توانیم بگوییم كه وضع ما در همه‌چیز بعد از انقلاب بهتر شده یا بدتر شده بلكه باید در یك تحلیل علمی تمام مسائل را به صورت جزء به جزء بررسی كنیم برای مثال به لحاظ سلامت، درآمد، مشاركت سیاسی نخبگان و مشاركت سیاسی توده، به لحاظ سطح سواد و... را بر اساس شاخص وعدد و رقم مورد بررسی قرار دهیم ویك مقایسه دقیق ارائه بدهیم برای مثال بگوییم قبل از انقلاب از هر 4 زن یك نفر سواد داشت یعنی 25 درصد از زنان با سواد بودند و در حال حاضر 81 درصد از زنان باسواد هستند خب اینجا مشخص می‌شود سطح سواد در میان زنان بعد از انقلاب بهتر بوده است یا از طرف دیگر به لحاظ مشاركت سیاسی در آخرین دوره مجلس ملی ما 20 نماینده زن داشتیم اما امروز در مجلس شورای اسلامی 9 زن نماینده داریم باز بر این اساس می‌فهمیم مشاركت سیاسی نخبگان به لحاظ حضور زنان در مجلس قبل از انقلاب بهتر بوده است و به همین صورت باید بررسی را انجام داد بنابراین در پاسخ به سوال شما باید به ویژه به نسل سوم گفت از آن فضای منفی نگری فاصله بگیرند تا بتوانند شناخت بهتری از جامعه و پیرامون خود به دست آورند. هر چند انقلاب چون یك طغیان بود و یك اعتراض بود گویا این روحیه مخالفت كردن و در اصطلاح مخالف‌نوازی در میان ما نهادینه شده است كه به نظر من بد نیست، جریان روشنفكری ما به این مساله بپردازد و جامعه را از این فضای منفی‌نگری دور كند مضافا بر اینكه خود این ویژگی آسیب بزرگی به وجود می‌آورد و آن هم زیر سوال بردن و نابود كردن سرمایه اجتماعی است به عبارت دیگر اعتماد، در كشور یك سرمایه اجتماعی است و از بین رفتن اعتماد بین مردم نسبت به یكدیگر یا عدم اعتماد میان مردم و دولت و... از بین رفتن سرمایه اجتماعی محسوب می‌شود باید این مساله را مورد توجه قرار داد و آن این است كه روش منفی نگری و منفی نوازی دائمی باعث خدشه‌دار شدن اعتماد در كشور می‌شود. با این تفسیر اگر ما از این نگاه فاصله بگیریم به واقع در می‌یابیم كه بعد از پیروزی انقلاب ما شاهد موفقیت زنان و پیشرفت آنان در بیشتر حوزه‌ها هستیم مانند سن امید به زندگی یا افزایش سواد وهمچنین افزایش ورود آنها به دانشگاه‌ها و بسیاری مسائل دیگر كه پیشرفت زنان در آن به وضوح به چشم می‌خورد اما در برخی زمینه‌ها می‌بینیم پیشرفت موردنظر حاصل نشده است مانند بحث اشتغال زنان كه وضعیت اشتغال زنان در حال حاضر خیلی مطلوب نیست البته باید به این مساله توجه شود كه جمعیت زنان امروز نسبت به سال پیروزی انقلاب دوبرابر شده است و نمی‌توان تعداد را در نظر گرفت بلكه باید درصد را مدنظر قرار داد برای مثال درباره نرخ اشتغال باید درصد زنان شاغل را مورد توجه قرار داد چرا كه به لحاظ كمی تعداد زنان شاغل امروز خیلی بیشتر از تعداد زنان شاغل در قبل از انقلاب است اما اگر به نسبت فعالین اقتصادی سنجیده شود بیكاری در زنان امروز بیشتر است البته بحثی نیز در این رابطه وجود دارد مبنی بر اینكه در كشور ما زنان خانه‌دار جزو فعالین اقتصادی محسوب نمی‌شوند در صورتی كه ارزش افزوده‌ای كه زنان خانه‌دار ایجاد می‌كنند در اقتصاد ناخالص خانواده بسیار است تا حدی كه محققی در این رابطه می‌گفت ارزش افزوده فعالیت زنان خانه‌دار با درآمد نفت برابری می‌كند. اگر بخواهیم درباره برخی ناهنجاری‌های اجتماعی نیز صحبت كنیم یك سری تحقیقات محرمانه انجام شده است كه بر اساس آن برای مثال مشاهده می‌كنیم متاسفانه از بعد از انقلاب درصد زنان زندانی افزایش یافته است یا سن اعتیاد و بزهكاری زنان و دختران كاهش پیدا كرده است این واقعیت‌ تلخی است كه باید به آن پرداخته شود. بنابراین مساله زنان و مقایسه آن با دوران قبل از انقلاب بحثی است كه باید به صورت تفكیكی با آن برخورد شود كه بتوان شناخت دقیقی به دست آورد كه در چه حوزه‌هایی پیشرفت داشته‌ایم و در چه حوزه‌هایی از دوران قبل از انقلاب خود عقب‌تر هستیم.

شما در صحبت‌های خود به بحث منفی نگری اشاره كردید و فرمودید این منفی نگری تبدیل به نوعی ارزش شده است اما سوالی كه در اینجا مطرح می‌شود این است كه آیا این عملكرد ما نیست كه این منفی نگری‌ها به وجود آورده یا حداقل به آن دامن می‌زند به‌ویژه در عرصه فعالیت زنان؟ منظور من از «ما» سیستم نظام و نوع رفتاری است كه نظام جمهوری اسلامی و دولت با زنان دارد برای مثال موانعی كه بر سر راه فعالیت بانوان قرار می‌گیرد چه در حوزه ورزش و چه در حوزه‌های سیاسی و اجتماعی.

البته من این بحث را مطرح كردم اما منظورم این نیست كه در این عرصه هیچ مشكلی وجود ندارد یا موانعی نیست نه هرگز من چنین منظوری ندارم بلكه ما تا رسیدن به آن نقطه مطلوب كه قانون اساسی در نظر دارد و رسیدن به آن جامعه آرمانی كه به خاطر آن انقلاب كردیم هنوز فاصله داریم به هر حال ما همچنان با موانع ذهنی، فرهنگی، اجتماعی و تفكر مرد سالارانه و تعارضات و تناقضاتی كه در ارتباط با موضوع زن در میان مراجع فكری و فرهنگی كشور ما وجود دارد، و همچنین نداشتن سیاست‌های مشخص و... دست و پنجه نرم می‌كنیم و اگر بخواهیم نقدی بر آن بنویسیم و بگوییم حرف برای گفتن بسیار زیاد است اما من فقط می‌خواستم شما و خوانندگان این مطلب را به این قسمت توجه بدهم كه اگر ما بخواهیم مقایسه‌ای انجام دهیم، اینكه در یك كلمه بگوییم وضع بهتر شده است یا بدتر این بحث غلط و غیرعلمی و غیرمنطقی است یعنی باید بگوییم در این حوزه‌ها براساس چنین شاخص‌هایی وضع بهتر شده است و در فلان حوزه و براساس فلان شاخص وضع بدتر شده است و كلی‌گویی كردن صحبتی غیر علمی است. اما درباره این موانع باید اذعان كنم رویكرد جمهوری اسلامی ایران نسبت به وضعیت زنان البته به جز قانون اساسی و فرمایشات امام (ره) كه كلی است، فاقد یك سند ملی مشخص است كه بتوانیم براساس آن بگوییم نظام جمهوری اسلامی در تلاش است كه در آخر موقعیت و وضعیت زنان را به این نقطه برساند و در حال حاضر با تلاش‌هایی كه صورت گرفته این قطار در فلان ایستگاه قرار دارد. شاید شما و خوانندگان این مصاحبه این سوال برایتان پیش بیاید كه پس منشور حقوق و مسئولیت‌های زن چیست كه شورای فرهنگی اجتماعی زنان تصویب كرده است؟ لازم است بگویم این منشور هم داستان مخصوص به خود را دارد اول اینكه این منشور 16 سال به طول انجامید و جالب است بگویم پیشنهاد‌كننده این منشور من بودم چراكه من از اعضای اولیه شورای اجتماعی فرهنگی زنان در سال 67 بودم كه به عنوان نماینده آموزش و پرورش در همان ابتدای تاسیس به عضویت این شورا درآمدم و همین حرفی كه اكنون می‌گویم آن روز‌ها هم می‌گفتم یعنی من در آن سال‌ها هم بیان كردم بر اساس چه مانیفستی می‌خواهید برای زنان كار كنید؟ درست است قانون اساسی و فرمایشات امام راحل بود اما اینها كافی نبود و ما نیاز به یك منشور داشتیم كه به عنوان یك قانون بالا دستی تصویب شود و تحت تاثیر تغییر دولت‌ها قرار نگیرد كه برای مثال دولتی بیاید و دوركاری و مرخصی‌های 9 ماهه به خانم‌ها بدهد و دولتی مشاركت خانم‌ها را در دستور كار خود قرار دهد و به عبارت دیگر وضعیت زنان تابع سلایق دیگران نشود. خب همه از این طرح استقبال كردند اما این منشور در جریان تدوین از مسیر و هدف خود دور شد و 16 سال به طول انجامید كه خب در طول این 16 سال جامعه خیلی تغییر كرد. آنچه مهم است این است كه خانم‌ها و آقایان خیلی برای این منشور تلاش كردند اما در واقع این منشور یك فهرستی است از حقوق و فعالیت‌های زن در حوزه مسئولیت‌ها و تكالیف اجتماعی و نمی‌توان آن را یك مانیفست یا یك منشور دانست بنابراین همچنان جای یك منشور درحوزه زنان در میان قوانین جامعه ما خالی است. بله من صحبت شما را قبول دارم دولت در وضعیت زنان دخیل بوده است برای مثال اگر نگاه كنیم می‌بینیم هر دولتی آمده به قول معروف طرحی نو در انداخته و همه خواستند از صفر شروع كنند و اقدامات پیشینیان را نادیده گرفتند كه در این میان تاخیر 10 ساله هم باید به آن اضافه كرد به این صورت كه سال 57 انقلاب به پیروزی رسید و سال 67 شورای فرهنگی، اجتماعی زنان به عنوان نخستین نهاد برنامه‌ریز و قانونگذار در عرصه زنان تاسیس شد بنابراین به‌طور معمول زنان 10 سال از سیستم برنامه‌ریزی كشور عقب هستند و بعد از آن تشكیل نهادهای متعدد و موازی، خود دلیلی بر ایجاد موانع است برای مثال یك شورای فرهنگی اجتماعی زنان داریم یك مركز امور زنان و خانواده داریم و... كه هركدام در زمان‌های متفاوت به وجود آمدند و البته براساس یك نگرش جامع سیستماتیک نبوده یعنی اینگونه نبوده است كه مثلا بگوید ما در راستای ارتقا و ایجاد فضا برای فعالیت زنان نیازمند یك بخش قانونگذار، نظارت و... هستیم پس زمینه را برای ایجاد چنین موقعیتی فراهم كنیم و دست به ایجاد چنین سازمان‌ها و تشكیلاتی بزنند. چون بدین‌ترتیب نبود یكی یكی سازمان‌ها بدون هیچ برنامه‌ای ایجاد شد، برای مثال اول شورای فرهنگی اجتماعی ایجاد شد بعد كمیسیون امور بانوان وزارت كشور تشكیل شد بعد از آن فراكسیون زنان مجلس به وجود آمد و همینطور تا الی آخر و جالب این است كه هیچ كدام قانون تاسیس ندارند اما در همان آیین نامه یا بیانیه ماموریتشان نیز رابطه‌شان با دیگر سازمان‌ها تعریف نشده است. بنابراین اگر بخواهیم دقیق به این موانع و مسائل بپردازیم حرف برای گفتن بسیار است و خود جلسه‌ای جدا می‌طلبد.

من با اجازه شما كمی سوالم را خصوصی‌تر می‌كنم و می‌خواهم از شما بپرسم در حال حاضر كه شما به عنوان یك بانویی در عرصه‌های سیاسی، اجتماعی و حتی فرهنگی در جامعه مطرح هستید و از آنجایی كه الگویی برای یك زن ایرانی هستید چگونه توانستید نقش همسر بودن و مادر بودن و از همه مهم‌تر فرزند بودن را در كنار دیگر نقش‌های سیاسی اجتماعی خود به پیش ببرید و از عهده هر دو كار برآیید؟

سوال خوبی پرسیدید و این سوال می‌تواند به قول شما برای نسل سومی‌ها مفید باشد. دوره ما یك دوره خاصی بود یعنی ما به عنوان نسل اول انقلاب تعریفمان از زندگی خانوادگی با تعریفی كه در حال حاضر جوان‌ها و نسل سومی‌ها دارند متفاوت بود یعنی من لازم است به شما بگویم كه احساس می‌كنم هنوز زندگی خودم را شروع نكرده‌ام و هنوز دارم كار می‌كنم. درواقع دنبال رفاه و زندگی مرفه و آسایش بودن هنوز در ما به وجود نیامده و شاید این برمی‌گردد به همان روحیه انقلابی و زندگی كه قبل از انقلاب داشتیم. آنچه در ابتدای انقلاب مطرح و مهم بود، ساده زیستی و داشتن هدف‌ها و آرمان‌های بلند و بزرگ بود كه در میان نسل جوان آن دوره به وفور یافت می‌شد و ازدواج‌ها و زندگی‌ها نیز ساده بود. درواقع جوان‌های آن زمان خیلی خود را درگیر زندگی و به تعبیر قرآن حیات دنیا نمی‌كردند برای همین وقت زیادی داشتند برای مثال ما هیچگاه نبود كه كتاب دستمان نباشد و جالب است بگویم همسر من در شبانه‌روز یك كتاب را مطالعه می‌كرد این بود كه زندگی ما با كتاب عجین بود. نكته دیگری كه وجود دارد این است كه رویكرد و نگاه ما به زندگی كه رویكردی متفاوت از معمول جامعه امروزاست این بود كه زندگی این دنیا را خیلی جدی نگرفتیم و تمام هم و غم را بر زندگی این دنیا نگذاشتیم و نكته دیگری كه شاید بسیار حائز اهمیت است و لازم می‌دانم به آن اشاره كنم مساله مشاركت و همكاری است، كه این مساله میان من و همسرم بسیار وجود داشت البته ما از همكاری و مشاركت و كمك‌های خانواده هایمان به ویژه مادرم نیز برخوردار بودیم. من با اینكه مایل نیستم خیلی مسائل را بیان كنم چرا كه می‌ترسم حمل بر خودستایی شود اما این را می‌گویم كه هیچ دوره‌ای نبوده است كه از سه مسئولیت كمتر داشته باشم برای مثال زمانی من هم دانشجو بودم هم كار می‌كردم و هم مسئولیت خانواده داشتم یا بعد از آن هم كار می‌كردم هم مادر بودم و هم مسئولیت خانواده داشتم یا بعد از اینكه بچه من كمی بزرگ‌تر شد، هم كار می‌كردم، هم مسئولیت سیاسی اجتماعی داشتم و هم مسئولیت خانوادگی و هم نقش مادر بودن را ایفا می‌كردم و جالب است بگویم من سال دوم دانشگاه بودم كه ازدواج كردم و در تمام دوران تحصیلم تا آخرین مدرك (دكترا) مسئولیت خانواده را به عهده داشتم و حتی دوره‌ای بود كه ما به قم مهاجرت كردیم و من دارای دو فرزند بودم و همزمان نیز در دانشگاه تهران مشغول به تحصیل بودم و كار نیز می‌كردم، شرایط بسیار سختی بود، البته اكنون كه بازگو می‌كنم بسیار برایم شیرین است اما این را می‌خواهم بگویم كه زندگی برای ما به گونه‌ای نبود كه همیشه همه‌چیز عالی و خوب بوده باشد و لازم است این را به شما بگویم كه در تمام طول زندگی، ما در خانه اجاره‌ای زندگی كردیم و اكنون كه شما اینجا هستید (اشاره به محل مصاحبه و منزل مسكونی) دومین خانه‌ای هست كه ما مالك آنیم و من شاید نزدیك به 12 بار اسباب‌كشی كردم و برای مثال در قم كه در طول 5 سال 3 یا 4 بار اسباب كشی كردیم. در آن زمان از نظر اقتصادی ما سطح متوسطی داشتیم چرا كه هر دو دانشجو بودیم و بعد همسرم عضو نیروی سپاه شد كه در آن دوره هم بچه‌های سپاه به دنبال درآمد و حقوق نبودند. بنابراین من معتقدم انسان یك ظرفیت نامحدود دارد و هرمقدار كه برای خود بر اساس برنامه‌ریزی و تنظیم وقت و استفاده از زمان و موقعیت‌ها و عدم صرف وقت برای كارهای حتی كم ارزش و نمی‌گویم بی‌ارزش، می‌توانند به تمام امورخود برسند و مهم‌تر از همه با بهره‌برداری از زمان كه نیاز به كمی هنر دارد راه موفقیت را در پیش گیرند. من گاهی فكر می‌كنم نسل جوان ما با آنكه وسائل ارتباطی زیادی در اختیار دارد و به‌طور كلی ارتباطات زیاد شده است اما سطح اطلاعاتش پایین است و به عبارت دیگر كثرت اطلاعات وجود دارد اما عمق آن كم است یعنی جوانان امروز ما ممكن است درباره خیلی مسائل چیزهایی بدانند اما اگر بخواهند درباره موضوعی عمیق‌تر صحبت كنند نمی‌توانند بنابراین اطلاعات سطحی است و به عبارتی با تمام امكاناتی كه امروز وجود دارد به متفكر بودن و اندیشمند بودن كم‌تر بها داده می‌شود و این می‌تواند یك آسیب جدی هم برای جامعه و هم برای زندگی شخصی خودشان باشد و شاید باید مدتی بگذرد تا جوانان ما از صرف كردن وقت برای امور پیش پا افتاده خسته شوند و بازگشتی داشته باشند به خود و برای ساختن خود فقط امیدوارم آن روز دیر نشود.




طبقه بندی: زنان،
[ یکشنبه 31 فروردین 1393 ] [ 07:25 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
 
نوشته نسرین صفری
 
هیچ نسخه ثابت از پیش تعیین‌شده‌ای برای همه انسان‌ها به صورت یکسان وجود ندارد. هر انسانی با توجه به جهان‌بینی خود به زندگی می‌نگرد و عوامل بسیاری در آن دخیل هستند. اما انسان‌ها با انجام برخی کارها می‌توانند لذت بیشتری از زندگی ببرند و تا حدی نگرش خود را تغییر دهند:مسئولیت کامل زندگی خود را بپذیرید: شرایط و ژنتیک را فراموش کنید. گذشته، مسائل مالی، محدودیت‌های جسمی‌و هر عامل دیگری که می‌تواند به عنوان بهانه به کار رود را از یاد ببرید. چنانچه در مسائل مختلف به دنبال بهانه آوردن هستید حالت ذهنی شما مانند یک قربانیِ درمانده شده است. مسئولیت خویش را بپذیرید تا بتوانید مهار زندگی خود را در دست‌گیرید.به چیزهایی فکر کنید که دارید، نه چیزهایی که ندارید: شما همانی هستید که هستید و همان چیزهایی را دارید که همین الان دارید. آنقدرها هم نمی‌تواند بد باشد چون اگر غیر از این بود قادر به خواندن این مقاله در این لحظه نبودید. مساله مهم این است که یک فکر مثبت پیدا کنید که الهام‌بخش شماست و به شما برای پیش رفتن در زندگی انگیزه می‌دهد. به این فکر بچسبید و روی آن تمرکز کنید. ممکن است تصور کنید که چیزهای زیادی ندارید یا اصلاً هیچ چیز ندارید، اما ذهنتان را دارید که می‌تواند به شما انگیزه دهد. برای پیش رفتن در زندگی همین برایتان کافی است.دست و پنجه نرم کردن با مشکلات بخش طبیعی رشد و پیشرفت است: بخشی از زندگی و رشد کردن تجربه، مشکلات غیرقابل‌انتظار است. آدمها کارشان را از دست می‌دهند، بیمار می‌شوند و گاهی در تصادفات رانندگی جان خود را از دست می‌دهند. وقتی جوان‌تر هستید و همه چیز خوب پیش می‌رود، تجسم این واقعیت تلخ کمی‌دشوار است. هوشمندانه‌ترین و گاهی سخت‌ترین کاری که در چنین موقعیت‌هایی می‌توانیم انجام دهیم این است که عصبانی شویم. باید بدانید که این خشم احساسی فقط همه چیز را بدتر می‌کند. و این اتفاقات بد آنقدرها هم که به نظر می‌رسند بد نیستند و حتی اگر اینطور باشند، فرصتی برای قوی‌تر شدن به ما می‌دهند.به‌دنبال کشف ارتباطات باشید: تجربه امروز شما از زندگی حاصل تفکرات، اعمال و تصمیماتی است که در طول مسیر اتخاذکرده اید. آنها را شناسایی کنید و آنچه به کار نمیآید را تغییر دهید. چنانچه نتایج متفاوتی میخواهید باید طرز تفکر، اعمال و تصمیمات خود را تغییر دهید. انجام زنجیره تکراری آنچه تاکنون انجام میداده‌اید نتایج جدیدی به همراه نخواهد داشت.هر اتفاقی که می‌افتد را یک درس زندگی بدانید: هر آدمی‌که با او برخورد می‌کنید، هر چیزی که می‌بینید، همه، بخشی از تجربیات آموزنده شما از زندگی هستند. یادتان نرود که درس بگیرید، مخصوصاً وقتی اوضاع آنطور که شما می‌خواهید پیش نمی‌رود. اگر کاری که می‌خواستید را پیدا نکرده‌اید یا رابطه‌تان آنطور که می‌خواهید نیست، فقط به این معنی است که چیزی بهتر از آن، بیرون منتظر شماست. و درسی که گرفته‌اید اولین قدم برای پیش رفتنتان است.خودتان را بشناسید: تا وقتی خود را درسطح ریشه‌ای نشناسید نمیتوانید یک زندگی پرمعنا و سرشار از رضایتمندی را تجربه کنید. بودن در سودای رویاهای دیگران شما را خشنود نخواهد ساخت. زندگی کردن با معیارهای دیگران آرامش درونی برای شما به ارمغان نخواهد آورد. برای بهبود کیفیت زندگی خودشناسی عاملی اساسی است.فقط با خودتان رقابت می‌کنید: هر زمان متوجه شدید که خودتان را با یکی از همکارانتان، همسایه، دوستتان یا یک فرد مشهور مقایسه می‌کنید، دست نگه دارید. باید درک کنید که شما متفاوت هستید و توانایی‌هایی متفاوت دارید، توانایی‌هایی که این افراد ندارند. وقت بگذارید و لحظه‌ای به همه توانایی‌های فوق‌العاده‌ای که دارید فکر کنید و برای آنها شکرگزار باشید.مشکلتان را بزرگ‌تر از چیزی که هست نکنید: نباید بگذارید یک ابر سیاه همه آسمانتان را بپوشاند. خورشید همیشه در حال تابیدن روی قسمتی از زندگی‌تان است. گاهی‌اوقات باید احساستان را فراموش کرده و به این فکر کنید که لایق چه چیزهایی هستید.

اسیر نشده‌اید: فقط لازم است که بعضی چیزها را دوباره یاد بگیرید. همه ما شک و تردیدهایی داریم که به ما احساس اسارت می‌دهد. اگر به توانایی خود برای گرفتن یک تصمیم مهم شک داشته باشید، این را در نظر بگیرید: مطمئناً اگر پرنده‌ای با بال‌های سالم در قفسی گرفتار شود، به توانایی خود برای پرواز کردن شک خواهد کرد. شما هنوز بال‌هایتان را دارید، اما عضلاتتان برای پرواز ضعیف شده‌اند. آنها را تمرین دهید و آرام بکشید. به خودتان زمان دهید. مطمئناً می‌توانید دوباره پرواز کنید.شما ظرفیت ساختن خوشبختی خود را دارید: احساسات تغییر می‌کنند، آدمها تغییر می‌کنند، و زمان پیش می‌رود. می‌توانید به اشتباهات گذشته‌تان بچسبید یا اینکه آنها را رها کرده و خوشبختی خود را بسازید. لبخند یک انتخاب است نه معجزه. اشتباه نکنید و صبر نکنید تا کسی یا چیزی به سراغتان بیاید و شادتان کند. خوشبختی واقعی از درون شما به وجود می‌آید.

عمیق‌ترین علایق خود را بیابید: همه ما علایقی داریم، اما اغلب اوقات آنها را در اعماق وجودمان دفن کرده ایم. زیرا سالیان دراز به جای آنچه میخواسته ایم، آنچه از ما انتظار میرفته را انجام داده ایم. اشکالی ندارد آنچه باید انجام شود را کامل کرد. با این وجود، این کار در طولانی مدت علایقمان را به پس زمینه میفرستد. شما باید با علایق تان ارتباط دوباره برقرار کنید.

مفهوم کمبود را از یاد ببرید: این مفهوم تنها در ذهن شما وجود دارد، اما تمامی‌جنبه‌های زندگی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. زندگی پر از نعمت و فراوانی است. در مواردی که فکر میکنید قادر به تجربه یا انجام آنها هستید فکر کردن درباره محدودیت‌ها را کنار بگذارید. در زندگی، فرصت‌های بیشماری وجود دارند. خود را محدود نکنید.نمی‌توانید همه اتفاقاتی که برایتان می‌افتد را کنترل کنید: اما می‌توانید واکنش خودتان به آنها را کنترل کنید. زندگی همه آدمها نقاط مثبت و نقاط منفی دارد، اینکه شاد باشید یا نه بستگی به این دارد که روی کدام نقطه از زندگی‌تان متمرکز هستید.

اشتباه کردن خیلی مهم است: همه ما اشتباه می‌کنیم. اجازه می‌دهیم دیگران از ما سوءاستفاده کنند و خیلی چیزها را کمتر از آنچه که واقعاً شایسته‌مان بوده پذیرفته‌ایم. اما اگر به آن فکر کنید، از انتخاب‌های بدمان درس گرفته‌ایم و حتی بااینکه خیلی چیزها را دیگر نمی‌توانیم درست کنیم، اما الان دیگر برای آینده‌مان خیلی بهتر می‌دانیم. حالا قدرت بیشتری برای شکل دادن به آینده‌مان داریم. یادتان باشد، شکست، بر زمین افتادن نیست. شکست روی زمین نشستن است وقتی که فرصت بلند شدن داشته باشید.

بپذیرید زندگی آسان نیست: اگر انتظار داشتید اینطور باشد، موجب ناامیدی خودتان خواهید شد. رسیدن به هر چیز باارزشی در زندگی نیازمند تلاش است. پس هر روزتان را با این آمادگی شروع کنید که مسیری بیشتر از دیروزتان را بدوید و سخت‌تر بجنگید. از اینها گذشته، دقت کنید که تلاش‌هایتان با اهدافتان هم‌خوان باشند. آسان نیست اما در آخر ارزشش را خواهد داشت.شمهارت‌های زندگی که منجر به حصول نتایج دلخواه تان میگردند را فرا بگیرید: چنانچه مهارت‌های کنونی کیفیت دلخواه را در زندگی به همراه نداشته‌اند طبیعتا باید مهارت‌های جدیدی بیاموزید. برای هر کاری مهارت‌های اثبات شده وجود دارند و داشتن زندگی بهتر نیز از استثناء نیست.

کمربند همت را محکم ببندید: زندگی آنچه میدانید یا دارید نیست. زندگی نتیجه اعمال شماست. دانستن 6 راهبرد اول این لیست چیزی را تغییر نمیدهد. تنها با عمل کردن می‌توان به نتیجه رسید. چنانچه به نتیجه دلخواه نرسیدید، تغییر ایجاد کنید و تلاش بیشتری کنید.از میان تمامی‌مواردی که افراد دارای زندگی ناامیدانه را از افراد دارای زندگی معنادار جدا میکنند، داشتن پشتکار و عملکرد مستمر اساسیترین عامل است. دانشی که با عمل همراه نباشد چیزی جز داده خام و بیمصرف نیست. هر روز به تلاش خود ادامه دهید.




طبقه بندی: اخلاق،
[ پنجشنبه 28 فروردین 1393 ] [ 03:46 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
آیا تا به حال فکر کرده‌اید که استفاده از نوع رسانه چه تأثیری بر سبک زندگی‌اجتماعی خواهد گذاشت؟ اینکه «فردگرا» بودن ما، به استفاده از رسانه‌های مکتوب باز می‌گردد و «جمع‌گرایی» به رسانه‌های الکترونیکی همچون رادیو و تلویزیون.
شاید در بررسی المان‌های مؤثر بر تحولات اجتماعی کمتر به «رسانه» به عنوان عاملی مؤثر پرداخته‌شده باشد. حقیقت این است که رسانه اغلب با تأثیرات مستقیمی که بر شیوه‌های ارتباطی اعمال می‌کند، می‌تواند در تحولات اجتماعی نقشی مستقیم ایفا کند. ازاین‌رو همواره سبک زندگی‌اجتماعی وابسته به «نوع رسانه‌ای» ‌است که فرد برای تعامل با دنیای اجتماعی به کار می‌گیرد.
این در حالی است که پیرامون اثر‌گذاری رسانه‌ها همواره دو دیدگاه متفاوت حاکم بوده‌است، گروهی «نوع وسیله ارتباطی» را عامل اثرگذاری تلقی می‌کنند و گروه دیگر «محتوا» را.
اما به واقع سؤالی که بیش از همه ذهن را به خود مشغول می‌کند این است که اساساً چرا و تا چه حد یک وسیله ارتباطی می‌تواند بر سبک زندگی اجتماعی مؤثر واقع شود؟
 «مک‌لوهان» تحلیلگر حوزه ارتباطات در کنار متفکران دیگری همچون «هارولد اینیس» بر نوع وسیله ارتباطی یا به عبارتی دیدگاه «وسیله‌محور» تأکید داشته‌اند.
 «اینیس» برای وسایل ارتباطی سوگیری‌هایی نسبت به زمان و مکان قائل بود، به این صورت که وسایل ارتباطی چون پوست، سفال، سنگ و... را دارای سوگیری زمانی و کاغذ و پاپیروس را که سبک و کم دوام بودند همراه با سوگیری مکانی تعریف می‌کرد.  «سوگیری زمانی» یعنی قابلیت ماندگاری وسیله ارتباطی در زمان. به این صورت که یک سنگ‌نوشته می‌تواند تا قرن‌ها ماندگار باشد. اما وسایل ارتباطی با «سوگیری مکانی» همچون کاغذ از آن‌جا که قابلیت توسعه و انتقال در مکان را دارند به لحاظ مکانی توسعه می‌یابند.
بحث سوگیری زمانی و مکانی تنها به ماندگاری در زمان و مکان محدود نمی‌شود. به عقیده اینیس رسانه‌های دارای سوگیری زمانی از آن‌جا که قرن‌ها ماندگارند و از این جهت که به لحاظ سنگینی امکان حمل و نقل نمی‌یابند، ابزار ضعیفی برای ارتباط در دوردست تلقی می‌شوند، از این‌رو عامل پیدایش جوامع نسبتاً کوچک اما پایدار و منسجم می‌گردند.
 این در حالی‌است که رسانه‌های با سوگیری مکانی به جهت گسترش در مکان عامل پیدایش امپراتوری‌ها دانسته می‌شوند. بنابراین براساس دیدگاه اینیس، رسانه در کنار اثرگذاری و جهت‌دهی اذهان، بر تحولات و سبک زندگی اجتماعی هم اثر می‌گذارد.
مک لوهان که از دیگر سردمداران «دیدگاه وسیله‌محور» است با جمله «رسانه پیام است» همه مبانی اساسی نظریه‌اش را بیان می‌کند. وی تا جایی پیش می‌رود که رسانه را عامل اساسی تحولات تاریخی و اجتماعی معرفی کرده و معتقد است که رسانه با امتداد حواس انسان در زمان و مکان تمدن را می‌سازد. مک‌لوهان وسیله‌ارتباطی یا به عبارتی رسانه را به سه نسل تقسیم می‌کند:
1- گفتار و صدا (ارتباط شفاهی)
2- چاپ (ارتباط مکتوب)
3- رادیو و تلویزیون
 «زبان» به عنوان نخستین رسانه برای ایجاد ارتباط، زمان و مکانی ثابت را می‌طلبید تا افراد را بی‌واسطه در محیط طبیعی‌شان به تعامل وا ‌دارد. در پیچ و خم این تعامل بی‌واسطه افراد در قبیله خود ادغام می‌شدند، چراکه تنها منبع فکری و ارتباطی‌شان به مکانی که در آن حضور داشتند، محدود می‌شد، لذا شاید بتوان این دوره را به نوعی سلطه زبان‌ شفاهی تلقی کرد.
 در این دوره‌است که دیدگاه‌های قومی و قبیله‌ای با تعصب بسیاری حمایت می‌شود، چراکه افراد منبع شناخت دیگری جز آنچه در چارچوب قبیله‌ای‌شان مورد بده بستان قرار می‌گرفت، در اختیار نداشتند. اما این امر تا زمانی ادامه پیداکرد که چاپ و نوشتار به عنوان نسل دوم از وسایل ارتباطی پا به عرصه ظهور نگذاشته ‌بود. خط و نوشتار با برتری دادن به حس بینایی ارتباط را از حالت رو در رو و در مکان، خارج ساخته و بتدریج باعث جدایی انسان از محیط و گروه ‌اجتماعی‌اش شد.
بنابراین چنانچه وسیله ارتباطی انسان، از گفتار به سمت نوشتار حرکت نمی‌کرد، کماکان در بافت قبیله‌ای خود به سر می‌برد و تفکر فرد تنها در همان بافت محصور می‌ماند. از این رو برخی متفکران و از آن‌جمله مک‌لوهان نوشتار را به نوعی زمینه‌ساز تمدن مدرن می‌دانستند.
مک لوهان در اثر معروف «درک رسانه‌ها» می‌نویسد: «در تمدن مکتوب، رابطه انسان با محیط اجتماعی، تقریباً به طور کامل از هر نوع احساس و عاطفه‌ جمعی و خانوادگی خالی می‌شود، لذا فرد از نظر عاطفی طوری خود را آزاد احساس می‌کند که قادر است از قبیله‌اش جدا شود (قبیله‌زدایی) و به صورت انسانی متمدن درآید؛ انسانی با ساختار دیداری و دارای گرایش‌ها، عادات و حقوق مشابه با سایر افراد متمدن.»
گسست انسان از قبیله به دنبال تغییر در الگوی ارتباطی را عامل فردگرایی نیز تفسیر می‌کنند.
در دوره سوم که وسایل ارتباطی وجهه الکترونیکی می‌یابند دوباره حس شنوایی غلبه پیدا می‌کند، چراکه در نتیجه اختراع رادیو و تلویزیون دوباره افراد در بافتی جمعی برای دیدن یک برنامه قرار می‌گرفتند. از این رو مک‌لوهان با نگرشی خوشبینانه این دوره را رجعتی به نظام قبیله‌ای معرفی می‌کند که دیگر نه در سطح یک قبیله بلکه در سطحی جهانی عمل می‌کند و اینجاست که مک لوهان از قبیله‌ای شدن مجدد با عبارت «دهکده جهانی» نام می‌برد. بنابراین همان طور که رسانه در دوره‌هایی به حس بینایی غلبه داد و عامل فردگرایی و به اعتقاد بسیاری از متفکران حتی ملی‌گرایی شد در دوره‌های بعد با بازگشت به سلطه حس شنوایی مرز‌بندی‌های ملی ایجاد شده‌
کنار زده ‌شد.
از این رو تنها نوع وسیله ارتباطی، فارغ از چگونگی محتوای آن، این‌گونه می‌تواند روند و تحولات اجتماعی را در سطح جهانی تحت تأثیر قرار دهد.
در کنار مطالب فوق نکته‌ای را که نباید از نظر دور داشت، این است که تا زمان مک‌لوهان عرصه ظهور نیافته‌ بودند. شاید اگر بتوان برای سه نسل وسایل ارتباطی که مک لوهان از آن نام می‌برد نسل چهارمی هم قائل شد که لذا نیاز به ارتباط را از طریق رسانه‌های اجتماعی برطرف می‌کنند، آینده ‌تاریخ به گونه دیگری رقم بخورد. ما بتدریج شاهد شکل‌گیری‌ «توده‌هایی تنها» در عرصه‌اجتماعی هستیم، توده‌های تنهایی که امروز عرصه مجازی را جایگزین دنیای اجتماعی خود ساخته‌اند و شاید اگر مک لوهان با این نسل از وسایل ارتباطی معاصر می‌شد، آینده تاریخ تحولات اجتماعی را چنین خوشبینانه نمی‌نگاشت.



طبقه بندی: اندیشه، اجتماعی،
[ شنبه 23 فروردین 1393 ] [ 04:37 ب.ظ ] [ سید وحید حسینی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 322 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

از میان مقولاتی مانند فرهنگ، امنیت، اقتصاد و سیاست، کدامیک اولویت دارد؟ برای جامعه ای که قرار است با نظام حکومتی دینی اداره شود بسیار مهم است. این پاسخ است که می تواند نقشه راه را برای هر حکومتی ترسیم کند و البته برای یک نظام اسلامی نقش و اهمیت بیشتری دارد.
بدون آنکه با بررسی تعاریف گوناگون فرهنگ وقت گذرانی کنیم، مستقیماً به سراغ نقش فرهنگ در زندگی فردی و اجتماعی می رویم. در این وادی، مجموعه بینش ها و کنش ها را می توان فرهنگ نامید، مجموعه ای که بستری می شود برای رشد آگاهی عمومی و التزام عملی آحاد مردم به مقررات اجتماعی.

با این تعریف، راحت می توان گفت فرهنگ برای جامعه همانند خونی است که در رگ های بدن جریان دارد. همانگونه که خون، اندام ها را به تحرک وامی دارد و چگونگی خون در چگونگی کارکرد بدن نقش مستقیم دارد، فرهنگ نیز اندام های جامعه را به تحرک وامیدارد و ضعف و قوت آن در ضعف و قوت اقتصاد، امنیت، سیاست و اخلاق جامعه اثرگذار است. بدین ترتیب، پاسخ سؤال مورد نظر اینست که فرهنگ باید در اولویت باشد.

هدف از آوردن این مقدمه، یادآوری این واقعیت تلخ است که جامعه اسلامی و انقلابی ما علیرغم اینکه از یک نظام حکومتی دینی برخوردار است، متأسفانه هیچگاه برای فرهنگ اولویت قائل نشده و مقوله فرهنگ همواره مورد غفلت بوده است. از صبح پیروزی انقلاب اسلامی، تعابیری مانند "انقلاب ارزش ها" و "انقلاب فرهنگی" از زبان امام و سایر بزرگان در توصیف انقلاب اسلامی شنیده ایم، اما هرگز در عمل برای مقوله "فرهنگ" اولویت قائل نشده ایم. اگر فرهنگ در اولویت قرار گیرد، اقتصادی سالم، امنیتی پایدار و سیاستی مبتنی بر اصول خواهیم داشت. زیرا فرهنگ برای سایر مقولات بسترسازی می کند و راه را برای جریان یافتن سالم آنها هموار می نماید.

شاید در قالب دیگری بتوان یک جامعه با فرهنگ را جامعه ای مقرراتی، قانون گرا و اخلاق مدار معرفی کرد. به عبارت روشن تر، اگر مردم یک جامعه با فرهنگ باشند، در برخوردهای اقتصادی بر مبنای قانون و اخلاق عمل می کنند و مفاسد اخلاقی از آن جامعه رخت برمی بندد، در بخش های امنیت و سیاست نیز همه چیز برمبنای صداقت به پیش خواهد رفت و همواره اخلاق، محور رفتارها خواهد بود. قضاوت نیز از فرهنگ تأثیر می گیرد و در یک جامعه با فرهنگ علاوه بر اینکه قضات، وظیفه قانونی خود را به درستی انجام می دهند، اصولاً خصومت ها کاهش می یابد و حتی خود مردم بدون نیاز به دستگاه قضائی به رفع خصومت اقدام می کنند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، متأسفانه هیچگاه فرهنگ در اولویت نبوده و دولت ها به سایر مقولات بیشتر توجه کردند. بعضی دولت ها به دلیل درگیر بودن با جنگ و بازسازی، فرصت و امکان توجه جدی به فرهنگ را نداشتند و بعضی دیگر به ویژه در سال های اخیر، بداخلاقی را جایگزین اخلاق و فرهنگ کردند و به همین جهت، بی قانونی، مفاسد اقتصادی و تفرقه و بی اعتمادی نسبت به همدیگر در جامعه افزایش یافته است. آنچه از اینها نگران کننده تر است، سوءاستفاده معاندان از فضای پدید آمده است که در قالب های مختلف بی بندوباری، پشت پا زدن به احکام دینی و زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات جلوه گر می شود.

در بررسی عوامل پدید آمدن این وضعیت، علاوه بر اولویت قائل نشدن برای فرهنگ، ضعف سکان داران فرهنگ کشور را نیز باید عامل مهمی دانست. سوگمندانه باید اعتراف نمائیم که متولیان بخش های فرهنگی کشور عموماً از ضعیف ترین ها انتخاب شده اند. شاید دخالت داشتن گرایش های سیاسی و فقدان نگاه اولویت بخشی به فرهنگ از عوامل اصلی گماردن ضعفا بر عرصه فرهنگ باشد. فرهنگ اگر قرار باشد در اولویت قرار بگیرد، باید حداقل دو اقدام جدی صورت بگیرد؛ یکی تخصیص بودجه کافی و دیگری، که مهم تر است، گماردن متولیان قوی.

ضعف متولیان فرهنگ موجب می شود به امتیازخواهان باج و امتیاز بدهند و این اقدام را برای خود یک وجه مثبت به حساب آورند. در بخش هنر نیز متولیان ضعیف، بدون برنامه پیش می روند و هرگز به نقطه مطلوب نمی رسند. در بخش کتاب، یک روز ممیزی را لازم و ضروری می دانند، یک روز آن را رد می کنند و روز دیگر دچار بلاتکلیفی می شوند. جلب همکاران قوی چیزی است که هرگز نمی توان از متولیان ضعیف فرهنگ انتظار داشت. افراد ضعیف، در مقابل کسانی یا مجموعه هائی که می خواهند عوامل خود را به آنها تحمیل کنند منفعل می شوند و قدرت و جسارت "نه" گفتن به آنها را ندارند. اینها بخشی از عوارضی هستند که از ضعف مدیریت های فرهنگی ناشی می شوند و به فرهنگ کشور ضربه می زنند.

تعدد دستگاه هائی که خود را متولی فرهنگ می دانند نیز از مشکلات بخش فرهنگی و از عوامل رکود و گاهی عقبگرد فرهنگی است. فرهنگ در کشور ما فرماندهی واحدی ندارد و همین امر موجب دوباره کاری ها، خنثی کردن کار همدیگر و صرف بودجه های کلان بدون دستاورد قابل توجه می شود. این ضعف، بارها به مسئولان نظام یادآوری شده ولی نه تنها برطرف نگردیده بلکه همچنان شاهد افزوده شدن بر تعداد متولیان فرهنگی هستیم.

رسانه ملی، که رساترین صدا برای اشاعه فرهنگ می تواند باشد، در مواردی نقش خنثی کننده دستاوردهای فرهنگی را ایفا می کند. برخورد متولیان فرهنگی کشور با مطبوعات و سایر رسانه های نوشتاری، چه از نظر مادی و چه از نظر حمایت های معنوی نه تنها ضعیف بلکه بازدارنده است. تبعیض در پرداخت یارانه های قانونی و برخوردهای سیاسی و سلیقه ای با رسانه های مکتوب، زمینه ای برای رشد این رسانه ها باقی نگذاشته است. کوتاهی در انجام وظیفه قانونی که برخورد متولیان فرهنگی با مطبوعات بداخلاق، اتهام پراکن و قانون شکن را مقرر می دارد، یکی دیگر از عوارض ضعف مدیران فرهنگی است که موجب وارد شدن لطمات شدیدی به فرهنگ کشور شده است.

راه حل این مشکلات و آنچه موجب تقویت فرهنگ خواهد شد، عبارتند از تجمیع مراکز متعدد فرهنگی، ایجاد وحدت رویه در برخوردهای فرهنگی، بالا رفتن حساسیت مسئولین نظام نسبت به فرهنگ، اولویت بخشیدن به مقوله فرهنگ به عنوان اصل و پایه سایر مقولات و سپردن بخش فرهنگی به افراد قوی، مستقل و شجاع. اما آیا گوش شنوائی وجود دارد که این مرثیه را بشنود و آیا اراده قاطعی وجود دارد که درصدد نجات دادن فرهنگ از مظلومیت و انزوا باشد؟

برای ارتباط با ما جهت امور قرانی با این شماره تماس حاصل فرمایید:09131266381
سید وحید حسینی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد